یک جامعه شناس: رفتار سلفی بگیرها طبیعی بود، آتش نشان ها احساسی شدند

0
اشتراک

یک جامعه شناس: رفتار سلفی بگیرها طبیعی بود، آتش نشان ها احساسی شدند

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شفاف، شروین وکیلی ابعاد مختلف اجتماعی حادثه پلاسکو را در گفت‌وگو با «شهروند» بررسی می‌کند، خلاصه ای از آن را در زیر می خوانید. رفتار مردم همان بود که به‌طور طبیعی از جماعتی رویارو با فاجعه‌ای انتظار می‌رود. همه‌جای دنیا مردم وقتی با بحرانی از این‌دست روبه‌رو می‌شوند به همین ترتیب واکنش نشان می‌دهند. یعنی در اطراف محل فاجعه جمع می‌شوند، در این مورد با هم گفت‌وگو می‌کنند، گاهی اگر کمکی از دستشان برآید انجام می‌دهند و به تازگی طی سال‌های اخیر عکسی هم از خودشان و از سیر واقعه می‌گیرند و برای دوستانشان ارسال می‌کنند. اینها همه رفتارهایی عادی است که از تلاش برای فهمیدن یک رخداد تهدیدآمیز و شریک‌شدن در شکل‌دهی به روایت اجتماعی‌اش برمی‌خیزد. یعنی واکنشی طبیعی و عادی است.   تجمع مردم که در عکس‌ها فراوان می‌بینیمش ارتباطی به روند امدادرسانی نداشته و نیروهای یاری‌رسان ترابری‌شان را از مسیرهایی مشخص که حریمش هم محترم شمرده می‌شده انجام می‌داده‌اند. من گزارش دقیقی ندیده‌ام که با داده‌هایی مستند نشان دهد که روی هم رفته حضور مردم اثری منفی بر نجات مصدومان داشته است. از این‌رو این تصور که انبوه بودن جمعیت حاضر در محل تأثیر سرنوشت‌سازی داشته و به تلفاتی دامن زده باشد، به نظر اغراق‌آمیز می‌نماید. ما در این‌جا با یک فاجعه‌ شهری سروکار داریم. فاجعه‌ شهری بنا به تعریف رخدادی پرتلفات است که به مرگ‌ومیر شمار زیادی از مردم در داخل قلمرو شهر منتهی شود. از آن‌جا که در همه‌ شهرهای تراکم جمعیتی بالا را داریم، همیشه در اطراف محل این فاجعه‌های شهری تجمعی از مردم را داریم که برای خبردارشدن از موضوع و یاری دادن به آسیب‌دیدگان گرد هم می‌آیند و این قاعده‌ای عمومی است که از دیرباز در تمام شهرها برقرار بوده است. طی دهه‌ گذشته با تکامل دوربین‌های سبکی که بر تلفن همراه سوار می‌شوند و گسترش شبکه‌های اجتماعی کارکرد تازه‌ای به این موارد افزوده شده و آن هم ثبت رخداد در قالب عکس و فیلم است و گزارش‌کردن آن بر شبکه‌های اجتماعی که اغلب ارجاعی به شهروند گزارشگر در آن هست و گاه با گرفتن خودنگار (سلفی) و گزارش شفاهی وی نیز همراه می‌شود. افزوده شدن این ابزارهای تازه‌ ثبت و انتشار داده‌ها باعث شده تصویری بسیار دقیق‌تر و روشن‌تر از رخدادها در ذهن شهروندان ایجاد شود و از این رو خود این کارکرد امری نیک و ارزشمند است. یعنی این‌که مردم با تلفن همراه خود از ماجرا عکس و فیلم می‌گرفته‌اند هیچ ایرادی ندارد و چون رخدادها را به شکلی جمعی و از چند زاویه ثبت می‌کند، برای بازسازی تاریخچه‌ رویداد ارزشمند هم است. من هم مثل بسیاری از افراد دیگر از گرفتن خودنگار با منظره‌های ناخوشایند و چشم‌انداز رنج دیگران خوشم نمی‌آید و به همین خاطر چنین نمی‌کنم. یا تلاش یک نفر برای این‌که عکسش در صحنه‌ حادثه‌ای مشهور منتشر شود را بر ضعف‌ شخصیتی‌ و شهرت‌طلبی‌اش حمل می‌کنم. اما اینها موضع‌گیری‌هایی شخصی هستند و دیگران را موظف نمی‌بینم دیدگاهی شبیه به من داشته باشند به‌خصوص این تصورم درباره‌ چند نفرِ خاص را به کل جمعیت تعمیم نمی‌دهم.  شمار کل جمعیتی که طی زمان حادثه در حوالی ساختمان پلاسکو گرد آمده بود به چند‌هزار نفر می‌رسید و اختلال در امدادرسانی تنها در ابتدای کار که این عده بسیار کمتر بود به شکلی محدود رخ داد و بعد هم برطرف شد. شمار کل کسانی که خودنگار‌هایی نکوهیدنی در این بین از خود گرفتند یا برای شهرت‌طلبی خود را به میان صحنه انداختند هم دست بالا به چند ١٠ نفر بالغ می‌شد. بر این مبنا فکر می‌کنم جمعیتی چند‌هزار نفره از شهروندان تهران نباید به خاطر اعتقاد بی‌اساس به این‌که کار امدادگران را مختل کرده‌اند یا بنا به رفتار ناخوشایند اما بی‌زیان شماری معدود از تماشاچیان مورد سرزنش و نکوهشی قرار گیرند. چند‌هزار نفر مردمی که در بدترین حالت چند ١٠نفرشان برای تماشای بی‌قید یک ساختمان سوزان و گرفتن خودنگاره آن‌جا جمع شده‌اند چه تقصیری در این فاجعه دارند؟  این‌که نظم صف‌های ژاپنی و بی‌نظمی صف‌های ایرانی را مقایسه کنیم و حکم به بد و پلید و بدوی بودن ایرانی‌ها بدهیم، ساده‌لوحانه و اشتباه‌آلود است. باید کردارهای جمعی را در بافتی تاریخی نگریست و با هم مقایسه کرد و در این حالت ارزیابی من آن است که رفتارهای جمعی ایرانیان چه در رویارویی با بحران‌هایی مثل زلزله و چه در حرکت‌های سیاسی مثل الگوی رای دادن، پیچیده‌تر و هوشمندانه‌تر از ژاپنی‌هاست، هرچند نظم و ترتیب و قاعده‌مندی آنها را ندارد. همان‌طور که مردم هدف شماتت‌هایی ناسزاوار قرار گرفته‌اند، متهم ساختن مدیران دولتی هم بابت سوختن پلاسکو قدری شتابزده و هیجانی بوده است. اینها البته نافی این نیست که حوزه‌ وظایف و مسئولیت همه‌ دست‌اندرکاران مربوط به ماجرا باید معلوم شود و قاعدتا باید هرکس در حریم مربوط به خودش پاسخگوی آسیب‌دیدگان باشد. یکی از الگوهای درست و نیکی که مردم در جریان این فاجعه از خود نشان دادند، همدردی با آتش‌نشانان و قدرشناسی از کوشش‌هایشان بود. چون بی‌تردید نه‌تنها در این ماجرا که در عرصه‌های متفاوت دیگر هم آتش‌نشان‌ها از بی‌ادعاترین و مؤثرترین قهرمانان اجتماعی ما هستند. با این همه تا حدودی با شما موافقم و فکر می‌کنم رفتار حرفه‌ای ایجاب می‌کرد کسانی که شغلشان دست و پنجه نرم کردن با مرگ است، هنگام رویارویی با آن تا این پایه درمانده و هیجانزده نشوند. این را هم ناگفته نگذارم که تا جایی که من خبر دادم گریستن و درماندگی‌ بدان شکلی که در عکس‌ها فراوان مخابره شده تنها به شمار اندکی از آتش‌نشانان مربوط می‌شده است. بخش عمده‌ آتش‌نشانان در جریان این ماجرا استوار و محکم با مرگ دوستانشان روبه‌رو شدند و روند یاری‌رسانی را دستخوش وقفه نکردند و به راستی قهرمانانه با شرایط روبه‌رو شدند. چند تنی که از نظر انسانی به حق، اما از نظر اجتماعی قدری غیرحرفه‌ای در این میان آشفته شده بودند شماری اندک داشتند و کسانی بودند که به‌تازگی از کام آتش و ویرانی رهانده شده بودند و مرگ دوستانشان را به چشم دیده بودند. تعمیم تصویر ایشان به کل آتش‌نشانان جفای دیگری است که این‌روزها بر ایشان رفته است و امیدوارم زودتر انگاره‌شان چنان که سزاوارشان است از این پیرایه‌ها و کلیشه‌های احساساتی پاکیزه شود و به آنچه به واقع بوده بازگردد و ترمیم شود

0
موفقیت

موفقیت از آن شماست

راه کار های نو برای رسیدن به موفقیت
کلیک کنید
تبلیغات

محل تبلیغ شما

تبلیغات

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه

لطفا دیدگاهتان را مرتبط با مطلب بالا ارسال نمایید، پر کردن فیلد های ستاره دار الزامی می باشد.