تاریخ: ۱۷:۳۳ :: ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
کولبر رنجستان، تمدید اندوه مادران جگر سوخته/ بهمن بی‌عدالتی بر شانه‌‌‌های کولبران

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آفتاب دل، الهی نمیدانم از کجا بگویم و چه بگویم و برای چه کسی بخوانم ،  مخاطبم تنها توهستی که پلاسکو و جرقه کوچک آهن های مذاب را به گوش جهانیان رساندی اما اینک من کولبر، صدایم حتی از زیر […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آفتاب دل، الهی نمیدانم از کجا بگویم و چه بگویم و برای چه کسی بخوانم ،  مخاطبم تنها توهستی که پلاسکو و جرقه کوچک آهن های مذاب را به گوش جهانیان رساندی اما اینک من کولبر، صدایم حتی از زیر برف بیرون نمی آید .

 

 کولبر رنجستانم ، جنسی ازآب و برف ، توشه ام کمی نان خشک آن هم اگر خداوند باری تعالی اراده زنده ماندن را برایمان رقم زند ،  بچه هایم منتظر شنیدن صدای آیفون را می کشند که نانی حلال آمیخته با محبت و مهربانی را سر سفره بیاورم.  

 

نمیدانم از شهدای دره ناخی بگویم یا از نان آوران سردشت شهید که هنوز خاطره بمبارانش در ذهنها جاودانست و یا از کوهنوردان بانه و بوکان ،  زبانم این بار سمت و سوی کوههای سر به فلک کشیده اورامان تخت را نشانه گرفته و برف و بوران ،  جاده پر پیچ و خم اورامان ، مرکز عاشقان حقیقی خدمت را بسوی مرگ خاموش روانه بازار کرده و قصد دارد با شمعهای سوخته جان برکف روستای چشمیدر که در حال خدمت و  برق رسانی و حل مشکل قطعی برق منطقه بودند دیدار کند مشتاق دیدار دیگر معنا ندارد .

 

صدای من و شمای مسئول  در کنار آغوش گرم خانواده دیگرهیچ جا شنیده نمی شود باید منت پنهان  تلگرام بی روح و جان را با عشقی مملو از غم و اندوه بپذیریم.

این مطلبو از دست ندید!  گرامیداشت یاد جانباختگان سانحه نفتکش سانچی در آستارا

 

من کولبرم """"  خدای من  چاره ای  نیست ….
هر روز این مردم کُرد  باید در غم همدیگر شریک باشند بهمن و ماه بهمن انگار بنگاه معاملاتی دارند و  همیشه باران ، هراس،  مه و غم و اندوه مادران جگر سوخته را تمدید میکنند ،

 

مدعیان خدمت هم انگار خوابیدند و دیگر قصد بیدار شدن را ندارند از یک طرف ، از طرف دیگر رسانه ها بی خیال از پلاسکوی کردستان در جاده بی تفاوتیها میگذرند خانه تلگرام آباد یادش بخیر آن مرد تمثیل گو که فرمود : خفته را خفته کی کند بیدار ..""

 

خدای من """ من کوله باری از آرزوها و محنتهای روزگار را  حمل میکنم که با آب و نان خشکی به مقصد میرسم  اما اینک کسانی را در مقابلم می بینیم که نه تنها تعهد و تخصص در کارشان ملاک نیست اما فضایی بزرگ را اشغال نمودند و با نمایش و بنرشعارهای خدمت محیط پیرامون را آلوده نمودند دیگر از سرنوشت شوم این مخلوق متنفرم .

 

 ای پرودگار "" من کولبرم و کرد کردستان ، تنها بلندگوی توست که صدای فقیر را منعکس میکند . این روزها  آه و نالم آنقدر زیاد بود که صدایم دیگر به بن بست رسیده و دیگر قصد ماندن در کوچه و خیابان را ندارد .

یادداشت از ناصح سعدی