تاریخ: ۱۳:۳۴ :: ۱۳۹۶/۱۱/۲۱
کرج|”چِلّه انقلاب”|روایت عکاس انقلابی که سیلی به طور مامور ساواک زد/ واقعه ی خوب ترین تصویری که از امام (ره)گرفته گردید

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرگزاری تسنیم از کرج، ، عکس و رسانه به معنای امروزی در نهضت انقلاب اسلامی ایران وجود عینی نداشت، ولی بودند کسانی که به ابزار دوربین‌های قدیمی که زیادتر با نوارهای کوچک کار می‌کرد، تصویرهایی از انقلاب ایران را برای جهانیان به عکس کشیدند. شاید بعضی عکس‌ها از انقلاب […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرگزاری تسنیم از کرج، ، عکس و رسانه به معنای امروزی در نهضت انقلاب اسلامی ایران وجود عینی نداشت، ولی بودند کسانی که به ابزار دوربین‌های قدیمی که زیادتر با نوارهای کوچک کار می‌کرد، تصویرهایی از انقلاب ایران را برای جهانیان به عکس کشیدند. شاید بعضی عکس‌ها از انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) تا به امروزه توسط میلیون‌ها نفر در جهان دیده شده هست. به سراغ فردی در کرج می‌رویم که خاطرات زیادی از امام راحل دارد و یکی از افرادی هست که عکس‌های زیادی از امام گرفته. حتی کوچه‌ای که  خانه‌ وی در آن قرار دارد را نیز به "انقلاب" عوض کرده هست.عکاسی که در دفتر امام راحل و بنیانگذار یکی از بزرگترین انقلاب‌های جهان کار می‌کرد و بعضی از عکس‌هایی که وی از امام خمینی(ره) به عکس کشیده است بارها و مکررا در جلوی چشم های همه نقش بسته هست؛ بعضی هم به گفته وی " عکس هایی هست که خانوادگی هست که هیچ جا پخش نشده." " وی متولد مشهد هست و کار عکاسی را از دوران نوجوانی آغاز کرده و در دورانی از زندگی خود به تندباد انقلاب پیرخمین می‌رسد تا توصیف خاطره‌ای گردد برای نسل‌های بعد.

تفضیل گفت‌وگوی تفصیلی خبرگزاری تسنیم با "حسین ایوبی صانع" یکی از کسانی که عکس های زیادی از انقلاب اسلامی و امام‌خمینی(ره) گرفته هست را در ادامه بخوانید.

تسنیم: اندکی از خودتان بفرمائید. چه طور با دوربین و عکاسی آشنا شدید؟

ایوبی: چه طور با دوربین و عکاسی آشنا شدید؟: ابتدا دهه فجر انقلاب اسلامی ایران را به تمام ملت ایران در هر کجای این سرزمین پهناور و جهان می باشند تبریک عرض می‌کنم. واقعا انقلاب عمر طیبه‌ به جوانان ایرانی اعطا کرد. بنده "حسین ایوبی صانع" متولد اول فروردین سال ۱۳۲۷ در مشهد مقدس هستم؛ ولی تاریخ ولادت دومی هم برای خود متصورم! با انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ عمر دو مرتبه به من اعطا گردید و این تاریخ ولادت دوم من هست.

من از دوران کودکی به عکس‌برداری علاقه زیادی داشتم. در سال ۱۳۳۵ آغاز به گرفتن عکس از طبیعت و اطراف کردم. در سال ۱۳۳۶ نخستین دوربین خودم را که "رولفلکس" نام داشت خریدم و از روی شوق و ذوق دایم از اطراف و همه جا عکس‌برداری انجام می‌دادم و یاد و خاطره ماندن در طبیعت را برای خود زنده نگه می‌داشتم.‌ ‌ منزل ما در آن زمان سر پل راه‌آهن بود و محل کار من نیز بازار عباس آباد در عکاسی ارمغان که مربوط به آقای اسدی بود و من هم با وی کار عکاسی انجام می‌دادم. همیشه دوربینم را با وجود اینکه بزرگ بود با خود همراه داشتم! دوربین‌های قدیمی مثل دوربین‌های امروزی سبک و راحت نبود و ظرفیت فراوان و سنگینی را به عکاس وارد می‌کرد. پیش از انقلاب اقدامات عکاسی ورزشی هم کرده و عکاس ورزشی کیهان بودم.

تسنیم: از چه زمانی با نهضت انقلاب اسلامی آشنا شدید؟ در دسته و جناح خاصی فعالیت انقلابی داشتید؟ ۱۵ خرداد سال ۴۲ را به علت دارید؟

ایوبی: : از سال ۱۳۴۱ هیئت‌های مذهبی فعالیت‌های زیادی انجام می‌دادند و پیش از انقلاب در هیئت‌های موتلفه بچه‌های مسلمانی بودند که اقدامات انقلابی را سر و سامان می‌دادند.  در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ من به سبب شغلی که داشتم در حمام چال بازار عباس آباد برای آقای قندچی، جواهریان که حمام بازار را خریدند، کار می‌کردم و مدیریت این حمام  برعهده من بود. وقتی که بازار  شلوغ می‌شد ما نیز پرازدحام کن بازار بودیم! یک بار به علت دارم آقای عسگر اولادی به من گفت:" من و تو خوب بلدیم پرازدحام کنیم"(خنده)!

تسنیم: یعنی در ۱۵ خرداد سال ۴۲ برای هیئت‌های موتلفه اسلامی یا بازاریان مسلمان‌کار می‌کردید یا عکاسی انجام می‌دادید؟

ایوبی: وقتی که بازار  شلوغ می‌شد ما نیز پرازدحام کن بازار بودیم! یک بار به علت دارم آقای عسگر اولادی به من گفت:" من و تو خوب بلدیم پرازدحام کنیم"(خنده)!: نه! در آن زمان برای موتلفه عکاسی نمی‌کردم، لکن  برای احساس خودم از طبیعت عکس می‌گرفتم. در ۱۴ خرداد سال ۱۳۴۲ خبر بازداشت حضرت امام خمینی(ره) به جامعه، بازار و ما رسید.  من در هیات "طیب حاج رضایی" تردد داشتم. این را هم بگویم که هر جای تهران یک کلانتر و بزرگتر داشت!  در این بزرگترهای هر محله، انسان‌های خوب و بد مخلوط بود. طیب آدم خوبی بود؛ حرف  فراوان هست. در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ ما شنیدیم، البته از زبان طیب هیچگاه این جمله را نشنیدم که طیب گفته هست من" تاج‌بخش هستم". البته یک نفر دیگر هم در ۲۸ مرداد سال ۳۲ بود که من نمی خواهم نام بیاورم که برادران این شخص ماست‌بندی داشتند و این شخص زورخانه‌‌ای نیز داشت و یک عده آدم نیز در اطراف این آدم بود.

دسته عزاداری حسینی طیب حاج رضایی در ۱۵ خرداد ۴۲ از مولوی آغاز و به خیابان بازار رسید و نرسیده به مسجد پادشاه  آن زمان، شلیک گلوله، توپ و تانک آغاز گردید؛ حسابی هم زدند! حتی با چوب، مشت، لگد و با تفنگ به مردم حمله آوردند.  در همین روز نیز من بر اثر اصابت قسمت پایانی تفنگ مجروح سطحی برداشتم.  

پیش از انقلاب هم کمیته امداد وجود داشت

تسنیم: از انقلابیون بازار و اعضای هیئت‌های موتلفه اسلامی اندکی تشریح کنید؟ با آنان رابطه خوبی داشتید؟

ایوبی: : بازاریانی مثل آقای احمد غدیریان، شهید لاجوردی، زنده یاد اسدالله عسگر اولادی، امانی، مهدی عراقی، ناصرخان حداد عادل(پدر آقای حداد عادل) و قندچی افرادی بودند که کمک‌ها به خانواده‌های زندانی های سیاسی را از جانب نیروهای مسلمان بازار توزیع می‌کردند. کمیته امداد پیش از انقلاب مامورهای تحقیق داشت که به منزل زندانیان  سیاسی می‌رفتند و به خانواده‌های آنان رسیدگی می‌کردند. این مبحث درست هست؛ "قبل از انقلاب هم کمیته امداد وجود داشت" و پس از انقلاب این جریان امتداد پیدا نمود و سازماندهی گردید و کمیته امداد امام خمینی(ره) با فرمان امام شکل گرفت؛ بچه‌های مسلمان بازار این کارها را برعهده داشتند. آقای قندچی برادر شهید قندچی که در روز ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲  جزو سه شهید دانشجو  بود، وی از اشخاص موثر انقلابی بازار و کمک کننده به خانواده زندانی های سیاسی بود؛ اکبر قندچی همیشه هم با ساواک درگیر بود!

تسنیم: آشنایی شما با امام خمینی(ره) از چه زمانی آغاز گردید؟

ایوبی: آقای قندچی برادر شهید قندچی که در روز ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲  جزو سه شهید دانشجو  بود، وی از اشخاص موثر انقلابی بازار و کمک کننده به خانواده زندانی های سیاسی بود؛ اکبر قندچی همیشه هم با ساواک درگیر بود!: در آن زمان خیلی از علمای اسلام حاضر بودند ولی مرجع تقلید کلیدی آن زمان زیادتر مسلمین "آیت‌الله بروجردی" بود. در سال ۱۳۳۹ من در قنادی برادرم کار می‌کردم که آیت‌الله بروجردی رحلت فرمودند ما نیز برای مراسم تشییع به شهر قم رفتیم. پس از رحلت آیت‌الله بروجردی، سخنرانی امام‌خمینی(ره) بر علیه کاپیتالاسیون  بسیار در جامعه  آن روز  پررنگ گردید؛ بعدها هم انجمن‌های اسلامی، موتلفه اسلامی و نواب صفوی زیر پرچم امام(ره) جای گرفتند و به گفته سرشناس بچه مسلمین دو آتیشه آن زمان بسیار به وی نزدیک بودند! ولی من شخصا از سال ۱۳۴۳ با شخصیت امام‌خمینی(ره) آشنا گردیدم و سخنرانی که هم منتج به تبعید امام‌خمینی گردید من در آن حضور داشتم.

تسنیم: پیشینه بازداشت پیش از انقلاب هم دارید. چرا؟ چه زمانی؟

ایوبی: چرا؟ چه زمانی؟: پیش از انقلاب بی‌خود و بی‌جهت بازداشت گردیدم! بخاطر اینکه گفتم: "زنده‌باد خودم"! داستان از این قرار هست که  من سال ۱۳۴۶ با آقای قندچی در خیابان قزوین گاراژ داود خان و نوبهار کار می‌کردم. پادشاه به دعوت اتحادیه کامیونداران برای سخنرانی در خیابان قزوین آمد. شاستی و تیرهای آهنی بلند بر روی بشکه‌ها قرار دادند  تا کسی از آن محدوده جلوتر نرود. شاستی کامیون‌ها که در آنجا استقرار داشت من بر روی این مکان ایستاده بودم و آنجا بلند داد می‌زدم "زنده باد خودم!" شاستی کامیون‌ها که در آنجا استقرار داشت من بر روی این مکان ایستاده بودم و آنجا بلند داد می‌زدم ماموران ساواک و شهربانی در آنجا بودند که به سبب اینکه گفتم زنده‌باد خودم مرا بازداشت کردند و به گناه اینکه گفتی فوت بر پادشاه! مرا بردند ولی این جمله را من نگفتم.

بالاخره مامورین شهربانی من را دستگیر نمودند و به کلانتری هفت چنار انتقال یافتم. خاطره جالب  از این  بازداشت دارم، که درب‌های این کلانتری در حال رنگ آمیزی بود که یک افسری در دروازه ایستاده بود و تا مرا دید فریاد زد:  "پدر سوخته فوت بر پادشاه میگی؟!" من بهش گفتم من این رو نگفتم و تنها داد زدم: زنده باد خودم. چون پول تو جیبم  بود؛ فوری گفتند که تو در حال توزیع  پول بر ضد پادشاه بودی و یک پرونده بی فایده برای من درست کردند.  این افسر شهربانی چند تا سیلی به طور من زد و من با نگاهی خشمگین به وی گفتم: "اگر دیگربار بزنی منم می زنم"؛  ولی افسر شهربانی گفت: "چه‌طور میزنی"؛ یک سیلی دیگر به من زد. منم  سریعا یک سیلی به طور وی زدم و این شخص به درب رنگ شده برخورد کرد و لباس افسر شهربانی  رنگی گردید. به همین سبب من برای افسرهای شهربانی مبدل به کیسه بوکس گردیدم و حسابی اون شب در کلانتری کتک خوردم.

بعد من را به اطلاعات شهربانی جابه جا کردند و پس از مدتی بازجویی و کتک خوردن دو مرتبه به شهربانی کل کشور انتقال یافتم و کلی در آنجا بازجویی شده و کتک خوردم. همین پول‌های در جیبم برای ما داستان گردید! ولی من به طور مستمر گفتم که این پول‌ها برای من نیست لکن من تسهیل‌دار هستم.

این مطلبو از دست ندید!  تصویر روز نشنال جئوگرافیک؛ گله گوسفند

تسنیم: گذر شما به کمیته مشترک ساواک هم رسید؟ بدترین شکنجه کمیته مشترک چه بود؟

ایوبی: : بله! شماره ۸۳۳ در کمیته مشترک برای من بود ولی در کمیته مشترک تنها ۱۰ روز بودم. بدترین شکنجه کمیته مشترک برای من سیلی‌ بود. بعد از ۱۰ روز با چشم های بسته من را در درب خانه پیاده کردند و گفتند: "آزادی!"

نماز عید فطر سال ۵۷ قشنگ‌ترین اجتماع انقلاب اسلامی ایران بود

 بعد از ۱۰ روز با چشم های بسته من را در درب خانه پیاده کردند و گفتند: "آزادی!"تسنیم: خاطرات خود از تظاهرات‌های نزدیک انقلاب را بگوئید. شلوغ‌ترین تظاهرات یا اجتماع آن زمان در نظر شما کدام هست؟ 

ایوبی:  شلوغ‌ترین تظاهرات یا اجتماع آن زمان در نظر شما کدام هست؟ : در مورد تظاهرات‌ها هر چه بگوییم، بنویسیم و خاطرات بیان کنیم باز کم هست! و حق مطالب ادا نمی‌شود. راهپیمایی‌های زمان انقلاب را اگر به اقیانوس تشبیه کنید باز کم هست. اوج تظاهرات‌های انقلاب به هر چیزی تشبیه کنید باز توصیف درستی نیست. به عقیده من نماز عید فطر سال ۵۷ قشنگ ترین عکس از اجتماع‌های مردمی در نزدیکی زمان انقلاب بود.

نماز عید فطر سال ۵۷ در تپه‌های قیطریه تهران برگزار گردید. از شب برپایی نماز؛ ستادی برای سازگاری جهت برپایی نماز عید فطر تشکیل و مجهز گردیدند. بزرگترین نماز جماعت دوران عمر من بود؛ امام جماعت نماز عید فطر بر عهده  "شهید آیت‌الله مفتح" سپرده گردید. البته جا دارد به نخستین نمازجمعه توسط آیت‌الله طالقانی اشاره کنم که بسیار  خودجوش و مردمی برگزار گردید. در نخستین نماز جمعه پس از انقلاب به امامت آیت‌الله طالقانی فاصله یا نرده و میله‌ای بین مردم و مسئولین نبود!

در نخستین نماز جمعه پس از انقلاب به امامت آیت‌الله طالقانی فاصله یا نرده و میله‌ای بین مردم و مسئولین نبود!من امروز می‌خواهم خط قرمزها را اندکی زیر پا بگذارم. مردم یعنی همین جوانان کشور ما؛ مردم یعنی بچه‌های مسلمان زمان انقلاب که بسیار شیفته امام(ره) و انقلاب بودند و مردم را نیز همین جوانان انقلابی به پای صحنه آوردند. یکی پیش از انقلاب پای کار بود و یکی پس از انقلاب به صحنه آمد و یکی هم حتی پس از انقلاب خود را از انقلاب جدا دید و فرق  یک انقلاب بین همین سه دسته هست.

خبرنگار فرانسوی گفت آمدن امام‌خمینی(ره)  به ایران عجیب و بدرقه وی از سمت مردم نیز عجیب‌تر هست

بعضی‌ها می‌گویند که انقلابی‌ها جوگیر شدند! ولی انقلاب اسلامی ایران با جوگیری فرق داشت. در همین نماز عید فطر سال ۵۷ مردم از انتهای جنوب، غرب و شرق تهران به تپه‌های قیطریه آمدند برای اقامه یک نماز عید فطر؛ از تمام تهران هیئت‌ها شرکت نمودند. به باور من بالای یک میلیون و نیم در تظاهرات‌های تهران شرکت می‌کردند که یعنی جو گیری در کار نیست.  به قول خبرنگار فرانسوی که در رحلت حضرت امام‌خمینی(ره) حاضر بود و گفت: آمدن وی به ایران عجیب و بدرقه وی از سمت مردم نیز عجیب‌تر هست.  روح مبارزه برای تمام جوانان ایران و اروپا را هم امام‌خمینی(ره) ایجاد کرد.  در سالی که به آلمان رفته بودم؛ جوانان های اروپایی به ما می‌گفتند که قدم اول  در راه مبارزه را شما برداشتید و گام بعدی نوبت جوانان اروپایی هست! انقلاب واقعا صادر می‌شود و اگر اروپا هم رهبری مثل امام‌خمینی(ره) داشتند، اقدامات بزرگی انجام می‌دادند.

تسنیم: ۱۲ بهمن و ۲۲ بهمن کجا بودید؟ قبل از انقلاب مجروح هم شدید؟ اندکی تشریح کنید. امام را در سال ۵۷ نخستین بار کجا دیدید؟

ایوبی: ۱۲ امام را در سال ۵۷ نخستین بار کجا دیدید؟: ۱۲ بهمن سال ۵۷ به دلیل ناتوانی جسمانی من دیر به استقبال آمدم و نتوانستم به فرودگاه مهرآباد  و بهشت زهرا برسم.    تهران آنقدر پرازدحام بود که نمی‌توانستیم به دلیل ازدحام جمعیت خود را به مراسم برسانیم. ۱۳ ۱۳ بهمن سال ۵۷ امام خمینی(ره) را در مدرسه رفاه نگاه کردم. واقعه ی مجروح شدن من باز می‌گردد به روز ۲۱ بهمن ماه. داستان از این قرار بود که خانه  پدر همسر من در مجیدیه  قرار داشت و مشرف به پادگان گارد شاهنشاهی سرشناس به جاویدان بود. مسیر کوچه پدر همسرم به پادگان گارد جاویدان منتهی می‌شد. بچه‌های انقلابی که مسلح بودند برای اینکه مبارزه کنند با گارد جاویدان آتش ایجاد می‌کردند و از خیابان رد می‌شدند. چند نفری که در راه گذر از خط آتش بودند در کوچه توکل  روبروی نانوایی چهار راه لشکر ، لاستیک آتش زدند که گذر کنندکه چهار نفر در زمان تردد مجروح گردیدند. من برای کمک به این جوان‌های انقلابی رفتم و دو نفر را با طناب بسته و از مهلکه گلوله رد کردم، ولی برای اینکه سومین نفر را گذر دهم به ناگهان از جانب گارد جاویدان رگبار شدیدی آغاز گردید و به دستم تیر اصابت کرد و سرم هم بر اثر اصابت گلوله خراش برداشت. این فردی که در حال انتقال بود بر روی من افتاد؛ بلند شدم که این شخص را جابه‌جا کنم صدای گلوله‌ها مثل رگبار با صدای "توپ توپ" به لاستیک و بدن این شخص اصابت می‌کرد! با رگبار دو مرتبه از سمت پادگان  5 گلوله به بدن من اصابت کرد. همسایه‌ها و انقلابیون من را به بیمارستان بوعلی رساندند و تا صبح ۲۲ بهمن سال ۵۷ نیز در بیمارستان بودم. پزشکان گفتند که باید دستت را  قطع کنیم!  ولی پس از عمل‌ جراحی احتیاج به این کار نبود.

تسنیم: تصویری که در پشت سر شما قرار دارد برای چه زمانی هست؟ اشخاص در عکس را به علت دارید؟

ایوبی: این عکس مربوط به تابستان سال ۵۸ هست و پیش از مراسم عمامه‌گذاری در مدرسه فیضیه شهر قم. در این مراسم زنده یاد آقای هاشمی رفسنجانی پس از ترور سخنرانی نمودند. من در این عکس با دست مجروح حضور دارم و مربوط به همان جراحت ۲۱ بهمن هست. در این عکس امام خمینی(ره)، این عکس توسط آقای فتحی گرفته شده هست.

تسنیم: به دوران پس از انقلاب برویم؟ پس از انقلاب چه کردید و کجا فعالیت داشتید؟

ایوبی: پس از انقلاب من در کمیته امداد امام خمینی(ره) مستقر گردیدم. هم عکس می‌گرفتم و هم به مباحث رباخواران رسیدگی می‌کردیم و شکایت‌ها در مورد این اشخاص مورد رسیدگی قرار می‌گرفت. جالب هست خیلی از رباخواران هنرپیشه پیش از انقلاب بودند.

نام رمزی به نام "طالب" بود که مسئول عکاس‌های امام خمینی(ره) و سران سه قوه بود

تسنیم: از چه زمانی به دفتر امام رفتید؟ شما عکاس امام بودید؟

ایوبی: پس از انقلاب از سال ۵۸ دیگر خدمت امام(ره) بودیم. من زن و بچه نداشتم و کلا در خدمت امام بودم! اینکه بگوییم عکاس امام ، فراوان مناسب نیست. از طریق دفتر امام خمینی(ره) نیز آن زمان اعلام گردید که دفتر هیچ عکاسی ندارد. در دفتر امام(ره) بنده جارو می‌کردم، چای می‌ریختم و ظرف می‌شستم، عکس هم می‌گرفتم. آقای فتحی عکس‌های زیادی از امام می‌گرفتند ولی باز عکاس شخصی نبودم.  البته نام رمزی بود به نام طالب که مسئول تمام عکاس های امام خمینی(ره) و سران سه قوه بود.

بهار سال ۵۸ شهر قم در منزل آقای اشراقی ساکن گردیدیم و تیم حفاظتی نیز در خانه‌های مجاور این منزل بودند. آقای احمد غدیریان که بعدها شهید گردید پس از اینکه دوربین من ناپدید گردید،  دوربین تازه ای برای من خریداری کرد؛ البته اول من گفتم که خودم توان پرداخت پول دوربین را دارم ولی اظهار کردند تبرک امام است باید قبول کنی. اسفند سال ۵۸ امام خمینی(ره) به دربند تهران جابه جا گردیدند. من در سال ۵۸ برای معالجه به آلمان رفتم. آن زمان پروفسور سمیعی و سروستانی رایگان در ایران عمل جراحی انجام می‌دادند. من در واقعه طبس در آلمان بودم.

تسنیم: خوب ترین تصویری که از امام‌خمینی گرفتید را به علت دارید؟

ایوبی: بله! نقاشی فرزندم را به امام نمایش دادم و از وی عکس گرفتم که خوب ترین عکس من از دوران حضور نزد امام‌خمینی(ره) بود. تصویری که حزب جمهوری اسلامی دارد که امام خمینی(ره) لبخند به چهره دارد برای من هست اما به سبب اینکه فیلم آن را فروختم برای دیگران شمرده می‌شود و عکس هایی نیز از امام  دارم که هیچ جا پخش نشده هست.

تصویری منتشرنشده از حضرت امام(ره)

تسنیم: از زمان رحلت امام(ره) بفرمائید. کجا بودید؟

ایوبی:  کجا بودید؟وقتی که امام زنده یاد گردید فکر ایجاد کانتینر به جای دیوار در محوطه بزرگ بهشت زهرا(س)  بسیار خوب بود. تدارکات بزرگی نیز برای این کار انجام گرفت. هلیکوپتری مملو از خبرنگاران و عکاسان خارجی بود که از رسانه‌های برتر جهان بودند.  

 تسنیم: سئوال آخر. زیباترین خاطره خود از امام‌خمینی(ره) را بیان کنید.

ایوبی: هر وقت امام راحل را می‌دیدم برای من تازگی داشت.  حتی الان هم عکس های وی برای بنده تازگی خاصی دارد و واقعا مرد خدا بود. خوب ترین خاطره‌ام این هست که امام‌خمینی(ره) برای معالجه سال ۵۹ در بیمارستان قلب حضور داشتند. نخستین غذایی که پس از بیماری، امام خواستند میل کنند از خانه توسط همسر امام(ره) آوردند. در این بین گفتند چه کسی  غذا را برای امام ببرد؛ نگاهی کردم و گفتم ۱۵ روز هست که امام را ندیدم و من غذا را می‌برم. طعام را به امام خمینی(ره) دادم و وی دستی بر سر من کشیدند و آن لحظه حال و هوای من عوض گردید که خاطره بسیار زیبایی از امام خمینی(ره) برای من هست.

گفت‌وگو: محمدعلی حسن‌نیا