تاریخ: ۱۷:۳۳ :: ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
کاش از اشک صادقه مردم خجالت می کشیدید

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار اجتماعی فارس مراسم تشییع پیکر شهدای آتش نشان حادثه پلاسکو با حضور میلیونی مردمی برگزار شد که با دیدن هر آتش نشانی در این بدرقه،‌ اشک هایشان در چشم حلقه می زد و بر روی گونه ها جاری می شد. غم سنگینی بر فضا حاکم بود […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار اجتماعی فارس مراسم تشییع پیکر شهدای آتش نشان حادثه پلاسکو با حضور میلیونی مردمی برگزار شد که با دیدن هر آتش نشانی در این بدرقه،‌ اشک هایشان در چشم حلقه می زد و بر روی گونه ها جاری می شد. غم سنگینی بر فضا حاکم بود و دل کندن از این شهدا برای مردم تهران بسیار سخت می نمود. دیروز خیابان های تهران شاهد یک حماسه دیگر بود. مردمانی که با هر رنگ و نشان و تیپی خود را به مصلای تهران رساندند تا نشان دهند برای قهرمانانشان سنگ تمام خواهند گذاشت و گذاشتند.

در سوی دیگر این صحنه های بسیار زیبا و حماسی، گرگ هایی کمین کرده بودند تا با کوچکترین بهانه ای فضا را متشنج جلوه دهند و این مراسم مردمی را به کام مردم ایران تلخ کنند. اما آنچه که باید، اتفاق نیفتاد و تمام برنامه ریزی های خناسان به گل نشست. هدف کاملا مشخص بود. اتاق های فکری که برای تسویه حساب بزرگ،‌ پلاسکو را بهانه قرار داده بودند تا با سواستفاده از خون شهدای آتش نشان، خطوط قرمزی بر نام ها و نشان هایی بکشند که خود جزء صاحبان عزا بودند.

قافیه آنقدر به تنگ آمده بود که تنها و تنها یک نوشته بر کاغذ آ- ۴ با شعار «قالیباف استعفا»، به منبع اصلی رسانه ها و کانال های شبکه های اجتماعی معاند تبدیل شد تا عنوان کنند،‌ مراسم آنقدر ها هم بدون حاشیه نبوده و مردم خواهان برخورد با شهردار تهران بودند.

 

خیلی جالب است یک نفر تبدیل به مردم و روز بعد در تیتر نخست یکی از روزنامه های اصلاح طلب به کار گرفته می شود. بازی کاملا رو و نخ نما بود. آن یک دانه عکس نیز در فضای حماسه مردمی تهران برای این جماعت سیاست زده و منفعت طلب غنیمت شمرده شد هرچند مردم معیاری واقعی برای سنجش تمام امور هستند.

 

روزنامه کارگزارانی آرمان که بارها نشان داده مرزهای اخلاقی را برای آرزوهای سیاسی کوچک پشتیبانانش در می نوردد، این بار نیز به عمد نخواست واقعیت ها را ببیند و بدون توجه به سیل احساسات پاک مردم در مراسم بدرقه شهدای آتش نشان، در تیتر نخست شماره امروز خود «قالیباف، قالیباف، استعفا استعا» را به کار برد. استفاده سیاسی و ابزاری از مراسم دیروز چنان سخیف و غیر قابل پرداخت بود که دیگر هم قطاران این روزنامه نیز در شماره امروز خود به آن اشاره ای نداشتند ولی از آنجاییکه روزنامه آرمان در گذشته نیز اخلاق را قربانی بازی های سیاسی و حزبی می کرده، این بار نیز برخلاف موج مردمی حرکت کرد.

سوزش از یک بازی ناتمام

برنامه ریزی های گسترده ای در شبکه های اجتماعی و از سوی برخی از شخصیت های سیاسی برای تبدیل مراسم تشییع پیکر شهدای آتش نشان به محلی برای تسویه حساب های سیاسی و حاشیه سازی در آن صورت گرفته بود.

برنامه از این قرار بود تا در مراسم تشییع با سردادن شعارهایی و بالا بردن بنرها و عکس نوشته هایی بازی استعفا و استیضاح به راه اندازند و حتی بالاتر از آن همانگونه که مهدی خزعلی، محکوم فتنه در سخنانی با عبور از حادثه پلاسکو، نظام جمهوری اسلامی را نشانه می گیرد و تمام بار مسئولیت آن را بر دوش نظام می اندازد. وی با ادبیاتی تند و ادله های غیرواقعی مردم را دعوت کرده بود که در روز تشییع با هنجارشکنی و سردادن شعارهایی علیه مسئولان نظام، نگذارند خون شهدای آتش نشان پایمال شود!!


یکی از نمونه دعوت نامه ها برای سیاسی کردن برنامه تشییع پیکر شهدا

 

نگاهی به حجم گسترده برنامه ریزی شبکه ها و رسانه های معاند و ضدانقلاب و وابسته های داخلی آنها برای سواستفاده از مراسم تشییع و درنهایت بی حاشیه برگزار شدن این مراسم، باعث سوزش عمیقی در وجود این افراد و گروه ها شد. اما با این وجود نیز حضور خیل عظیم و میلیونی مردم در بدرقه آتش نشان ها، برخی از آنها را از رو نبرد و انتقام خود را به روش های نخ نمای دیگر گرفتند.


واقعیتی که خبرنگار روزنامه شرق دید اما ارگان حزب کارگزاران ندید

 

در منجلاب رسانه ای مطبوعات فرصت طلب، روزنامه آرمان با گل آلود جلوه دادن آب به صورت کاملا تخیلی به نظر خود ماهی بزرگی صید کرده است و به گمانش افکار عمومی چشمان خود را بر واقعیت بسته اند و تنها با عینک این ارگان رسانه ای حزب کارگزاران تحولات را می بینند و تفسیر می کنند. هرچند انتظاری از این دست روزنامه ها و رسانه ها برای قرار گرفتن در خط مردم نمی رود اما یادآوری پاره ای از گزارش ها و یادداشت های روزنامه آرمان که دقیقا در مقابل سیل عظیم مردمی و واقعیات موجود در فضای سیاسی کشور قرار گرفته است و دست به تهمت زنی و توهین زده،  خالی از لطف نیست.

از قم تا تهران، داستان مدیر مسئول آرمان

حسین عبدالهی، مدیرمسئول روزنامه آرمان، تا همین چند سال پیش گمنام بود و حتی در انتخابات شورای شهر قم در سال ۹۲ با وجود حجم بالای تبلیغات و پشتیبانی به شورا راه پیدا کند ولی وی راه پیشرفت را در جایی دیگر دید. وی در آن سال ها  قائم مقام مدیر مسئول و سردبیر روزنامه “ایمان استان قم” بود.

 یکی از مهم ترین تراکت های تبلیغاتی نامبرده که در شمارگان بالا در سطح استان قم پخش شد مربوط می شود به تراکتی که روی آن عکس هاشمی رفسنجانی و حسین عبداللهی _ در حال گفتگو _ به چشم می خورد. پس از شکست در انتخابات شورا، در کمال ناباوری اهالی رسانه این استان، نامبرده با وجود عملکرد غیر حرفه ای در "روزنامه ایمان" پس از انتخابات ۹۲ فورا سر از روزنامه سراسری آرمان در آورد؛ روزنامه ای که در این سال ها به ارگان یک حزب و خاندان تنزل پیدا کرده است.

با توجه به حجم بالای تبلیغات و مجیزگویی های این روزنامه برای یک خاندان خاص و گزارش های کاملا یک طرفه به نفع حزب کارگزاران،  عبداللهی توانست به عنوان مشاور رئیس دانشگاه آزاد اسلامی ارتقاء‌ پیدا کند تا فعالیت های تبلیغی اش بدون مزد باقی نماند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درتاریخ ۱۶ خرداد ۹۳ طی حکمی حسین عبداللهی سردبیر و مدیرمسئول روزنامه آرمان را به عنوان مشاور ریاست هیات موسس دانشگاه آزاداسلامی منصوب کرده بود.

در واکنش به این انتصاب «آ .ش»، خبرنگار یک روزنامه اصلاح طلب در توییتر خود نوشت: "وقتی روزنامه‌ات رو بکنی «هاشمی» نامه، اون وقت اینطوری سمت می‌گیری."

جسارت های این روزنامه در پی این تغییر کادر افزایش پیدا کرد به نحوی که خط قرمزهای مردمی را نیز درنوردید و توهین به خون شهدا و ارزش های مردمی – اسلامی را در شماره های مختلف خود به چاپ رساند تا در محضر حامیان خود به عنوان خط شکن شناخته شود.

این خط شکنی ها و تبلیغاتی شدن روزنامه حتی به مذاق برخی از خبرنگاران این روزنامه خوش نیامد و عطای آن را به لقایش بخشیدند.

یکی از خبرنگاران مستعفی گروه اقتصادی آرمان در شبکه اجتماعی فیسبوک دلیل این اقدام را الزامات غیر حرفه ای روزنامه در حمایت از جریانی خاص و عدم پذیرش آن توسط اعضای سرویس اقتصادی اعلام کرد. آرمان پیش از این نیز تیم های زیادی در گروه های اقتصادی و سیاسی را به عنوان همکار با خود داشته که این روزنامه نگاران نیز به دلیل سیاست خاص این روزنامه از ادامه همکاری با این رسانه انصراف دادند.

توهین به شهدای غواص با چاپ کاریکاتور موهن

با اعلام تشیع پیکر ۱۷۵ شهید غواص در کشور در خرداد سال گذشته، خیل عظیمی از احساسات توسط مردم کشور به راه افتاد و یکی از تشییع پیکر های باشکوه پس از انقلاب اسلامی در خیابان های تهران شکل گرفت. اما روزنامه آرمان در طرحی کاملا موهن،‌ به موضوع غواصان پرداخت و با واکنش تند افکار عمومی و رسانه های انقلابی، مدیر مسئول این روزنامه مجبور به عذرخواهی و ارائه توضیحاتی در این رابطه شد.

استفاده از نمادهای فراماسونی و کابلیستی در طرح روزنامه آرمان‌ کاملا مشهود بود و نشانگر اوج کج سلیقگی و غرض ورزی این روزنامه نسبت به شهدا بود. اگر این داستان توهین ها به این یک مورد خلاصه می شد می شد آن را یک غفلت دانست اما آرمان در گذشته نیز چنین سبک هایی را در گزارش ها و طرح های خود به کار برده بود.

دستان بسته غواصان است که به صورت ( X ) بر روی عورت آنان قرار گرفته است. این بخشی از طراحی مدل ماسونری و تقدیس شیطانیست که پس از رنسانس برای نمایش تقدس، از نمایش برهنگی استفاده کرده و با دست قسمت عورت پوشانده می شود و ابدا رنگ و بوی الهی ندارد. حال با عبور از عدد به کار رفته ۶ در طرح، حرف ایکس انگلیسی در آیین های فراماسونری و شیطان پرستی، نماد مقدسی است. یکی از این نماد ها در مصر باستان دو خط متقاطع (شبیه به حرف X) است که درآموزه های شیطانی مصریان نماد خضوع، بندگی و پرستش شیطان ، و ظهور اوست.

محکوم کردن جبهه مقاومت فلسطینی در روزنامه آرمان

ماجرا از آنجا آغاز شد که  روزنامه آرمان در شماره ۳ مرداد ۹۳ خود کاریکاتور عجیبی به چاپ رساند که با کمی دقت محتوا و مضمونی علیه جبهه مقاومت فلسطینی را القا می‌کند.

 در این کاریکاتور در یک سوی میز پینگ‌پنگ فردی با پیراهن رژیم صهیونیستی (پیراهنی مرکب از رنگهای سفید و آبی، پرچم رژیم اشغالگر قدس) و در سوی دیگر فردی با پیراهن قرمز و سرآستین‌های سفید به چشم می‌خورند که بمبی را با راکت‌های تنیس به‌سمت یکدیگر پرتاب می‌کنند. در این میان نیز نمادی از مردم فلسطین (خانواده‌ای که مادر خانواده روسری‌ای از چفیه فلسطینی به سر داشته و کودکان خود را در آغوش کشیده) به‌جای تور میز پینگ‌پنگ قرار دارد و در نهایت بمب‌های شلیک شده از سوی دو طرف نبرد در سرزمین‌های اشغالی روی سر مردم مظلوم فلسطین فرود آمده آنها را هدف قرار می‌دهد.

آنچه در این کاریکاتور که با عنوان "بازی ناجوانمردانه" به چاپ رسیده، به‌نحوی عجیب و بدون در نظر گرفتن واقعیت امر در سرزمین‌های اشغالگر قدس به خواننده القا می‌شود آن است که در حقیقت مردم مظلوم فلسطین هیچ‌یک از طرفین دعوا نیستند، بلکه تنها بی‌طرفانی به شمار می‌روند که در شلیک بمب‌ها میان دو طرف دعوا، قربانی می‌شوند. در یک طرف رژیم صهیونیستی و در سوی دیگر ایران طراحی شده بودند تا مردم فلسطین را قربانی این دو طرف معرفی کند.

داستان همچنان ادامه دارد

با وجود تذکرات و واکنش های افکار عموی به هنجارشکنی های روزنامه آرمان، این خط سیر تهمت و توهین و تخریب به شدت همچنان ادامه دارد. برای بررسی سیر تخریب ها و هنجارشکنی ها می توان دهها گزارش تفصیلی به نگارش درآورد ولی برای آگاهی مخاطبان از تنوع این دست از تخریب ها به چند مورد دیگر اشاره کوتاهی می شود.

روزنامه "آرمان" در شماره روز یکشنبه ۱۱خرداد۱۳۹۳،‌ طی مصاحبه‌ای با "رجبعلی اعتمادی"، داستان‌نویس بهائی و نویسنده قصه‌های مبتذل با مضامین اِروتیک به بررسی شخصیت، آثار و تجلیل وی پرداخت.

این روزنامه در تاریخ ۲ اردیبهشت ۹۳ در توهینی کاملا آشکار به مردم اصفهان که مخالف دفن ریچارد فرای،‌ تاریخ نویس آمریکایی در کنار زاینده رود بودند نوشته بود:‌ برخی هم هستند که اصفهان را خیلی دوست دارند و تصور می‌کنند نباید فرای در اصفهان دفن شود. البته حساب مسئولان محترم اصفهان از این افراد جداست. دیروز خواندیم که پیکر ریچارد فرای را می‌خواهند در شیراز به خاک بسپارند و تا الان هم صدای اعتراضی از آن خطه کشور بلند نشده است؛ خب به هر حال اصفهانی‌ها به ویژگی‌هایی خاصی معروف هستند و خاک اصفهان هم دارایی آنهاست که سخت به دیگران می‌بخشند!

حال این جنجال سازی ها زمانیکه به رقبای سیاسی اصلاح طلبان و کارگزاران می رسد، این روزنامه بسیار عریان تر و کاملا نخ نما به ارائه گزارش های دروغین و غیرواقعی و در عین حال توهین آمیز دست می زند که شماره امروز آن چنین رویکردی را دنبال می کند. سال های سال است که مردم ایران خون شهدای عزیز خود را با امیال هیچ دسته و گروهی معامله نمی کنند و  آن را به عنوان سند افتخار و غرور ملی خود می دانند. ولی در این میان عده ای سعی دارند همانگونه که سطح روزنامه نگاری را به بوق تبلیغاتی ارگان خاصی تنزل داده اند، مراسم های ملی و دینی مردم را نیز به سطح بازی های سخیف سیاسی تنزل دهند و در این امر نیز نه به صورت زیرپوستی و پنهان بلکه به طور کاملا آشکار و وقیحانه ای در تیتر نخست خود به توهین علیه شعور مردم می پردازند.