تاریخ: ۱۹:۰۶ :: ۱۳۹۷/۰۲/۰۳
کارگردان «ایران گرد»: به شبکه های بیگانه «نه» گفتم

خبرگزاری دانشجو : «جواد قارایی» با ساخت سه گانه مستند «ایرانگرد» کاری کرده که سال‌ها مسئولان و مخاطبین تلویزیون در پی آن بوده‌اند. اینکه یکی بتواند زیبایی بی مثل کشورمان را به قاب عکس بکشاند. البته تا پیش از او اشخاص زیادی کوشش کردند که این با اهمیت را انجام دهند، اما صادقانه باید گفت […]

خبرگزاری دانشجو : «جواد قارایی» با ساخت سه گانه مستند «ایرانگرد» کاری کرده که سال‌ها مسئولان و مخاطبین تلویزیون در پی آن بوده‌اند. اینکه یکی بتواند زیبایی بی مثل کشورمان را به قاب عکس بکشاند.

البته تا پیش از او اشخاص زیادی کوشش کردند که این با اهمیت را انجام دهند، اما صادقانه باید گفت که زیادتر شبیه «شوآف»‌های شخصی گردید تا یک کار حرفه‌ای، بیننده پسند و زیبا؛ کاری که قارایی بدون هیچ مدعایی آن را انجام داده است.

او تفاوت کارش را با سایرین در یک کلمه چکیده کرد، «عشق». بدون مدعا عاشق ایران و ایرانی است. از ۱۷ سالگی در سفر است و اکنون با ۴۰ سال سن، در اوج پختگی توانسته سه مستند را بسازد که مطمئناً استاندارد‌های این حوزه را جا به جا کرده است. هرچند به این راضی نیست و میخواهد کاری بزرگ‌تر انجام دهد، به گفته خودش «بیگ پروداکشن». برای همین در پی ساخت «طبیعت مردمان ایران» است که یک مستند ۷ بخشی، اما با مخاطبینی بین المللی است. اعتقاد دارد که می‌تواند با ساخت این مستند نگاه خارجی‌ها را به ایران متمرکز کند و بر روی آن‌ها تاثیر بگذارد. امید دارد که مسئولان این حوزه به وی کمک کند تا بتواند این کار را انجام دهد چون که به گفته خودش او چند سال دیگر می تواند و پس از ان مستهلک می‌شود. او از انگشت شمار مستند سازانی است که توانمندی خودش را با عمل به اثبات رسانده است.

شما در کجا متولد و چه مدرک تحصیلی دارید؟

من کارشناسی مدیریت جهانگردی خوانده‌ام و در کنارش هم‌دوره‌های فیلم‌سازی را در انجمن «سینماگران جوان» گذرانده‌ام. ۱۰ ۱۰ سال پیش با زنده یاد «اینانلو» مشارکت داشتم و پس از مشارکت با وی خودم آغاز به کارکردم که در این ده سال هم سه مجموعه ایران‌گرد تولیدشده است.

به چه سبب مدیریت جهانگردی خواندید؟

به علت عشق به ایران، برای این‌که دوست داشتم همه ایرانی‌ها به ایران سفر کنند. حقیقتاً ما ایرانی‌ها از کشورمان خیلی کم می‌دانیم. یعنی اولاً زیبایی‌های ایران به‌شدت کم دیده‌شده است، دوم این‌که ما ایرانی‌ها درمورد ایران و اقوام و فرهنگ و اقلیم و طبیعتمان به‌شدت کم‌اطلاع هستیم.

قسمتی از آن تقصیر خودمان است که پژوهش نکردیم و تنبل هستیم و بخش دیگرش این است که افرادی که در رسانه‌ها باید این را کار می‌کردند، چه در صداوسیما چه در مجلات چه در میراث فرهنگی و گردشگری چه در اداره محیط‌زیست و روزنامه‌ها و مجلات کم‌کاری کرده‌اند. همه ما کم‌کار کردیم و من حس کردم که این کم بودن واقعاً خیلی پررنگ است؛ برای همین هم احساس کردم که باید ایران خودمان را زیادتر بشناسم و کاری کنم تا آن چیزی را که می‌بینم به هم‌وطنان عزیزم جابه جا کنم تا ایرانی‌ها هم نسبت به ایران یک معرفت و شناخت خوبی پیدا نمایند تا قدرش را بدانند.

چند سال است که ایران‌گردی می‌کنید؟

الآن ۲۰ سال است که ایران‌گردی می‌کنم

آغاز این سفر از کی و چه زمانی بود؟

من از ۱۷ سالگی سفرهایم را از کوهنوردی آغاز کردم. یعنی از ۱۷ سالگی آغاز به کوهنوردی کردم و پدر و مادرم مشوقم بودند و خیلی از آن‌ها هم سپاسگزارم. آن سال‌ها در باشگاه کوهنوردی دماوند تهران ثبت‌نام کردم و به کوهنوردی حرفه‌ای مشغول گردیدم. دوره‌های مختلفی مثل دوره‌های طبیعت‌گردی و دوره‌های تاریخ و فرهنگ ایران را گذراندم. بعد همه این‌ها را یک‌کاسه کردم.

از سویی خودم نیز عکاسی می‌کردم، مورخ و فرهنگ ایران هم خیلی علاقه داشتم. بعداً رفتم با آقای اینانلو مشارکت کردم و با وی در یک مجموعه مستندی مشارکت داشتم. البته در حوزه گردشگری هم با وی همکار بودم، تا این‌که بعد احساس کردم که وجود یک چنین مجموعه مستندی واقعاً احتیاج است.   شما طراح تور‌های ایران‌گردی زنده یاد اینانلو بودید؟

  شما طراح تور‌های ایران‌گردی زنده یاد اینانلو بودید؟بله وقتی که با آقای اینانلو کار می‌کردم برایشان یک سری تور‌هایی را تخصصی طراحی می‌کردم و آنجا اجرا می‌شد.

شما تجربه ناموفق مستندسازی هم داشته‌اید؟ چون در مصاحبه‌ای گفته بودید که ابتدا با دوستانی وارد کار شدید که آن‌ها نتوانسته بودند ایدئال‌های ذهنی شما رو بسازند برای همین خودتان به سراغ ساخت مستند رفتید!

بله اوایل کار برای من واقعاً سخت بود برای این‌که تنها بودم و هیچ حمایت کننده ازنظر مالی و… سرانجام با چند نفر از دوستانی که در حوزه مستند کار می‌کردند آشنا گردیدم و آغاز به مشارکت کردیم. در صحبت‌ها و تبادل‌نظری که با آن‌ها داشتم متوجه گردیدم که آن چیزی که موردنظر من است را نمی‌توانند بسازند و کمکی به من دارا باشند؛ در نتیجه آستین‌هایم را بالا زدم، یک آپارتمان خیلی کوچکی داشتم که آن را فروختم و همه را برای ساخت نخستین مستند هزینه کردم بدون آنکه به کسی بگویم که در حال چنین کاری هستم. همه داروندارم را برای این کار گذاشتم.

زمان و وقت و همه‌چیز را به میدان آوردم و بعد آغاز به تولید کردم. در ابتدا چهار قسمت کارکردم به اسم «اشکفت بهمن» و «قلعه شاداب». این دو قسمت را که تولید کردم به خیلی جا‌ها بردم؛ در سازمان صداوسیما که خیلی با من مشارکت نکردند تا این‌که یک روز من رفتم خدمت آقای «جواد رمضان نژاد» که آن زمان مدیر گروه مستند شبکه چهار بودند. وی الآن مدیر شبکه افق می باشند. جناب رمضان نژاد با امید و خیلی بامحبت وارد این قضیه گردیدند و کار را نگاه کردند و پسندیدند و گفتند که این کار می‌تواند تولید خیلی خوبی باشد و کار را باور کردند و من هم آغاز به تولید کردم. خروجی آن توافق یک مجموعه ۱۳ بخشی به اسم «ایران‌گرد» گردید که از آن استقبال بسیار خوبی گردید. استقبال از سری اول مجموعه مستند ایران‌گرد به‌قدری بود که آقای ضرغامی از ما خواستند که سری جدید این مستند را برای شبکه یک تولید کنیم. چون آن سال‌ها همه استان‌های ایران شبکه چهار را نداشتند. مجموعه ایران‌گرد ۲ به این شکل برای شبکه یک تولید گردید که ما اهتمام داشتیم مجموعه جدید خیلی متمایز باشد و واقعاً هم همین‌طور گردید.

چند پله ترقی داشت و کیفیت کار را هم خوب تر کردیم. درواقع از همه لحاظ آن را ارتقاء دادیم چه ازلحاظ بار فرهنگی و چه ازلحاظ بار آموزشی. سری دوم هم با استقبال مردم رو به رو گردید و بخشی از برنامه‌های پربیننده شبکه یک جای گرفت و همین زمینه ساخت ایران‌گرد ۳ گردید. در ایران‌گرد ۳ هم با خودم عهد کرده بودم که باید سری جدید حتماً چند پله از سری‌های قبلی خوب تر باشد؛ که هم‌وطنان عزیزمان پس از دیدن مجموعه جدید همین را می‌گویند که جای خرسندی دارد.

من خیلی کار می‌کردم و با همین کار‌ها توانسته بودم یک واحد آپارتمان بخرم.

چه گردید که آپارتمان را فروختید؟

پیش از ازدواج آن آپارتمان کوچک را به نرخ ۷۰ میلیون فروختم که البته همه آن پول هم‌دست من را نگرفت. ۱۵ میلیون وام داشت که از نرخ کل کسر گردید. ۱۵ من با ۵۵ میلیون تومان باقی‌مانده امکانات تصویربرداری خریدم. این اتفاق در سال ۸۹ رخ داد و من در همان سال خوب ترین امکانات ممکن را خریدم. آن موقع یک دوربین به نرخ ۳۰ میلیون تهیه کردم. اگر شما الآن بخواهید امکانات حرفه‌ای و به‌روز بخرید باید بالای یک میلیارد تومان هزینه کنید. اعتقاددارم که کار آخر را باید اول انجام داد.

نسبت به سال ۸۹ هم پول خوبی به دست آورده بودید!

یک‌ضرب المثلی است که می‌گوید من آن‌قدر پول‌دار نیستم که جنس ارزان بخرم؛ بنابراین برای این‌که پولمان هدر نرود باید دنبال کیفیت رفت. دراین‌باره هم واقعاً اهتمام کردم که کیفیت را بالا ببریم، چراکه مردم ایران، نگاهشان و تفکرشان برای من خیلی اعتبار دارد. دلیل اینکه آن‌قدر من روی کیفیت اهتمام می‌کنم به همین دلیل است. گاهی برای ضبط یک سکانس و یا پلان روی ما خیلی فشار آمده، اما به خودم گفتم که باید برای مخاطبین این نما گرفته شود.

اعتقاد دارم که خوب ترین کار ممکن را به حد توانم باید انجام دهم. هزاران جوان برای این مملکت جان خودشان را ازدست‌داده‌اند من چگونه می‌توانم به خودم اذن بدهم که درست‌کار نکنم. بنظرم آن‌هایی که از زیر کار در می‌روند بدانند که خیانت بزرگی به مردم و این کشور می‌کنند. نه این‌که نتوانند بسازند.

چه ایده‌ای داشتید که دیگران نمی‌توانستند آن را برای شما بسازند؟

توجه دارا باشید که برای یک تولید خوب در هر زمینه‌ای، مخصوصاً مستند، چند چیز با اهمیت و وجودش الزامی است. یک عشق، که پایه کلیدی این کار است، من به ایران و ایرانی عشق می‌ورزم و با همه وجودم ایران و ایرانی را دوست دارم. با این‌که از دو شبکه دیگری که خارج از ایران کار می‌کنند پیشنهاد داشتم، ولی برایشان کاری انجام ندادم، چون دوست دارم برای مردم کشورم کارکنم.

دوم این‌که گروه سازنده باید نیمچه تخصصی درزمینهٔ طبیعت‌گردی و.

نگاهشان دیدگاه خوب و زیبا بین باشد… چون ما قرار است کاری کنیم نگاه مردم نسبت به ایران عوض شود. بخش سومش خیلی با اهمیت است. باید قبول کنیم که خیلی کار دشواری است و هیچ کم از جنگ ندارد.

من روزی که آغاز به تولید ایران‌گرد کردم واقعاً با همه وجودم کار می‌کردم و فکر می‌کردم که در یک مقابله بزرگ هستم که باید تمام سختی‌هایش را به جان بخرم. دشواری کار این نیست سرما و گرما و نبود سرویس بهداشتی و حرکت از جا‌های صعب‌العبور نیست. این تنها بخش کوچکی از کار ماست.

این مطلبو از دست ندید!  برپایی سمینار بین المللی «هیدرولوژی منطقه های نیمه خشک با محوریت آب، آدم و طبیعت» در کردستان

بخش بزرگ دشواری این است که در نبود این شرایط باید کیفیت کار حفظ شود وگرنه مشابه زیادی از کپی‌هایی که از مستند ایران‌گرد شده است چندان جذاب نخواهند بود. خصوصیت مستند ایران‌گرد این بوده است که در سخت‌ترین شرایط اهتمام کرده است که استاندارد‌های جهانی که برای خودش تشریح کرده است را حفظ نماید. البته ما در کار خودمان قطعاً کمبود‌ها و نقص‌هایی هم داشته‌ایم چراکه گل بی خار خداست.

مگر می‌شود که آدم کاری را در زمان و بودجه کم انجام دهد و نقصی در آن نباشد. اما اطمینان داشته باشد که اگر ما بودجه و زمان بیشتری در اختیار داشتیم به‌مراتب کار بهتری هم تولید می‌شد. چون در آن عشق وجود ندارد. دوم این‌که در آن تحمل سختی‌ها، زمان گذاشتن فراوان و حوصله وجود ندارد.

از روی مستند «ایران‌گرد» کپی‌های زیادی شده، به نظرتان به چه سبب موفق نبوده‌اند؟

هرچند من امید دارم این کار‌ها هم موفق باشند. بله مستند «مردمان طبیعت ایران» یک بیگ پرداکشن است و من دوست دارم این را تولید کنم. می‌خواهم یک کار بین‌المللی انجام بدهم و نگاه مردم دنیا نسبت به ایران عوض شود.

گویا شما در پی ساخت یک مستند بین‌المللی هم هستید؟

فکر می‌کنم با ایران‌گرد ۱، ۲، ۳ توانستم این کار را انجام دهم که نگاه مردم ایران به کشور خودشان عوض شود و دارایی‌هایمان را زیادتر بشناسیم و به آن معرفت پیدا نماییم و زیادتر قدرش را بدانیم. مجموعه مردمان طبیعت ایران یک مجموعه ۷ قسمتی از زیبایی‌های ایران و ایرانی‌هاست، اما با نگاهی که مخاطبینش زیادتر بیگانه می باشند. در پی آن هستم این مستند را آن‌ها نگاه کنند و نگاهشان نسبت به ایران و ایرانی عوض شود، به اعتقاد درستی از ایران و ایرانی برسند و به ایران سفر کنند و از بودن در ایران لذت ببرند.

پس از ایران‌گرد ۲ بود، که به من ایمیل زدند و در فضای سایبری با من رابطه ایجاد کردند. من پاسخ یکی از آن‌ها را ندادم و به یکی از آن‌هم گفتم عذر می‌خواهم نمی‌توانم با شما کارکنم.

گویا شبکه‌های تلویزیونی بیگانه هم از شما درخواست ساخت مستند داشته‌اند؟ کی این رخ داد؟

طبیعتاً پیشنهاد مالی خوبی داده‌اند!من دیگر بچه ۲۳، ۲۴ ساله نیستم.

من ۴۰ ساله هستم و به کشورم ارق دارم، آدم برای پول هر کاری نمی‌کند. طبیعتاً پیشنهاد مالی خوبی داده‌اند!

هرکسی یک قیمتی دارد، اما من احساس می‌کنم آدمی هستم که با پول قابل‌مقایسه نیستم. یعنی نمی‌خواهم خودم را هم‌طراز با پول‌کنم. کشورم از هر چیزی باارزش‌تر است. دوست ندارم نگاه دیگری به‌غیراز عشق به ایران و ایرانی داخلش شود. تمام ذهن من صرفاً درگیر پیشرفت کشور و مردم کشورم است و این‌که زیبایی‌ها ایران دیده شود.

منحصرا این‌قدر بدانید که بسیار کمتر از بودجه سریال‌هایی است که تولید می‌شود.

هزینه ساخت مستند‌ها چقدر بوده است؟

یعنی رقمی نیست که قابل‌گفتن باشد. به علت کم بودن بودجه خیلی از جا‌ها را از دست دادیم و به همین دلیل هم چند بار اضافه‌هزینه کردیم. یعنی جایی را ازدست‌داده بودیم و باید یک سال حوصله می‌کردیم و بهار سال آینده می‌رفتیم تا ضبط صورت پذیرد.

گویا سر ساخت ایران‌گرد ۳ دچار اشکالات مالی شدید!

وادار بودیم گاهی زیادتر جایی بمانیم و زیادتر کارکنیم که همه این‌ها هزینه‌بر بود. ما با ۴ نفر ایران‌گرد ۱ را آغاز کردیم. الآن یک مجموعه حدوداً ۵۰ نفری درگیر این کار می باشند.

گروه ایران‌گرد الآن چند نفر است؟ از چند آغاز کردید؟

مجموعه تصویربرداری‌مان و بچه‌هایی که در خود لوکیشن‌ها با ما می باشند بین ۷ تا ۱۰ نفر می باشند و مجموعه‌ای که خارج از گروه تصویربرداری می باشند حدود ۴۰ نفر می باشند که حدود ۳۰ نفرشان را منحصرا گروه پژوهش و نگارش تشکیل داده است. مابقی در حوزه موسیقی و تدوین و همین‌طور در حوزه صداگذاری کمک می‌کنند. خیلی سخت، یعنی پیدا کردن سوژه‌ها یکی از سخت‌ترین کار‌هایی است که ما انجام می‌دهیم. ابتدا یکی از استان‌های کشور را به ما معرفی می‌کنند.

سوژه‌ها را چگونه پیدا می‌کنید؟

ما از طریق دوستان و آشنایانی که در این زمینه فعالیت می‌کنند و در آن استان می باشند پرس‌وجو‌هایی را انجام می‌دهیم. بعدازاین کار ما به ۳۰ یا ۴۰ موضوع می‌رسیم که آن‌ها را روی کاغذ می‌آوریم و غربال می‌کنیم. بعدازاین خودمان به منطقه می‌رویم و این سوژه‌ها را نگاه می‌کنیم و در استان می‌گردیم و آن‌ها را به ۱۰ الی ۱۵ موضوع می‌رسانیم. از این تعداد هم سرانجام به ۳ یا ۴ موضوع کلیدی می‌رسیم که باید روی آن‌ها عملکرد. بعد این سوژه‌ها را به بخش پژوهش می‌دهیم که درباره آن‌ها تحقیق نمایند. اول بکر بودن طبیعت آن منطقه است. دوم آدم‌هایش باید اصالت‌های خوبی دارا باشند و آن را هم حفظ کرده باشند.

چه چیزی در سوژه‌ها با اهمیت است که انتخاب می‌شوند؟

آن آدم‌ها باید در طبیعتی باشد که یا خیلی بکر و یا خیلی زیبا باشد. همه را یک اندازه دوست دارم و هیچ تفاوتی بین هیچ‌کدامشان نمی‌بینم. به هرکسی هم می‌گویم باورش نمی‌شود، می‌گویند مگر می‌شود حتماً جنگل‌ها جذاب‌تر می باشند.

در سوژه‌هایی که انتخاب کردید کدام‌یک از آن‌ها زیادتر به دلتان نشسته است؟

اصلاً این‌طور نیست بیابان یک زیبایی و صحبتی برای گفتن دارد، جنگل‌های هیرکانی یک‌جور، کوه‌های زاگرس یک‌جور، جنگل بلوط زاگرس یک‌جور، طایفه بلوچ یک‌جور، طایفه لر و تالش قشقایی یک‌جور. هرکدام این‌ها صحبتی برای گفتن دارند. می‌خواهم نگاه مردم دنیا به ایران متمرکز شود و عوض شود و لذت ببرند. آن‌ها بیایند ارز آوری می‌شود و تبادل فرهنگ صورت می‌گیرد.

گویا در پی چاپ کتاب و برپایی نمایشگاه بین‌المللی عکس از جاذبه‌های ایران در خارج از کشور هستید؟

هم چنین آن‌ها بافرهنگ خوب ایران آشنا می‌شوند. وقتی من در «اینستاگرام» عکس و یا کلیپی از ایران می‌گذارم، آن‌قدر به من پیام می‌دهند که واقعاً اینجا ایران است؟ مگر ایران بیابان نبود و شما عربی گفت وگو نمی‌کردید؟ برای همین خیلی دوست دارم که خارج از کشور نمایشگاهی از ایران و فرهنگ ایرانی دایر کنم. هم‌چنین مجموعه مستند مردمان طبیعت ایران را بسازم که در همین راستا است.

با مدیر اسبق میراث فرهنگی جلسه‌ای داشتم هیچ تأثیری نداشت.

میراث فرهنگی چقدر از شما پشتیبانی کرده است؟

هیچی!

با آن‌ها جلسه نداشتید؟

با معاون قبلی وی هم همین‌طور هیچ تأثیری نداشت و استانداری‌ها هیچ‌کدامشان مشارکت نکردند. در مستند‌ها دچار آسیب‌های مختلفی شده‌اید. الآن وضعیتتان چگونه است؟من با خودم عهد کردم که این بدن را سالم زیرخاک نبرم.

کاری که ما انجام می‌دهیم بسیار دشوار است. الآن وضعیتتان چگونه است؟

از عاملان زیادی هم برای تولید نمی‌توانم استفاده نمایم چراکه هم بودجه محدود است و هم وقتی گروه بزرگ می‌شود کار هم سخت می‌شود. من الآن سه دیسک پاره دارم. هم دیسک کمر و هم گردنم دچار پاره شدن شده است و آن‌ها را منحصرا با ورزش حفظ کرده‌ام تا جراحی نشوند. اگر بخواهم جراحی کنم خدا می‌داند چه رخدادی می‌افتد. پرده دیافراگم من پاره گردیده است و جراحی آن را به پس از اتمام «ایران‌گرد ۳» موکول کرده‌ام.

همه این کار‌ها رو انجام دادم تا قدمی برای کشورم بردارم و کار درست را انجام بدهم. وقتی‌که ایران‌گرد پخش گردید و این‌قدر پیام‌های مثبت از مردم نگاه کردم واقعاً خستگی‌ام برطرف گردید. من تا وسط‌های کار خسته بودم، آن‌قدر که همه‌اش با خودم می‌گفتم که خدایا من چقدر روحم خسته است.

شیرین‌ترین رخدادی که برایتان در طول پخش مستند‌ها رخ داد؟

۳ سال به‌شدت کارکرده بودیم، شبانه‌روزی و مملو از استرس. من اینجا می‌خواهم از ۳ مجموعه سپاسگزاری مخصوص دارا باشم. ۳ یک خانواده‌ام، همسرم و فرزندم، عواملی که هرگز دیده نشدند در مجموعه مستند ایران‌گرد، مثل تصویربردار‌ها و صدابردارهایمان، بچه‌های عکس ها هوایی، تدوینگر و بچه‌های پژوهشگرمان.

موقع پخش ایران‌گرد در ایام نوروز به‌شدت استرس داشتم که بازخورد چه می‌شود، مردم و مسئولان چه می‌گویند، چه رخدادی می‌افتد و این استرس‌ها من را خیلی خسته کرده بود جوری که در این‌یک ماه موخر من ۴ کیلو وزن کم کردم با این‌که اصلاً چربی ندارم [با خنده]درنهایت به آرامش آمدیم وقتی نگاه کردم خیلی استقبال گردید و به‌عنوان پربیننده‌ترین مستند تلویزیون شناخته گردید؛ و سخن آخر!

همه آن‌ها تمام قد و با عشق کارکردند و دشواری خیلی زیادی کشیدند من واقعاً از همه آن‌ها سپاسگزارم. سوم از مردم شریف ایران واقعاً سپاسگزارم به علت این‌که همیشه انرژی مثبت به من جابه جایی دادند و من را پشتیبانی کردند و از حمایتشان خیلی قدردانم. همین‌طور از مسئولان سازمان صداوسیما که این مجال را به من دادند و کمک کردند که این مجموعه به بار بنشیند هرچند که همیشه بودجه کم بود هرچند که همیشه ازلحاظ مالی و زمان در مضیقه بودم، اما سپاسگزارم که کمک کردند همین هم به بار بنشیند.

از رئیس محترم سازمان صداوسیما عاجزانه درخواست ها می‌کنم که کمک کنند که مجموعه‌های بهتری را بتوانم بسازم، چون من زمانی دارم و الآن جوانم و تا ۷، تا ۱۰ سال دیگر می‌توانم خوب کارکنم بعدش دیگر مستهلک می‌شوم و مطمئناً نمی‌توانم کاری انجام دهم؛ در نتیجه دوست دارم در این‌زمانی که باقی‌مانده است یکی دو کار انجام بدهم، کاری که ماندگار باشد و این برای من از هر چیزی باارزش‌تر است.