تاریخ: ۱:۳۲ :: ۱۳۹۶/۱۰/۲۳

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، گذشت و از خود گذشتن! چند لحظه روی این واژه‌ها تأمل کنید! این کلمات صرفاً ترکیب چند سخن آسان نیست. دنیای بزرگی از معانی با مسمّایی هست که از آن زیباترین صفت ها و شاخص های تعالی بخش انسانیت بر می‌خیزد. منظومه […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، گذشت و از خود گذشتن! چند لحظه روی این واژه‌ها تأمل کنید! این کلمات صرفاً ترکیب چند سخن آسان نیست.

دنیای بزرگی از معانی با مسمّایی هست که از آن زیباترین صفت ها و شاخص های تعالی بخش انسانیت بر می‌خیزد.

منظومه بی انتهای نوع دوستی هست و تجلی بارزترین خصایص بشری.

این کلمات را می‌توان در همه جا به عکس کشید، اما هرکسی نمی‌تواند تصویرگر آن باشد.

باید بزرگ باشی تا بزرگواری کنی! همچو کوه مقابل کاستی‌ها استوار و سخت باشی و مثل خورشید، بی هیچ چشم‌داشتی بتابی! مثل ستاره در شب تاریک و سرد انسان‌ها بدرخشی و ماه فروزان آسمان تیر و تار آدم‌ها شوی.

سنگ صبور کودکانی باشی که بزرگترین آرزوی‌شان، کوچکترین آرزوی هم سن و سالان خود در منطقه های با ابزارها و بهره مند هست. 

 نمی‌توان دید مادی به زندگی و آدم‌های اطراف خود داشت و همه چیز و همه کس را از دریچه و نگاه منفعت طلبی دید و آنگاه خواهان معجزه و بازتاب درست مشی و کردارمان در زندگی شخصی خود باشیم.

  باید بدانیم بازتاب نیکی جز نیکو دیدن نیست و در این میان، معلمان نمادهای کم مثل این نیک سیرتی می باشند.

شمع وجود آنان تنها در کلاس درس روشنایی نمی‌‌بخشد و سوز سازنده آنان منحصر به چهار دیواری تخته و نیمکت نیست.

جوهره و جان مایه این شغل، مجموعه‌ای از صفت ها متعالی انسانی مثل دانایی، قدرت و هدایت هست، اما گاهی خود مصادق عینی از زیباترین نشانه‌های انسانیت می‌شوند.

معلم، آنچنان قداست و حرمتی در پی خود دارد که به طور مستمر جزء قابل اعتمادترین قشرهای جامعه هست و مردم آنان را مأمن و ملجأ ارزشمندی در بزنگاه‌های زندگی می‌دانند.

آنان، اوج مهربانی و مهرورزی می باشند و تاریخچه کهن این شغل، گنجینه عظیمی از ایثار و از خودگذشتگی معلمان در نقاط متفاوت هست.

زیادی از آنان در مسیر علم آموزی هر دشواری و مرارتی را به جان می‌خرند و نمادهای جسارت و ایثار آنان، در اقصی نقاط این مرز و بوم به خوبی عیان هست.

البته زیادی از این فضایل اخلاقی و رفتاری معلمان در جامعه بازتاب پیدا نمی‌کند و زیادی نیز می باشند که هرگز حاضر به بازتاب ایثار خود در سطح جامعه نمی‌شوند.

اگر نگاه کوتاهی به سال‌های تحصیلی دور و نزدیک نظام تعلیم و تربیت بیندازیم؛ نمونه‌های بارزی را از این فداکاری‌ها را رویت می‌کنیم. 

 در خاطر دارم که چگونه معلمی ایثارگر، خواسته ما را برای گفت وگو، در حصار اخلاص و نوع دوستی خود محصور کرد و مخفی کاری از سر تواضع و اخلاص او درس به یادماندنی به ما داد.

 بله! معلم شاغل در اداره آموزش و پرورش شهر جواد آباد از توابع شهرستان ورامین را می‌گویم که یکی از نمونه‌های گذشت و جوانمردی هست.

او که علی‌رغم پیگیری‌ها و اصرار چند روزه برای انجام گفت وگو، حاضر نشد فداکاری و ایثار خود را که حکایت طاقت‌فرسای تعلیم در یک مدرسه روستایی آن هم با پیمودن همه روزه ۱۲۰ کیلومتر با موتور و با آن همه مشقت و دشواری هست، را روایت کند و در برابر اصرار و ابرام ما برای انجام گفت وگو، بر اصول و اعتقادات قابل ستایش‌اش می‌ایستد و از اظهار این حرکت با اعتبار، امتناع می‌کند و تنها جواب او این هست که «

* مصاف همه روزه آقا معلم با صخره و سنگ 

این مطلبو از دست ندید!  محافظت و حفظ طبیعت مجازات شکارچیان

«عزیز محمدی‌ منش» معلم فداکار لرستانی مبحث دیگر داستان واقعی‌ام از گذشت و ایثار هست. آقا معلم با صفایی که ۱۷ سال پیشینه تعلیم در مدرسه ها عشایری را دارد؛ رنج رفتن در مسیر سخت کوهستان را به جان می‌خرد و خم به ابرو نمی‌برد.

معلمی که روزانه با دشواری و ضمختی کوهستان مصاف می‌کند و چند ساعت را در جاده پیاده می‌رود تا به روستای محل تعلیم خود برسد.

این معلم لرستانی برای رسیدن به مقصد باید ۸ ساعت پیاده‌روی کند و ماه‌ها از خانواده دور باشد تا بتواند دانش‌آموزان محروم و عشایری را تعلیم دهد.

«مقداد باقرزاده» آموزگار منطقه عشایری در استان گلستان، معلم دیگری هست که در منطقه مراوه تپه، حدود روستای نارلی، در دره‌ای به اسم «قوشی‌دره» به دانش‌آموزان عشایر درس می‌دهد و فاصله محل کار تا خانه‌اش ۳۳۰ کیلومتر هست و باید هر هفته این مسیر را طی کند.

این معلم فداکار عشایری در یکی از روستاهای منطقه ساکن هست و روزانه باید با موتور، مسیری ۲۰ دقیقه‌ای دیگری را طی کند تا به کلاس درس برسد.

«علیرضا هادی‌ نژاد» معلم فداکار یزدی هست که در دبستان «توحید» روستای دولاب خزرآباد که با خانه‌اش فاصله ۶۵ کیلومتری دارد، تعلیم می‌کند.

رنج و دشواری راه را به جان می‌خرد و با عشق و عطوفت بی انتهاء خود، چراغ راه دانایی و قدرت دانش‌آموزان می‌شود.

اوج شکوه کار این معلم فداکار یزدی آنجاست که در کنار تعلیم خود به دانش‌آموزان، هنگامی دشواری و رنج والدین این دانش‌آموز را در جابه جایی فرزندانشان به مدرسه می‌بیند تاب نمی‌آورد و خود را ملزم می‌کند تا رسم نوع دوستی را به خوب ترین وجه به جا آورد.

این معلم جوان روزانه شاگرد معلول جسمی خود را، با خود از خانه به مدرسه می‌آورد و مجدداً هنگام تعطیل شدن مدرسه، وی را به خانه‌اش جابه جایی می‌دهد.

هادی‌نژاد سنگ صبور و همراه ابدی این نوجوان ناتوان هست و تمام امور شخصی، آموزشی، پرورش و بهداشتی این دانش‌آموز معلول را انجام می‌دهد و مدت ۷ سال هست که این شاگرد معلولش را روزانه از خانه به مدرسه می‌آورد و بعد از انتهاء کلاس درس، وی را به خانه‌اش باز می‌گرداند.

انتهای پیام/