تاریخ: ۱۷:۱۰ :: ۱۳۹۶/۰۸/۲۴
هزار چهره ی دروغین؛ بزرگترین جاعل تاریخ

مجله همشهری سرنخ – ندا بهجتیان: «دغل باز بزرگ»؛ این لقبی هست که به «فردیناند دمارا» داده شده. به مردی که می گردد او را بزرگترین جاعل تاریخ دانست. او هر بار با جعل عنوان، خودش را به عنوان متخصص در یک حرفه جا می زد و آنچنان موفق می گردید که فردی به او […]

مجله همشهری سرنخ – ندا بهجتیان: «دغل باز بزرگ»؛ این لقبی هست که به «فردیناند دمارا» داده شده. به مردی که می گردد او را بزرگترین جاعل تاریخ دانست. او هر بار با جعل عنوان، خودش را به عنوان متخصص در یک حرفه جا می زد و آنچنان موفق می گردید که فردی به او شک نمی کرد. .. تنها شماری از حرفه هایی هست که فردیناند دمارا وارد آن ها گردید و البته به چیرهی های شگفت انگیزی رسید.

«   هزار چهره ی دروغین  دمارا آن مقدار مطلوب نقش فرد دیگری را اجرا می کرد که هیچ وقت دستش برای مردم عادی رو نشد.   او آن مقدار به این کار دنبال کرد تا در تمام جهان با نام دغل باز بزرگ به آوازه رسید. این کار دمارا را می توان جعل عنوان، سرقت و فریب مردم نامید.»
زندگی خانوادگی  دمارا یک شیاد بزرگ با ظاهری آراسه بود که تمام مردم را به راحتی می توانست فریب دهد. » فردیناند دمارا در سال ۱۹۲۱ در ماساچوست ایالات متحده به جهان آمد.      رابرت واقعی، روانشناس دانشگاه پنسیلوانیا بود ولی از آن جا که زیادتر مردم منحصرا اسمش را شنیده بودند، گفته های دمارا را باور کردند. دانسته های دمارا از روی کتاب هایی که در زمینه روانشناسی خوانده بود نیز یکی از ارزشمند ترین دلایلی بود که هیچ کس به او مشکوک نشود.
  هزار چهره ی دروغین دستگیری دمارا  دمارا در وقتی که به عنوان یک روانشناس فعالیت می کرد با سخن ها و نصایح خود توانست حال بسیاری از سربازان دچار به افسردگی را مطلوب کند.     دمارا در تمام زندگانی خود منحصرا یک بار تحت تعقیب جای گرفت و از طریق اف بی آی دستگیر گردید.

از حرفهی به حرفه دیگر  دمارا به علت این گناه، ۱۸ ماه به زندان افتاد. دمارا این دفعه، وکیل زبردستی گردید که دو دادگاه زیاد جنجالی را نیز با چیرهی به انتهاء برد ولی این حرفهی را بسیار زود ترک کرد و باز هم به سراغ همان حرفه کشیشی رفت و این بار به کلیسای برادران جان رفت.   دمارا این بار با نقش تازهی که برگزیده بود، به نیروی دریایی سلطنتی کانادا ملحق گردید.  هزار چهره ی دروغین     این جراحی های موفق و پی در پی دمارا موجب گردید تا او به آوازه بسیاری دست یافته و اسمش در بسیاری از رسانه ها انتشار یافته گردد ولی آوازهی که بالاخره موجب دردسر برای او گردید.  در یکی از همین خبرها مادر دکتر جوزف کایر واقعی، نام پسرش را در کنار تصویر دمارا نگاه کرد و این مبحث را به پسرش خبر داد.

زندگی در امریکا   اما دمارا از امور خود پشیمان نشد و تصمیم گرفت دغل بازی و کذب های خود را دنبال کند.   وقتی که دمارا از ارتش کانادا و حتی این کشور اخراج گردید به ایالات متحده برگشت و این بار با نام «بنجامین جونز» کار خود را در زندان تگزاس و در طرف رئیس زندان شروع کرد. هزار چهره ی دروغین   دو سال در این حرفه مشغول به کار بود تا این که یکی از زندانیان او را از روی تصویری که در مجله لایف دیده بود، شناخت.   سال های آخر زندگی  زندگانی دمارا الهام قسمت بسیاری از فیلمسازان و نویسندگان گردید و کتابی از زندگینامه او به نام دغل باز بزرگ به چاپ رسید.   دمارا به ابزار حرفه هایی که داشت توانسته بود با اشخاص سرشناس بسیاری دوست گردد که یکی از آن ها استیو مک کویین بود، فردی که بالاخره، دمارا تمام داستان و زندگینامه خود را به او داد.   طبق نوشته های نیویورک تایمز «با این که به او لقب دغل باز بزرگ داده شده بود و در هیچ کدام از حرفه هایی که انتخاب کرده بود دانشی نداشت، ولی با تمام وجود، کوشش خود را کرد تا در حرفه خود خوب ترین باشد، دمارا در تمام این مدت به فردی لطمهی نرساند و هیچ کس شکایتی جدی از او نداشت به جز کسانی که به خاط سوءاستفاده از نامشان از او شاکی بودند.»  هزار چهره ی دروغین
   دمارا حتی با علمی که از روی کتاب ها به دست آورده بود خواسته بود تا خوب ترین باشد و شاید این مسئله های، به علت بهره هوشی زیاد بالایی بود که داشت. »    دمارا هشت سال آخر عمر خود را در منزل و در وضعی نامناسب گذراند، از انجایی که به علت شدت گرفتن دیابتش پزشکان وادار گردیدند پاهایش را نیز قطع کنند، ولی باز هم دوستان بسیاری داشت که همواره به ملاقاتش می رفتند.   زندگی دمارا الهام قسمت بسیاری از فیلمسازان و نویسندگان گردید به طوری که حتی در وقت حیاتش نخستین کتاب از زندگینامه او به نام دغل باز بزرگ به چاپ رسید و یک سال بعد هم فیلمی با همین نام و با بازی «تونی کورتیس» در نقش دمارا ساخته گردید.