تاریخ: ۱۶:۳۸ :: ۱۳۹۷/۰۶/۲۳
نقش با اهمیت «قلب» در رسیدن آدم به خداوند

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از ایکنا؛ آیت الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا، از اساتید معروف اخلاق به نقل روایتی از امام صادق(ع) در راستای اهمیت قصد کردن خداوند با قلب پرداخت و مصادیق آن را نیز توصیف کرد که در ادامه تفضیل این اظهارات تقدیم می‌شود؛درباره قلب چند روایت وارد گردیده هست که منظور […]

نقش با اهمیت «قلب» در رسیدن آدم به خداوندبه گزارش راهنمای سفر من به نقل از ایکنا؛ آیت الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا، از اساتید معروف اخلاق به نقل روایتی از امام صادق(ع) در راستای اهمیت قصد کردن خداوند با قلب پرداخت و مصادیق آن را نیز توصیف کرد که در ادامه تفضیل این اظهارات تقدیم می‌شود؛
درباره قلب چند روایت وارد گردیده هست که منظور از قلب نیز باطن ما هست، خیلی کارها انجام می‌دهیم، اما یک وقت می‌بینیم که پشت آن کارها قلب و تعقل نیست، این حدیث امام جواد(ع) را پیشتر خوانده‌ام، تیترش این هست که فرمود: «الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنْ إِتْعَابِ الْجَوَارِحِ بِالْأَعْمَالِ»، یعنی آهنگ کردن به سوی خدا با قلب‌ها زودتر آدم را می‌رساند از این که جوارح را به زحمت بیندازی، پس قلبت کار کند روزتر می‌رسید.
چیزهای بسیاری از این حدیث استفاده می‌شود که بعضی از مصادیق آن را می‌گویم، یک حدیث از امام علی(ع) هست که فرمود «كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ»؛ چقدر روزه داری داریم که از روزه‌اش چیزی جز گرسنگی و تشنگی حاصل نمی‌شود و «وَ كَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ»، سهر با «هاء» یعنی شب بیداری، در حدیث هست که شب بیداری غیر از سه مورد سفاهت هست، یعنی بنده غیر از این سه مورد سهر دارا باشم سفیهم؛ یکی عبادت هست، یک وقت امکان دارد نشاط داشته باشد عبادت کند، یکی طلب علم هست، خیلی از علما نصف شب آرامش وجود دارد و به همین سبب مطالعه می‌کنند، سومی هم عروسی هست؛ غیر از این سه مورد شب بیداری حماقت هست.
فرمود «وَ كَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ»؛ خیلی‌ها می باشند که در شب قیام دارند، اینقدر روی پا نشسته که خسته شده اما فرمود هیچ برای او نمی‌ماند جز شب بیداری و زحمت، امام نفرمود روزه نگیر و …، ، فرمود مرحبا و چه زیبا هست خواب زیرک‌ها و افطار آنان، اینها که قلب پشت کارشان هست.
می‌گویند یکی از معانی «الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ»، اندیشه در جلال و جمال خدا هست، عبادت سر جایش اما فکر کن ببین رحمن و رحیم به چه مفهوم هست، خدا سفره را باز کرده که «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها»، چقدر آقایی کرده هست، یک مقدار در این‌ها فکر کنیم.
یکی دیگر از مصادیق حدیث «الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ»، توجه به عیوب باطنی هست و این که آدم آنان را اصلاح کند، یک جلسه‌ای با خودش بگذارد، می‌گوید خشنم و …، ، اینها را اصلاح کند. محاسبة النفس همین هست، یکی از اقدامات قلوب هست که نگاه کنیم چکار کرده‌ایم، بعضی‌ها می باشند و من نگاه کردم می‌آیند پیش من می‌گویند هر چه فکر می‌کنم می‌بینم هیچ گناهی ندارم، اما دستخوش شده‌ام، می‌گویم اولا تبریک می‌گویم که یکی از معصومان هستید! بعد هم ما که اعمال را حساب نمی‌کنیم یادمان می‌رود! یک وقت پر رنگ و یک وقت هم کم رنگ هست.
داستانی را بگویم؛ خدا رحمت کند شیخ رجبعلی خیاط را؛ وی مدعی نبود اما در نهایت یک چیزی در کاسه‌اش ریخته بودند، اساتیدی داشتم که باج به فلک نمی‌دادند اما به وی ارادت داشتند، الآن یک نفر مانندش را نداریم! گرچه در آن زمان بزرگ‌تر از او هم بودند، مدعایی هم نداشت. این نکته را هم در باب عرفان بگویم که بین دو عرفان دیدگاهی و عملی ملازمه‌ای نیست، یک جاهایی همسایگی دارند، عرفان دیدگاهی و عملی یک جاهایی تلاقی می‌کنند اما کم هست. اما در نهایت می‌خواهید کلاس بالا برود، تلاقی را نیز باید بدانید اما در عرفان عملی نیز اینقدر شیطان نقشه دارد که علی الظاهر باید شخص مجتهد باشد.
در عرفان عملی نیز اصلا چیزهای ساده‌ای نیست، دیدگاهی نیز همین هست و سخت هست، حتی عرفان عملی اینقدر بعضی وقت‌ها مشکلات دارد که گاهی وقت ها سالک در اول کار مکاشفه پیدا می‌کند اما خودش محتوای آن را نمی‌فهمد. هیچگاه این را نگفته بودم و به یادگار می‌گویم؛ زنده یاد پدرم اعلی الله مقامه الشریف نقل کرد از آیت الله العظمی اراکی، که وی از مشایخ اذن بنده هست. وی یک چیزهایی مستقیم به من فرمود ولی وقتی مستقیم نگفتند از مسیر پدرم دریافتم.
وی فرموده بودند که برای یکی از شاگردان میرزا جوادآقا ملکی تبریزی، مکاشفه پیش آمد و این طرف و آن طرف می‌دوید و دلخور بود که این چه بود نگاه کردم، رفت در خانه میرزا جوادآقا گفت اینطور چیزی را نگاه کردم و …، ، فرموده بودند یک گناه کاری در جایی بوده و شب گذشته در تهران مرده هست و این صورت جان دادن او بوده که تو دیدی.
یعنی همین گونه که خواب احتیاج به تعبیر دارد، گاهی وقت ها مکاشفه در اول سلوک احتیاج به تعبیر دارد و بزرگ‌تر تعبیر می‌کند، امام سجاد(ع) فرمود هلاک گردید کسی که حکیمی بالای سر او نبود که وی را ارشاد کند. اگر استاد ندارید به گفته آیت الله بهجت به یقینیات عمل کنید. استاد نیست آقا جان! فرمودند به یقینیات عمل کنید، آن که یقین دارید عمل کنید فرمود سید انبیاء وعده داده هر کس عمل کند به آنچه می‌داند خدا می‌دهد به وی چیزی که نمی‌داند.
بهر صورت شیخ رجبعلی مدعا نداشت و گرنه در عرفان عملی هم باید مجتهد بود، فرموده بودند اگر اجتهاد نداشته باشید مشکلاتی ایحاد می‌شود و اکنون اگر نبود زیر نظر یک شخصی باشد، غرض این هست که محاسبه نکنیم یادمان می‌رود، این داستان را نقل می‌کنم؛ گفتند یک نظامی عالی رده در زمان قبل بیمار شده بود و اینها دستشان باز بود که به خارج و … بروند، ولی نشده بود و هیچ پاسخی نگرفته بودند و گفتند شیخ رجبعلی خیاطی وجود دارد که شب‌های چهارشنبه جلسه دارد و وی را با تخت روان برده بودند نزد شیخ که دیدگاهی کن.

این مطلبو از دست ندید!  فریدون مشیری، شاعر دلاویزترین شعر جهان

البته ما منکر پزشک نیستیم، اولا که هنر یک پزشک و دانشمند چیست؟ فلان کس به طور مثال فلان چیز را کشف نموده هنرش پی بردن به یکی از شاهکارهای طبیعت هست که خدا خواسته و قوانینی در طبیعت هست که پی بردند، فلان مریضی اینطور خوب می‌شود و …، ، اما یک نکته را توجه کنید، این قوانین که در طبیعت هست خدا گذاشته و بر آنان حاکم هست نه بالعکس. به هر حال پزشکان برای این تیمسار موثر نبودند، وی را آوردند و شیخ رجبعلی نگاهی کردند و فرمودند ۲۸ پارسال تو یک ماشین نویس داشتی که سید هم بود، دلش وی را شکستی و اخراجش کردی، اگر وی را پیدا کردی خوب می‌شوی وگرنه خوب نمی‌شوی.
یکی از مصادیق روایت «الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ»، این هست که نگاه کنیم چه کارهایی کرده‌ایم؛ آیت الله بهاءالدینی فرموده بودند گاهی کتاب را می‌بندیم فکر می‌کنیم خدا شاهد هست فرمودند برکاتش را هم درمی‌یابیم. باید عقل را به کار برد.
یکی از مصادیق روایت محل بحث نیز روایت امام صادق هست، نگاه کنید امام صادق(ع) فرمود کسی حقا ذاکر خدا باشد یعنی همیشه به یاد او باشد کار حرام نکند و … مطیع هست، یعنی ذکر کلیدی همین هست و اکنون اذکار زبانی هم به شرط وصل شدن به قلب خوب هست اما ذکر کلیدی این هست که یاد او باشیم و از رضای او خارج نشویم، امام فرمود و کسی هم که غافل از خدا هست وی را عصیان می‌کند، اگر کسی اطاعت خدا را می‌کند او هدایت شده هست و علامت گمراهی نیز معصیت هست. امام جمع بندی کرد که ریشه هدایت و ضلالت ذکر و غفلت هست، ذکر داشته باشد ضاله نیست و نداشته باشد ضاله هست.
فرمود وقتی مقید شدید با قلب پیش خدا بروید «فَاجْعَلْ قَلْبَكَ قِبْلَةً لِلِسَانِك»، زبان خیلی با اهمیت هست، من کثیری را سراغ دارم که با زبان جهنم می‌روند، نماز می‌خواند اما با زبان نیشی می‌زند که طرف تا هفت پوستش می‌سوزد و بعد می‌گوید حقش بود!
نگاه کنید؛ یک وقت کتاب کوچک را که آیت الله بهجت نوشته باشد همه می‌خوانیم و روی چشم می‌گذاریم آن وقت لقمان به پسرش فرمود پسر جان! از میان تعالیم چهارصد پیامبر، چهار کلمه انتخاب کرده‌ام. یکی این که فرمود وقتی طعام می‌خوری مراقب باش و همه چیز نخور، اولا فراوان نخور و بعد دقت کن خلال باشد، مضر نباشد خیلی سخن هست که شبهه ناک هم باشد باید دوری کرد. پس مراقب گلویت باش، مضر نخور، خدای نکرده حرام نباشد و … .
..، ، سوم در بین مردم که بودی زبانت را محافظت کن، اینقدر سخن نزن امام فرمود «مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُه»، ‏کسی که فراوان صحبت کند خطایش فراوان می‌وشد، رازت را نگو به کسی، زبان را آزاد نگذار، یک وقت امکان دارد گرفتاری درست گردد. اما چهارمین نکته که خیلی با اهمیت هست این هست فرمود اگر در نماز بودی مراقب قلبت باش، دیگر فکر اینطرف و آن طرف نرود.
جمع‌بندی این صحبت‌ها این که وقتی اینطور مواظبت گردید و قلب نورانی گردید، می‌فرماید امام صادق(ع) که قلبت را قبله زبانت قرار بده، یک چیزی می‌خواهی بگویی، اول بینداز در قبلت که بگویم یا نگویم و این زبان را منحصرا با اشاره قلب حرکت بده.

انتهای پیام