تاریخ: ۵:۵۷ :: ۱۳۹۶/۱۰/۲۷
نظام فلسفی طباطبایی و علم آدم شناسی

  اعتباریات؛ مقولات عقل عملی پیش از این اظهار گردید که طباطبایی مفاهیم اعتباری را از سنخ مفاهیم عقل عملی می داند. از منظر وی، اعتباریات به کلّی با عقل دیدگاهی خارجی اند و این مفاهیم را نمی شود در دسته بندی های مقولات عقل دیدگاهی به شمار آورد. علاوه بر اظهارات وی درمورد «برساخته […]

 

اعتباریات؛ مقولات عقل عملی

پیش از این اظهار گردید که طباطبایی مفاهیم اعتباری را از سنخ مفاهیم عقل عملی می داند. از منظر وی، اعتباریات به کلّی با عقل دیدگاهی خارجی اند و این مفاهیم را نمی شود در دسته بندی های مقولات عقل دیدگاهی به شمار آورد. علاوه بر اظهارات وی درمورد «برساخته بودن» اعتباریات به وسیله عقل عملی، وجوه فلسفی دیگری را نیز میتوان در تأیید این نظر که اعتباریات، مقولات عقل عملی اند، برشمرد[۱]. زیرا اعتباریات، اموری هم سنخ با عقل عملی می باشند و اصلاً کار عقل عملی، ایجاد معانی غیرحقیقی از سنخ اعتباریات برای عمل آدمی هست. وی در این مورد می گوید:

وی در این مورد می گوید:عقلی که ما در آن گفت وگو می کنیم عقل عملی هست که موطن عمل آن عمل آدمی هست، از جهت اینکه آیا صحیح هست یا نه، جایز هست یا باطل و هر معنایی که از این قبیل باشد، امری اعتباری هست که در خارج از موطن تعقل و ادراک، تحقق و واقعیتی ندارد، و همین ثبوت و تحقق ادراکی به عینه فعل عقل هست و قائم به خود عقل، و مفهوم حکم و قضا همین هست.

به خلاف عقل دیدگاهی که موطن عمل آن، معانی واقعی و غیراعتباری هست، چه اینکه عمل عقل در آنان گمان آنان باشد و یا تصدیق؛ چون این چنین مدرکات عقلی برای خود ثبوت و تحققی مستقل از عقل دارند، و دیگر برای عقل در هنگام ادراک آنان عملی باقی نمی ماند جز اخذ و حکایت، و این همان ادراک هست و بس، نه حکم و قضاء[۲].

با این وصف، هر چه «هست» را عقل دیدگاهی، و هر چه «باید» را عقل عملی فهم می کند. این اعتبارات را آدم در لحظه «عمل» می سازد و به نحوی که در دسته بندی های کلی تنظیم پذیر می باشند، یا به عبارت دیگر، استعداد این را دارند که مقوله بندی شوند[۳]. از همین رو هست که طباطبایی اعتبارات را در دسته بندی های با نظم [= مقولات] معرفی می کند (طباطبایی، ۱۳۸۷ب: ۱۲۶-۱۵۴). این تبیین وی از پیدایش اعتبارات و مقوله بندی آنان دلیلی ترکیبی[۴] بر این ادعا هست که اعتبارات، مقولات عقل عملی اند.

ضرورت مطالعه جوامع اولیه در شناخت اعتباریات

تاحالا از مبانی فلسفی اعتبارات بحث کردیم، اما طباطبایی در تبیین نظریه خود صرفاً به موضوعات فلسفی بسنده نمی کند، لکن قدم آن سوتر می گذارد و پای تحقیقات علمی را برای توسعه نظریه اعتباریات می گشاید؛ بدین نحو که گرچه از ریشه های اعتبارات، نحوه تکثر و واقعیت وجودی ارزش در فلسفه بحث می شود، اما از آنجا که این اعتبارات در لحظه عمل ساخته می گردند، نمی شود در عقل دیدگاهی و با برهان فلسفی گونه های متفاوت آن را اکتساب کرد، لکن باید در محیط عمل آدم در پی این اعتبارات بود. هرچند ریشه های فلسفی اعتبارات، و سوال از اینکه به چه سبب ارزش ساخته می شود و از نظر فرآیند معرفتی چه اتفاقی هنگام ارزش اتفاق می افتد را میتوان با موضوعات تحلیلی فلسفی کشف کرد، اما برای شناسایی گونه های متفاوت اعتبارات باید به اعمال آدم ها در زمان ها و مکان های متفاوت مراجعه کرد. مطالعه زندگی آدم های خستین یکی از مهمترین این زمینه های مطالعه هست. طباطبایی در این مورد می گوید:

طباطبایی در این مورد می گوید:مفاهیم اعتباری که آدم اجتماعی امروز از قالب ذهن خود درآورده، به اندازه ای فراوان هست که شاید تمیز و طبقه بندی و شمردن آنان بالاتر از قدرت فکر بوده باشد. گرچه همه آنان ساخته فکر و اندیشه می باشند. با این همه پیوسته آدم به حسب پیشرفت اجتماع و تکامل فکر خود، مفاهیم جدیدی ساخته و روزانه یک یا چند نمونه تازه به فراروی نمایش می گذارد. و از همین جا نیز می فهمیم که به قهقرا بازگشته و به آدم اولی اجتماعی نزدیک تر شویم این ساخته های فکری کمتر شده و به ریشه هایی که محل انشعاب شاخه ها می باشند نزدیک تر خواهند گشت (همان، ص۱۴۵-۱۴۴).

از همین رو هست که در مقاله «اعتبارات» و رساله اعتباریات صرفاً به ریشه های اعتبارات می پردازد و تفصیل آنان را بر عهده پژوهش ها تجربی آدم شناختی می گذارد.

نظام فلسفی طباطبایی و علم آدم شناسی

««انسان شناسی مطالعه علمی آدم، خصوصاً ریشه، توسعه، نژادها، عادات و عقاید او هست. در معنایی گسترده تر، آدم شناسی مطالعه همه وجوه آدم من جمله جامعه شناسی آدم های "اولیه" است» (Sharma & Sharma, 1997, p.1). 1). ذیل عنوان «انسان شناسی»، در اوائل مقاله به تفصیل گونه های متفاوت آدم شناسی و من جمله آدم شناسی شناختی را گفتیم. همانطور که گذشت، نظریه اعتباریات طباطبایی، همان مقولات عقل عملی هست. مقولات عقل عملی نیز ساختار عمل آدم در مشی فردی و اجتماعی وی را نشان می دهد. این تبیین از نظریه اعتباریات، توان دارد سفارش هایی بنیادی به علم «انسان شناسیِ شناختی» داشته باشد و نقشه راه را برای آن رشته به عنوان علم تجربی ترسیم کند. طباطبایی در نظریه اعتباریات بین مقولات عقل عملی و مقولات عشر (که برای شناخت موجودات است) تفاوت قائل می شود و همین تفاوت، مسیر درست این آدم شناسی را با تفاوت نهادن میان کشف مقولات عقل عملی و مفاهیم عقل دیدگاهی و مقولات عشر ترسیم می کند.

در یک فاز، دسته بندی (مقوله بندی) ذهن برای شناخت موجودات را عقل دیدگاهی به  عهده دارد و در فاز ای دیگر، دسته بندی (مقوله بندی) مفاهیم برساخته آدم در فاز عمل هست که ذی ربط به عقل عملی هست. البته خدماتی که نظریه اعتباریات ساختاری و علم آدم شناسی توان دارند به یکدیگر بدهند دوسویه هست. طباطبایی برای کشف اعتباریات به چهار روش اشاره می کند که دو روش خستین آن ذی ربط به علم آدم شناسی هست:

آدم شناسی توان دارد در یافتن ریشه های اعتباریات ساختاری به نظریه اعتباریات (با ملاحظه وجهه فلسفی آن) مساعدت کند و نظریه اعتباریات نیز در قاعده مندی و نشان دادن مسیر کارکرد آدم شناسی به آن یاری می رساند.

طباطبایی برای کشف اعتباریات به چهار روش اشاره می کند که دو روش خستین آن ذی ربط به علم آدم شناسی هست:روش اول: سیر قهقرایی از جوامع کنونی به جوامع گذشته تا بدین وسیله به سرچشمه های اعتباریات برسیم. اجتماع امروزه ما با معلومات اعتباری و اجتماعی تدریجاً و به مرور زمان زمان روی هم چیده شده هست.

به همین علت توان داریم با سیر قهقری به عقب بازگشته و به سرچشمه کلیدی این زاینده رود اگر هم نرسیدیم، حداقل نزدیک شویم (طباطبایی، ۱۳۸۷ب، ص۱۲۵). روش دوم: مطالعاتی که امروزه عموماً با اسم پژوهش ها آدم شناسانه یا طایفه شناسی سرشناس هست؛ مطالعاتی که علم آدم شناسی عهده دار آنان هست. « با این وصف، از دیدگاه طباطبایی علم آدم شناسی کارکرد قابل قبولی برای شناخت منشأ اجتماع دارد.

«و علاوه بر این: با کنجکاوی در اجتماع و افکار اجتماعی ملل غیرمترقی که اجتماعات و افکاری (نسبتاً) آسان دارند» (همان). «روش سوم: پژوهش ها جانورشناسی، البته نه به نحو زیست شناسی، لکن پژوهش ها اجتماعات حیوانات.

«و یا ارزیابی اجتماعات سایر جانوران زنده معلوماتی به دست آوریم» (همان). «روش چهارم: پژوهش ها تجربی بر روی نوزادان انسانی؛ زیرا این نوزادان هنوز درگیر پیچیدگی های افعال آدم ها و اجتماعات انسانی نشده اند.

عوض شدن اعتبارات، روادید فلسفی آدم شناسی

«و علاوه بر این: در فعالیت های فکری و عملی نوزادان خودمان دقیق شده و ریشه های آسان افکار اجتماعی یا فطری را تحصیل نماییم» (همان). طباطبایی وقتی که اعتبارات پیش از اجتماع را برمی شمارد، در انتهای این رتبه از اعتبارات از اعتباری با اسم «تغییر اعتبارات» یاد می کند. ورود این ارزش در زمره اعتبارات بیانگر از آن هست که گرچه مقولات کلیدی اعتبارات، ثابت اند اما قانونی کلی که بیانگر از تحوّل اعتبارات هست بر نظریه اعتبارات حاکم هست. طباطبایی در این مورد می گوید: «تغییر اعتبارات، خود یکی از اعتبارات عمومی است» (همان، ۱۴۲).

عوض شدن اعتبارات را در بخش های زیر میتوان تلخیص کرد:

وی در ادامه، عوض شدن اعتبارات را در سه بخش عمده دسته بندی می کند که نخستین بخش آن در واقعیت، روادیدی فلسفی برای تحقق علم آدم شناسی صادر می کند؛ بدین مفهوم که با این تبیین، علم آدم شناسی مبنایی فلسفی در فلسفه اسلامی پیدا می نماید. مناطق گوناگون زمین که از جهت گرما و سرما و دیگر خواص و آثار طبیعی متفاوت خواهد بود تأثیرات متفاوت و عمیقی در طبایع اشخاص آدم داشته و از این راه در کیفیت و کمیت احتیاجات اثرگذاری بسزایی می کنند و علاوه بر این در احساس های درونی و افکار و اخلاق اجتماعی، و در پیرو آنان ادراکات اعتباری آنان از هم جدا خواهد بود؛ به طور مثال احتیاجات گرما و سرمایی منطقه استوایی نقطه مقابل احتیاجات منطقه قطبی بوده و از همین جهت از حیث تجهیزات، متفاوت می باشند. در منطقه استوایی در اغلب وقت ها سال برای آدم یک لنگ که به میان ببندد لازم و زیاده بر آن خرق و شگفت آور بوده و قبیح محسوب می شود و در منطقه قطبی درست به تصویر هست.
….
… ( اختلافات فاحشی که در افکار اجتماعی و آداب و رسوم سکنه مناطق مختلفه زمین مشهود هست، بخش مهمی از آنان از همین  جا سرچشمه می گیرد.

این مطلبو از دست ندید!  قطرات باران در قاب طبیعت + عکس ها

اختلاط مقولات گوناگون در پژوهش ها آدم شناسانه

(همان، ص۱۴۲). به نظر می آید یکی از خطاهای آدم شناسی از گذشته این بوده هست که در این علم بین مقولات ارسطویی (که برای دسته بندی موجودات بوده) و بین مقولات عقل عملی (که برای دسته بندی مفاهیم برساخته آدم در مقام عمل بوده) خلط شده هست. من جمله تلاش های آدم شناسی برای مقوله بندی مفاهیم انسانی میتوان به کار مشترک دورکیم و شاگردش مارسل ماوس (Marcel Mauss) در کتاب دسته بندی خستین (Primitive Classification) اشاره نمود.۶۴)؛ آنان در این کتاب به این سوال پرداختند که چه طور ذهن آدم امور را دسته بندی می کند (Bernard, 2004, p. 64)؛ دسته بندی یا مقوله بندی ای که هم توان دارد در دانش هایی مثل فلسفه تأثیرگذار باشد، هم در درجه بندی و ساختار علوم طبیعی و انسانی.

آنان مدعی گردیدند: «جامعه، مرجع همه مقولات فکر آدم است» (Durkheim & Mauss, 1963, Back cover). مطلبی که در ادامه از مارسل ماوس نقل می کنیم یکی از ظواهر خلط میان کارکرد مقولات عشر و مقولات عقل عملی و اصول عقل دیدگاهی و علم النفس در نوشته های پیش آهنگان علم آدم شناسی هست. اظهار مارسل ماوس، از شاگردان و همکاران دورکیم، چنین هست:

البته مطالب پیش  رو با این ذهنیت کامل می گردند که آدم شناسی از مفاهیمی مثل خانواده، جامعه، رئیس و ملکیت و مفاهیمی از این دست نیز که از دیدگاه طباطبایی مفاهیم اعتباری اند حرف می زند (Barnard, 2004). اظهار مارسل ماوس، از شاگردان و همکاران دورکیم، چنین هست:مطلب امروز درمورد چیزی نیست جز اینکه توضیح دهیم مقولات ذهن انسانی، ایده هایی که بر این باوریم ذاتی آدم اند، چه طور ایجاد شده و در طول قرون بسیار از راه فراز و نشیب های مکرر توسعه یافته هست.

در ادامه می گوید:

اصول این نوع از تحقیق:

بنابراین، حتی امروزه نیز غیردقیق هست، ظریف و شکستنی هست، چیزی که تبیین بیشتری قصد دارد (Carrithers, Collins & Lukes, 1985: 3). در چنین عملکردی شما مثالی از کار مکتب فرانسوی جامعه شناسی را خواهید دید، چیزی که توقع آن را نداشته اید. ما بویژه بر تاریخ اجتماعی مقولات ذهن انسانی تمرکز کرده ایم.

ما می کوشیم یک به یک آنان را با عبور موقت و آسان توضیح دهیم، نقطه سفر ما مقولات ارسطویی هست (Ibid). پس از آن در ادامه این عبارت در مورد مقولات «زمان» (time)، «مکان» (space)، «علت» (cause)، «کل» (whole) و «جنس» (genus)، که در تحقیقات دیگر آدم شناسان آمده، حرف می زند. در بخش آخر نوشته خود می گوید:

پس از آن تمرکز خود را بر مقوله «خود» (self) می گذارد و تغییراتی را که این مقوله در اقوام متفاوت به خود گرفته هست توضیح می دهد. در بخش آخر نوشته خود می گوید:کانت پرسشی را مطرح کرد، اما آن را حل نکرد، آیا «خود»، مقوله هست؟ فیخته کسی بود که نهایتاً به این سوال جواب داد که هر کنش آگاهی، کنش «خود» هست؛ کسی که همه علوم و همه کنش ها را بر «خود» مبتنی کرد. کانت قبلاً آگاهی فردی را خصوصیت مقدس شخص انسانی می دانست، که شرط عقل عملی هست.۲۲).

این فیخته بود که طبق آن مقوله «خود» را ساخت؛ شرط آگاهی و علم عقل محض (Ibid, p… ، ۲۲). پژوهش ها تجربی در مورد نحوه ساخت مفاهیم زمان، مکان، علت، کل، جنس، مقولات عشر، خانواده، رئیس، «خود»، و . ، که هر کدام ذی ربط به بخش متفاوتی از اندیشه هست، باعث سردرگمی و درهم ریختگی در یک علم می شود. تفکیک نکردن قاعده مند آن مفاهیم، مطالعه در مورد آنان را سخت و نتیجه های حاصله را نامعتبر می کند. زیرا مقولات عشر دسته بندی ذهن برای شناخت موجودات هست.

راه حل ایده ای نظام فلسفی طباطبایی

علیت، مفهومی از عقل دیدگاهی هست، و خانواده و جامعه و رئیس، مفاهیم برساخته عقل عملی می باشند و «خود»، مفهومی برآمده از تجربه شهود درونی هست. « با ملاحظه فلسفه اسلامی، در هم ریختگی این مفاهیم در فلسفه فیخته باعث درهم ریختگی پژوهش ها در علم آدم شناسی نیز شده هست. مفاهیمی که در عنوان قبلی به آنان اشاره شد، من جمله کلیدی ترین مفاهیمی می باشند که در هر نظام فلسفی مطالعه می گردند. «زمان»، «مکان»، «علت»، «کل»، «جنس» و «خود» همگی از آن دست مفاهیمی می باشند که بر طبق نظام های فلسفی گوناگون تفاسیر مختلفی به خود می گیرند. به همین علت جایگاه معرفت شناختی و هستی شناختی متفاوتی در نظام های فلسفی گوناگون پیدا می نمایند. چنان که شرح داده گردید، علم آدم شناسی، بویژه «انسان شناسیِ شناختی»، به اعتراف بزرگان خود در تشریح مبحث و ساختار خود تحت اثرگذاری فلسفه کانت و فیخته هست. همین تأثیرپذیری باعث شده هست آدم شناسیِ شناختی به صورت غیرقاعده مند مفاهیم بسیار متفاوتی را به عنوان موضوعات تحقیق خود برگزیند.

اگر بخواهیم این مفاهیم را بر مبنای نظام فلسفی طباطبایی سامان دهی کنیم، شاهد انتظام متفاوتی در آدم شناسیِ شناختی می باشیم. همه اینها به این نکته برمی شود که هویت شناسی هر کدام از مفاهیم پیش گفته روش شناسی خاصی را نیز برای مطالعه آنان پیشنهاد می کند. به صورت کلی در فلسفه اسلامی، و به صورت خاص در اندیشه طباطبایی، شاهد چند دسته مفاهیم هستیم. نخستین دسته از مفاهیم، که در عقل دیدگاهی به عنوان مقولات ماهوی از آنان یاد می شود، مفاهیم مقولات عشر می باشند. این مقولات، دربردارنده ۱۰ مقوله یا ده دسته از مفاهیم می شود؛ مفاهیم: ۱٫ جوهر؛ و نُه عرض که عبارت اند از: ۲٫ أ کمّ؛ ۳٫ أ کیف؛ ۴٫ أن یفعل؛ ۵٫ أ أن ینفعل؛ ۶٫

وضعیت؛ ۱۰٫ جده. دسته دیگر، مفاهیمی می باشند که با اسم مفاهیم اعتباری و اعتبارات قبل الاجتماع و بعد الاجتماع از آنان یاد نمودیم. طباطبایی اصول و فروع این دسته از مفاهیم را برمی شمرد. اعتبارات پیش از اجتماع عبارت اند از: ۱٫ وجوب؛ ۲٫ حسن و زشتی (خوبی و بدی)؛ ۳٫ انتخاب اخف و اسهل (سبک تر و آسان تر)؛ ۴٫٫٫ ( استخدام و اجتماع؛ ۵٫

اعتبارات پس از اجتماع عبارت اند از:

۱٫ اصل ملک

۱٫ ۱٫ حقوق

۱٫ ۱٫ ۱٫ عین (عین)

۱٫ ۱٫ ۲٫ حق (فایده)

۱٫ ۲٫ مبدل (مبادله)

۱٫ ۲٫ ۱٫ اختلافات نوعی صاحب

۱٫ ۲٫ ۱٫ ۱٫ واجد شرایط تصرف

۱٫ ۲٫ ۱٫ ۲٫ غیرواجد

۱٫ ۲٫ ۲٫ اختلاف نوعی اعیان مملوکه

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۱٫ آدم برده

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۲٫ حیوان

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۳٫ نبات

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۴٫ جماد

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۴٫ ۱٫ املاک قابل نقل و جابه جایی

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۴٫ ۲٫ املاک غیر قابل نقل و جابه جایی

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۵٫ عدم تعادل نسب میان مواد مورد مبادله

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۵٫ ۱٫ پول

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۵٫ ۱٫ ۱٫ دستگاه وضعیت پول

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۵٫ ۱٫ ۲٫ طلا

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۵٫ ۱٫ ۳٫ نقره

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۵٫ ۱٫ ۴٫ اسکناس

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۵٫ ۱٫ ۵٫ چک

۱٫ ۲٫ ۲٫ ۵٫ ۱٫ ۶٫ دیگر اوراق بهادار

۲٫ کلام، سخن[۵]

۳٫ رئیس و مرئوسیت (فرع استخدام)

۳٫ ۱٫ امر (مولوی)

۳٫ ۱٫ ۱٫ وجوب

۳٫ ۱٫ ۱٫ ۱٫ معصیت

۳٫ ۱٫ ۱٫ ۲٫ اطاعت

۳٫ ۱٫ ۲٫ نهی (مولوی)

۳٫ ۱٫ ۲٫ ۱٫ حرمت

۳٫ ۱٫ ۳٫ جزا

۳٫ ۱٫ ۴٫ پاداش

۴٫ اعتبارات در مورد برابری طرفین

۴٫ ۱٫ اقسام مبادله ها

۴٫ ۲٫ رابطه ها

۴٫ ۳٫ حقوق متعادله اجتماعی

۴٫ ۴٫ امر و نهی (ارشادی)

متابعت علم و . (طباطبایی، ۱۳۸۷ب، ص۱۳۶-۱۲۶).

اصل ملک۱٫ حقوق۱٫ طباطبایی در مورد روش مشاء برای شمارش مقولات، تبیین به استقرایی بودن آن می کند و می نویسد:

عین (عین)۱٫

حق (فایده)۱٫ مبدل (مبادله)۱٫ اختلافات نوعی مالک۱٫

نتیجه

واجد شرایط تصرف۱٫

غیرواجد۱٫ اختلاف نوعی اعیان مملوکه۱٫ آدم برده۱٫ حیوان۱٫ ۳٫

نبات۱٫ ۴٫ جماد۱٫ املاک قابل نقل و انتقال۱٫ املاک غیر قابل نقل و انتقال۱٫ ۵٫ عدم تعادل نسب میان مواد مورد مبادله۱٫ پول۱٫ دستگاه وضعیت پول۱٫

پی درج کرد:

[۱]. طلا۱٫ نقره۱٫ اسکناس۱٫ چک۱٫

[۲]. أ

[۳]. دیگر اوراق بهادار۲٫٫٫ کلام، سخن[۵]۳٫

[۴]. رئیس و مرئوسیت (فرع استخدام)۳٫

[۵]. امر (مولوی)۳٫

[۶]. وجوب۳٫ معصیت۳٫

[۷]. اطاعت۳٫

مراجع

نهی (مولوی)۳٫
حرمت۳٫
جزا۳٫
ــــــــــــــــــــــــــــ ، مزد۴٫
ــــــــــــــــــــــــــــ ، اعتبارات در مورد برابری طرفین۴٫
ــــــــــــــــــــــــــــ ، اقسام مبادله ها۴٫
رابطه ها۴٫
Allison, Henry E., Kant's Groundwork for the Metaphysics of Moral, first edition, New York: Oxford University Press, 2011.
Barnard, Alan, History and Theory in Anthropology, first edition, United Kingdom: Cambridge, 2004.
Carrithers, Michael; Collins, Steven, Lukes, Steven, The Category of the Person-Anthropology, Philosophy, History, first edition, United Kingdom: Cambridge University Press, 1985.
Durkheim, Emil; Mauss, Marsel, Primitive Classification, Chicago: The University of Chicago Press, 1963.
Fassin, Didier, A Companion to Moral Anthropology, first edition, Maldern- Oxford: Wiley-Blackwell, 2012.
Hinze, Eike, The Outline of Philosophical Anthropology, third edition, Germany: Norderstedt, 2006.
http://en.wikipedia.org/wiki/Philosophical_anthropology
Morris, Mike, Concise Dictionary of Cultural and Social Anthropology, first edition, India: Willey & Blackwell, 2012.
Sharma, Ram Nath; Sharma, Rajendra Kumar, Anthropology, first edition, Delhi: Atlantic Publishers and Distributers, 1997.

نویسندگان:

هادی موسوی: استادیار گروه فلسفه علوم انسانی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

سید حمیدرضا حسنی: استادیار گروه فلسفه علوم انسانی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

فصلنامه آدم پژوهی دینی شماره ۳۵

انتهای متن/