تاریخ: ۱:۳۱ :: ۱۳۹۶/۱۰/۲۳
نخستین تلاش ها به دنبال ریزی دولت مسئول

اندیشۀ عدم اعتماد به خارجی برای نیل به پیشرفت در سه تن از صدراعظم‌ها و نخست‌وزیران ایرانی ظهور و بروزی بسزا داشت؛ به‌گونه‌ای که مقاومت آنها چنان آشتی‌ناپذیر بود که درنهایت جان یا آزادی خود را بر سر آن نهادند. قائم‌مقام، امیرکبیر و بعدها دولت نهضت ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، گرچه در […]

اندیشۀ عدم اعتماد به خارجی برای نیل به پیشرفت در سه تن از صدراعظم‌ها و نخست‌وزیران ایرانی ظهور و بروزی بسزا داشت؛ به‌گونه‌ای که مقاومت آنها چنان آشتی‌ناپذیر بود که درنهایت جان یا آزادی خود را بر سر آن نهادند. قائم‌مقام، امیرکبیر و بعدها دولت نهضت ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، گرچه در شیوه، عمل، تفکر، دارا بودن وسیله لازم و نیز شیوۀ همکاری با شاهان زمان خود، تفاوت‌های بارزی با هم داشتند، اما در یک نکته با هم مشترک بودند و آن نیز این بود که برای رشد و ترقی ایران می‌بایست ابتدا یک زیرساخت و بستر مناسب را در کشور فراهم کرد و آن بستر هم چیزی نبود جز استقلال کامل از دخالت‌های خارجی و قطع‌ید از کارگزاران و وابستگان تأثیرگذارش از ایران که در آن روزگار روس و انگلستان مهم‌ترین شمول این نگاه و فکر بودند.

استراتژی یا اندیشۀ «موازنۀ منفی» که در دوران نهضت ملی کردن نفت در بین ایرانیان شناخته گردید، بذری بود که قائم‌مقام فراهانی دو قرن پیش از آن با وام گرفتن از تفکر و نگاه آدم ایرانی در ایران‌زمین پراکنده بود. زمینی که آن روزگار زمینه‌اش در رجال سیاسی و حتی مردم عادی کمتر به بار و باور نشسته بود و شاید تنها در قهوه‌خانه‌ها و پای منبرها و در زمزمه‌های شبانه با اندک تأثیری، دهان‌به‌دهان می‌گشت.

قائم‌مقام فراهانی شاگرد مکتب میرزا عیسی قائم‌مقام و عباس‌میرزای ولیعهد، تنهایی ایران و تألمات عقب‌ماندگی فنی و رشدنیافتگی دولت و ملت را در جنگ با روس‌ها و کاسب‌کاری‌های انگلستان در معاملۀ ارزشمندترین پاره‌های تن مام وطن، یعنی منطقۀ قفقاز و منطقه های زرخیز مجاور، به چشم دیده و دریافته بود که تنها با فراهم آوردن استقلال برای ایران می‌توان در جادۀ ترقی و پیشرفت قدم گذاشت. به همین سبب، بعد از آنکه زمینه‌های استقرار پادشاه جدید را در تهران فراهم آورد، اجباراً در مقابل خواسته‌های ریزودرشت بیگانگان و نیز بعضی رجال کم‌مایه و فرصت‌طلب خود جای گرفت. قائم‌مقام گرچه در اندیشۀ ترقی ایران با تکیه بر داشته‌های داخلی پیشکسوت بود، اما حتی نسبت به مصدق و امیرکبیر ابزارهای لازم را در درست نداشت.(۱) (۱) او حتی پشتیبانی اولیۀ پادشاه را مثل امیر در اختیار نداشت و شاید تنها به سوگندی که عباس‌میرزا از فرزندش محمدمیرزا گرفته بود، توانست چند صباحی زنده بماند.
 
قائم‌مقام شاید اولین فردی بود که در آن روزگار، به‌خوبی دریافته بود که کشتی به‌گل‌نشستۀ ایران تنها به دست ایرانی رشد می‌یابد و آگاه و مستقل و در سایۀ داشته‌های محلی قابل حرکت هست. در همین راستا بود که کوشید از «تبعات عهدنامۀ ترکمانچای در ایران بکاهد و حتی در کوشش بود که ایالات ازدست‌رفتۀ ایران را به ایران برگرداند.»(2)

»(2)در همین راستا بود که قائم‌مقام با اجرای مفاد کاپیتولاسیون و تبعات اقتصادی قرارداد ترکمانچای به مقابله برخاست و کوشید از تأسیس کنسول‌خانۀ روس و انگلستان در ایران جلوگیری کند؛ پایگاه‌هایی که بعدها ثابت گردید در زمینه مداخله در امور داخلی ایران و اکتساب امتیازهای گوناگون مورد استفاده قرار می‌گیرند. وی در جواب مأمور انگلیسی که به دنبال تأسیس کنسولگری بود، استدلال کرد که «کنسول‌خانه برای ایران زهر هست.» » و هنگامی وزیر مختار اظهار کرد چون روس‌ها دایر کرده‌اند، کنسولگری انگلستان حکم پادزهر را دارد، قائم‌مقام در جواب اظهار کرد: «ایران آن‌قدر زهر خورده هست که دیگر رمقی برای او نمانده هست.»(3)
 
»(3) قائم‌مقام کوشید اقتصاد ایران را با تکیه بر ابزارها داخلی رهایی بخشد. به همین سبب، با تجارت بی‌رویه و به گفته خود «تجارت بی‌در» به مقابله برخاست، چون آن را موجب ویرانی تجارت ایران و موجب خروج طلای ایران به سود خارجی می‌دانست.

امیرکبیر نیز مثل قائم‌مقام و بعدها مصدق، بنیادی‌ترین اندیشه‌اش استقلال بود. امیرکبیر شرط نخست خلاصی ایران از دام استعمار را اصلاح داخل می‌دانست و به همین سبب، توسیع آگاهی در بین مردم را تنها راه می‌دانست. دست‌وپنجه نرم کردن امیرکبیر در سفرها و مأموریت‌هایش به روسیه و عثمانی، به وی به‌درستی آموخته بود که اولاً با جنگ افزار جهل نمی‌توان به جنگ دشمن آگاه رفت و دوم اینکه مردان درست‌کار و پاک‌دست، آگاه به دانش‌های جدید و نیز دیپلماسی علمی و عملی تا چه اندازه در پیشبرد مقاصد و منفعت های ملی ایران می‌توانند مفید و راهگشا باشند. وی تجربۀ قراردادهای ننگین پیش از خود را که در اروپا و ایران به‌خاطر عدم آگاهی ایرانیان و عقب‌ماندگی عملی و فنی رخ داده بود، با جان‌ودل حس کرده بود. نگاهی گذرا به رئوس برنامه‌ها و کارهای عملی امیرکبیر، نگاه مستقل ملی او را در سامان بخشیدن و رشد ایران به‌خوبی می‌توان فهم کرد. بعضی از برنامه‌های امیرکبیر از این قرار بود:

۱٫ مقابله با حکومت ملوک‌الطوایفی و تشکیل دولت مرکزی با اقتدار
۲٫ اعادۀ امنیت و آرامش و بسط قدرت مرکزی به سراسر کشور
۳٫ سیاست موازنۀ منفی
۴٫ اصلاحات فرهنگی
۵٫ تأسیس روزنامه
۶٫ توسیع ترجمه و نشر کتاب
۷٫ تأسیس دارالفنون
۸٫ تشویق صنعت
۹٫ پشتیبانی از صنعت های داخلی
۱۰٫ استخراج معادن
۱۱٫ توسیع کشاورزی از طریق پشتیبانی از حقوق کشاورزان با ساختن سدها و آب‌بند‌ها
۱۲٫ اصلاح وضعیت مالی
۱۳٫ کوشش برای دستیابی به جنگ افزار ها جدید
۱۴٫ اصلاح سامانه رفتاری پرسنل نظامی
۱۵٫ مقابله با فساد از طریق اصلاح نظام پوسیدۀ اداری
۱۶٫ جلوگیری از فروش القاب و جلوگیری از تعدی حاکمان
۱۷٫ توجه به فراگیری علوم جدید
۱۸٫ توجه به توسعۀ کارخانجات جدید
۱۹٫ جلوگیری از مداخله دیپلمات‌های خارجی در امور داخلی ایران
۲۰٫ سرکوب فتنه‌های داخلی به‌خصوص فتنۀ سالارالدوله
۲۱٫ توجه به بهداشت
۲۲٫ ایجاد چاپارخانۀ با نظم
۲۳٫ ایجاد عمارات، بناها در تهران و شهرهای ایران
 
بعضی از برنامه‌های امیرکبیر از این قرار بود:۱٫ مقابله با حکومت ملوک‌الطوایفی و تشکیل دولت مرکزی با اقتدار ۲٫ اعادۀ امنیت و آرامش و بسط قدرت مرکزی به سراسر کشور ۳٫»(4) سیاست موازنۀ منفی ۴٫ اصلاحات فرهنگی ۵٫ تأسیس روزنامه ۶٫»(5)
توسیع ترجمه و نشر کتاب ۷٫ تأسیس دارالفنون ۸٫ تشویق صنعت ۹٫ پشتیبانی از صنعت های داخلی ۱۰٫»(7)

استخراج معادن ۱۱٫ توسیع کشاورزی از طریق پشتیبانی از حقوق کشاورزان با ساختن سدها و آب‌بند‌ها ۱۲٫ اصلاح وضعیت مالی ۱۳٫
 
کوشش برای دستیابی به جنگ افزار ها جدید ۱۴٫
 
اصلاح سامانه رفتاری پرسنل نظامی ۱۵٫ مقابله با فساد از طریق اصلاح نظام پوسیدۀ اداری ۱۶٫ جلوگیری از فروش القاب و جلوگیری از تعدی حاکمان ۱۷٫

توجه به فراگیری علوم جدید ۱۸٫(۸) توجه به توسعۀ کارخانجات جدید ۱۹٫ جلوگیری از مداخله دیپلمات‌های خارجی در امور داخلی ایران ۲۰٫٫٫ سرکوب فتنه‌های داخلی به‌خصوص فتنۀ سالارالدوله ۲۱٫(۹)
 
توجه به بهداشت ۲۲٫ ایجاد چاپارخانۀ با نظم ۲۳٫ ایجاد عمارات، بناها در تهران و شهرهای ایران توجه به استقلال، توسیع علم، بهداشت، اقتصاد، نان، رفاه و اشتغال مردم، ظهور اولین دولت مسئول ایرانی را به دست امیرکبیر به ذهن محقق منصف ایرانی و خارجی یادآور می‌شود؛ سرمشقی که بعدها هرگاه مرد آگاه و وطن‌دوستی در عرصۀ داخلی ایران مصدر امور جای گرفت، در رأس برنامه‌هایش قرار داد.
 
وجهۀ همت امیر، چه در سیاست خارجی و چه در توسعۀ اقتصادی و چه در اصلاح سامانه داخلی قضایی، تکیه بر داخل بود و به کارهای اقتصادی و رفاهی بیگانگان در داخل ایران به دیدۀ تردید می‌نگریست. وی حتی اقدام روس‌ها در احداث بیمارستان در استرآباد را در جهت نفوذ آنها در خاک ایران تلقی نمود و شرط انجام آن را «بر عدم ورود نیروهای روس به داخل خاک ایران عنوان نمود و بر آن پای فشرد. »(4) وی در جلوگیری از مداخله بیگانگان، حد تعادل را نگه می‌داشت و اعتقاد داشت که امتیازدهی به دو ابرقدرت روس و انگلستان برای کنترل آن‌ها، هیچ دردی را از ایران معالجه نمی‌کند.»(11)

این مطلبو از دست ندید!  پرواز های یکشنبه ۱ بهمن ماه از فرودگاه بین المللی ارومیه

سیاستی که بعدها به سیاست موازنۀ منفی معروف گردید و این امتیاز دادن‌ها را تنها موجب وابستگی شدیدتر ایران به بیگانگان در عرصۀ سیاسی و اقتصادی قلمداد می‌کرد.(۱۲) این محافظت تعادل در امتیاز ندادن به خارجی، گرچه انتقاد بیگانگان را متوجه امیر می‌کرد، اما این انتقاد‌ها همراه با احترامی خاص بود؛ چنان‌که وزیر مختار انگلستان در شرح این خصیصۀ امیر می‌نویسد: «جهت سیاسی او [امیرکبیر] مخالفت با روسیه هست، اما نه آنکه دوستدار انگلستان باشد، نیز گمان نمی‌کند که انگلستان خیرخواه ایران هست. »(5) در زمینه همین کاستن از تکیه به خارجی بود که وی در کنار اعزام جوانان به خارج برای آموختن دانش، به تأسیس دارالفنون همت گماشت تا به‌جای اعزام صدها نفر به خارج، معدودی معلم را به استخدام دارالفنون درآورد و صدها نفر را تحت پوشش و تعلیم قرار دهد تا از این راه، هم تعمیق بخشیدن بر رشد تسریع شود و هم خطر ظهور مسئولان اجرایی منسوب به غرب در عرصه‌های اجرایی کشور کاهش یابد؛ امری که قطعاً با هزینه‌های کمتر و اشخاص تحت تعلیم افزون‌تری همراه بود. امیرکبیر بر اصل نقش «اقلیت خائن و نیز اکثریت ناآگاه»(6) داخلی در وابستگی و نیز عقب‌ماندگی ایران واقف بود. به همین سبب، با درس گرفتن از گذشته، به‌منظور جلوگیری از پناهنده شدن اشخاص مجرم و خائن به سفارتخانه‌های خارجی، گفتگوها مفصلی با سفرای مقیم به عمل آورد و با متانت و استدلال به آن‌ها تفهیم کرد که از پشتیبانی و پناه دادن به مجرمین (که مداخله معلوم در امور داخلی و قضایی ایران بود) دست بردارند. در همین راستا، امیر با تأسیس سامانه خفیه‌نگاری، بر کارکرد و مداخله بیگانگان نظارت نمود و «با قلع‌وقمع سیاسی رجالی که مورد پشتیبانی سفارتین بودند، عملاً دشمنی قدرت‌های خارجی را برای خود خریده بود. »(7)امیرکبیر در زمینه حذف اکثریت ناآگاه، به اصلاحات فرهنگی بسیاری دست زد.
 
نتیجه‌گیری

تأسیس روزنامه، توسیع ترجمه و نشر کتاب، تأسیس دارالفنون و سایر کارهای فرهنگی امیر را باید در همین راستا بررسی کرد. در حقیقت امیر اعتقاد داشت که حتی برای استفاده از علوم جدید و مقررات و دستاوردهای اجتماعی غرب من جمله قانون، پارلمان، بهداشت و غیره، ابتدا به زیرساختی به اسم استقلال و آگاهی داخلی و محلی احتیاج هست. امیرکبیر مصونیت قضایی بیگانگان را بی‌اثر کرد، امتیازهای شمال را از دست روس‌ها خارج ساخت، جلوی تأسیس کنسولگری روس‌ها در استرآباد را گرفت، آزادی تجاری روس‌ها را که طبق عهدنامۀ ترکمانچای به آن دست یافته بودند، عملاً بی‌خاصیت ساخت و با رعایت عدالت در مقابل بیگانگان ایستاد؛ امری که سبب شد قدرت‌های خارجی در عین دشمنی، به دیدۀ احترام به وی بنگرند.

در عرصۀ اصلاحات اقتصادی نیز تکیۀ امیرکبیر بر داشته‌های محلی و داخلی بود. تشویق صادرات و صنعت‌کاران داخلی، پشتیبانی از صنایع‌دستی و استخراج معادن و پشتیبانی از کشاورزی، نگاه به درون را در امر توسعه نمایان می‌سازد. در همین راستا بود که عده‌ای از استادکاران باهوش و خوش‌ذوق ایرانی را به‌منظور فراگیری رشته‌های جدید صنعت، به سن‌پترزبورگ گسیل کرد و کارخانه‌های بلورسازی تهران، کاغذسازی اصفهان و کارگاه‌های چدن‌ریزی و نساجی را به سبک نسبتاً جدید احداث نمود. امیرکبیر در زمینه پشتیبانی از تولیدات داخلی و صنایع‌دستی، فرمان داد لباس متحدالشکل نظامیان از شال پشمین مازندرانی و سایر نیازهای نظامیان من جمله سردوش آنها با توصیه به تولیدکنندگان داخلی تهیه شود. (۸) امیرکبیر اولین‌بار در قامت یک دولت مسئول، در امور توسعۀ کشاورزی مداخله کرد. ساختن سد، جابه جایی آب رودخانۀ کرج به تهران، تجدید بنای پل شوشتر، ترویج کشت پنبۀ آمریکایی و نیشکر و. از کارهای قابل اشارۀ امیرکبیر در زمینه توسعۀ کشاورزی بود. (۹) تنوع کارهای امیرکبیر در آن مدت کوتاهی که ایران در فتنه‌های متعددی مثل فتنۀ بابیه، سالار و جدایی‌طلبی در بلوچستان، ترکستان و اکناف کشور می‌سوخت، از یک‌سو ارزش و تجربه و هوش بالای امیر را می‌رساند و از جانب دیگر، کوشش او برای تنوع بخشیدن به اقتصاد و نیز خلاصی از اقتصاد تک‌محصولی را نشان می‌داد تا ایران برای رسیدن به استقلال و خودکفایی، برگه‌های برندۀ متعددی در اختیار داشته باشد. امری که در آن وضعیت جهل و عقب‌ماندگی، بسیار غریب می‌نماید.(۱۳)
 
امیرکبیر در زمینه کاستن از نیازهای ایران به واردات فلزات گران‌بها و نیز فلزات دیگر، کوشید از ابزارها و سرمایه‌گذاری‌های داخلی و ملی برای استخراج معادل غنی ایران بهره‌برداری کند.
 
امیرکبیر گرچه کوشید در استخراج معادن از تجربه‌های اروپا و به‌خصوص اتریش بهره جوید، اما در این راستا، با سرمایه‌گذاری خارجی که آن را زمینه‌ساز نفوذ و مداخله قدرت‌های خارجی در امور داخلی ایران می‌دانست، به‌شدت مخالفت ورزید.

امیرکبیر با صادر کردن فرمانی «سپردن امتیاز معادن به اجنبی را اکیداً ممنوع ساخت»(10) این کار امیر، شروع دگرگونی عظیمی در توجه به استخراج معادن در ایران گردید. در همین راستا، «معادن قراچه‌داغ، ماسولۀ گیلان و قطران رحمت‌آباد گیلان فعال گردیدند و به‌خصوص در تولید توپ‌ریزی و ساخت آلات جنگی، مساعدت شایانی به دولت کردند. »(11)امیرکبیر از اثرگذاری علوم جدید غربی در رشد غافل نبود، به همین سبب، با استخدام استادان معدن‌شناس از اتریش و صادر کردن فرمان آزادی استخراج معادن برای تبعه ایرانی و دولت، قدم‌های عملی در این زمینه برداشت. (۱۲) در عرصۀ رشد ساختار نظامی ایران، کار امیرکبیر بسیار حساس‌تر بود و خودکفایی بیشتری را طلب می‌نمود. وی خطر مستشاران نظامی خارجی را زیادتر از سایر نیازهای ایران به غرب فهم می‌کرد.
 
پی‌نوشت‌ها:

۱٫ به همین سبب، به تربیت نیروها و دانش نظامی با تکیه بر داشته‌های داخلی و جایگاه ها جدید تأیید کرد.
۲٫ از یک‌سو قسمتی از دارالفنون را به علوم نظامی اختصاص داد و فرمان داد کتب و مقالات مفیدی در فنون جدید نوشته شود، به‌گونه‌ای که مهمات‌سازی، ایجاد کارخانه‌های اسلحه و پادگان‌های نظامی با بهره‌گیری از اصول جدید وجهۀ همت وی جای گرفت.
۳٫ امیر برای تقویت ایران به‌منظور ایستادن در مقابل تهاجمات خارجی، به ایجاد نیروی دریایی و خرید کشتی‌های جنگی همت گماشت؛ امری که از زمان نادر مغفول مانده بود.
۴٫ مخالفت صریح پالمرستون، وزیر خارجۀ انگلستان، با این تصمیم امیر و نیز امیدواری شیل بر اینکه بعد از عزل یا فوت امیر این خواسته پیگیری نشود، بدرستی و ارزش کار امیر در تشکیل نیروی دریایی ایران در خلیج‌فارس مهر تأیید می‌زند.
۵٫ امیرکبیر بعد از قائم‌مقام و خاندان فراهانی، پایه‌گذار عملی پیشرفت در ایران به‌شمار می‌رود.
۶٫ او نیز مثل قائم‌مقام، سیاستی مستقل و ملی را در پیش گرفت.
۷٫ اکتساب استقلال از طریق جلوگیری از نفوذ بیگانگان و اجتناب از اعطای امتیازهای جدید و نیز بی‌اثر کردن مفاد قراردادهای ننگین و امتیازهای داده‌شده، مقابله با فساد و نیز ظلم ملوک‌الطوایفی و در یک کلام، تکیه بر داشته‌های محلی و اصیل ایرانی و تکیه بر اقتصاد داخلی و عدم اعتماد به روس و انگلستان، سرمشقی بود که قائم‌مقام در دوران صدارت کوتاه‌مدت خود، برای امیرکبیر یادگار گذاشته بود.
۸٫ http://www.modiryar.com
9. امیرکبیر نیز بر همین اساس، بنیان‌گذار اندیشۀ استقلال و نیز تکیه بر عوامل درون‌زای پیشرفت در ایران بود.
۱۰٫ هم‌زمان با صدارت امیرکبیر، استقلال ایران با نفوذ بیگانگان و مداخله در امور داخلی و جذب رجال منسوب و نیز مدیریت نالایق بعضی رجال متوهم، چهاراسبه به‌سمت اضمحلال پیش می‌رفت.
۱۱٫ شمال و جنوب کشور در دست انگلستان و روس قرار داشت.
۱۲٫ ارتش به‌جای دفاع از مردم، به سازمانی جهت سرکوب و نیز تاراج اموال آن‌ها برای تأمین سیورسات خود بدل شده بود.
۱۳٫ در چنین شرایطی و در اثر فقدان دولت مسئول، هیچ دورنمایی از پیشرفت در ایران قابل کاوش نبود.
 
محمد چافی: کارشناس ارشد تاریخ

پایگاه برهان

انتهای متن/