تاریخ: ۱۷:۳۲ :: ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
مهری دختری جدی، سر بزیر و آگاه بود/ چادر قهوه‌ای گل گلی‌اش را هیچوقت از یاد نمی برم

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گوهرشادنیوز، مهری زارع یکی از شهدای انقلاب است که در سن سیزده سالگی به عنوان فرزند بزرگ خانواده در نبود مادر به خوبی نقش مادر را بازی می کرد. از خود گذشتگی برای نجات یک دوست وی تنها کسی […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گوهرشادنیوز، مهری زارع یکی از شهدای انقلاب است که در سن سیزده سالگی به عنوان فرزند بزرگ خانواده در نبود مادر به خوبی نقش مادر را بازی می کرد.

از خود گذشتگی برای نجات یک دوست

وی تنها کسی که وقتی دوست صمیمی اش الهه زینال پور (یکی دیگر از شهدای انقلاب مشهد) گوشه لباسش به تانک گیر کرده و دهها متر برروی زمین کشانده می‌شود در حالی که همه از ترس مواجهه با مزدوران شاه فرا می‌کنند از جان گذشتگی کرده و به کمک وی می‌شتابد و او را نجات می‌دهد.

هر چند الهه با کمک مهری نجات یافته اما پس از سه روز بستری شدن در بیمارستان بر اثر ضربه مغزی به شهادت می رسد اما فداکاری مهری زارع دختر نوجوان ۱۳ ساله فراموش نمی شود.

اقدس زارع، خواهر مهری، خواهرش دختری صرفه‌جو و اقتصادی معرفی  و گفت: هرگاه پدر میوه می‌خرید آن را به نسبت بین خانواده تقسیم می‌کرد و از ما می‌خواست کم بخوریم تا اگر میهمانی آمد وسیله پذیرایی فراهم باشد.

یادم هست آخرین بار پدر سیب خرید، بعد از اینکه مقداری خوردیم مهری باقیمانده آن را نگه داشت، روزی که مجروح شده بود همان میوه‌ها را بردیم بیمارستان برای عیادت.

مهری دختری جدی، سر بزیر و آگاه

«مهری دختری جدی، سر بزیر و در عین حال آگاه بود. وی با پدر روابطی صمیمانه داشت و بیشتر حرف‌های‌دلش را به پدر می‌گفت و با اینکه سن و سالش کم بود اما درک بالایی داشت و همیشه به پدر می‌گفت: امام رو تنها نذارین، این انقلاب پیروز میشود. و ما باید کاری کنیم تا همه زیر پرچم اسلام و انقلاب بیان.»[1]

برای داشتن حجاب مصمم بود

انسیه رفائی دوست و همکلاسی مهری زارع در برنامه‌ای که سال گذشته برای تقدیر از شهدای زن انقلاب استان خراسان رضوی در مشهد برگزار شد، به معرفی شخصیت مهری پرداخت و گفت: مهری برای رعایت حجاب در مدرسه مصمم بود، در آن سال‌ها برای رعایت حجاب سخت‌گیری می‌شد. من، مهری و همکلاسی دیگرمان حمیده قروی از معدود بچه‌هایی بودیم که برای رعایت حجاب در مدرسه مصمم بودیم وحاضر نبودیم روسری از سرمان بیافتد، اما برخی از معلم‌ها سختگیری را از حد گذرانده بودند و با تنبیه‌های بدنی بچه‌ها را مجبور به رعایت حجاب می‌کردند.

«چادر قهوه‌ای گل گلی‌اش را هیچوقت یادم نمی‌رود، با بچه‌ها به مسجد محله می‌رفت، موقع نماز که می‌شد جدی‌تر از همه بچه‌ها برای نماز می‌ایستاد، ما بچه‌ها اما سر صف نماز شوخی و بازی هم می‌کردیم. او از ما جدا می‌شد و می‌رفت وسط صف بزرگتر‌ها می‌ایستاد.»[2]

نقل روز شهادت این دختر شجاع و صبور

 روز ۹ دی ۵۷ این دختر مهربان، شجاع و انقلابی همچون بسیاری از روز های دیگر که در راهپیمایی‌های ضد رژیم شرکت می‌کرد به جمع معترضین نظام شهنشاهی پیوست اما پس از طی مسافتی مورد حمله مزدوران طاغوت قرارگرفته و دچار مجروحیت شدید شد و بعد از سه ماه مجروحیت در سن ۱۴ سالگی به مقام والای شهادت نائل شد.

 

پی نوشت ها:

۱-مرضیه ذاکری گردآورنده تاریخ شفاهی زندگی شهید الهه زینال‌پور

۲-وجیهه سندباف دوست هم‌محله‌ای مهری