تاریخ: ۱۷:۱۶ :: ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
مدرسه ای برای کودکان علاقه مند به طبیعت

ترانه بنی یعقوب| دیدن همه این‌ها و بچه‌هایی که با ذوق و اشتیاق مشغول بازی‌اند، محیط «مدرسه طبیعت» را جذاب می‌کند.         نمی‌دانم اسم خیلی از این درختچه‌ها و درخت‌ها چیست، اما هرچه هست زیبایی اینجا را دو چندان کرده؛ چند بچه زیر درخت توت بازی می‌کنند. همان برکه‌ای که دل هر […]

ترانه بنی یعقوب| دیدن همه این‌ها و بچه‌هایی که با ذوق و اشتیاق مشغول بازی‌اند، محیط «مدرسه طبیعت» را جذاب می‌کند.   مدرسه‌ای برای کودکان علاقه‌مند به طبیعت       نمی‌دانم اسم خیلی از این درختچه‌ها و درخت‌ها چیست، اما هرچه هست زیبایی اینجا را دو چندان کرده؛ چند بچه زیر درخت توت بازی می‌کنند. همان برکه‌ای که دل هر بیننده‌ای را می‌برد؛ برکه‌ای آبی رنگ که مدام با شیر آب پر می‌شود و تابستان محل آبی بازی روزانه بچه‌ها بوده.     مدرسه طبیعت «باغ»، در ۱۰ هزار مترمربع در انتهای باغ گیاه شناسی تهران قرار دارد؛ مدرسه‌ای برای کودکان. این مدرسه ها نزدیک به ۵ سال هست در ایران آغاز به کار کرده‌اند. اولین‌شان در مشهد تأسیس گردید و اکنون تعدادشان در سراسر کشور به ۷۰ مدرسه دست یافته.

بچه‌ها چنان سرگرم بازی هستند که حضور ما نظرشان را جلب نمی‌کند. چند نفری پای تپه‌های شنی گل بازی می‌کنند. همان کاری که خیلی از ما در بچگی تجربه‌اش کرده‌ایم. اما این روز‌ها بچه‌ها کمتر موقعیتی برای چنین بازی‌هایی دارند. در گوشه‌ای دیگر از مدرسه طبیعت بچه‌ها با خرگوش‌ها و اردک‌ها مشغول بازی هستند.
مهتاب یکی از تسهیلگران این مدرسه برایم می‌گوید بچه‌ها اینجا غیر از بازی کردن و آشنایی با طبیعت، دوستی با حیوانات را هم می‌آموزند. در این مدرسه مربی وجود ندارد و برای هر ۵ کودک یک تسهیلگر هست که تنها مواظب آنهاست.
مژگان احمدیه، مدیر مدرسه طبیعت باغ برایم می‌گوید: «این مدرسه ها با نظریه پردازی دکتر وهاب‌زاده، بوم شناس و فعال محیط زیست سرشناس آغاز به کار کرد وهدف اصلی‌اش تأمین حق مادرزاد کودکان هست. ما باور داریم طبیعت حق همه کودکان هست، چون آدم طی میلیون‌ها سال در طبیعت به تکامل دست یافته و برای گذران زندگی خودش می‌دویده و دنبال غذا بوده تا آدم خردمند امروزی شده؛ در نتیجه یک تاریخ میلیون ساله آدم خردمند وعاقل را ساخته.     اما اکنون این حق از آدم و کودکان دریغ شده. ما میلیون‌ها سال درطبیعت زندگی کرده‌ایم و برای اینکه بتوانیم به تعادل فیزیکی، جسمی، حرکتی، روانی برسیم و سر انجام یک آدم توانمند باشیم حتماً باید تا سن ۱۲ سالگی در طبیعت به سر ببریم. مدرسه طبیعت این تجربه را برای کودکان فراهم می‌کند.»  
»   بچه‌ها از گروه سنی ۳ تا ۱۲ سال می‌توانند در مدرسه طبیعت ثبت اسم کنند. هدف کلیدی بازی کردن و نشاط بچه‌هاست. تسهیلگر‌ها نمی‌توانند روز‌هایی را که بچه‌ها قاصدک‌ها را مرگ می‌کنند و همان زمان هم برای خودشان یا خانواده‌شان آرزو‌های قشنگ می‌کنند، از یاد ببرند.     همان طور که نمی‌توانند روز‌های برفی را از یاد برده باشند. روز‌هایی که بچه‌ها خانه‌های برفی می‌سازند و زیر برف و باران بازی می‌کنند و خانواده‌ها هم این را پذیرفته‌اند که کودکان‌شان در هرآب و هوایی با طبیعت آشتی کنند: «جالب‌تر اینکه همه خانواده‌ها به ما می‌گویند بچه‌ها وقتی در طبیعت‌اند کمتر از هر موقع دیگری بیمار می‌شوند.»
» مژگان احمدیه معتقد هست: «کودکان در این مدرسه تجربه حضور در طبیعت را می‌آموزند و این یادگیری آزاد در آینده آن‌ها بسیار سرنوشت‌ساز هست. در کمال تأسف کودکان بسیاری این روز‌ها از این نعمت محرومند. در مدرسه طبیعت کودکان شفافیت، شجاعت و اعتماد به نفس و قدرت حل مسائل را یاد می‌گیرند، اینکه با کار جمعی مسائل‌شان را حل نمایند و همکاری را تمرین کنند و روحیه دیگرپذیری دارا باشند و صلح طلب گردند.»
» دیگربار به محوطه بازی بچه‌ها برمی‌گردم. فضای چاشت بچه‌ها هم در دل طبیعت بنا شده. بچه‌ها روزانه ساعت ۱۰ و نیم صبح در همین فضا و روی صندلی‌های رنگی صبحانه می‌خورند. مادر یکی از بچه‌ها امروز برای بازدید از فضای مدرسه آمده: «بچه‌ها همه‌اش در محیط آپارتمان حبسند، نه آزادی دویدن دارند و نه تحرک لازم. بچه‌ها اینجا آزادند و تسهیلگر‌ها هم مراقب‌شان هستند.     دوست دارم بازی کند، شاد باشد و بزرگ گردد. اینجا در مدرسه طبیعت بچه‌ها انگار شادترند. از هر کدامشان که بپرسی اینجا را زیادتر دوست دارند یا کلاس‌های آموزشی را با صدای بلند می‌گویند اینجا را زیادتر دوست دارند. انگار مسابقه یاد دادن زبان و مهارت‌های متفاوت به بچه‌ها زیادتر بین والدین جریان دارد تا خود بچه‌ها.»
» مهتاب، تسهیلگر مدرسه در گوشه‌ای از باغ، قرقره را نشانم می‌دهد. ماشین‌های دست ساز هم هستند که فضایی شاد برای بچه‌ها فراهم کرده: «بچه‌ها در این فضا‌ها رؤیاهایشان را گمان می‌کنند؛ یکی مالک خانه می‌شود و دیگری مالک ماشین.»
» دیوار مدرسه با حصاری چوبی از محوطه باغ گیاه شناسی جدا گردیده و بچه‌ها باید این مرز را بشناسند. یک محوطه بازی هم در مدرسه هست، اما تفاوت بنیادی با پارک‌های بیرون دارد. بچه‌ها در این فضا می‌توانند پیک نیک برگزار کنند. تنور الآن خاموش هست، اما زمستان‌ها بچه‌ها با کمک تسهیلگر‌ها در آن نان می‌پزند.
در مدرسه سایت گِل بازی و نجاری هم هست. در گل بازی، بچه‌ها آزادند، اما نجاری به گفته بچه‌ها با کمک خاله‌ها انجام می‌شود. یکی از تسهیلگر‌ها توضیح می‌دهد: «سعی کرده‌ایم همه چیز طبیعی باشد و بچه‌ها را از فضای خشک شهری بیرون بکشیم.»
» یکی از بچه‌ها می‌گوید سه روز در هفته به مدرسه می‌آید و دیگری یک روز، مدرسه روزانه از ساعت نه و نیم صبح تا دو پس از ظهردایر هست. درسا می‌گوید: «اینجا را زیادتر از همه کلاسهایم دوست دارم.» » مادر یکی از بچه‌ها می‌گوید: «دوستان خودم مدام بچه‌هایشان را می‌فرستند کلاس. از الآن برنامه‌ریزی می‌کنند بچه‌هایشان بروند آکسفورد یا فلان دانشگاه، اما من دوست دارم بچه‌ام در کنار کلاس رفتن شاد هم باشد.»
» بچه‌ها در لانه خرگوش‌ها مشغول بازی‌اند، سلما و رزا می‌گویند عاشق خرگوش‌ها هستند. با کنجکاوی می‌خواهند بدانند برای چه به مدرسه‌شان آمده‌ام و وقتی می‌فهمند خبرنگارم، کنجکاوی‌شان زیادتر هم می‌شود. پسر بچه‌ها هم دوره‌ام می‌کنند و می‌گویند کلاس فوتبال و والیبال می‌روند. »
» تسهیلگر‌ها می‌گویند یکی از بچه‌ها به جای مدرسه رفتن قرار هست روزانه اینجا بیاید و از راه دور درس بخواند. بچه‌های دیگری هم هستند که به جای مدرسه در مقطع ها متفاوت تحصیلی مدرسه طبیعت را انتخاب کرده‌اند.
از احمدیه می‌پرسم تفاوت کلیدی مدرسه طبیعت با پارک در چیست و اینکه شاید هر پدر و مادری فکر کند بچه‌اش را به فضای باز می‌برد و کودکش همین فضا را آنجا هم تجربه می‌کند. او می‌گوید: «در پارک پدر و مادر حاضر هستند و بچه‌ها تحت کنترلند. اینجا بچه‌ها رها هستند و خلاقیتشان شکوفا می‌شود. با همفکری در جمع مسائل‌شان را حل می‌کنند و خلاقیت حل مسائل را یاد می‌گیرند.     خیلی وقت ها بچه‌ها نخبه‌اند، اما نمی‌توانند رابطه اجتماعی دارا باشند و مسائل‌شان را حل نمایند. دکتر وهاب‌زاده ایده پرداز این مدرسه ها می‌گوید: بچه‌ها باید خودشان به خیلی از پرسش‌ها جواب دهند. شاید اینجا از خیلی بچه‌ها بپرسی چه یاد می‌گیری، جواب بدهند هیچی. اما ما اینجا هدفمان رابطه بچه‌ها با طبیعت هست و فضا، فضای یادگیری آزاد هست.     گاهی وقت‌ها که بچه‌ها از ما سوال می‌کنند، می‌گوییم نمی‌دانیم؛ حتی عکس العمل نشان می‌دهند و می‌گویند چه خاله‌های بی‌سوادی. اما هدف ما ایجاد فضایی برای پرسشگری و پاسخگویی توسط خودشان هست. بچه‌ها اینجا به شدت صلح طلب می‌شوند و ما این را به چشم و از نزدیک دیده‌ایم.»
» به گفته مژگان احمدیه یک بار در ماه مدرسه در اختیار کودکان کار هست و آن‌ها دنیای بچگی‌شان را اینجا مرور می‌کنند تا فراموش نکنند کودک هستند: «بچه‌های کار نیامده بالای طناب‌ها هستند، مملو از انرژی و شاد. »
» بچه‌ها در مدرسه چند قانون محدود دارند. دوم اینکه نباید از حصار مدرسه خارج گردند، هر ابزاری که برای بازی از دفتر برمی‌دارند دو مرتبه برگردانند تا مسیولیت پذیر گردند و پیش از غذا خوردن حتماً دستان‌شان را بشویند.
ساعت دوازده و نیم بعد ازظهر، ساعت ناهار بچه‌هاست. اما آن‌ها حاضر نیستند از بازی و دویدن دست بکشند. بعضی‌ها هنوز شن بازی می‌کنند، بعضی دیوار موسیقی را به صدا درمی‌آورند و چند نفر هم در لانه خرگوش‌ها تفریح می‌کنند. ساعت مدرسه طبیعت هنوز تمام نشده.   مرجع: روزنامه ایران

این مطلبو از دست ندید!  مناظری جذاب و دیدنی از طبیعت پاییزی در املش + فیلم