گروه: بلیط
تاریخ: ۶:۴۷ :: ۱۳۹۷/۰۷/۱۶

برترین ها: سکوت «اشکان خطیبی» در مقابل نرخ نجومی تئاتر «بینوایان» شکست. او در اینستاگرام خودش درج کرد: میدونم اونایی که این حاشیه ی “توهین به کارمندان”رو ساختند صبر خوندن این چند سطر رو ندارند اما مینویسم برای ثبت دو مرتبه! در این که همه ی اقشار یک جامعه باید قدرت اقتصادی مخاطب اثار هنری […]

برترین ها: سکوت «اشکان خطیبی» در مقابل نرخ نجومی تئاتر «بینوایان» شکست.

او در اینستاگرام خودش درج کرد:

عکس العمل خطیبی به نرخ نجومی بلیت «بینوایان»

میدونم اونایی که این حاشیه ی “توهین به کارمندان”رو ساختند صبر خوندن این چند سطر رو ندارند اما مینویسم برای ثبت دو مرتبه!

در این که همه ی اقشار یک جامعه باید قدرت اقتصادی مخاطب اثار هنری بودن را دارا باشند تردیدی نیست. بنده به دفعات در حضور مسئولان تصمیم گیرنده ایده ی اختصاص سبد فرهنگی خانواده و اختصاص بودجه ای مشخص به این امر را مطرح نموده ام که ...بماند.

شرایط کنونی اقتصاد ایران آنقدر آشفته هست که جایی برای دفاع باقی نمانده اما حذف یک گونه نمایشی از لیست تولیدات سال به دستاویز ی هزینه و تولید سنگین ، تنها خفه کردن یک صدای دیگر و عقب گرد هست.

..طبیعی ست هر خانواده ای از هر طبقه ای بسته به بودجه ی ماهیانه شان در صدد تهیه بلیت بر می آیند نظیر همه جای دنیا...از طرفی قشر متوسط تحصیلکرده ی جامعه (کارمندان،معلمان..))که در طول ۳-۴ دهه به هر زحمتی از تیاتر پشتیبانی کردهاندتوقع چاره اندیشی را از گروه های اجرایی دارند...

بنده در طول فعالیت م هر بار در نمایش یا کنسرتی تصمیم گیرنده (تهیه کننده یا کارگردان)بوده ام به این با اهمیت فکر کردم و خدا شاهد هست که هیچ وقت در پی منفعت اندوزی از قبل یک اثر هنری نبوده ام اما در اینجا من تنها یک بازیگر-خواننده ام و البته هر پروژه ای مختصات خودش را دارد...

این مطلبو از دست ندید!  لیگ هجدهم؛ قرارداد دلاری، جادوگر صاحب!

بینوایان پروژه ی شگرف و بی مشابهی ست که با در نظر گرفتن تمامی مشکلات موجود با نرخ گذاری پلکانی اهتمام کرده راه حلی برای حضور مخاطب های هنری فهیم اما کم بضاعت بیاندیشد ...اگر جماعت همیشه خشمگین بگذارند.

پ ن: حدود بیست سال پیش نمایش بینوایان در فرهنگسرای بهمن روی صحنه رفت و برای اون روزها بلیت گرانی داشت.

با دوستم پول هامون رو جمع کردیم و دوتا بلیت بالکن گرفتیم بماند که تو سالن کلی غر زدیم که بورژواها رفتند بلیتهای ردیف جلو رو گرفتند اونوقت ما که دانشجوی تیاتریم باید بریم بالکن ولی پس از اجرا حال مون خوب بود به کسی هم توهین ندادیم ولی یهو یادمون افتاد که پولی برای بازگشت مون از کشتارگاه تهران به خونه هامون نگه نداشتیم.

اینو گفتم که بدونید ما خودمون سینه سوخته ایم