تاریخ: ۱۳:۳۸ :: ۱۳۹۷/۰۷/۰۲
عرفان اسلامی؛ داعی صلح و مانع افراط گرایی دینی/ پنج رکن ریاضت عرفانی از منظر قرآن

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از ایکنا؛ بخش نخست گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و‌المسلمین سیدسلمان صفوی، ریاست آکادمی پژوهش ها ایرانی لندن و پیروز پاداش جهانی کتاب سال با عنوان «ساختار معنایی مثنوی معنوی» با عنوان «عرفان و تصوف یکی می باشند و مغایرتی با یکدیگر ندارند/دستورات سلوکی صریحا در قرآن آمده است» منتشز […]

سلمان صفوی

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از ایکنا؛ بخش نخست گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و‌المسلمین سیدسلمان صفوی، ریاست آکادمی پژوهش ها ایرانی لندن و پیروز پاداش جهانی کتاب سال با عنوان «ساختار معنایی مثنوی معنوی» با عنوان «عرفان و تصوف یکی می باشند و مغایرتی با یکدیگر ندارند/دستورات سلوکی صریحا در قرآن آمده است» منتشز شد. در ادامه بخش دوم این گفت و گو که بر بردارنده نکته هایی در راستای جایگاه عرفان و تصوف در عصر حاضرست، از نظر می‌گذرد؛

ایکنا؛ امروز و در جهان معاصر آیا می‌توان برای عرفان و تصوف جایگاهی قائل بود؟ به دیگر حرف نسبت این دو با جهان امروز چیست؟

در ادامه بخش دوم این گفت و گو که بر بردارنده نکته هایی در راستای جایگاه عرفان و تصوف در عصر حاضرست، از نظر می‌گذرد؛مشکل جهان امروز بحران معنویت و تسلط کمیت است. امروز پول معیار همه ارزش‌ها شده و شاخصه‌های «رشد» همگی مادی است. به گفته هربرت مارکوزه، «انسان تک‌ساحتی شده» و به گفته چارلی چاپلین در فیلم «عصر جدید»، «انسان دچار الیناسیون شده است». بحران محیط زیست، بحران جنگ تمدن‌ها و افراط‌گرایی چهره شاخص فرهنگ و تمدن امروز جهان است.

امروز در غرب بعد از حضرت محمد (ص)، مولانا جلال‌الدین محمد مولوی معروف به رومی، معروف‌ترین چهره فرهنگی دلپذیر است و «مثنوی معنوی» جزء ۱۰ کتاب پر فروش در آمریکا است. عرفان و تصوف تنها راه رهایی بحران معنوی و جنگ تمدن‌هاست، زیرا عرفان اسلامی انسان‌ها را به صلح درون دعوت می‌نماید.

صلح و جنگ برون، انعکاسی از صلح و درون آدم است. در حالی که علم کلام، بر جدل با دیگر ادیان استوار است و علم فقه، بر عدم طهارت اهل کتاب و کفار فتوا داده است؛ عرفان اسلامی انسان‌ها را به گفت‌وگو، تفاهم، تساهل و تسامح دعوت می‌کند.

طبیعت مقدس است، زیرا تجلی امر قدسی است. تعرض به طبیعت؛ تعرض به حریم قدس الهی است. جنگ محکوم است، زیرا مردم مخلوق خداوندند و اگر کسی خالق را دوست دارد باید مخلوقات وی را نیز دوست داشته باشد. جنگِ دفاعی مشروع است، اما «بشرطِها و شروطِها».

در عرفان، اساس ارتباطات آدم با خدا، طبیعت، خود و جامعه طبق عشق است. با منطق عشق می‌توان به گفت‌وگو با فرهنگ‌ها و تمدن‌های متفاوت قیام کرد. با مدد عشق الهی می‌توان از سنگلاخ تعارض های گذر کرد. اساس اخلاق اجتماعی تصوف طبق مرام امام علی (ع) بر فتوت و جوانمردی است. فتوت صوفیان خوب ترین راه تعاون و همکاری بین‌المللی در حوزه امور اجتماعی و فرهنگی است.

ابوالحسن خرقانی عارف معروف بر سر در خانه‌اش نوشته بود: «هر کس به این خانه در آید نانش دهید و از ایمانش نپرسید، که هر کس به نزد خداوند به جانی ارزد؛ نزد ما به نانی ارزد». عرفان اسلامی شمشیری است دو لبه که همزمان قادر است مادی‌گرایی و افراط‌گرایی دینی (داعش و وهابیسم) را مهار کند و طبق مهر و محبت الهی؛ انسان‌ها را به خدا دعوت نماید.

زیرا خدای قرآن؛ «بسم‌الله الرحمن الرحیم» است. خداونـدِ مِهر، مُهر خود را بر جهان حک نموده است. جهان محضر خداوند است و همه ابنای بشر و کائنات مظاهر الهی می باشند. با جهان‌بینی عرفان اسلامی می‌توان برای ساختن جهانی طبق مِهر و عدالت الهی، منادی صلح و گفت‌وگو در جهان گردید.

اگر کسی در غرب روی به اسلام می‌آورد؛ به علت متأثر شدن از جنبه‌های معنوی اسلام است که در آثار مولوی، عطار و حافظ منعکس شده است. « «مثنوی معنوی» مولوی، «منطق الطیر» و «تذکرةالاولیاء» عطار نیشابوری، «فصوص الحکم» محی الدین، «گلشن راز» شبستری و «دیوان» حافظ شیرازی به بیشتر زبان‌های اروپایی ترجمه شده، در دانشگاه‌ها تعلیم می‌شود و ده‌ها تئاتر و موسیقی معنوی طبق آن‌ها اجرا شده است.

تصوف و عرفان اسلامی عملی‌ترین راه تقریب مذاهب اسلامی و مبارزه با دسیسه‌های غرب برای چند دستگی بین مذاهب اسلامی است. حب اهل بیت(ع) و اعتقاد به ولایت امام علی (ع) که شاخصه اعتقادات اهل تصوف است؛ می‌تواند کانون تقریب تشیع و تسنن گردد.

ایکنا؛ در دانش فقه می‌توانیم سلسله‌وار به امامن اطهار(ع) برسیم، اما به نظر می‌رسد در عرفان این چنین نیست، به عبارت دیگر می بینیم که عرفا قائل به انجام ریاضت‌ها و دستورات خاصی می باشند که به صورت جزئی نمی‌توان رد پایی از آنان در آیات و روایات یافت. مبنای این دستورات و ریاضات شرعیه چیست؟

مبنای این دستورات و ریاضات شرعیه چیست؟کلیه معارف عرفان اصیل اسلامی ریشه در قرآن و روایات معصومین(ع) دارند. طبق مراجع کلیدی عرفان اسلامی، سلسله ولایت همه طرایق معتبر اسلامی به مولی الموحدین امام علی(ع) می‌رسد و در کتب «طبقات الصوفیه» سُلَمی و خواجه عبدالله انصاری، «تذكرة الاولياء» عطار نیشابوری و «طرایق الحقایق» سلسله وصل شدن عارفان و طرایق نامدار به امام علی(ع) بیان شده است.

هر طریقتی سلسله اجازت خود به امام علی(ع) را محفوظ می‌دارد و علاوه بر آن در تاریخ تفکر و فرهنگ اسلامی نیز به صورت به صورت مجزا ثبت و ضبط شده است. زیادی از عارفان طبقه اول و دوم و سوم شاگردان امامان معصوم(ع) می باشند. کمیل از عارفان نامدار طبقه اول، تلمیذ امام علی(ع) بوده و «دعای کمیل» به وی القا شده است. عطار نیشابوری در «تذكرة الاولياء» می‌نویسد: «ارادت حسن بصری به حضرت علی(ع) بوده است».

ابراهیم ادهم، صوفی نامدار با امام زین العابدین(ع)، امام محمدباقر(ع) و امام جعفرصادق(ع) معاصر بوده و ارتباط او در مراجع با سه امام همام گزارش گردیده است. بُشر حافی، صوفی زاهد به دست مبارک امام موسی کاظم(ع) توبه کرد. به روایت بحارالانوار؛ شفیق بلخی، صوفی نامدار قرن دوم نیز از تلامیذ امام موسی کاظم(ع) بود. معروف کرخی که «ام السلاسل» است؛ تلمیذ و ذکر گرفته از امام رضا(ع) بود. جُنید بغدادی از نواب معنوی حضرت حجت بن الحسن عسکری(عج) بود.

برای مثال سلسله خرقه و ذکر شیخ صفی الدین اردبیلی به امام علی (ع) مختصراً بدین شکل در تاریخ ضبط شده است: «در ذکر شجره، خرقه و سندهای شیخ صفى الدین با پیامبر (ص): شیخ صفى الدین را توبه و خرقه و تربیت از سلطان المحققین شیخ زاهد گیلانى بود و وی را از مرشد اهل الطریقة و ارباب الحقیقة سیدجمال الدین و وی را از بحر الاسرار و حبر الابرار شیخ شهاب الدین محمود تبریزى و وی را از معدن الرموز و مخزن الکنوز ابى الغنائم رکن الدین السجاسى و وی را از قطب دوایر الاولیاء و الاصفیاء قطب الدین ابو بکر بن الابهرى و وی را از ابوالنجیب السهروردى و وی را از قاضى وجیه الدین عمر البکرى و وی را از پدر خود عمان المعانى فى المعاملات محمدالبکرى   و وی را از احمد اسود دینورى وَ وی را از حارس الاولیاء ممشاد الدینورى، و وی را از سید الطایفة بالاتفاق و سند الطوایف فى الآفاق ابو القاسم جُنید بن محمد البغدادى و وی را از سرى بن المغلس السقطى و وی را از اعرف العوارف فى المعارف ابومحفوظ معروف الکرخى، و وی را از سلطان الانس و الجان الامام الثامن الضامن علی بن موسی الرضا (ع) و او از آباء کرام و عظام خود تا متمّم عروۀ شریعت و مظهر اعلام طریقت و ناصب اعلام واقعیت، مالک تمکین سریر نصرت خدایى و مالک تاج سلطنت پیشوایى و رهنمایى، امیرالمؤمنین علىّ بن ابیطالب (ع)» (۱).

ریاضات در عرفان و تصوف ناب اسلامی طبق آیات قرآن و روایت های معصومین (ع) است. ریاضات در عرفان عبارت هستند از: «تهجد»، «ذکر»، «صمت»، «جوع» و «خلوت». صمت و جوع و سهر و عزلت و ذکری به دوام/ناتمام جهان را کند این پنج تمام».

هر پنج رکن ریاضات عرفانی از قرآن کریم و روایات اخذ شده که مختصراَ بیان می‌شود: رکن اول؛ تَهَجُد: «وَ مِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى‏ أَن یَبعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحمُوداً؛ و قسمتی از شب را بیدار و متهجّد باش و نماز شب خاصّ تو است. باشد که خدایت به مقام محمود مبعوث گرداند» (سوره اسراء: آیه ۷۹). تهجد در اصطلاح عرفا؛ شب زنده‌داری است به ترتیل قرآن کریم، نماز شب، مناجات، استغفار، ذکر، محاسبه و مؤاخذه نفس که از امور با اهمیت سیر و سلوک عرفانی است. ابوطالب مکی از این قوم چهل نفر از تابعین رسول الله (ص) را برشمرده که نماز بامداد را به وضوی شبانگاه گزارده‌اند (۲).

««اقلّ مستحبات آن است که قیام شب از یک ششم شب کمتر نباشد و باید دانست که توفیق برخاستن در شب از حضرت عزّت است تا ظن نبری که طالب به طلب مطلوب می‌رود، لکن تا مطلوب کلیدی جمال خود در درون دل با ایمان سالک متجلی نشود، شعله آتشِ شوقِ برخاستن در شب از اندرون سالک برنخیزد. چون این اشارت به سمع دل رسد نفس قبول کننده را بیدار کند، نفس از سر عزّت و (حزّت) و طلب طرب بر بساط انبساط قدم نهد و در مناجات با حضرت دوست داشتنی گوید:‌ای شمع وصال بیفروز که پروانه‌ها سرگردانند. بدین شیوه سالک غم‌های قدیمی دل را ارائه می‌دارد» (۳).

««کسانی‌که از مقام های دین به جایی رسیده‌اند؛ همگی از شب‌خیز‌ها بوده‌اند و از غیر آن‌ها دیده نشده است. فضیلت تهجد و قیام لیل و گریه و ندبه از خوف و اشتیاق او جل جلاله و نماز شب را اگر بخواهی؛ آیات و خبر ها وارده در این باب کفایت می‌کند». « «طبق روایت؛ مغبوض‌ترین خلق نزد خدا کسی است که شب، چون مُرداری بیفتد و روز را به بطالت و تنبلی بگذراند» (۴).

رکن دوم؛ ذکر: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللهِ أَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب‏» (سوره رعد: آیه ۲۸). « «وَ اذکُر رَبَّکَ فی نَفسِکَ تَضَرُّعاً وَ خفیهً». ( (سوره اعراف: آیه ۲۰۵): «خدای خود را با تضرع و پنهانی یاد کن». « «ذکر» یکی از اصول با اهمیت طریقت است که ماخوذ از قرآن کریم است. تمام اذکار طرق صوفیه طبق اسماءالحسنی است که در قرآن مذکور، مثل ذکر «الله»، «لا اله مگر الله»، «حی»، «قیوم»، «هو»، «سبحان الله»، «رب»، «الحمدلله»، «استغفرالله»، «ذکر یونسیه» (لا اله مگر انت سبحانک انی کنت من الظالمین).

امام علی (ص) فرمودند: «اَلذِّکرُ یونِسُ اللُّبَّ وَ یُنیرُ القَلبَ و َیَستَنزِلُ الرَّحمَةَ» (۵). « «یاد خدا عقل را آرامش مى‌دهد، دل را روشن مى‌کند و رحمت وی را فرود مى‌آورد». « «اُذکُرُوا الله ذِکرا خالِصا تَحیَوابِهِ أَفضَلَ الحَیاةِ و َتَسلُکوا بِهِ طُرُقَ النَّجاةِ» (۶): «خدا را خالصانه یاد کنید تا خوب ترین زندگى را دارا باشید و با آن راه رهایی و رستگارى را بپیمایید».

رکن سوم ریاضت، صمت (سکوت، خاموشی): در دو داستان مریم و زکریا در قرآن کریم «سکوت» طرح شده است. در واقعه ی بارداری معجزه آسای حضرت مریم (س) خداوند به وی فرمان «نذر سکوت» داد: «فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحمَنِ صَومًا فَلَن أُکَلِّمَ الْیَومَ إِنْسِیًّا» (سوره مریم: آیه ۲۶). خداوند در آیه ذیل به حضرت زکریا فرمان سکوت داد: «قَالَ رَبِّ اجعَل لِی آیَةً قَالَ آیَتُکَ أَلا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَیَالٍ سَوِیًّا» (سوره مریم: آیه ۱۰): «گفت پروردگارا نشانه‏ اى براى من قرار ده فرمود: نشانه تو این است که سه شبانه روز با وجود اینکه سالمى با مردم حرف نمى‏ گویى». امام علی (ع) فرمودند: «لا عباده کالصمت»: «هیچ عبادتی مثل خاموشی نیست». « «من صمت سلم»: «هر که خاموش باشد؛ سالم مانَد» (۷).

این مطلبو از دست ندید!  نمایی از طبیعت هزار رنگ در روستای دوزین + عکس ها

رکن چهارم؛ جوع (گرسنگی اختیاری): روزه افضل اصناف گرسنگی اختیاری (جوع) است که فرمان آن در قرآن کریم صادر گردیده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (سوره بقره: آیه ۱۸۳): امام علی (ع) فرمودند: «نعم عون الورع التجوع»: «گرسنگی اختیاری خوب یاوری برای پارسایی است» (۸)

رکن پنجم ریاضت: خلوت: «خلوت» اصنافی دارد مثل اعتکاف و چله نشینی. در واقعه ی مریم و زکریا خدا فرمان به خلوت نشینی و اعتکاف به مریم و زکریا داد؛ و در واقعه ی موسی خدا فرمان چهل شبانه روز خلوت نشینی به موسی داد که مبنای خلوت نشینی عرفان و تصوف شده است. خداوند وعده‌ای به حضرت موسی داد و در مدت چهل روز وی را به میقات خود فراخواند: «فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أربَعینَ لَیلَه.» (. ..) ( تا آن که زمان وعده به چهل شب تکمیل گردید . ) (اعراف/ ۱۴۲) و موسی (ع) در میقات بعد از چله نشینی با خدا ملاقات نمود. خلوت نشینی حضرت محمد (ص) در غار حرا نیز که شهرت دارد.

امام علی (ع) فرمود: «ملازمه الخلوه داب الصلحا»: «ملازمت خلوت نشینی؛ عادت و شان صالحان است» (۹). «در سیر و سلوک عرفانی، چلّه‌نشینی، نگهدارى خالصانه چهل روزه از خویشتن است تا از این طریق باطن سالک به آمادگی لازم جهت دریافت حکمت ناب الهی از طریق کشف و شهود قلبی نائل گردد.» (۱۰). « «مَن اَخلصَ العِبادَه لله اربَعینَ صَباحاً ظَهَرَت یَنابیعُ الحِکمَه مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِهِ. «» (۱۰). «هر کس چهل روز به علت رضای الهی خلوت گزیند، چشمه‌های حکمت بر قلب و زبانش جاری می‌شود». «ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُم عَاکِفُونَ فِىَ المَسَاجِدِ تِلکَ حُدُودُ اللهِ فَلاَ تَقرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُم یَتَّقُونَ» (سوره بقره: آیه ۱۸۷): «سپس روزه را تا شب تکمیل کنید؛ و در حالى که در مساجد به اعتکاف پرداخته اید، با بانوان آمیزش نکنید. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬

« این مرزهاى الهى است، پس به آن نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیات خود را براى مردم روشن مى سازد، باشد که پرهیزگار گردند»‪. « ‬‬‬‬‬‬‬‬‬«اعتکاف» از ارکان با اهمیت ریاضت‌های عرفان اسلامی است. در سیر و سلوک عرفانی؛ اعتکاف، دست کم سه روز نگهدارى خالصانه از خویشتن است تا از این طریق باطن سالک از طریق دل، به آمادگی لازم برای دریافت حکمت ناب الهی نائل گردد.

«اعتکاف در اصل به معناى زندانی ماندن و مدت طولانى در کنار چیزى بودن» است و در اصطلاح شرع؛ توقف در مساجد براى عبادت است که دست کم آن سه روز است و شرط آن روزه داشتن و ترک برخى دیگر از لذایذ است.

ایکنا؛ آیا چنان که در شیعه بحث کشف و شهود مطرح است، در تصوف نیز این مساله مطرح است؟

این عبادت اثر عمیقى در تصفیه روح و توجه ویژه به پروردگار دارد. روایات متعددی در اهمیت و تاثیر «اعتکاف» از معصومین (علیهم السلام) صادر گردیده، مثل: «مَنِ اعتَکَفَ إیمانا وَ احتِسابا غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ»: «همه گناهان گذشته کسى که از روى ایمان و براى رسیدن به ثواب الهى معتکف گردد، آمرزیده مى‏‌شود»(۱۱). اساس تصوف بر مبنای اعتقاد به ولایت مولی الموحدین علی (ع) و آدم کامل است.

نظریه آدم کامل در تصوف معادل نظریه امامت در کلام شیعی است؛ بنابراین همه متصوفه و عارفان شیعه می باشند، همه شیعیان عارف نیستند. زیرا خصوصیات خطبه متقین مولا علی (ع) را ندارند که صفت ها عارفان بالله را شرح فرموده اند؛ بنابراین بحث شیعه و سنی یک بحث کلامی و فقهی است، نه عرفانی. در عرفان و تصوف یا شخص معتقد به ولایت مولی الموحدین علی (ع) و جانشیان وی است یا نیست.

اگر کسی اعتقاد دارد و به دستورات شرعی و معنوی قرآن و سنت (قول، فعل و تقریر معصومین (علیهم السلام)) زیر نظر استاد عمل می‌کند؛ سالک الی الله تعالی است و بعد از طی مقام های معنوی و خالص شدن قلبش از غیر خدا، به صوفی و عارف ملقب می‌شود. اگر کسی معتقد به ولایت حضرت علی (ع) و عامل به دستورات شریعت نباشد؛ اساساً صوفی نیست، لکن صوفی‌نما و رهزن طریقت است. جوانان مشتاق معنویت باید هشیار باشند فریب عرفان‌های کاذب را نخورند. نخستین نشانه عرفان ناب محمدی مقید بودن به دستورات شریعت است که در رساله‌های مراجع عظام آمده است.

بعد از انجام واجبات و پرهیز از محرمات، سلوک الی الله تعالی شروع می‌شود. عرفان بدون شریعت و ولایت علی ابن ابیطالب (ع)، عرفان کاذب است و ربطی به اسلام ندارد. اما بعد؛ کشف و شهود در کلام و فقـه شیعی مطرح نیست، زیرا موضوعاً خارج از حیطه موضوعات آنهاست. کشف و شهود از امهات عرفان عملی است.

عارف بعد از گذار از مقام های متفاوت و قتل رذایل نفسانی و مصفا شدن قلبش به نور خداوند، به علت «ذکر» و «فکر» و «عمل» و «مراقبه»، به مقام کشف و شهود بالا بردن می‌یابد و اتحاد هستی و اسرار الهی را می‌بیند.

به این ترتیب عارف عروج الی الله نموده، در در خلال عروج؛ حقایق هستی و واقعیت حق را رویت می‌کند. کلیه کتب کلیدی تصوف و عرفان درمورد تشریح، ماهیت و مراتب کشف و شهود حرف گفته‌اند و دقیق‌ترین مطالب درمورد کشف و شهود در این کتب بیان شده است، مثل «اللمع فی التصوف» سراج طوسی، «رساله قشیریه» ابوالقاسم قشیری، «کشف المحجوب» هجویری، «منازل السائرین» خواجه عبدالله انصاری، «فتوحات مکیه» و «فصوص الحکم» محی الدین، «عوارف المعارف» سهروردی، «اسرارالتوحید فی مقامات» ابو‌سعید ابی‌الخیر، «تذکرة الاولیاء» عطار، «مثنوی معنوی» مولوی، «نص النصوص»، «جامع الاسرار» و «اسرار الشریعه» شیخ حیدر آملی، «مصباح الهدایه» کاشانی، «تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس»، «مصباح الهدایه»، «شرح دعای سحر» و «شرح حدیث جنود عقل و جهل» امام خمینی(ره)… عارف نامدار داود قیصری در «شرح فصوص الحکم» محی الدین جامع‌ترین و مهم‌ترین دسته‌بندی و درجه‌بندی کشف را بیان نموده است. مولوی در «مثنوی معنوی» می‌فرماید: قلب دارای حواس باطنی، چشم، گوش و .

است که به ابزار آن‌ها حقایق عالم را می‌بیند و می‌شنود. شیخ صفی‌الدین اردبیلی نیز تشریح و انواع مراتب کشف و شهود و علایم آن‌ها را بیان فرموده که ابن بزاز در «صفوةالصفا» روایت کرده است. قیصری در مقدمه‌ای که بر «فصوص‌الحکم» نگاشته، کشف را چنین تشریح می‌کند: «انّ الکشف لغةً برطرف الحجاب.

یقال: کشف المراة وجهها، ای: رفعت نقابها؛ و اصطلاحاً هو الاطّلاع علی ماوراء الحجاب؛ من المعانی الغیبیة و الاُمور الحقیقیة وجوداً و شهوداً» (۱۲) «کشف در اصطلاح به معنای اطلاع بر ماورای حجاب است؛ بنابراین بین مفهوم لغوی و اصطلاحی، مناسبتی روشن وجود دارد. اگر مفهوم غیبی یعنی اسماء و صفت ها حق و امور واقعی یعنی عالم جبروت و ملکوت به قلب سالک طلوع کنند و این نورانیت، سالک را به مقام حق الیقین و عین الیقین برساند؛ حالت مکاشفه پدید آمده است؛ در نتیجه مکاشفه بعد از برداشتن حجاب‌هایی صورت می‌گیرد که هویّت و واقعیت آدمی را فراگرفته باشد»… امام خمینی (ره) در شرح دعای سحر، وصول به مقام های «دعای سحر» را تنها با «شهود» سالک میسّر می‌دانند و این دعا را شرح واقعه ی سلوک سالکین و نردبان ترقّی و برطرف تعیّنات عارفان تلقی می‌کنند: «این مقام های به کسی دست نمی‌دهد مگر آن که نردبان تعیّنات را پله پله بالا رود.

در این صورت سالک «مشاهده» می‌کند که بعضی از اسماء، از اسماء دیگر پر بهاتر، جمیل‌تر، عزیزتر و. است» (۱۳). «مکاشفه و واردات قلبی سه مرتبه دارد: مرتبه نخست «لوایح» است. « اگر برق حضور و نسیم تجلّی حق گاهی بوزد و جابه جایی حالی برای عارف رخ دهد و این برق، تمام قلب عارف را فرا گیرد؛ «لوایحِ» کشف پدید آمده است؛ در نتیجه «لوایح» کشفی است که به ابزار آن بعضی از اسرار ظاهر می‌گردد. «لوامع» ظهوری زیادتر از لوایح دارند و به سرعت زایل نمی‌شوند. «طوالع» بقای زیادتر، نورانیت و تسلط قوی‌تری دارند و در تشریح عبارت هستند از: انوار توحیدی که قلب اهل معرفت را فراگیرد و این نور چنان بر دل عارف حکومت کند که اولاً انوار دیگر را تحت‌الشعاع قرار دهد و ثانیاً اطمینان و آرامش برای وی به ارمغان آورند (۱۴).

خوب ترین مطالب ذی ربط به کشف و شهود در «نهج‌البلاغه»، «دعای عرفه» و «صحیفه سجادیه» بیان شده که مراجع کلیدی عرفان و تصوف اسلامی می باشند؛ برای مثال به این احادیث توجه نمایید که در کتب کلامی و فقهی نیست و مراجع عرفانی به آن‌ها ارجاع داده‌اند:

۱ ـ امام خمینی (ره) افزون بر آن و بعد از «طوالع»، حالت «طوارق» را نیز مطرح کرده‌اند. (۱۶)

۲ ـ با این تشریح که «طوارق یکی از واردات اهل واقعیت است که از طریق سمع حقایق بر او معلوم می‌گردد» (۱۵).

پی‌نوشت‌ها

۱ ـ (صفوه الصفا، ابن بزاز، صص۱۸۰-۱۸۱، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۶)
۲ ـ (۱ ـ نبی اکرم (ص): «لَولا اَنَّ الشَّیاطِینَ یَحُومُونَ اِلى قُلُوبِ بَنِى آدَمَ لَنَظَرُوا اِلى الْمَلَکُوتِ»: «اگر شیاطین دل هاى فرزندان آدم را احاطه نکنند؛ مى توانند به جهان ملکوت نظر افکنند». «ذکر من روي عنه انه احيا الليل کله» – کاشاني، عزالدين محمود، مصباح الهدايه و مفتاح الکفايه، ص۳۱۴)
۳ ـ ( (۱۶)۲ ـ نبی اکرم (ص): «لَیسَ العِلمُ بِکَثرَهِ التَّعَلّمُ وَانَّما العِلمُ نُورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فى قَلبِ مَن یُحِبُّ، فَیَنفَتِحُ لَهُ وَ یُشاهِدُ الغَیبَ، وَ یَنشَرِحُ صَدرُهُ فَیَتَحَمَّلُ الْبَلا، قِیل یا رَسُولَ اللهِ وَ هَل لِذلِکَ مِن عَلامه؟ قالَ (ص) اَلتَّجافِىُ عَن دارِ الْغُرُورِ وَالاِنابَهُ اِلَى دارِ الْخُلُودِ وَالاستِعدادُ لِلِمَوتِ قَبلَ نُزُولِهِ» (۱۷). ۲ ـ (ابوطالب مکي، قوت القلوب، جلد۱، ص۷۳٫ ص۱۴۷)
۴ ـ ( «ذکر من روي عنه انه احيا الليل کله» – کاشاني، عزالدين محمود، مصباح الهدايه و مفتاح الکفايه، ص۳۱۴)۳ ـ (سهروردي، شهاب الدين ابوحفص عمر. عوارف المعارف. ص۱۰۶)
۵ ـ ( ص۱۴۷)۴ ـ (ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا. سير الي الله. ص۱۰۶)۵ ـ (آمدی. ح۱۸۵۸)
۶ ـ ( جلد ۲٫ ص۶۶٫ ح۱۸۵۸) ۶ ـ (مجلسی. بحارالأنوار. حدیث ۱۶)
۷ ـ ( جلد ۷۸٫ حدیث ۱۶)۷ ـ (شرح فارسی خوانساری بر کتاب غررالحکم و دررالکلم امدی. جلد ۶. ص۳۵۱. حدیث ۹۲۰۴)
۸ ـ ( حدیث۱۰۴۷۱ – جلد ۵. ص ۴۶۶. حدیث ۹۲۰۴)۸ ـ (آمدی. ص۱۶۳)
۹ ـ (غررالحکم، ج۶، ص ۱۲۴)
۱۰ ـ ( بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۳۲۶)
۱۱ ـ (ك غررالحکم. حدیث ۲۴۰۰۷)
۱۲ ـ ( جلد ۶٫ ‌ ص۱۶۳)۱۱ ـ (كنزالعمّال. حدیث ۲۴۰۰۷)۱۲ ـ (قیصری، داود. ص۳۳)
۱۳ ـ ( ‌شرح فصوص الحکم‌. ‌ مقدمه. ص۳۳)۱۳ ـ (امام خمینی. ‌شرح دعای سحر‌.
14 ـ ( ترجمه سید احمد فهری. ص۳۷). صص۴۱۲-۴۲۲)
۱۵ ـ (۱۴ ـ (سراج طوسی، ‌ ابونصر. اللمع فی التصوّف‌. ص۵۲)
۱۶ ـ ( صص۴۱۲-۴۲۲)۱۵ ـ (امام خمینی. سرّ الصلاة. ص۵۲)۱۶ ـ (مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی. بحار الانوار. پژوهشگر و مصحح: جمعى از محققان‏. 1403 باب ۴۴ (القلب و صلاحه و فساده و معنى السمع و البصر و النطق و الحياة الحقيقيات)
۱۷ ـ ( چاپ دوم. باب ۴۴ (القلب و صلاحه و فساده و معنى السمع و البصر و النطق و الحياة الحقيقيات)۱۷ ـ (بروجردی، سیدحسین. قم)

 

گفت‌وگو از مرتضی اوحدی

انتهای پیام