تاریخ: ۱۰:۴۵ :: ۱۳۹۶/۱۲/۲۳
شور و حال عید نوروز؛ از نوای “تکم چی” تا آئین “نواوستی” در اردبیل

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اردبیل، ، همه ساله در آخرین روزهای سال خیابان‌ها و بازارچه‌های استان اردبیل مملو از جمعیتی می‌شود که همه خود را برای استقبال از سالی نو مهیا می‌سازند؛ سال کنونی هم که نظاره‌گر عبور آخرین روزهای سال ۹۶ هستیم همه مردم به […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اردبیل، ، همه ساله در آخرین روزهای سال خیابان‌ها و بازارچه‌های استان اردبیل مملو از جمعیتی می‌شود که همه خود را برای استقبال از سالی نو مهیا می‌سازند؛ سال کنونی هم که نظاره‌گر عبور آخرین روزهای سال ۹۶ هستیم همه مردم به شکلی طبق آئین‌ها و سنن آبا، اجداد و دیار خود، خود را برای یک سال زندگی، توام با عشق و مودت در کنار یکدیگر آماده می‌کنند.

از خانه تکانی گرفته تا خرید اقلام موردنیاز شب عید همه و همه در حقیقت سفیر خبری خوش و شروع سالی نو می باشند که این همه آراستگی هنگامی تکمیل می‌شود که صدای “تکم‌چی” از خانه تکانی گرفته تا خرید اقلام موردنیاز شب عید همه و همه در حقیقت سفیر خبری خوش و شروع سالی نو می باشند که این همه آراستگی هنگامی تکمیل می‌شود که صدای “تکم‌چی” آرام آرام از کوی و برزن به گوش می‌رسد.

بر طبق یک آئین و سنت دیرین، تکم که عروسکی سنتی و با سابقه تاریخی هست در چند روز مانده به عید نوروز بر دستان تکم‌‌چی‌‌ها در کوی و برزن اردبیل نوید بهار را می‌دهد.

تکم‌خوانی؛ آئینی به قدمت نوروز باستان

“تکم‌خوانی” “تکم‌خوانی” آئینی هست به قدمت نوروز و یادگاری از آداب و رسوم نوروز که به طور مستمر در سرزمین آذربایجان بویژه استان اردبیل به عنوان آئینی ماندگار و منحصربفرد مورد توجه مردم این خطه بوده و با روش ویژه توسط تکم‌گردانها به اجرا گذاشته می‌شده هست.

این آئین سالیان دراز با آداب و رسوم کهن مردم آذربایجان و بویژه استان اردبیل عجین بوده و همه ساله با فرا رسیدن عید نوروز، مردم به انتظار تکم‌چی می‌نشستند و انتظار داشتند که تکم‌چی، سمبل و در حقیقت سفیر نشاط بهاری، آنان را برای استقبال از بهار آماده سازد.

گرچه این روزها شاهد کمرنگ شدن این آئین در درازای سالیان متمادی هستیم اما امروزه نیز می‌توان گوشه‌ای از این رسم به یادگار مانده از پدرانمان را در کوچه پس کوچه‌های بعضی روستاها و محلات اردبیل شاهد بود.

در استان اردبیل مشابه سایر نقاط پهناور دیار آذربایجان از چند روزی مانده به عید نوروز تکم‌چی‌ها به صورت نمادین تکم را در کوچه‌‌های روستاها و شهرها می‌‌چرخانند و در حالی که اشعاری به زبان ترکی و با صدای دلنشین می‌خوانند نوید آمدن عید را داده و اجرت خود را از مردم دریافت می‌کنند.

مردم شناس میراث فرهنگی در مورد تکم و آئین تکم‌گردانی می‌گوید: تکم یک عروسک چوبی سنتی به قطر ۴ سانتیمتر، طول ۲۵ و عرض ۱۲ الی ۱۵ که روی آن را با مخمل یا پارچه‌هایی به رنگ قرمز می‌پوشانند هست و روی این پارچه را با پولک، زنگوله، سکه و نیز پارچه‌های الوان و حتی آینه تزیین می‌کنند که هر یک از تزئینات تکم علت و فلسفه‌ای دارد.

مجتبی جوان‌اجدادی بیان می‌کند: تکم‌گردان در استان اردبیل با به زبان آوردن اشعاری زیبا و دلنشین شوق و شور مردم این خطه را برای استقبال گرم از نوروز دوچندان می‌کند که تمامی این اشعار به زبان شیرین ترکی سروده شده و مورد توجه مردم استان اردبیل هست که نمونه‌هایی از این اشعار به توصیف ذیل می‌باشد:

“سیزون بو تازه بایراموز مبارک/آیوز، ایلوز، هفتوز، گونوز مبارک/جناب جبرئیل نامه گئتیردی/گئتیر جگین پیمبره یئتیردی/مبارک قوللارین گؤیه گؤتوردی/سیزون بوتازه بایراموز مبارک/آیوز، ایلوز، هفتوز، گونوز مبارک”.

وی ادامه می‌دهد: این اشعار در گذشته در بین اهالی استان اردبیل به گونه‌ای زیبا و جان‌دار بر سر زبانها افتاده بود که هنوز هم که هنوز هست در بعضی محلات استان اردبیل بانوان این دیار در ایام آخر سال و در موقع آماده‌سازی منازل خود برای عید نوروز این اشعار را برای خود و فرزندانشان زیرلب زمزمه می‌کنند.

این کارشناس مردمی ضمن اشاره به فراموشی تدریجی آئین زیبای تکم‌گردانی در استان اردبیل به علت تجمل‌گرایی عده‌ای، می‌گوید: تکم‌گردانی با ارزش‌گذاری دو مرتبه و بازشناسی آن قابل احیاء هست اما مستلزم تحقق این امر آن هست که مسئولین فرهنگی کشور، احیای آن را برای خود وظیفه دانسته و از فراموشی آن جلوگیری کنند تا منحصرا در روزهای نوروز به فکر احیاء و استفاده از این آئین نباشیم.

شور و حال عید نوروز؛ از نوای

خانه‌تکانی عید؛ اشتیاقی برای تکاندن غبار از دل‌ها

جوان‌اجدادی ادامه می‌دهد: ضروری هست تا باور نماییم که این عروسک شادی بخش می‌تواند همراه با شادیها و غصه‌‌هایمان نسبت به جامعه همراه گردیده و ما را یاری کند و شاید این زنجیره و حلقه‌ای مفقود شده از آئین و سنن خطه آذربایجان باشد که احتیاج به توجه و اهتمام ویژه برای احیا دارد.

یکی از نخستین آداب و رسوم عید نوروز که از اوایل اسفندماه و یا اواسط این ماه که طبق معمول به بایرام‌آیی در بین اهالی استان اردبیل سرشناس هست شروع می‌شود، غبارروبی منازل یا خانه‌تکانی هست که این امر بنا بر ذائقه و سلیقه هر یک از اشخاص متمایز می‌باشد.

در این رسم بانوان و مادران خانه با غبارروبی و شست و شوی وسایل منازل خود عید را شروع و خود را برای این ماه آماده می‌کنند که این رسم را به معنای پشت سر گذاشتن کهولت، کسالت، تنبلی و هرچه غم و اندوه هست، می‌دانند و با این کار خود را برای شروع سالی نو و مملو از خیر و برکت و همراه با شادمانی آماده می‌کنند.

اما باید به علت داشت که در سالی که پشت سر گذاشته می‌شود و انسان‌ خود را برای ورود به سالی جدید مهیا می‌سازد تنها تکاندن غبار منازل کافی نبوده و در اصل خانه‌تکانی برای عید نوروز و شروع سالی جدید شوق و بهانه‌ای هست برای تکاندن غبار از دلها.

در این مورد صحبت‌های مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اردبیل شنیدنی هست.

مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اردبیل در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان در اردبیل گفت: نوروز نشانه نو شدن تقویم زندگی آدمی، نشانه‌ای از نو شدن روز، ماه و سال و نمادی از دگرگونی به سمت تازگی و نو شدن هر لحظه چیزی هست که آدم در طول یک سال گذشته تجربه کرده و امروز می‌خواهد همه آنان را پشت سر بگذارد و قدم در روزی نو بگذارد و مستلزم گام نهادن در روزی نو داشتن دلی خالی از غم، محنت و کینه می‌باشد.

حجت‌الاسلام مهدی ستوده دنبال کرد: یکی از رسم‌هایی که  نزدیک عید معمول هست پاکیزگی و پاکیزگی هست به گونه‌ای که نزدیک سال جدید و نوروز، همه به دنبال خانه تکانی می باشند، همه در حقیقت حساس‌تر می‌شوند که هرچه کثیفی و آلودگی هست را از خانه‌های خود بزدایند و چه خوب هست همین گونه که به پاکیزگی مادی همه روزه، هفتگی، ماهانه و هر ساله توجه می‌شود، به پاکیزگی معنوی و خانه‌تکانی دل هم توجه نماییم.

شور و حال عید نوروز؛ از نوای

“شال ساللاماق”؛ زینت آئین‌های چهارشنبه آخر سال

دستمال انداختن، یا همان “شال ساللاماق” وی تصریح نمود: با آنکه ما یک عبادت همه روزه داریم با عنوان ارتباط با خدا، یک عبادت هفتگی داریم که همان نماز جمعه هست و یک عبادت هر ساله داریم که همان عبادت در شب قدر می‌باشد اما چه خوب تر می‌شود اگر در میان همه این عبادتها غبارروبی از دل را در آخر هر سال هم در برنامه هر ساله خود قرار دهیم و با دلی زلال و صاف مثل آئینه، آکنده از مهر و محبت قدم به سالی نو بگذاریم.

دستمال انداختن، یا همان “شال ساللاماق” یکی از آئینهای دیرین مردم منطقه آذربایجان بویژه مردم باستان اردبیل در چهارشنبه آخر سال هست که این آئین در عبور زمان هرچند در منطقه های شهری به کلی به فراموشی سپرده شده هست اما هنوز هم در گوشه و کنار دیار آذری زبانان، استان اردبیل می‌توان اثراتی به جا مانده از این رسم دیرین و گذشتگان را دید.

سلیمه حیدری یکی از پیرزنان استان اردبیل در مورد این آئین دیرین به ما گفت: در آئین “شال ساللاماق” که در گذشته پررونق‌تر از حال بود طبق معمول به کوچکترین عضو خانواده یک روسری و یا شال داده می‌شد تا آن را از روزنه یا در زبان ترکی “باجا” شادی‌های مردم استان اردبیل در پیش از عید نوروز گرچه از اوائل اسفندماه شروع می‌شود اما این شور و نشاط و تکاپوی رخنه کرده در وجود مردم این دیار طبق معمول در چهارشنبه آخر سال یا چهارشنبه سوریه ای به اوج خود می‌رسد و شاید به صورت واضح می‌توان گفت یکی از زیباترین و در عین حال دیرنده و ماناترین آئینهای سنتی ویژه عید نوروز و چهارشنبه سوریه ای را می‌توان در استان اردبیل در این روز شاهد بود.

سلیمه حیدری یکی از پیرزنان استان اردبیل در مورد این آئین دیرین به ما گفت: در آئین “شال ساللاماق” که در گذشته پررونق‌تر از حال بود طبق معمول به کوچکترین عضو خانواده یک روسری و یا شال داده می‌شد تا آن را از روزنه یا در زبان ترکی “باجا” پشت بام خانه‌های روستایی که طبق معمول منزل یکی از آشنایان و یا اقوام همان خانواده می‌بوده به داخل خانه فرستاده و آن را مملو از خلعتیها و هدایایی تحویل بگیرد.

این مطلبو از دست ندید!  برپایی نشست کتابخوانی در طبیعت

وی دنبال کرد: به تعبیری دیگر پسران جوان یا نوجوان شالی برداشته و از سوراخ بالای بام خانه شال خود را پایین می‌انداختند که در این هنگام مالک خانه نیز به فراخور حال خود و بضاعت درآمد خانوادگی چیزی را در گوشه شال می‌بست تا پسران آن را بالا بکشند و چنانچه پسر خواهان دختر خانواده بود شال را بالا نمی‌کشید و اگر خانواده دختر رضایت داشتند نشانه‌ای از دختر را به شال می‌بستند.

این بانوی ۶۵ ساله در ادامه تصریح نمود: در گذشته طبق معمول محتوای داخل بقچه یا همان شال خوردنی‌هایی از قبیل آجیل، میوه شب عید، یک کاسه یا پیاله قووت و شکلات و یا یک جفت جوراب و هر چیز دیگری بود که می‌توانست هم به عنوان یک عیدی و هم به عنوان یک خلعتی شمرده گردد که این امر نیز برگرفته از مهر و صفای عمیق در بین مردم منطقه و خونگرمی آنان در آن زمان بوده هست.

رسم شال‌اندازی در گذشته در زیادتر نقاط آذربایجان رایج بود و هنوز هم در بعضی از روستاها انجام می‌شود اما متاسفانه در منطقه های شهری این رسم قدیمی و زیبا به فراموشی سپرده و در بین کودکان نیز شال ساللاماق به قصه مبدل شده و حتی بعضی به فرزندان خود قصه شیرین آن را نیز تشریح نمی‌کنند اما چه خوب تر می‌شد اگر این رسم و آئینهای دیگری که یادگاران گذشتگان و اجدادمان می باشند سینه به سینه به نسلهای آینده جابه جا می‌شد تا اینچنین به فراموشی سپرده نشود.

“قولاق آسدی”؛ تعبیری از پیشامد در سال جدید

فال‌گوش نشینی یا “قولاق آسدی” از قدیم الایام صبح آخرین چهارشنبه سال بانوان بر سر رود یا چشمه رفته و کوزه‌ها را مملو از آب می‌کردند و از آن آب برای خمیر کردن، روشن کردن سماور و یا پختن غذا استفاده می‌شد که این امر را نیز برای خود آئینی زیبا تلقی کرده و نماد خوش روزی و خوش یمنی می‌دانستند.

امروزه اگر یک کودکی اصطلاحا بزرگ شده شهر بوده شاید به ندرت اسمی از آئین “قولاق آسدی” فال‌گوش نشینی یا “قولاق آسدی” یکی دیگر از آئینهای چهارشنبه سوریه ای هست که آن نیز مثل سایر رسمهای شیرین منطقه آذربایجان در این روز به فراموشی سپرده شده هست.

“قولاق آسدی” یا “قولاق آسدی گئجه‌سی” و یا “شب فال‌گوش نشینی” تا یک دهه قبل در روستاها، منطقه های کوچ‌نشین و حتی در بعضی از محلات منطقه های شهری استان اردبیل اجرا می‌شد اما به مرور زمان این آئین هم کمرنگ و هم حالا “قولاق آسدی”، امروزه اگر یک کودکی اصطلاحا بزرگ شده شهر بوده شاید به ندرت اسمی از آئین “قولاق آسدی” شنیده باشد و هیچ وقت از نحوه برپایی این آئین و چگونگی انجام آن چیزی نداند.

“قولاق آسدی” یا “قولاق آسدی گئجه‌سی” و یا “شب فال‌گوش نشینی” تا یک دهه قبل در روستاها، منطقه های کوچ‌نشین و حتی در بعضی از محلات منطقه های شهری استان اردبیل اجرا می‌شد اما به مرور زمان این آئین هم کمرنگ و هم حالا “قولاق آسدی”، این یادگار دیرین زیادتر از آنکه مورد اجرا قرار بگیرد در سینه پدربزرگها و مادربزرگهایمان مخفی و زندانی مانده هست.

حاج علی‌حسن عبداللهی، یکی از ریش سفیدان روستای آق قلعه در مورد این آئین به ما گفت: در گذشته آئین قولاق آسدی در حقیقت طعم شیرین چهارشنبه آخر سال را دو چندان می‌کرد که در این آئین فرد ابتدا در خانه خود نیت کرده و دستهایش را محکم روی گوشهایش می‌گذاشت و اهتمام می‌کرد تا مقصد خود که خانه یکی از همسایه‌ها بود صدایی نشنود.

این پدربزرگ ۹۰ ساله گفت: فردی که به “قولاق آسدی” وی دنبال کرد: در این آئین فرد با نیت خود به کنار در یا پنجره خانه مد نظر که به احتمال خانه همسایه، اقوام و یا یکی از آشنایان دور و نزدیک بود می رفت و دست هایش را از گوشش بر می داشت و با نخستین جمله‌ای که فرد از داخل خانه می‌شنید پژوهشگر شدن یا نشدن نیت خود در سال جدید را تفسیر و تعبیر می‌کرد.

شور و حال عید نوروز؛ از نوای

رسم “آتش‌افروزی” و “خونچه عروس”

این پدربزرگ ۹۰ ساله گفت: فردی که به “قولاق آسدی” می‌رفت نخستین جمله‌ای که شنیده هست را به علت می‌سپرد و با بازگشت به منزل خود تفسیر آن جمله را از بزرگ خانواده که طبق معمول پدربزرگ، مادربزرگ، پدر یا مادر خانواده بود می‌پرسید، که در این حالت جمله مثبت و امید بخش به معنای پژوهشگر شدن آرزو و نیت در سال جدید بود اما جمله مایوس‌کننده به معنای نرسیدن به آن نیت و آرزو در سال جدید تلقی و تعبیر می‌شد که این آئین هم‌اکنون نیز کم و بیش در روستای ما رایج شدن دارد.

آئین آتش‌افروزی یکی دیگر از آئینهای ویژه چهارشنبه سوریه ای در خطه اردبیل هست كه در این رسم پيش از غروب آفتاب، هر خانواده بوته‌های خار و گزن و یا چوب را كه از پيش فراهم كرده‌اند روی بام يا زمين حياط خانه و يا در کوچه روی هم انباشته و با غروب آفتاب و نيمه تاريک شدن هوا زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع می‌شوند و بوته‌ها را آتش می‌زنند.

پس از افروختن آتش از بزرگ تا كوچک هر كدام سه بار از روی آتش می‌پرند تا مگر ناتوانی و زردی متاثر از بيماری و غم و محنت را از خود بزدايند و تندرستی و سرخی و شادی به هستی خود در سال پیش رو بخشند که در بعضی از روستاهای استان اردبیل مردم منطقه در حال پريدن از روی آتش ترانه‌هايی را نیز می‌خواندند.

من جمله مراسم دیگری که در روز چهارشنبه سوریه ای در استان اردبیل و به تبع در خطه آذربایجان معمول و معمول هست فرستادن خونچه‌ای از میوه و شیرینی و پارچه و خلعتی برای عروس خانواده هست که در شب چله نیز خونچه‌ای مثل همین به خانه عروس فرستاده می‌شود.

در این رسم طبق معمول خانواده داماد مقدمات خلعتی را تدارک می‌بینند و با تهیه آنان و تزئین زیبای هدایا آنان را بر روی سینی‌های بزرگی می‌چینند و بهمراه چند تن از اقوام شادی کنان به خانه عروس برده و در عین حال به خانواده عروس چشم روشنی می‌دهند.

شور و حال عید نوروز؛ از نوای

آئین نواوستی؛ آئینی که “طراوت” و “مهتری” را در زندگی هویدا می‌کند

خلعتی خانواده داماد طبق معمول دربردارنده روسری، چادرسفید و قسمتی از اقلام خوراکی من جمله آجیل و شیرینی، شکلات، قووت و در بعضی مورد ها گوسفند و سایر اقلام خوراکی هست که این مورد ها طبق بضاعت خانواده‌ها و رسم و آئینهای منطبق بر ایل و قوم موردنظر متمایز و متغیر هست.

نواوستی یکی از آئینهای کهن استقبال از سال جدید در منطقه آذربایجان هست که در تقسیم‌بندی آذری‌ها چهار چهارشنبه آخر سال به اسم چهار عنصر کلیدی طبیعت یعنی آب، باد، خاک و آتش نام‌گذاری می‌شود و در هر یک آئینی به اجرا درمی‌آید که در آخرین چهارشنبه سال که «سو چرشنبه‌سی» یا چهارشنبه آب نامیده می‌شود، ولادت و تازه شدن دو مرتبه آب‌ها جشن گرفته می‌شود که بدین ترتیب که صبح روز پس از چهارشنبه‌سوری مردم به کنار آب‌های روان رفته و عرض رودخانه‌ها را هفت بار طی می‌کنند.

این حرکت نمادین با هدف هم‌سویی با طبیعت و تازه شدن آب‌ها و تمنای تازه شدن زندگی و فرار از مشکلات اجرا می‌شود و در عین حال آرزوها طرح می‌گردد که در کنار این با اهمیت مردم با جارو آب را جارو می‌کنند که این حرکت نمادین به معنای جارو کردن مشکلات زندگی و روانه کردن آن بهمراه آب هست تا دیگربار این مشکلات هویدا نشود. در آئین زیبای نواوستی قیچی کردن آب هم یکی دیگر از اجزا و ارکان این آئین می‌باشد که با هدف قیچی کردن مشکلات و دوختن نمادین آب با هدف دوختن زبان دشمنان انجام می‌شود، علاوه بر این کسانی که در کنار آب‌های روان حاضر شده‌اند، هفت تکه سنگ را به نماد مشکلات خود به آب پرت می‌کنند.

بعضی شهروندان لنگه‌کفش‌های فرسوده را به دستاویز اینکه تنگی و گرفتاری سالی که سپری شده در آب پرت می‌کنند و بعضی با دسته‌های اسپند آب را جارو می‌زنند.