گروه: مجله
تاریخ: ۸:۵۲ :: ۱۳۹۶/۰۸/۳۰
شقایق رمز قفس شکنجه شاهپور را عنوان کرد / آرزو و سهراب هم دستگیر گردیدند + عکس

آ مدتی قبل برای کارگری از شهرستان به تهران رسیدم. چند روزی بود که فردی مرا برای کار نبرده بود تا اینکه چهار روز قبل دو مرد جوان همراه خانمی با ماشینی پژو پارس به میدان رسیدند. آ آنان برای کار مجتمعی شان دنبال کارگر می گشتند که مرا برگزیدند و برای رفتن به سر […]

آ مدتی قبل برای کارگری از شهرستان به تهران رسیدم. چند روزی بود که فردی مرا برای کار نبرده بود تا اینکه چهار روز قبل دو مرد جوان همراه خانمی با ماشینی پژو پارس به میدان رسیدند. آ آنان برای کار مجتمعی شان دنبال کارگر می گشتند که مرا برگزیدند و برای رفتن به سر کار سوار ماشینی آنان گردیدم. یکی از آنان داخل ماشین از کار مجتمعی اش سخن می زد و می عنوان کرد چند روزی کار دارد.

عکس” alt=”شقایق رمز قفس شکنجه شاهپور را عنوان کرد / آرزو و سهراب هم دستگیر گردیدند + عکس” style=”border: medium none;” width=”500″>

وی دنبال کرد: به نظرم دو ساعتی داخل صندوق عقب ماشین بودم تا اینکه آنان داخل منزل ویلایی مرا از صندوق عقب خارج آوردند و در داخل قفس بزرگی آهنی حبس کردند. آ آ آنان مرا هفت روز داخل قفس حبس کردند تا اینکه خانواده ام به حساب آنان پول واریز کردند و پس از این مردان انسان ربا مرا در بیابان های یکی از شهرهای حوالی تهران رها کردند. در این هفت روز که محبوس بودم متهمان دو کارگر را به همین روش ربوده و همراه من داخل قفس حبس کرده بودند تا اینکه خانواده آنان هم پول واریز کردند و آزاد گردیدند.

آغاز تحقیقات جنایی برای دستگیری انسان ربایان

تحقیقات مأموران ارائه داد اعضای این گروه هر چند روز یک بار به یکی از میدان های مکان جمع شدن کارگران مجتمعی در تهران رفته و یکی از کارگران را به دستاویز کار سوار ماشین می کنند و می ربایند و پس از اخاذی میلیونی او را رها می کنند.

۸ روز داخل قفس محبوس بودم

یکی از شاکیان که مرد میانسالی بود، عنوان کرد: من کارگر مجتمعی هستم. داخل ماشین دو مرد و یک خانم بودند که یکی از آنان عنوان کرد: برای چند روز احتیاج به کارگر مجتمعی دارد. داخل یکی از بزرگراه ها بودیم که دو مرد جوان به من هجوم کردند و دست و پا و دهانم را با چسب پهن بستند و بعد هم مرا به داخل صندوق عقب جابه جا کردند.

ساعتی بعد آنان مرا داخل منزل ویلایی قدیمی از صندوق عقب خارج آوردند و داخل قفسی حبس کردند. متهمان هشت روز مرا داخل قفس حبس کردند تا اینکه خانواده ام به حساب آنان پول واریز کردند. پس از آن مردان انسان ربا مرا در مکان خلوتی در حوالی تهران رها کردند.

شناسایی رد پای خانم جوان در گروه انسان ربایان

پس از اعتراف خانم جوان، مأموران برای دستگیری متهمان روانه مخفیگاه انسان ربایان گردیدند و موفق گردیدند مقارن با دستگیری انسان ربایان سه گروگان دیگر را که داخل قفس حبس بودند، آزاد کنند.

با سرکرده گروه در زندان آشنا شدم

مدتی قبل پس از طی دوران محکومیتم از زندان آزاد گردیدم تا اینکه مردادماه سال کنونی داخل خیابان شاپور را که او هم از زندان آزاد شده بود، نگاه کردم. شاپور در مورد کارم از من سؤال کرد که به او بیان کردم بیکارم و وضع پولی نامطلوبی دارم که شاپور عنوان کرد کار مطلوب و نون آب داری سراغ دارد که بسیار زود پولدار می گردیم . از آنجایی که بیکار بودم ایده او را پذیرفتم و بالاخره من به همراه همسرم و یکی از دوستانم همراه همسرش به سرکردگی شاپور این گروه را تشکیل دادیم. ما بر بر اساس مرسوم هر چند روز یک بار سه نفری به میدان ها جمع شدن کارگران می رفتیم و به دستاویز کار، کارگری را می ربودیم و در مخفیگاهمان داخل قفس کبوتران محبوس می کردیم تا اینکه خانواده اش به حساب ما پول واریز می کردند و بعد او را رها می کردیم.