تاریخ: ۱۱:۴۷ :: ۱۳۹۷/۱۰/۲۴
ستاره های مدفون در تخت فولاد| آثار حاج مصور زینت بخش مجموعه های خصوصی و عمومی جهان هست

– خبر ها استانها – به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرگزاری تسنیم از اصفهان، ، تخت فولاد محل دفن ستارگان بزرگ علم، ادب، فرهنگ و هنر و عرفان هست. بزرگانی که نزد ما ایرانیان معروف می باشند اما علاقمند به دانستن زیادتر در مورد زندگی آنان هستیم. خبرگزاری تسنیم این امکان را […]

– خبر ها استانها –

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرگزاری تسنیم از اصفهان، ، تخت فولاد محل دفن ستارگان بزرگ علم، ادب، فرهنگ و هنر و عرفان هست. بزرگانی که نزد ما ایرانیان معروف می باشند اما علاقمند به دانستن زیادتر در مورد زندگی آنان هستیم. خبرگزاری تسنیم این امکان را برای بیننده فراهم کرده و در گزارش‌هایی به معرفی ستارگان مدفون در تخت فولاد می‌پردازد. در این گزارش محمد حسین مصورالملکی شاعر و ادیب ایرانی را معرفی خواهیم کرد.

محمدحسین مصورالملکی معروف به مصورالملک و حاج مصور، طراح، نقاش، نگارگر، تذهیب کار، هنرمند جامع، ادیب و شاعر ایرانى متخلص به «مصور» در تاریخ ۱۲۶۹ش در محله درکوشک اصفهان زاده گردید.

او خواندن و نوشتن را در مکتب خانه فراگرفت و تحصیلات مقدماتى هنر را نزد محمد ابراهیم نقاش باشى و آقا میرزا احمد نقاش به انجام رساند. در یازده سالگى موسیقى رنگها را در کارگاه پدر آموخت. هنر قلمدان را نیز از پدر فراگرفت ولى در سیزده سالگى وی را از دست داد. او با یارى شاگردان پدر به انجام سفارش‌هاى کارگاه پدرى پرداخت تا بتواند معاش خود و خانواده را تأمین کند.

کاغذ را از کاغذگرخانه اصفهان می‌خرید و آن را به طور مقوا درمی‌آورد، روى آن نقاشى و روغن کارى می‌کرد و می فروخت. پس از انقلاب مشروطیت، خیز مدرنیته، هنر قلمدان را برانداخت و او به پارچه قلمکار روى آورد.

نقاشی‌های نهایت الدین بهزاد وی را جلب کرد و پس از آن اسیر جادوى خطوط رضا عباسى گردید. احساس کرد اگر بخواهد راهى مستقل را در پیش گیرد، باید با تجربه‌هاى فرنگ و سنتهاى هنرى غرب نیز آشنا گردد؛ در نتیجه در سال ۱۹۲۸میلادی از راه روسیه، لهستان، آلمان و بلژیک، راهى فرانسه گردید و شش ماه در پاریس براى عتیقه فروشان و ایرانشناسان کار کرد. در این هنگام مطالعاتى روى مکاتب نقاشى غرب انجام داد

در این هنگام مطالعاتى روى مکاتب نقاشى غرب انجام دادوى به همکارى با پروفسور آرتور پوپ پرداخت و به تصویرسازى بخش فرش از کتاب «هنر ایران» سرگرم گردید.

دریافت دکترای افتخاری در سال ۱۳۴۹

وى در سن ۳۸ سالگى در مینیاتور، شبیه سازى، رنگ و روغن، آبرنگ، تذهیب، پرتره، تشعیر، نقاشى بر روى آب و نقشه کاشى، طبع آزموده بود. رمز توفیق او در این رشته‌ها را باید توجه به طراحى به عنوان پایه هنرها دانست. او در روز ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۹ دکتراى افتخارى خود را دریافت نمود.

بیست و پنج ساله بود که به هنگام تهیه روغن کمان براى قلمدان دستش سوخت و دچار لرزش دست گردید. در کوچه و خیابان، دستش را به پایین کتش می‌گرفت یا دست چپ را روى آن می‌گذاشت که نلرزد ولى به هنگام کار تمرکز می‌کرد و دستش هیچ لرزشى نداشت.

شگفتا که آثار خود را با همین دست لرزان، قلمى کرد. قلم را در میان دو انگشت می‌گرفت و دو انگشت را نیز بر صفحه کاغذ تکیه می‌داد. گزارش هم روزگاران، حکایت از قلمگیرى بسیار فوری او دارد؛ آشنایان با هنر نگارگرى نیز با نگاه به آثار او به روشنى درمی‌یابند که وى براى جلوگیرى از لرزش دست خود به هنگام کار، از حرکات فوری و قلمگیرى در یک فاز بهره برده و اثر خود را با خطوط تند و تیز آفریده هست و از همین رو آثارش حس و حال بسیار بالایى دارد. در آثار او اصلاحى در کار نیست.

پس از این در سال ۱۳۴۶شمسی سکته ناقص مغزى، دست راستش را به کلى از کار انداخت. پنجه‌هاى خشکیده‌اش تنها می‌توانست گرد و خاک را از روى تابلوها پاک کند: "بَرد چون رشک بر آن کلک سحّار؛ مصور را بیفتد پنجه از کار" .

از با اهمیت ترین شاگردان او می‌توان به یرواند نهاپطیان، یسایى شاجانیان، علی اصغر صانعی پور، على سجادى، اسدالله زندیان، هوشنگ جزىزاده، محمد امامى، زینت السادات امامى، شکرالله صنیع زاده، مرتضى موهبت اللهى، مهدى شریفیان، على خوشنویس زاده، عباس کرباسیون، محمدتقى ذوفن، روحانى و على محمودیان اشاره داشت. او شاگرد ژاپنى و آمریکایى هم پروراند.

تعلیم در هنرستان هنرهای زیبا اصفهان

تعلیم او در هنرستان هنرهاى زیباى اصفهان هفته‌اى سه روز بود. او بیشتر از معلم بودن، هنرمند خلاق و با شخصیت بود. در کارش استاد بود ولى تعلیم دهنده خوبى به شمار نمی‌رفت. درنتیجه آثارش به خُوبى انتشار نیافت.

حاج مصور به سبب بر دوش داشتن هزینه زندگى خانواده پس از درگذشت زودرس پدر، در چهل سالگى ازدواج کرد که حاصل آن سه دختر و یک پسر بود. پسر او نیز راه وى را دنبال کرد و یکى از مدرسان هنرستان هنرهاى زیباى اصفهان گردید.

پایه گذاری امجمن مکتب صائب

حاج مصور گاه اشعارى می‌سرود و در انجمن ادبى شیدا، دانشکده، اصفهان و سعدى حاضر می گردید. او در سال ۱۳۴۵ بهمراه جمعى دیگر انجمن مکتب صائب را پایه گذارى کرد.

شعرهایى نیز براى تابلوهاى خود می‌سرود و آنان را در اطراف آثارش می‌نگاشت. هرچند نمی‌توان وى را شاعرى حرفه‌اى درشمار آورد؛ ولى از هنر شاعرى او به سادگى نمی‌توان گذشت. طبعى روان داشت و اشعارى صیقل خورده داشت. بعدها فرزندش «دیوان اشعار» وی را گردآورى کرد.

از او هست: «مست هست تا به شام ابد آن که در ازل؛ از جام عشق لعل تو صهباش داده‌اند».

خانه حاج مصور به ثبت آثار ملی رسید

حاج مصور به سال ۱۳۲۰شمسی خانه‌اى بازمانده از اواخر دوره زند و اوایل قاجار را در منطقه یک اصفهان، کوى محله نو، بن بست زاهدى خریدارى کرد. این خانه از آن پس به اسم حاج مصور شناخته گردید و به ثبت آثار ملى رسید.

پس از دو دالان عمود بر هم به گوشه حیاط می‌رسیم که باغچه‌ها و حوض در آن قرار دارند. دو بخش اصلى خانه در دو طبقه، از حیاط قابل دسترسى هست. یک پنج درى و یک سه درى. حوض خانه، حوضى هشت گوش دارد و نورگیرهایى که از بیرون خانه هم دیده می گردد و در حقیقت نماد خانه به شمار می‌رود.

خانه به شیوه معماران دوره صفوى هست؛ ولى مصورالملک پس از چند شکست و نشست در خانه، تغییراتى در آن ایجاد نمود که به شیوه معماران دوره قاجار می‌ماند. با اهمیت ترین این تغییرات، نیم دایره تاج مثل بر پیشانى بالاى ارسى بزرگ هست.

او فى البداهه کار می‌کرد و کمتر چیزى را براى خود نگاه می‌داشت. جهانگردانى براى خرید آثارش به منزل آمدند. چون جست وجو کردند چیزى نیافتند. استاد به آنان گفت که همه تابلوهایم به فروش رفته هست. حاج مصور قلم برگرفت و اثرى زیبا آفرید که آنان دست خالى بیرون نروند.

در دوران پهلوى اول، نقّاشى قاجار برافتاد و نقّاشان به سبک صفویه بازگشتند. جهانگردان به شیوه صفوى علاقه نشان دادند و اینگونه، نگارگرى احیا گردید و با هنر غربى هم درآمیخت. چون نقاشان به ذوق جهانگردان اروپایى توجّه داشتند، سایه روشن، نورپردازى، انعکاس، بُعد و مناظر و مرایا را وارد این هنر کردند.

حاج مصور به هویت نگارگری ایرانی زندگی دو مرتبه بخشید

حاج مصور در این نهضت، سهمى بزرگ داشت. وى هنگامى که میدان نقش جهان را عکس می‌کرد، وادار گردید دورى و نزدیکى آدمها و محلها را نشان بدهد. بدین ترتیب، براى اولین بار پرسپکتیو را به طور علمى وارد مینیاتور کرد و با احیاى شخصیت و هویت نگارگرى ایرانى به آن زندگى دو مرتبه بخشید.

این مطلبو از دست ندید!  بیرجند| ژئوپارک‌ها ابتکار نوین در گردشگری طبیعت محور است

در فاز بعدى، سایه روشن را بدون رنگ آمیزى وارد مینیاتور کرد.

به آناتومى پایبند بود و در مینیاتور، استخوان بندى و اندازه هاى طبیعى آدم یا حیوان را در نظر می گرفت و رعایت می‌کرد.

او آثار نقاشان قدیم شرق و غرب را ندید؛ ولى استاد اصلى اش طبیعت بود. بر این عقیده بود که باید از روى طبیعت ساخت، هنرمند خلّاق، باید بنابر قانون طبیعت و خلقت، آفرینش تازه اى عرضه کند.

نگاه حاج مصور در تابلوها از بالا هست، او نقاشى هست که خود درگیر جنگ و بازى و عشق نمی توان. در وى تخت جمشید را از میان آتش اسکندر بیرون می‌کشد و خود از روى کوه رحمت بر آن می‌نگرد. در مورد جنگ نادر سروده اى دارد که براى نوع نگاه او به آفریده‌هایش پرفایده هست:

« در مورد جنگ نادر سروده اى دارد که براى نوع نگاه او به آفریده‌هایش پرفایده هست:«سپاهى ز تفکر کردم روان؛ سوى نادر و جنگ هندوستان؛ به پیرى سر من سر جنگ داشت؛ جوان بود و بر جنگ آهنگ داشت؛ من از کلک چون خنجر آبدار؛ بر این صفحه کردم بسى کارزار؛ ز تیغ قلم بس سرانداختم؛ لان را به یکدیگر انداختم؛ ز شمشیر تفکر از پشت زین؛ دلیران فکندم به روى زمین؛ ز پیکان کلک اندر این رزمگاه؛ دریدم بسى سینه این سپاه».

او این سه واژه را پایه مینیاتور می‌دانست: "مخلوقات، مصنوعات و تخیلات"

حاج مصور از عرفان و فلسفه شرق بهره بسیار داشت و آگاهى های او در این زمینه از مقاله‌اى که به سال ۱۳۳۶شمسی در مورد مینیاتور در شماره سوم مجله «نقش و نگار» نوشته به خوبى روشن می‌شود.

تنوع شیوه و مبحث در میان آثارش به خوبى نشان دهنده پرکارى و تازه جویى اوست. شمارى از آثار وی را می‌توان عرضه مبحث نو با قالبهاى قدیم دانست.

وى بیشتر از دیگر نقاشان به تصویرکردن زندگى مردم عادى از صنعتگر و پیشه ور تا کاسب و دهقان اهمیت می‌داد.

ستاره‌های مدفون در تخت فولاد| نقاش‌باشی سمیرمی در طبیعیت‌سازی قوی دست بودستاره‌های مدفون در تخت فولاد| روایتی از زندگی خوشنویس اصفهانیستارگان مدفون در تخت‌فولاد اصفهان| نمود زهد و پارسایی در فیلسوف میرفندرسکی

با اهمیت ترین آثار حاج مصور

از با اهمیت ترین آثار استاد می‌توان به این نمونه‌ها اشاره نمود:

تابلوى تخت جمشید در روز سلام عید

نوروز که در نمایشگاه لندن به نمایش درآمد و اولین تجربه او در عرصه جهانى بود. داریوش بزرگ از ارتش سان می‌بیند و ملت‌هاى گوناگون با هدیه‌هایشان به تخت جمشید آمده‌اند. حاج مصور بهمراه شاگردان خود و ریچاردز به دیدار ویرانه‌هاى تخت جمشید رفت و بر پایه پژوهش‌هاى هرتسفلد توانست این بناى باستانى را در طول چهار سال بازسازى کند. نقش چهار هزار نفر در این تابلو دیده می‌شود. او این اثر خود را باارزشمندترین کار خود می‌دانست.

عمارت عالى قاپو در دوره صفوى که پادشاه عباس و درباریان بر ایوان بزرگ برنشسته‌اند و چوگان بازى را تماشا می‌کنند؛ این تابلو به خواهش همسر لرد لویى مونت باتن دریادار انگلیسى آفریده گردید و در بمباران آلمانها در کنار رود سن نابود گردید البته حاج مصور چند تابلوى دیگر با مبحث چوگان دارد؛ دو رنگ و روغن، یک رنگ و روغن روى عاج و یکى به شیوه مینیاتور.

مسابقه اسب دوانى در میدان نقش جهان اصفهان. خود حاج مصورالملک نیز با لباس صفوى در میان جمعیت دیده می‌شود که تابلوى مینیاتورى را به فرد انگلیسى که توصیه دهنده این تابلو هست می فروشد.

پرش از روى مانع.

تابلوى دوئل نادرشاه و فتح هندوستان در سال۱۳۳۰ که با استفاده از مفاهیم عرفانى در مورد پوچى جنگ به شیوه آبرنگ اواخر عهد قاجار بهمراه اشعارى از خود حاج مصور.

تابلوى مینیاتور جنگ جهانى دوم که در سمت چپ، روزولت، استالین و چرچیل سوار بر اسبهاى آذربایجانى بر هیتلر، موسولینى و هیروهیتو نخست وزیر ژاپن در سمت راست سوارند.

تابلوى لیلى به شیوه آب مرکب. همراه با شعرى از خود حاج مصور. تجلى لیلى در درخت، رودخانه، تپه، سنگ و ابر که یکى از عاملان ساواک آن را به انگلیس برد.

تابلوی مینیاتور شیخ صنعان و دختر ترسا، موزه هنرهاى ملى تهران. بر پایه این بیت: «شیخ صنعان عشق چون در دلش مأوى گرفت؛ داد دین و مى ز دست دختر ترسا گرفت»، دیر ترسایان که از دور نمایانده می‌شود بر زیبایى تابلو می‌افزاید.

تابلوى رنگ و روغن از چهره آخوند گزى.

تابلوى چگونگى نگارش «گلستان سعدى.

تابلوى قلم گیرى از صائب از روى طرح اصلى چهره صائب در هندوستان که با خط استاد حبیب الله فضائلى به پاس تلاشهاى فضل الله اعتمادى (برنا) براى آزادسازى مقبره صائب به برنا هدیه گردید.

تابلوى مسجد خیالى به توصیه پروفسور پوپ براى کویین مارى ملکه انگلیس با آبرنگ به شیوه نهایت الدین بهزاد.

تابلوى صلح حیوانات به شیوه آبرنگ که آخرین کار استاد هست. حیوانات در کنار یکدیگر به آرامى زندگى می کنند و از غذاى خود به یکدیگر می‌دهند.

از روى طرح‌هاى حاج مصور، شمار قابل توجهى نقشه براى فرش‌هاى ظریف فراهم آمد و بافته گردید. او ابتدا بر کاغذ سفید می‌کشید، پس از آن به دست نقشه کشان، شطرنجى می‌شد. شمارى از اینها براى کارگاه محمدصادق صیرفیان و حسن حکمت نژاد انجام گردید.

قالى رمز به تأکید رضا حکمت نژاد بر پایه طرح حاجى بافته گردید.

آوازه آثار حاج مصور در جهان

آثار حاج مصور امروزه مرزهاى ایران را درنوردیده و زینت بخش مجموعه‌هاى خصوصى و عمومى جهان شده هست. علاوه بر این طرح‌هاى اجرا نشده‌اى از او برجاى مانده هست.

شمارى از آثار استاد، زینت افزاى دیوارهاى خانه پسرش هست. آثار شاخص استاد براى اولین بار به همت خانواده او از چهارم خرداد ۱۳۸۳ به مدت یک ماه در موزه هنرهاى تزیینى اصفهان گرد هم آمد.

پیدا هست همه آثار هنرمندى به این پرکارى نمی‌تواند در یک سطح باشد بویژه که به توصیه کار می‌پذیرفت و گاه توصیه دهنده شتاب می‌کرد، هرچند کارهاى بازارى نیز تشخّص حاجى را داشت.

وفات

حاج مصور در تاریخ۲۴ دى ۱۳۵۶ شمسی؛ ۵ صفر ۱۳۹۸ قمری در ۸۷ سالگى در اصفهان درگذشت و در تکیه لسان الارض در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرد.

بر سنگ مزارش امضاى زیباى او که پسرکى هست با کلاه نقابى و نیز اشعار سیدرضا بهشتى متخلص به «دریا» به چشم می‌خورد: «چو دى رفت از جمع ما رفت گفت دریا؛ مورخ استاد صنعت مصور».

این سنگ را حسن حجار بر پایه طرح فرزند استاد، حسن مصورالملکى فراهم آورد. ابتدا قرار بود سنگ حالت نیم مجسمه بیاید ولى به درازا کشیدن زمان، فرزند استاد را بر آن داشت که به همین سنگ اکتفا کند.