گروه: سبک زندگی
تاریخ: ۱۰:۰۱ :: ۱۳۹۶/۱۰/۲۷

هفته نامه همشهری شش و هفت – لیلا به طلب: موسیقی، آب هست؛ گذرا، خیز دار، آرامش بخش، خروشان. سیراب می کند. خیز بر می دارد و تو را همراه می برد. غرقه ات می کند. به خروش می آید و پاشان، نفس بندت می سازد. موسیقی، آب هست، نه قلمرو می شناسد، نه مرز. […]

هفته نامه همشهری شش و هفت – لیلا به طلب: موسیقی، آب هست؛ گذرا، خیز دار، آرامش بخش، خروشان. سیراب می کند. خیز بر می دارد و تو را همراه می برد. غرقه ات می کند. به خروش می آید و پاشان، نفس بندت می سازد. موسیقی، آب هست، نه قلمرو می شناسد، نه مرز. بی صدا به تن خاک می نشیند و به زبان نرم، سنگ را هم مغلوب می کند. موسیقی، آب هست؛ دریای آواها و آوازها دست و دلبازی قطره هایش را به رخ کشیده اند.    بیستمین روز دی ماه، نخستین روز اجراهای هنرمندان موسیقی در جشنواره سی و سوم موسیقی فجر بوده هست و این تکاپو تا آخرین روز دی ماه ادامه دارد. در این گزارش گفت و گو با دو گروه موسیقی تلفیقی حاضر در جشنواره سی و سوم بهمراه گفت وگو های سرپرست یک گروه موسیقی راک را مطالعه می کنید.
 همه ی سازها کوک است
 
نخستین ها خوب ترین های جشنواره موسیقی فجر را می سازند؟ 
گروه «گام»
جزء سخت گیرهای موسیقی تلفیقی محسوب می شوند. شبیه به سرندی که ریزه های طلا را از غبار و خاک جدا کند. حضور جشنواره ای آنان مطمئنا برای آنان مهیج خواهدبود، اما با آثار متفاوتی که گروه «گام» به جا گذاشته هیجان بیشتر، نصیب مخاطب های اش خواهدشد. هرچند هادی رحمانی؛ سرپرست، آهنگساز و پیانیست گروه «گام» پیش از این در سال ۹۲ پاداش خوب ترین آهنگسازی را در بخش کلاسیک جشنواره موسیقی فجر از آن خود کرده  اما اعضای گروه برای نخستین بار هست که در قالب گروه گام روی صحنه جشنواره موسیقی فجر می روند. قطعاتی که گامی ها اجرا می کنند عصاره فعالیت های چندساله گروه هست. اعضا از همان اوائل کار، پایه را بر آهستگی و پیوستگی، دقت و صبر گذاشته اند. در نتیجه همه چیز روی حساب و کتاب پیش می رود بجز این گفت و گو که آن قدرها حساب و کتاب پذیر به نظر نمی آید! به ویژه در طرح سؤال نخست.

نخستین سؤال را خودتان انتخاب کنید.
(.. می خندد) غافلگیر گردیدم!
همه ی سازها کوک است
 هادی رحمانی   می خندد) غافلگیر گردیدم!با خیال راحت فکر کنید. فرصت هست.
((مکالمه برای فکر کردن، لحظه ای قطع می شود اما صدای راندن به سکوت آن سوی تلفن همراه، فرصت نمی دهد) شب هست و هوره ماشین آقای آهنگساز، عکس راندن در یک جاده خلوت را پیش چشم می آورد. ماشین، زوزه کشان خط های سفید جاده را می بلعد و ثانیه ای بعد روی آسفالت جاده، جای شان می گذارد. سؤال «هادی رحمانی» خیال جاده و تاریکی و خط های منقطع میان راه را از آن سوی تلفن همراه تلفن دود می کند وسط آسمان؛ بنظرم این سؤال مناسب هست: «فضای موسیقی در این نسل جدید را چگونه بررسی می کند؟»
 
بسیار خب، چگونه بررسی می کنید؟
سؤال «هادی رحمانی» خیال جاده و تاریکی و خط های منقطع میان راه را از آن سوی تلفن همراه تلفن دود می کند وسط آسمان؛ بنظرم این سؤال مناسب هست: «فضای موسیقی در این نسل جدید را چگونه بررسی می کند؟»موسیقی هم مثل صنعت سینما توان دارد درآمدزا باشد، اما اگر تولید موسیقی  محدود به همین مبحث شود، درست نیست؛ چون در این صورت، سلیقه مخاطب مطمئنا تحت تاثیر آثار نازل قرار می گیرد. با درپیش گرفتن این روال، زیادی از آثار موسیقایی فعلی برای مخاطب، حکم راحت الحلقوم پیدا کرده اند. نگاه بازاری به تولید موسیقی موجب می شود زیادی از تولیدات حوزه موسیقی به صورت موقت دیده شده و در طول زمان فراموش شوند. این نوع تولیدات ریشه ندارند و فکری در پس آنان نبوده هست.

پس گروه موسیقی وجود دارد که «گام» نخواهد شبیه آن شود؟
بله! مطمئنا، اما توان ندارم نام ببرم. گروه های موسیقایی در کشور وجود دارند که در عرضه فرم، انتخاب شعر و ارکستراسیون بسیار سطحی عمل می نمایند. اگر این مبحث را در یک نشست علمی مطرح نمایند نام گروه ها را هم می آورم؛ چون که عِرق موسیقی آکادمیک دارم و اعتقاد دارم علم باید هنر موسیقی را معیت کند. یک آهنگساز باید بتواند از ساخته خودش دفاع نماید. این کلیدی هست که در آهنگسازی موردنظر قرار می دهم. فراتر از این، باید بتوانم فکری که در پس ساخت آثارم وجود داشته، بیان کنم.

نقطه ای برای فکر کردن همه ی سازها کوک است 
««اجراهای متمایز از یک قطعه»؛ افتخار سرپرست گروه از قدرت های اعضا در جملات آخر او آشکار گردیده هست. قدر مسلم این بخش، جزء مهمترین هاست آنقدر که کلمات او آوای تاکید دریافت کنند. حس ولادت یک موجود غریب و قریب که جایش تهی به نظر می رسید و حضور خودش اندیشه بیشتر را به ارمغان می آورد.
 
قرار هست گروه گام کدام جای تهی در موسیقی تلفیقی این روزها را پر کند؟
آن قدرها هم جای تهی به نظر نمی آید. موسیقی گروه گام به علت جدیت اش مخاطب خاصی را جذب می کند. مخاطبی که علاقه مند به فکر کردن در مورد آثار موسیقایی باشد. البته هدف از گوش دادن به موسیقی، همیشه به فکر فرورفتن نیست. زیادی وقت ها، موسیقی را برای دریافت حس و حال خوب در عبور زمان گوش می دهند.
برای همین هست شعرهای گروه از میان آثار بزرگان انتخاب می شود؟
بله! اگر بتوانیم مخاطب را برای فکر کردن به شعر بزرگان ترغیب کنیم برای مان کافی هست.

در نتیجه ترانه در گروه گام جایی ندارد.
بعید هست در قالب این گروه، ترانه اجرا کنیم.
همه ی سازها کوک است
 به چه سبب اطلاعات در مورد گروه گام این قدر محدود هست؟
اقدامات ما مربوط به سه سال پیش هست. گروه ما فرصت اجرا نداشت؛ چون حمایت کننده نداشتیم. قرار بود چند اجرا دارا باشیم اما بعد از مدتی متوجه گردیدیم تهیه کننده، کار را به جایی نمی رساند. فعالیت گروه در یک بازه زمانی و در نبود یک تهیه کننده دارای تعهد، به صفر رسید. نتیجه گرفتیم باید خودمان دست به کار شویم. ما معروف نبودیم و آلبومی هم نداشتیم. همه اینها کار را سخت کرده بود. روال ضبط به درازا کشید اما کارمان از حدود چهار ماه گذشته جدی تر گردید. الان مراحل پایانی تهیه آلبوم در حال انجام هست و قطعاتی از آن در جشنواره اجرا می شود.
در نبود فیلمی از مشارکت گروه، ناچار از روی عکس های تان در مورد اعضای گروه پیش بینی کردم. بنظرم آمد یک ویژگی مشترک دارید؛ اعضا نه کم سخن می باشند و نه خجالتی. درست هست؟
(می خندد) کدام عکس را می گویید؟
 
درست هست؟همانی که دسته جمعی در دهانه یک کوچه قدیمی ایستاده اید.
در آن عکس، عکاس توصیه نمود بخندیم و طوری به دوربین ببینیم که توی ذوق مخاطب نخورد! (خنده بین کلماتش می دود)
… ولی خود من کم سخن هستم؛ عده ای از بچه های گروه هم همین گونه. حتی بین بچه ها فرد خجالتی هم داریم.

مشخصه رفتاری اعضای گروه گام چیست؟
بچه های گروه، بامرام و دارای تعهد می باشند. هم نسبت به گروه و هم کارشان کوشش کم نظیری دارند. ما به صورت مداوم یک سال تمرین می کردیم. سه تا از بچه ها هر هفته از گرگان و بهشهر به گروه می ملحق شدند تا در نشست ها تمرین حضور دارا باشند. غیرت، پشتکار و تعهد ویژگی بارز همه اعضای گروه گام هست. ما بر این باوریم که باید موسیقی درست و ریشه دار تولید کنیم؛ آنچه در فکرمان برای ما با ارزش هست و به علت آن هر دشواری را به جان می خریم.

شیرینی یک هنر مرموز همه ی سازها کوک است
   جاده پیش رو، در تاریکی شب کش می آید. مثل مسیرهای آرام و جنگلی در فیلم ها که از وسط درختان جوان، درازکش پیش می روند. آخر هم رمز آن تاریکاست که مخاطب را تا ته ماجرا می کشاند. عکس پررمز و رمز جاده شب، آن قدر در خیال انسان راه می رود که از جملات آقای آهنگساز هم سر در می آورد. آن هم در جواب به سوالی که هدف از نامگذاری گروه را جست و جو می کند:

« آن هم در جواب به سوالی که هدف از نامگذاری گروه را جست و جو می کند:«گام» یعنی مقداری از زمین به حدی که میان دو پا جا شود. این نام می گوید گامی ها به کم قانع می باشند؟
این نام می گوید گامی ها به کم قانع می باشند؟گروه ما یک گروه دوستانه هست. اصلا در همان جمع دوستانه بود که کارها جدی تر گردید. اولش چهار نفر بودیم و بعد چند نفر دیگر از دوستان هم به جمع ما اضافه گردیدند. یک روز دور هم نشسته بودیم و برای نام گروه پیشنهاد می دادیم. نام گام پیشنهاد یکی از دوستان بود هم به معنای عام آن و هم به معنایی که در موسیقی دارد؛ ردیفی از نوت ها. ما در نامگذاری از دوپهلو بودن واژه گام استفاده کردیم.

این دوپهلو بودن در انتخاب شعر و آهنگسازی تان هم وجود دارد؟
بله! کوشش ما توجه به تمام عناصر شکل دهنده موسیقی ایرانی و غیرایرانی هست. دوپهلو بودن در ذات موسیقی ماست و این مبحث را گوش هایی که تخصصی تر موسیقی می شنوند بیشتر فهم می کنند. در نوشتن آهنگ ها اهتمام کرده ام طوری عمل کنم که شنونده مشخصه های سبک های متفاوت موسیقی را بشنود. به صورتی که یک حس مشترک از این سبک و آن سبک موسیقی تجربه نماید و بعد از شنیدن با خود بگوید: «نه این هست و نه آن. »واژه تلفیقی در اینجا مفهوم می یابد.»

چقدر رازآلود!
بعضی ها گمان می کنند اگر به طور مثال قطعه ای مثل «مرغ سحر» را با سازی مثل گیتار الکتریک اجرا کنند یک موسیقی تلفیقی کار کرده اند، اما این طور نیست. برای خلق موسیقی تلفیقی احتیاج به گفت و همنشینی معنادار بین المان های سبک ها و فرهنگ های موسیقی هست اعم از بستر صوتی، رنگ آمیزی صوتی، ریتم فرم، لحن اجرای ظرایف توسط نوازنده ها و حتی تکنیک های عرضه شده در آواز. کار خیلی سخت گردید.

تمام اعضای گروه ما در تکنیک اجرا از بیان شخصی شان بهره می گیرند.
این طور نیست که من قطعه ای را بنویسم و عینا همان نواخته شود. همه در شکل گیری هویت موسیقایی گروه نقش دارند و البته در مورد تمام آثار موسیقی این طور هست که اگر دو نوازنده متفاوت، یک قطعه را بنوازند شما با دو لحن متمایز از اثر رو به رو خواهیدبود. پس در کنار آهنگساز، نوازنده ها و خواننده گروه می باشند که به موسیقی گروه گام هویت می بخشند. قول می دهم در جمع بمرانی ها نه بفهمید روز، کی شب می شود و نه بالعکس.
 
آماده باشید تا گروه بمرانی غافلگیرتان کند همه ی سازها کوک است 
پشت پرده ای وجود ندارد
این را زمانی متوجه شدم که نخستین بار برای گفت و گو در دفتر کارشان حاضر گردیدم. جواب های شان اغلب آمیخته با مزاح بود. برای بیشتر پرسش ها همفکری می کردند و در سخن هم می دویدند! آخر به توافق می رسیدند، اما تنها برای لحظه ای آرام می گرفتند. همین ترکیب خودمانی و صمیمی سبب شد اظهار کرد و گوی حضوری به ارتباط تلفنی ترجیح پیدا نماید، اما سر انجام این شتاب ساعت ها بود که برنده میدان گردید.  گفت و گوی تلفنی با بهزاد عمرانی؛ خواننده گروه بمرانی چند روزی پیش از آغاز جشنواره موسیقی فجر انجام گردید.   او و سایر اعضای گروه، برای عجیب ماندن گروه و غافلگیرکردن مخاطب برنامه هایی می چینند. این خصوصیتی هست که بمرانی ها به داشتن اش می بالند و تاکنون هم موفق از کار درآمده هست. «جوراب های لُخت»، «آسمان زرد خورشید آبی».

« به چه سبب این قدر عجیب و غریب؟یکی از بچه ها یک نام می گوید، بقیه هم قبول می کنند… به چه سبب این قدر عجیب و غریب؟
نه! ما برای همه اقدامات مان رای گیری می کنیم.

بدون رای گیری؟
علی الظاهر دوست دارید مخاطب را غافلگیر کنید.

اگر بخواهیم همه چیز را از قبل هماهنگ کنیم که باید برویم سینما.
(خنده او هر شنونده ای را به خنده وا می دارد» می گوید «بمرانی، مدلش این طور است» و رضایت از مدلی که حرفش را می زند، قاطی خنده هایش می شود؛ بی خیال آن که بچه های گروه را بگذارند در یک اتاق شیشه ای و صبح تا شب، نشست و برخاست آنان را تماشا کنند؛ خالص و بی شیله پیله، عین کودکی. (یک دابسمش از شما نگاه کردم که شیطنت کودکی در آن خیلی پررنگ بود.

از بقیه جاهای زندگی تان هم سر در می آوَرد؟(قدری جدی می شود) طبعا بله! گاهی یادم می رود که بمرانی ام. از بقیه جاهای زندگی تان هم سر در می آوَرد؟
( کارهایی می کنم که همه انسان ها انجام می دهند. بعد اطرافیانم به من یادآوری می کنند که حواست باشد انسان های بیشتری تو را خواهند دید. (جدیت اش دوام نمی آورد) اصلا بقیه بچه ها هم همین طورند. ( مدام در کنار هم هستیم. بیشتر وقت ها در محل ضبط و تمرین مانیم. حتی اگر کار موسیقایی نداشته باشیم. آنجا جمع می گردیم و پلی استیشن بازی می کنیم. بله! کار جدی ما این هست.
 همه ی سازها کوک است 
پلی استیشن؟!
در کنارش موزیک هم کار می کنیم. (ذوق این شرایط در آهنگ صداش پیدا می شود) شرایط این طور هست که به طور مثال دو تا از بچه ها پلی استیشن بازی می کنند و بقیه در حال ضبط می باشند.( بعد جای شان را عوض می کنند و آنهایی که بازی کرده اند جایگزین بچه های ضبط می گردند. فیلم هم شاهد هستیم.

جمع که می شوید منحصرا بازی می کنید؟
در عین حال به این می اندیشیم که چقدر موزیک این فیلم خوب هست. سر تئاترهایی حاضر می گردیم که بازی و چالش دارا باشند. ما سلبریتی بازی الکی بلد نیستیم. خیلی ها بیان می کنند اگر دورتر از انسان ها باشید شما را بیشتر دوست دارند. ولی جمع بمرانی ها شاد هست. آن قدر که به نظر می آید مخاطب دوست دارد در میان شما وقت بگذراند.

ما از بچگی با هم بازی می کردیم؛ درست مثل یک خانواده هستیم. البته دعوا هم می کنیم اما هر چقدر دعوا بالا بگیرد یک دقیقه بعد با هم شوخی می کنیم.
در گروه بمرانی همه چیز فراتر از «من» هست. من خواننده گروه هستم، اما خیلی جاها لیدر نیستم. کارها بین بچه ها تقسیم می شود.

یعنی لیدر ندارید؟
بله! این طوری لطف بیشتری دارد. اگر همه چیز گردن یک نفر باشد که کارها خراب می شود.
 
متناسب با تخصص؟ چقدر دمکرات!
جایی مانی در مورد تکنیک ضبط سخن آخر را می زند و جاهایی کیارش «اوستاست». بقیه بچه ها هم به شکل دیگر. سرپرست گروه ما که مانی مزکی هست. در مجوز فعالیت هم این طور مذکور. چون مانی صبح زود از خواب بیدار می شود و می رود وزارت ارشاد.
همه ی سازها کوک است
 تکلیف سرپرستی گروه چه می شود؟
اما من توان ندارم صبح از خواب بیدار شوم (لحن شوخی گونه اش گل می کند). شما شب بیدارید؟ برای وقت گذرانی در فضای سایبری؟ البته اگر فیلتر نباشد. حتی دیده شده اگر فیلتر هم باشد! البته من از خشم و خشونت بیشتر از حد بعضی اشخاص در فضای سایبری گله دارم. امید دارم با عقلانیت بیشتر و با آرامش بیشتری با مسائل رو به رو شویم.

این مبحث به نبود آگاهی در بعضی از اشخاص بر می شود.
گله گزاری در کلام او دوام چندانی نمی آورد. جملاتش باز رنگ امیدواری می گیرند.

ریتم تند در ملحق شدن به خوبی ها
انگار طاقت به زبان آوردن گله و درددل های خودش را هم نداشته باشد. بسیار زود از خاطره مضحک یکی از دوستانش می گوید و ته مانده تلخای شکایت اش را هم پاک می کند. ریتم آثار بمرانی اغلب تند هست. در زندگی هم آن قدر عجله دارید؟این ریتم تند به آلبوم «مخرج مشترک» بر می شود. آلبوم «گذشتن و رفتن پیوسته» پیرمردتر شده بود.

خب! هم سن مان بالاتر رفته بود و هم کار را در زمستان و اندکی غمگین ساختیم. در زندگی هم آن قدر عجله دارید؟
سبک زندگی ما و موزیک هایی که گوش می دهیم روی سلیقه مان تاثیر می گذارد. تمام موزیک های ما تحت تاثیر زندگی در تهران هست.

چگونه پیرمردتر؟
همه اینها شعرهای ما را می سازد. تصمیم داشتیم پیش از جشنواره یکی از قطعه ها را پرده برداری کنیم. این قطعه در اجرای جشنواره هم خواهدبود. بهمراه عده ای از اقدامات قبلی گروه.
 همه ی سازها کوک است 
اجرای جشنواره سال کنونی دربردارنده چه قطعاتی هست؟
یک نمونه اقدامات موفق در موسیقی تلفیقی. شانسی؛ به طور مثال دور هم نشسته ایم و زل زده ایم به دیوار، ناگهان فکری به ذهن مان می رسد. خیلی لذتبخش هست که بتوانی مخاطب را غافلگیر کنی.

ما رپرتوار را با نمودار رسم می کنیم و پیش از اجرا می اندیشیم که اجرا چگونه آغاز شود و ادامه پیدا نماید.
آلبوم «دور» از ماکان اشگواری

پیشتر فرصت نشد بپرسم برمانی روش های غافلگیر کردن مخاطب را چگونه پیدا می کند؟
اوج و فرود کجا باشد و پرفورمنس ها کجا. غیر از این باشد کار جذابیت ندارد. عجیب و غریب بودن ذاتی نیست. هنگامی علاقه به کار باشد به تمام جزییات پیشبرد کار روی صحنه فکر می کنی. اما این که روی صحنه خودت نباشی این طور نیست. در این صورت باید رفت دنبال بازیگری نه کار موسیقی. اما بازیگری لااقل به شما خیلی می آید. تجربه اش کردم؛ یک بار در فیلم «خشم و هیاهو»ی هومن سیدی. با آن که دغدغه بازیگری ندارم، اما اگر نقش جذابی پیشنهاد شوم می پذیرم.

خودم باشم خوب هست؛ مدل اخلاقی خودم.
این که خیلی راحت هست. بازی کردن قصد ندارد.

به طور مثال چه نقشی؟
اقدامات راحت را دوست دارم.

مرد روزهای سخت نیستم!اگر علاقه به کار باشد همه چیز به نظر انسان راحتی می رسد. کافی هست که خودت باشی.
مرد روزهای سخت نیستم!

پس چگونه بمرانی را تا این فاز رساندید؟
تصویرش در موزیک ویدئویی که برای آشنایی بیشتر با گروه «داتار» ارسال کرده، مقداری خجالتی و بسیار آرام به نظر می آید، اما پشت عینک آفتابی و در عکس های دسته جمعی با اعضای گروه، هیچ حس خاصی را نمی شود از چهره اش تشخیص داد. در نبود موزیک ویدئویی از اجراهای گروه «داتار» به ناگزیر دست به دامان ویدئو آرشیوی سرپرست گروه شده ام.
 
با خالق آرام یک گروه موسیقی پرهیاهو همه ی سازها کوک است 
«داتار» نخستین قدم جشنواره ای خود را بر می دارد
 حالا من مانده ام و یک تیزر چند ثانیه ای و خواننده ای که گرفتگی صدای متاثر از زکام، امان سخن زدن به وی نمی دهد. بعد از چند روز پیگیری، مریضی مقداری راه نفس را می گشاید و اشکان فلاحتکار؛ سرپرست، خواننده، گیتاریست و آهنگساز گروه داتار با همان صمیمیت، ادب و آرامش نمایان در ویدئو به پرسش ها گفت و گو جواب می دهد و از نخستین اجرای جشنواره ای گروه داتار می گوید. (با صدای بلند می خندد؛ به صورتی که خیال می کنم سرش به عقب برگشته) این بر می شود به عکسی که ایرانی ها از سبک راک دارند.   طبق معمول این سبک را با گروه های آتشین یا متال می شناسند. در حالی که سبک راک بیشتر از آنکه مملو از تنش و هیاهو باشد احتیاج به یک فرد درونگرا دارد.

برای خوانندگی یک گروه راک فارسی، شخصیت بیشتر از حد آرامی ندارید؟
(مطمئن اید؛ ولی یکی از خوانندگان همین سبک که در جشنواره هم حضور دارد، به شکلی دقیق نقطه مقابل شماست. البته من آن قدرها هم آرام نیستم. در تیزری که برای جشنواره ضبط شده بود، شخصیت آرامی داشتید.

زمان ضبط، صبح جمعه بود و خسته بودم.
به چه سبب لوگوی داتار این قدر سخت هست؟ من را به یاد پرندگان شکاری به ویژه عقاب می اندازد.
 همه ی سازها کوک است 
همیشه دوست داشتم لوگوی داتار شبیه به عقاب باشد.
برای طراحی لوگو مبحث را برای سیاوش یعقوبی؛ طراح و گرافیست توضیح دادم.
 
طراح لوگو کوشش کرد برنامه ای خلق کند که حس آفرینش را تداعی کند؛ چون کلمه «داتار» در زبان های باستانی ایران آمده و «دا» در آن به معنای آفرینش و بخشیدن هست.
این لوگو به نحوی طراحی گردید که انگار با دست، رنگ را روی سطحی کشیده اند تا نام داتار خلق شود. از سویی سبک راک، موزیک راحتی به شمار نمی آید. این موزیک مورد پذیرش هر شخصی نیست و هر کسی به آن گوش نمی دهد. جالب هست که اعضای گروه داتار در یک طیف سنی وسیع قرار دارند و همگی به طور مثال مربوط به دهه ۷۰ نیستند. عمده مخاطب های ما نیز متولدان دهه ۶۰ می باشند. البته این پیش بینی من هست؛ چون اشعاری که اجرا می کنیم اغلب موردپسند این گروه سنی هست.

در  مورد اشعار بیشتر بگویید.
شعرها یا آثار مولانا می باشند یا اشعاری که خودم سروده ام. من نخستین مخاطب اقدامات خودم هستم.

اگر از کاری لذت ببرم آن را وارد چرخه تولید می کنم.
این طور نیست که برای جذب مخاطب خاصی برنامه ریزی کنیم.

برای جذب مخاطب های خاصی این نوع اشعار را انتخاب می کنید؟
برای اجرای جشنواره ۱۰ کار انتخاب شده هست. این آثار از سال ۱۳۸۶ به بعد تولید شده اند و آخرین آنان دو هفته قبل ساخته شده. اغلب اجراهای جشنواره آثاری می باشند که با ترانه و آهنگسازی خودم تهیه گردیده اند.
 همه ی سازها کوک است
 
در جشنواره چه قطعاتی اجرا می کنید؟
بجز یکی دو مورد از قطعات که شعر مولانا را همراه دارد و قطعه «بادبادک» از علیرضا تهرانی و «قطار» که سروده مصطفی کاظمی هست. منحصرا ۹ سال داشته که سه تار در دست گرفته، در خانواده ای که موسیقی سنتی از مدت ها پیش در میان اعضایش جریان داشته هست. سه سال بعد، اشکان فلاحتکار آغاز به نواختن تار کرده و بعد گیتارزدن را آموخته هست. با این پیش زمینه عجیب نیست که گاهی اشعار خوانندگان سنتی ایران را زمزمه کند.

موسیقی سنتی در خانه داتار
از او می پرسم اکنون که سرپرست و خواننده یک گروه به سبک راک هست، برایش پیش می آید شعرهایی از هنرمندان سبک سنتی را با خود زمزمه کند؟ معلوم می شود شجریان پسر و پدر تاثیر زیادی روی اشکان فلاحتکار گذاشته اند. خودش به این مبحث معتقد هست و حتی نقطه اوج این تاثیرپذیری را یکی از آثار شجریان (شب، سکوت، کویر) می داند.