تاریخ: ۱۰:۴۹ :: ۱۳۹۷/۰۳/۲۴
زمین در چنگ پلاستیک!

عبدالرضا ناصرمقدسی| تصویر نهنگی که به سبب بلع ۸۰ عدد پلاستیک در ساحل تایلند جان داد، بسیار تکان‌دهنده بود. انگار کسی باور نمی‌کرد که این‌همه پلاستیک که روزانه در طبیعت رها می‌شود می‌تواند باعث آزار و حتی فوت موجودی گردد.     شاید هم فکر کنیم که بشر با این علم و تکنولوژی قطعا راهی […]

زمین در چنگ پلاستیک!عبدالرضا ناصرمقدسی| تصویر نهنگی که به سبب بلع ۸۰ عدد پلاستیک در ساحل تایلند جان داد، بسیار تکان‌دهنده بود. انگار کسی باور نمی‌کرد که این‌همه پلاستیک که روزانه در طبیعت رها می‌شود می‌تواند باعث آزار و حتی فوت موجودی گردد.     شاید هم فکر کنیم که بشر با این علم و تکنولوژی قطعا راهی برای ازبین‌بردن این‌همه پلاستیک و زباله‌های غیرقابل‌تجزیه را پیدا خواهد کرد: «اینکه کاری ندارد. علم به خیلی از ابزارها دست یافته هست. قطعا این‌همه آشغال را از بین خواهد برد. حتی شاید بشر بالابر‌هایی را درست کند که زباله‌ها را به فضا برده و در کیهان لایتناهی رها کند».     این‌ها افکاری هست که در ذهن افرادی که به مصیبت محیط زیست نمی‌اندیشند می‌چرخد، اما اوج بحران آنجا بود که کارشناسان محیط زیست منحصرا توانستند پنج عدد از پلاستیک‌ها را از شکم نهنگ خارج کنند و او با ۷۵ پلاستیک در شکمش جان داد؛ یعنی بیشتر قریب‌به‌اتفاق پلاستیک‌ها در شکم این نهنگ باقی ماند.     فکر می‌کنم این مبحث کنایه‌ای قابل‌تأمل از وضع کره زمین هست: هر کاری که کنیم ظرفیت عمده این زباله‌ها در دامان طبیعت باقی خواهند ماند و سیاره زمین از سیاره‌ای زیبا و آبی به سیاره‌ای پلاستیکی تبدیل خواهد گردید و چه‌بسا این‌بار از فضا به سیاره‌ای رنگارنگ تبدیل گردد که دیگر نتوان آن نمود زیبای آبی حیات را در آن ندید.     شاید خیلی از ما‌ها این‌گونه گمان کنیم که خوب ترین راه برای حل این مشکل تلنبار یا دفع پلاستیک‌ها در جایی به طور مثال در بیابانی یا جنگلی یا گوشه‌ای از شهرمان هست؛ یعنی کاری که همین الان در حال انجامش هستیم.     به نظرمان این‌گونه نمی‌گذاریم زباله‌ها وارد زندگی‌مان شوند، ولی این طرز اندیشه حقیقت نداشته و تنها متاثر از اندیشه اشتباه ما درباره طبیعت هست. پلاستیک و زباله‌های تجزیه‌ناپذیر در عمل محیط زیست آدم را نابود می‌کنند. همه این‌ها در عمل منتج به خراب کردن و ازبین‌رفتن ذخیره ژنتیکی می‌شود. اینکه ذخیره ژنتیکی و تنوع زیستی از بین برود به‌نوعی به‌مثابه ازبین‌رفتن هویت ماست.     ما بسیار زود فراموش کرده‌ایم که به‌عنوان یک موجود زنده محصول تکامل در طبیعت هستیم و بخش بسیار چشمگیری از ذخیره ژنتیکی ما با سایر موجودات زنده یکسان هست. وقتی این ذخیره ژنتیکی نابود گردد، این رابطه ما با عاملان هویت‌دهنده ماست که از بین می‌رود.     این‌گونه باید در انتظار فجایع هویتی و شناختی بسیاری در گونه آدم بود. مطالعاتی از نقش طبیعت در تسریع بهبودی مریض ها خبر می‌دهند، اما به‌گمان من این حوزه‌ای گسترده برای تحقیق بوده و جنبه‌های متفاوت آن مشخص نشده هست.     انسانی که به‌دور از طبیعت باشد و به خراب کردن آن یاری برساند، در عمل خود را در فراروی آسیب‌های جدی جسمی و ذهنی و روانی قرار خواهد داد. کودک که بودم، آب دریای نزدیک خانه‌مان؛ یعنی دریای خزر، در روز‌های گرم تابستان بسیار آرامش‌بخش بود.     امروز، اما هروقت که در کنار خزر قدم می‌زنم، با انبوهی از زباله‌ها روبه‌رو می‌شوم؛ زباله‌ها و آبی که دیگر آن زیبایی و زلالی و آرامش را ندارد. دریای خزر در کودکی من مملو از فانتزی و خیال‌پردازی بود.     فکر می‌کردم چه موجودات شگفت‌انگیزی، ازجمله پری‌های دریایی در این آب زندگی می‌کنند. به صدف‌ها و خرچنگ‌های کوچکی که هربار در کنار دریا پیدا می‌کردم با تعجب و به نحو پیام‌آورانی از این دنیای زیبا نگاه می‌کردم. الان، اما دیگر هیچ محلی برای فانتزی وجود ندارد. ما در گوشه‌گوشه این سرزمین با محیط زیستی روبه‌رو هستیم که روزبه‌روز نشانه‌های تباهی و ویرانی را زیادتر از خود نشان می‌دهد.

این مطلبو از دست ندید!  تصویر/ طبیعت رویایی بلندای گیلان