تاریخ: ۹:۱۱ :: ۱۳۹۶/۰۸/۳۰
زلزله، مجالی برای توهم فروشی زیبا کلام شد!

روزنامه اصولگرای صبح نو: زلزله تأسف بار استان کرمانشاه، بار دیگر ارائه داد در جامعه ای زندگانی می کنیم که حواشی بر متن آن غلبه دارد و حتی در حادترین شرطها، توان نداریم به تعیین اولویت ها و لزوم ها برسیم. اگر این مشکل در همه ما یک اندازه ظهور نداشته باشد، دست کم در […]

روزنامه اصولگرای صبح نو: زلزله تأسف بار استان کرمانشاه، بار دیگر ارائه داد در جامعه ای زندگانی می کنیم که حواشی بر متن آن غلبه دارد و حتی در حادترین شرطها، توان نداریم به تعیین اولویت ها و لزوم ها برسیم. اگر این مشکل در همه ما یک اندازه ظهور نداشته باشد، دست کم در تعداد قابل دقتی از مردم چنین شده هست که هیچ داد و دادی توان ندارد آنان را از خواب های عمیقی که در آن حضور دارند، بیدار کند.    به چند مثال این مسأله اشاره می کنم: 1- زلزله و رسانه: این بار هم تا زلزله آمد، مثل هر اتفاق همانندی که طی این چند ساله رخ داده هست، نخستین اقدام رسانه ملی، نفی ابعاد واقعه و به زعم خود کوشش برای آرام کردن مردم بود. هدف از این سیاست این هست که جامعه مبتلا تنش نشود و اشخاص سودجو آشفتگی را تشدید نکنند. موقع بروز آشفتگی ضروری هست همه جایگاه های که نزدیک به آشفتگی می باشند، آگاه گردند. بسیاری از این جایگاه ها با صرف مخابره یک فرمان، اقدام فوری انجام نمی دهند؛ ولی اطلاع رسانی تند و درخواست از نیروهای از جانب مردم برای حضور، توان دارد هم تحریض کننده دستگاه هایی باشد که به محور آشفتگی نزدیک می باشند و هم حتی مساعدت کننده به آنان. دقت کنید که بیشتر قربانیان مرتبط به همان ساعات اول آشفتگی می باشند و عاجل ترین تصمیم ضروری هست در همین وقت گرفته گردد. در هنگامی که اداره آشفتگی حقیقی وجود ندارد، خوب ترین کار درخواست مساعدت از مردم هست.  2-  2- زلزله و سیاست: واقعهی پلاسکو به دهان جناح حاکم شیرین آمد. در وقت مصیبت پلاسکو و از انجایی که دستگاه های ذی ربط مشغول مساعدت به قربانیان بودند، دستگاه تبلیغاتی دولت، پر وزن ترین هجوم محتمل را به شهرداری سازماندهی کرد.   شخص اول اعمالی کشور و معاون اول او، از نخستین کارهایی که برای مساعدت به قربانیان کردند، هجوم به خانه مهر بود. از انجایی که آشفتگی ارزشمندی پیش آمده هست و اداره آشفتگی گیج و منگ دور خود می چرخد و تا ساعت های متمادی هیچ مساعدتی به روستاهای ویران شده نمی رسد، دغدغه اول دستگاه تبلیغاتی دولت، هجوم به خانه مهر می گردد.
خانه مهر البته خانه نرمالی نیست و این همان وقت تأسیس هم گفته شده بود. فرض کنیم فردا هم زلزله دیگری بیاید و خانه مهرهای زیادتری واقعاً فرو بریزند و تعداد زیادتری جان ببازند.  3- آ آن هم مصیبت ورود سلبریتی ها به این فضاست. بله البته این که سلبریتی هایی که توان دارند موجب جذب سرمایه در چنین وقت های گردند، ضروری هست با قدرت وارد عرصه گردند ولی سلبریتی ها و کلیه مساعدت های از جانب مردم که قبلاً گفته گردید قسمت ضروری مساعدت رسانی می باشند، صرفا بعنوان بازوی امداد ضروری هست باشند و نه بعنوان متن کلیدی امدادرسانی. درکنار این که اگر سلبریتی واقعاً به دنبال مساعدت هست، خوب تر هست دستاورد گیری های سیاسی را به بعد از آشفتگی بسپارد و صداقت خودش را در عمل ارائه دهد.   اما به نظر می رسد بعضی سلبریتی های کمی پر وزن تر مثل آقای صادق زیباکلام این را مجالی برای فروختن توهمات خود می دانند. چیزی که بیشتر از همه در این زلزله ها ضروری هست ما را تکان می داد و نداده هست، به خود آمدن و کمی تدبیر و همت به خرج دادن هست نه ولوله های سخیف و ژاژخایی هایی سیاست زده.