تاریخ: ۸:۵۲ :: ۱۳۹۶/۰۸/۲۴

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از پارس نیوز، برای شرکت در امتحان تحصیلات کارشناسی مهیا می گردیدم که عشق برای شرکت در امتحان تحصیلات کارشناسی مهیا می گردیدم که عشق شهرام زندگانی ام را دگرگونی داد. از آن روز به بعد کنکور از آن روز به بعد کنکور را فراموش کردم و تنها […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از پارس نیوز،

برای شرکت در امتحان تحصیلات کارشناسی مهیا می گردیدم که عشق برای شرکت در امتحان تحصیلات کارشناسی مهیا می گردیدم که عشق شهرام زندگانی ام را دگرگونی داد.

از آن روز به بعد کنکور از آن روز به بعد کنکور را فراموش کردم و تنها به شهرام می اندیشیدم. هزاران تومان شارژ تلفن شهرام به طور مستمر از زیبایی

چندین ماه از این ارتباط شیطانی سپری شده بود که برادر بزرگ ترم ما را با یکدیگر نگاه کرد و این نوع کار به شکایت کشید ولی همان شب پدرم با خانواده شهرام سخن کرد و شهرام نیز مدعا کرد قصد ازدواج با مرا داشته است! به همین سبب برادرم از شکایت خودش منصرف گردید و من و شهرام با هم ازدواج چندین ماه از این ارتباط شیطانی سپری شده بود که برادر بزرگ ترم ما را با یکدیگر نگاه کرد و این نوع کار به شکایت کشید ولی همان شب پدرم با خانواده شهرام سخن کرد و شهرام نیز مدعا کرد قصد ازدواج با مرا داشته است! به همین سبب برادرم از شکایت خودش منصرف گردید و من و شهرام با هم ازدواج کردیم .

خیلی از این مبحث خرسند بودم و اهتمام می کردم آن نوع که همسرم دوست دارد مطابق تمایل او زندگانی کنم در این میان شهرام با ماشینی پدرش در یک آژانس تلفنی مشغول به کار گردید ولی شب های دو روز آخر هفته را به خانه نمی آمد و هیچ احساسی به ابراز عشق و علاقه

او در مقابل ایراد های آرام من نیز منحصرا یک جمله می عنوان کرد «به تو مرتبط نیست!» حس می کردم پای عشق دیگر در میان هست ولی باز خودم را دلداری می دادم که شهرام مرا دوست دارد!

هنوز چندماه زیادتر از ازدواجمان نگذشته بود که روزی خانم ناشناسی با من ارتباط گرفت و مرا نصیحت می کرد که مقدار همسرت را بدان و مطابق تمایل او مشی کن تا شوهرت به دنبال خانم دیگری نرود! از سخن های آن خانم تعجب کرده بودم او چه طور از جزئیات زندگانی من خبر داشت زمانی ارتباط ها و پیامک های آن خانم تکرار گردید به مبحث حساس گردیدم و به تحقیق مخفیانه در این باره پرداختم جدید فهمیدم آن خانم از مدتی قبل با همسرم آشنا شده هست و می خواهد پس از طلاق تاکنون چندماه زیادتر از ازدواجمان نگذشته بود که روزی خانم ناشناسی با من ارتباط گرفت و مرا نصیحت می کرد که مقدار همسرت را بدان و مطابق تمایل او مشی کن تا شوهرت به دنبال خانم دیگری نرود! از سخن های آن خانم تعجب کرده بودم او چه طور از جزئیات زندگانی من خبر داشت زمانی ارتباط ها و پیامک های آن خانم تکرار گردید به مبحث حساس گردیدم و به تحقیق مخفیانه در این باره پرداختم جدید فهمیدم آن خانم از مدتی قبل با همسرم آشنا شده هست و می خواهد پس از طلاق از شوهرش با شهرام ازدواج کند.

زمانی با عصبانیت به آن خانم بیان کردم از زندگانی من خارج برود با بی شرمی عنوان کرد شهرام تو را دوست ندارد و تو ضروری هست از زندگانی او خارج بروی تا ما با یکدیگر زندگانی کنیم. موقعی که مبحث را به شهرام بیان کردم او خیلی عادی عنوان کرد: روزی که با تو آشنا گردیدم در صدد هوسرانی بودم اکنون هم قصد ازدواج رسمی با آن خانم را ندارم ولی او می خواهد به سبب همین عشق هوس آلود از همسرش جدا گردد .