گروه: مسافرت
تاریخ: ۱۵:۵۶ :: ۱۳۹۶/۰۸/۲۴
رمان «هندرسون پادشاه باران» ترکیبی از ژانرهای متمایز است

بلقیس سلیمانی در شروع این جلسه با اشاره به زبان زنده برگردان فارسی رمان اظهار کرد: سال بلو در مکانی نوشته: «انسان بودن بدبختی بزرگی هست.» هندرسون پادشاه باران می گوید آدم بودن بدبختی بزرگی هست. ولی ضروری هست چه کنیم؟ مفهومی زندگانی را از کجا و چطور پیدا کنیم؟ قهرمان «هندرسون پادشاه باران» سفیدپوستی […]

بلقیس سلیمانی در شروع این جلسه با اشاره به زبان زنده برگردان فارسی رمان اظهار کرد: سال بلو در مکانی نوشته: «انسان بودن بدبختی بزرگی هست.» هندرسون پادشاه باران می گوید آدم بودن بدبختی بزرگی هست. ولی ضروری هست چه کنیم؟ مفهومی زندگانی را از کجا و چطور پیدا کنیم؟

قهرمان «هندرسون پادشاه باران» سفیدپوستی هست که به آفریقا می رود؛ به دنیا سیاه ها و به دنیا پیشامدرن. کوشش برای درک زبان حیوانات از دیگر امور اوست.

وی دنبال کرد: ما در این رمان کسی ماجراجو را دنبال می کنیم. « «هندرسون پادشاه باران» نوعی حماسه تازه هست، ولی این حماسه به پوچی ختم می گردد. قهرمان به رغم تمام کوشش ها به معنایی دست نمی یابد. کار وی نوعی پیکارسک پیشرفته هست. قهرمان پایان به این دستاورد می رسد که مسیر رستگاری در ماندن هست، نه در گریختن. هندرسون آدم بی قرار و خاصی هست. هندرسون را می توان نوعی دون کیشوت پیشرفته دانست. هندرسون زندگانی خانوادگی پریشانی دارد و نوعی دیوانگی و بحران در وی هست. قهرمان این رمان کسی هست ماجراجو، باخت خورده و رویاپرداز. رمان پیکارسک رمان طنز هم هست.

سلیمانی در انتهاء با متذکری این نکته که رمان هندرسون پادشاه باران را می توان از منظر پژوهش ها پسااستعماری هم ارزیابی کرد، اظهار کرد: قهرمان رمان، سفیدپوستی که در دنیا سیاهان وارد قبیله ای حاشیه ای و بدوی می گردد، قصد دارد دنیا آنان را روایت کرده و از دنیا سیاهان برای دنیا سفیدها داستانی تشریح کند.

در ادامه این جلسه، عباس مخبر با اظهار اینکه به این رمان می توان از زاویه های مکرر دید، اظهار کرد: هندرسون پادشاه باران، مثال کلاسیک یک سفرِ قهرمان هست. مدل های مدون عزیمت قهرمان در این رمان قابل شناسایی هست که عبارت اند از: عزیمت، تشرف و برگشت. قهرمان در روند عزیمت دو نوع کردار دارد: یک، جنگ با هیولاها و دیوها؛ دو، کردار معنوی که منتج به دگرگونی روحی می گردد. عزیمت یا خودخواسته هست یا ناخواسته؛ این رمان از نوع سفرهای قهرمانی هست که قهرمان خودخواسته مسیر می افتد طرف آفریقا. قهرمان دردی دارد و در صدد معالجه هست.

این منتقد در ادامه به فاز تشرف در عزیمت قهرمان اشاره کرد و طبق این الگو اظهار کرد: تشرف قسمت پرکشش داستان را شکل می دهد. در این قسمت قهرمان دارد با سایه ها، پلیدی ها و نقطه ضعف های وجودی اش روبه رو می گردد و بر آنان غالب می گردد.

پایان آدمی که از این عزیمت بازگشته، آدم قبلی نیست؛ زیرا در انتهاء عزیمت تمام موجودات هستی را خویشاوند هم می داند.

در قسمت بعدی این جلسه هم، مجتبی عبدالله نژاد این رمان را ترکیبی از ژانرهای متمایز دانست و اظهار کرد: به سبب ترکیبی بودن ژانرها هست که می توان از زاویه های مکرر به این رمان دید. تمایل به برگشت به طبیعت و تعبیر آدم از واقعیت دو مبحثی هست که در رمان به آن دقت شده هست. عزیمت قهرمان از دیگر خصوصیت های رمان شمرده می گردد. اثر بار طنزآمیزی دارد.

زبان خنثی را هم در ترجمه نمی پذیرم. ما با گمان اینکه زبان ما نباید شبیه زبان خارجی ها باشد، کلمه های بسیاری را از زبان کنار گذاشته ایم که هرگز ترجمه مان زیاد از حد فارسی گردد. ما ضروری هست از تمام تعابیر و الفاظ زبان فارسی بکارگیری کنیم. زبان فارسی در پنجاه سال سابق فقیر شده و این فقر به این سبب هست که خزانه زبان را در عرصه نوشتار زیاد محدود کرده ایم.

با وارد کردن واژه های مکانی هم به زبان فارسی رد کننده نیستم؛ چون این کار اگر در حد اغراق آمیز نباشد، به غنای زبان می افزاید. زبان را نباید نوکروار به کار برد. هر چه در فارسی هست، مکانی این زبان هست. ما به فارسی سخن می زنیم و توان داریم تمام لغت های فارسی معیار و واژه های مکانی را، با محافظت حدود، در نوشتارمان وارد کنیم.