تاریخ: ۱۱:۱۴ :: ۱۳۹۷/۰۱/۱۸
دود مضر هست بفرما گلوله/ به چه سبب پیام رسان داخلی؟

سرویس سیاست مشرق – روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات کلیدی و بنیادی خود می پردازند؛ نظراتی که زیادتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان نمود که اهمیت مخصوصی نیز دارد. […]

سرویس سیاست مشرق – روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات کلیدی و بنیادی خود می پردازند؛ نظراتی که زیادتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان نمود که اهمیت مخصوصی نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های مختلف سیاسی را مطالعه می کنید:

*****************

دود ضرر دارد بفرما گلوله!

محمد صرفی در کیهان درج کرد:

  در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های مختلف سیاسی را مطالعه می کنید:  مجید ۲۴ ساله و ساکن نوار غزه است. شغل او شکار پرندگان است و مثل هزاران فلسطینی دیگر روزانه باید برای کار خود به منطقه های مرزی غزه با منطقه های تحت اشغال رژیم اسرائیلی برود. کاری که به آن لقب «سفر مرگ» داده اند. مجید می گوید:
« مجید می گوید: «هر روز پیش از خارج شدن از منزل، مادرم را می بوسم چون هرگز مشخص نیست زنده برگردم.» » این چکیده ای از زندگی ۲ میلیون ساکن نوار غزه است. منطقه ای که «بزرگ ترین زندان جهان» اسم دقیق و بامسمایی برای آن است.
غزه با ۳۶۰ کیلومتر مربع مساحت به عنوان سومین منطقه پرتراکم جمعیتی جهان، ۱۱ سال است که از زمین و هوا و دریا در محاصره کامل ارتش رژیم اسرائیلی قرار دارد. حکومت مصر که از جنوب با غزه مرز مشترک دارد، دیگر زندانبان غزه است و سرنگونی رژیم حسنی مبارک نیز تحولی در همدستی خجالت آور قاهره با تل آویو در محاصره غزه ایجاد نکرد. سال ۱۹۹۸ فرودگاه بین المللی یاسر عرفات در شهر رفح (جنوب غزه) بازنمایی شد. فرودگاهی که سه سال زیادتر عمر نکرد و بلدوزرهای نظامی رژیم اسرائیلی گروه آن را شخم زدند و مسئولین فتح از سال ۲۰۰۵ تا به حال مشغول مذاکره برای دوباره فعال شدن آن می باشند! در حالی که طبق توافق میان فتح و تل آویو قرار بود اهالی غزه تا شعاع ۲۰ مایلی ساحل مدیترانه اذن قایقرانی و ماهیگیری دارا باشند اما این شعاع به کمتر از ۹ مایل کاهش یافته و قایق های جنگی این رژیم به دستاویز های واهی به ماهیگیران شلیک می کنند و امنیتی وجود ندارد.

روی زمین وضعیت از دریا هم بدتر است. اسرائیلی ها در مرزهای زمینی غزه، منطقه حائل تشریح کرده اند. منطقه ای که عملاً تا عمق یک و نیم کیلومتری ناامن است و رفت و آمد در آن توان دارد با شلیک های سربازان صهیونیست، موجب مجروحیت و حتی فوت شود. همان منطقه ای که روزانه هزاران فلسطینی کشاورز و کارگر و شکارچی و… برای سیر کردن شکم خود و خانواده شان ملزم به رفتن به آنجا می باشند. آنان روزانه به «سفر مرگ» می روند. رژیم اشغالگر قدس به این محاصره نیز بسنده نکرده و دیوارکشی دور این زندان دومیلیونی را از دو سال قبل شروع نموده است. با هواپیما منطقه های مرزی را با سموم مختلف سمپاشی می کنند تا این خاک حاصلخیز را به زمین سوخته و لم یزرع مبدل کنند.

تعدادی از مردم غزه که عملاً از سوی جهان و جامعه بین المللی از یاد رفته اند، در روز زمین (۱۰ فروردین-۳۰ مارس) دور هم جمع گردیدند تا بر حق برگشت به سرزمین های مادری خود تاکید کنند. ۷۰ ۷۰ سال از روز نکبت و ایجاد رژیم غیر شرعی اسرائیل می گذرد و اکنون فقط پیرمردها و پیرزن های کهنسال فلسطینی آن روزها را به یاد دارند. اما گذشت زمان این داغ را سرد و این ننگ را پاک نکرده است. جواب رژیم اسرائیلی به این تجمع کنندگان بی جنگ افزار و دست تهی که بخش قابل ملاحظه ای از آنان زن و کودک بودند، گلوله بود و بمباران با پهپادهای مسلح. رخدادی که روز گذشته هم اتفاق افتاد و تا به حال بیشتر از ۲۰ تن به شهادت رسیده و قریب به ۲۰۰۰ نفر زخمی شده اند. پروپاگاندای جهانی صهیونیسم در دنیا وارد عمل شده و مشغول توجیه این جنایت است. بی بی سی و نیویورک تایمز و سی ان ان، اسم این کشتار را «درگیری ها» گذاشته اند! درگیری میان دو گروهی که یک طرف به انواع و اقسام جنگ افزارها مسلح است و هیچ مانعی در مقابل خود برای استفاده از آنان نمی بیند و طرف دیگر هم به سنگ مسلح است! بی بی سی مثل همیشه بی طرف است و راست می گوید؛ دو طرف با یکدیگر درگیرند. اسرائیلی ها شلیک می کنند و فلسطینی ها کشته می گردند. مگر درگیری چیست؟!

مگر درگیری چیست؟! آمریکا کوچک ترین کوشش برای محکومیت لفظی و بی تاثیر رژیم کودک کش اسرائیل در سازمان ملل را وتو می کند و مقام های سازمان های بین المللی و کشورهای اروپایی مثل همیشه «نگرانی عمیق»! خود را از این وضعیت ابراز کرده و از دو طرف این درگیری خواسته اند که آرامش را بازگردانند! آن کسانی که با ادبیات دیپلماتیک و ارتباطات بین الملل آشنایی دارند به خوبی می دانند که «نگرانی عمیق» به چه معناست و در چه موقعیت هایی به کار می رود. عمق نگرانی جهانی به علت کشته و مصدوم شدن هزاران شهروند غیرنظامی فلسطینی به دست ارتش اسرائیلی همانقدر است که از خودکشی نهنگ ها در ساحل و خطر انقراض نسل فلان حشره ابراز نگرانی می شود.

البته کشورهای اروپایی همیشه هم اینچنین بی شرمانه و عمیق دلواپس نمی گردند و آنجا که باید وارد عمل می گردند. نمونه اخیرش عکس العمل آنان به واقعه ی چند هفته پیش در انگلستان که یک جاسوس سابق روس مسموم شد. آمریکا و به دنیال آن کشورهای اروپایی به سرعت وارد عمل شده و انگشت اتهام را به سوی مسکو نشانه رفته و جنگ دیپلماتیک را شروع نمودند. دیپلمات های روس یکی بعد از دیگری اخراج و سفرا فراخوانده گردیدند. اکنون بعد از تست و تحقیقات آشکار شده است که اتهامات بی پایه بوده است و غربی ها با عجله قضاوت و عمل کرده اند. مسموم شدن یک نفر در لندن موجب بروز جنگ دیپلماتیک می شود و کشته و مصدوم شدن هزاران تن در فلسطین به هیچ انگاشته می شود تا دیگربار برای خوش خیالان، میزان حقیقی بودن شعارهایی چون حقوق بشر به نمایش درآید.

به گفته سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی رحمت الله بر علیه که این روزها مصادف با بیست و پنجمین سالروز عروج اوست؛ «این روزگار اصلاً روزگار وارونگی آدم هاست و به مقتضای این وارونگی، نه عجب اگر کلمات هم وارونه گردند و اصطلاحاً بر مفاهیمی دلالت کنند که متضاد و متناقض با معانی حقیقی آنهاست!» در این دنیای وارونه است که رژیم کودک کش اسرائیل به خود جرات می دهد اسم ارتش خود را اخلاقی ترین ارتش دنیا بگذارد و وزیر جنگ این رژیم در جواب به انتقادها بگوید که سربازانش به وظیفه خود عمل کرده اند و شایسته دریافت مدال می باشند!

کار از وارونگی نیز گذشته و به شکلی بلاهت خنده دار و در عین حال وقیح فرا رسیده است. فلسطینی ها برای در امان ماندن از گلوله تک تیراندازان اخلاقی ترین ارتش دنیا، صدها لاستیک ماشین را جمع کردند تا آتش بزنند و مانع دید و تیراندازی گردند. افری گاندلمن یک سخنگوی دولت نتانیاهو در این زمینه گفته است؛ «سوزاندن لاستیک ها موجب انتشار سموم و آلاینده ها شده و موجب مصیبت محیط زیستی برای فلسطینی ها می شود اما برای حماس اهمیتی ندارد!» یک مقام دیگر اسرائیلی هم برای سازمان بهداشت جهانی نامه نوشته و نسبت به آلودگی محیط زیست اخطار داده و خواسته است که مانع آلوده کردن محیط زیست از سوی فلسطینی ها گردند! البته آنان هم مثل بی بی سی راست بیان می کنند و هر آدم عاقلی در دنیا می داند که آتش زدن لاستیک محیط زیست را آلوده می کند و برای سلامتی ضرر دارد.

در چنین دنیای بلاهت آمیز و خطرناکی، هیچ تعجبی ندارد که آل سعود خود را رهبر دنیای عرب بنامد و درحالی که فلسطینی ها با گلوله داغ سلاخی می گردند، از صلح و حق حیات صهیونیست ها بگوید. در این میانه خونبار، تعجب و شکایتی از آمریکا و دنباله روهای آن در اروپا نیست که سنگ بنای این سلاخ خانه را انگلستان یک قرن پیش با اعلامیه فورا گذاشت. مشکل کلیدی فلسطین، عناصر خسته و سستی می باشند که به علل مختلف در خود نای مبارزه نمی بینند و بیم و خستگی خود را پشت نقاب مذاکره و صلح طلبی مخفی می کنند. وضعیت امروز فلسطین به روشنی گویای نتیجه این بی راهه است.
 

محیط زیست، پلیس قصد دارد

سید صادق غفوریان در خراسان درج کرد:

  اگر سواحل و دریاها، جنگل ها و دشت های مان زبانی برای سخن داشتند به احتمال زیاد یکی از سخن های شان این بود که ای کاش زمان تعطیلات کمتر  باشد و مردم کمتر به سفر بروند…

اکنون که چند روزی از تعطیلات نوروزی گذشته، مجال شایسته ای است تا با نگاهی به آن چه بعضی از ما بر سر طبیعت آوردیم، زیادتر در رفتارها و نوع نگاه مان به طبیعت و محیط زیست تامل کنیم. من نیز مثل زیادی از هموطنانم در تعطیلات نوروز بار سفر بستم و   مسیری طولانی را از شرق به غرب کشور طی کردم؛ در این حدود ۱۰ روز مسافر مناظر و مقاصد طبیعی و تاریخی بودم و شاید به وسیله خبرنگاری اندکی بیشتر از دیگران در مشی مسافران به طبیعت و محیط زیست و حتی شهرها و جاده ها دقت می کردم.

به نظر می آید در یک نگاه کلی آن چه از نحوه همکاری زیادی از ما با طبیعت برمی آید، نوعی مشی خودخواهانه و البته ناآگاهانه به محیط زیست است و به این صورت که خیلی آسان تر از آن چه گمان می شود با طبیعت نامهربانیم. این را از سواحل دریاها و حدود رودخانه ها، مسیرها و مکان های رفت و آمد و اتراق در جنگل ها و حاشیه جاده ها و اخباری که در این باره انتشار می یابد میتوان دریافت و ندید.

مکان های خوش آب و هوا در حدود رودخانه ها، جنگل ها و سواحل و حاشیه مسیرهای جاده ای مملو از آشغال می شود، مسئولین جنگل بانی از بی پیشینه ترین جنگل سوزی ها در تعطیلات نوروز خبر می دهند و محیط بانان در مواردی از به قتل رسیدن گونه های در خطر انقراض توسط مردم سخن بیان می کنند و نمونه هایی از این دست که علاقه مندم دو خبر در همین باره را این جا با هم مرور کنیم:

۱- ۱- مدیرکل مراقبت محیط زیست مازندران با بیان این که در نوروز ۹۷ بی پیشینه ترین آمار آتش سوزی جنگل های مازندران اتفاق افتاد، گفت: در کمال تاسف بیشتر از ۱۰۰  هکتار از زمین های جنگلی مازندران طی این ایام، طعمه حریق شده است. ابراهیمی با اشاره به  این که گردشگران نوروزی از برگزاری هرگونه آتش در جنگل ها اجتناب کنند، اضافه کرد: پهنه بعضی از منطقه های سوخته شده جنگلی به بیشتر از ۴۰ هکتار می رسد. به گفته او بیشتر از ۹۰درصد جنگل سوزی ها علت انسانی دارد. (شبکه اطلاع رسانی راه دانا، ۱۳/۱/۹۷)

(شبکه اطلاع رسانی راه دانا، ۱۳/۱/۹۷)همچنین سرهنگ سبزه علی فرمانده یگان مراقبت سازمان جنگل ها گفت: پهنه آتش سوزی ها در نوروز ۹۷ در مراجع طبیعی استان های شمالی کشور نزدیک به ۱۵۰ هکتار بود. (ایسنا، ۱۵/۱/۹۷)

(ایسنا، ۱۵/۱/۹۷)اگرچه این مساله، تنها علت واقعه ی جنگل سوزی ها را متوجه مسافران نوروزی نمی کند و امکان دارد بعضی عاملان انسانی دیگر نیز مرتبط  با منفعت های خاص مثل زمین خواری و… به این اقدام مبادرت کنند اما سر انجام همان عامل انسانی است که بانی و موجب نابود شدن طبیعت است.

۲-۲-سازمان مراقبت از محیط زیست در مورد فوت گونه در حال انقراض «سیاهگوش» در منطقه لواسانات گفت: یک سیاهگوش ماده بهمراه دو توله حدود یک ساله خود در حال گذر از کنار رودخانه بودند که توسط گردشگران مورد حمله قرار می گیرند… متاسفانه حیوان براثر شدت ضربات سنگ و چوب دچار شکستگی فک، دندان ها و دنده ها و خون ریزی داخلی شد و علی رغم کوشش متخصص ها پردیسان برای احیای گونه در خطر انقراض، این سیاهگوش ماده نابود شد. (ایسنا،۷/۱/۹۷)

(ایسنا،۷/۱/۹۷)اما در کنار این موارد، آن چه فراگیری بیشتری در تاثیرات مخرب مردم در محیط زیست دارد، رهاسازی آشغال ها بویژه آشغال های تجدید ناپذیر در طبیعت است. زیادی از ما مکررا در سواحل و حاشیه رودخانه ها و جاده ها دیده ایم یا عامل آن بوده ایم که آشغال های مان مثل بطری های آب و نوشیدنی ها و پاکت های پلاستیکی خوراکی ها را بدون توجه در اطراف   رها می کنیم. جدا از نازیبایی هایی که این رفتار   پدید می آورد، خراب کردن طبیعت به وسیله عمر طولانی و ده ها ساله این آشغال ها و اثری که در خراب کردن خاک و زمین دارند، سوژه ای حیاتی به شمار می آید که به ظاهر نسبت به آن بی آگاهیم یا بی تفاوتیم.

راهکار چیست؟

۱-۱-اگرچه راهکاری تکراری محسوب می گردد اما به صورت قطع تنها راهکار همین است که جامعه از سنین کودکی از طریق تعلیم در مورد محیط زیستش حساس شود و خود را به طور مستمر در جایگاه نگاهبان آن احساس کند.

۲- ۲- حوادث جاده ای طی این سال ها نشان می دهد، قسمتی از جامعه را حتی برای مراقبت از جان خود فقط میتوان با حضور پلیس، جریمه و توقیف خودرو کنترل نمود. به همین علت به نظر می آید، مراجع طبیعی و محیط زیست کشور از آن جا که در شرایط خوبی به سر نمی برد و سرعت خراب کردن آن رو به فزونی نهاده است، نیازمند مراقبت پلیسی است. در نتیجه ایجاد «پلیس محیط زیست» علاوه بر این تدوین و اجرای قوانین سخت گیرانه توان دارد در کاهش دردهای محیط زیست موثر باشد.

۳-۳-بی شک شخصیت های مرجع، موثر جامعه و سلبریتی ها به منظور آماده سازی جامعه برای مراقبت از مراجع آب و محیط زیست نقش تاثیرگذاری دارند. برای نمونه در تعطیلات نوروزی در کنار هشدارها و پویش های محیط زیستی، اقدام جالب امام جمعه شهرستان لوشان در استان گیلان با استقبال اعضاء فضای سایبری روبه رو شد. وی طی یک فراخوان، مسئولین شهرستان لوشان را به پاکیزگی حاشیه جاده قزوین به رشت همکاری داد. (الف، اول فروردین۹۷)

۴- (الف، اول فروردین۹۷)۴- ایجاد سازوکار خوب تر برای تألیف و تفکیک آشغال در مقاصد گردشگری. به صورت قطع دایره تفکیک و بازیافت آشغال از مبداء که در بعضی از شهرهای کشور به شکل مطلوبی صورت می گیرد باید در کشور اجرایی شود. 

به هر روی اگر همین امروز هم برای حفظ از سرمایه آب و خاک و هوا و طبیعت کوششمان را  چندبرابر کنیم بازهم دیراست و چه خوب گفته است یکی از شاعران معاصر که:

آب و هوا و خاک که در اختیار ماست

ارکان هستی اند و بهای محیط زیست                               

خالق چو کرده خلق بیا حرمتش بدار

 تکریم کن زلطف خدای محیط زیست… 

«توازن هراس»، هدف حمله های انصارالله به سعودی

سیدهادی سیدافقهی در میهن امروز درج کرد:

 پرتاب موشک به ریاض و هدف قرار دادن نفتکش سعودی در آب های دریای سرخ، از منظر منطق آنالیز دارای تفاوت هایی با یکدیگر است. هدف پرت موشک به ریاض از سوی ارتش یمن و کمیته های انقلاب این کشور به رهبری جنبش انصارالله را باید «توازن هراس» دانست؛ به شکلی که پرت این موشک ها موجب می شود شهروندان سعودی که تا به امروز سایه ناامنی و جنگ را به طور جدی بر سر خود احساس نکرده اند، دچار تشویش روانی شده و از حالت عادی زندگی خارج گردند و تا حدودی ناخشنودی خود از حکومت سعودی را اعلام کنند.

بعضی مفسران و تحلیلگران غربی و عربی اعتقاد دارند این موشک ها تحولی جدی در معادلات میدانی ایجاد نکرده است اما باید توجه داشت هر چه برد موشک ها و قدرت خراب کردن افزایش پیدا می نماید، این پیام مخابره می شود که امکانات انصارالله در حال مدرن شدن است و توان دارد به عنوان یک تهدید جدی برای سعودی ها به حساب آید.

یکی از مباحثی که متاسفانه در آنالیز ها مغفول مانده و مورد اشاره قرار نگرفته است، تهیه فیلم های اصابت موشک به ریاض توسط شهروندان سعودی است که در شبکه های اجتماعی منتشر شد؛ اهمیت این ماجرا این است که فیلم ها و عکس ها منتشر گردیده موجب می شود مقام های عربستان نتوانند حمله های ارتش یا انصارالله یمن و برخورد موشک ها به ریاض را تکذیب نمایند.به عبارت دیگر این اقدام شهروندان سعودی به مدد انصارالله یمن آمد و توانست دست برتر آنان را به صورت واضح به عکس بکشد.

مساله با اهمیت تر از آن ایجاد اخلال در گنبد آهنین عربستان است؛ در عکس ها و فیلم هایی که منتشر شد خطای محاسباتی سیستم پدافندی عربستان که تشکیل شده از موشک های پاتریوت به فروش رسیده شده از سوی آمریکا بود، به صورت واضح دیده شد و خدشه زیادی به حیثیت عربستان وارد کرد. درست است که علت این اختلال هنوز مشخص نشده است اما اصابت موشک های انصارالله دقیقاً نشان می دهد تهدیدی جدی متوجه سعودی ها می باشد و از این حیث است که می گوییم تعادل هراس به سود یمنی ها رقم خورده است.

در امتداد این مبحث اخطار به امارات به عنوان شریک کلیدی عربستان در بحران یمن در دستور کار قرار گرفته و این مبحث توان دارد معادلات را تغییر بدهد؛ به شکلی که سعودی ها وادار خواهند شد برای آرام کردن وضعیت و جلوگیری از چنین هجوم هایی به سمت راهکار سیاسی قدم بردارند. نمونه این وضعیت را چند روز موخر در دیدار نماینده مخصوص سازمان ملل در امور یمن با عبدالملک الحوثی و محمدعلی الحوثی به عنوان نفرات اول و دوم انصارالله یمن شاهد بودیم.

این دیدارها نمایش داد نفوذ یمنی ها و قدرت استقامت آنان موجب گردید «اسماعیل ولد شیخ احمد» که نماینده سابق سازمان ملل در امور یمن بود اقدام به کناره گیری کند و شخص دیگری برای پیگیری این پرونده وارد عرصه سیاسی شود. این مبحث دقیقاً قدرت نفوذ انصارالله و یمنی ها را نمایش داد؛ امکان دارد این تحولات آرام و گام به گام صورت پذیرد اما به هر حال کناره گیری و تغییر نماینده سازمان ملل در امور یمن نشان از قدرت انصارالله و نفوذ سیاسی آنان برای حل وفصل موانع در این کشور دارد.

مبحث دیگر، هدف قرار گرفتن نفتکش سعودی ها در دریای سرخ است؛ این مبحث برای اولین بار اتفاق نیفتاده است اما توان دارد به عنوان یک دستاورد بزرگ برای ارتش یمن به حساب بیاید. در بطن این مبحث یک عملیات تلافی جویانه و تسویه حساب با عربستان نهفته است؛ طوری که سعودی ها اردوگاه آوارگان در استان الحدیده را مورد هدف قرار دادند و یمنی ها به تلافی آن اقدام به هدف قرار دادن نفتکش عربستان کردند. این عملیات در نوع خود بی مثل بود، چون که تمام راه های آبی یمن توسط نیروهای آمریکا، انگلستان و امارات تحت مدیریت است و انجام چنین عملیاتی این پیام را مخابره می کند که اگر جنگ در یمن ادامه داشته باشد بدون تردید توان ارتش و کمیته های انقلابی یمن نه فقط افزایش پیدا خواهد کرد، لکن به صورت آنی جواب داده خواهد شد.

البته ادامه هدف قرار گرفتن عربستان توسط انصارالله یا ارتش یمن بستگی به حرکات بعدی سعودی ها خواهد داشت؛ به عبارت دیگر باید نگاه کنیم زین پس چه اهدافی برای یمنی ها با اهمیت می باشد یا اینکه اغراض عربستان زین پس چه طور عملیاتی خواهد شد، بنابراین هدف قرار دادن نفتکش نه فقط یک تسویه حساب جدی بود، لکن یمنی ها در پی این بودند که به سعودی ها بفهمانند جنگ افزار ها و  امکانات مدرن ای در اختیار دارند که ادامه جنگ توان دارد بیشتر از حد فرسایشی شود که به سود عربستان و متحدین آن نخواهد بود.

به چه سبب پیام رسان داخلی؟

عباس حاجی نجاری در جوان درج کرد:

مبحث مدیریت کشور بر عرصه فضای سایبری، با اظهارات دبیر شورای عالی فضای سایبری در راستای تمرکز دولت در سال ۹۷ بر ساماندهی فضای سایبری، با اشاره به کارکرد منفی تلگرام در عرصه اقتصادی با ایجاد پول مجازی تحت عنوان «گرام» و علاوه بر این اظهارات پیش از این ریاست کمیسیون امنیت ملی مجلس در راستای تهدیدات امنیتی تلگرام برای کشور، گرچه ابعاد تازه ای از پیامدهای منفی سلطه دیگران بر عرصه های مختلف اقتصادی، امنیتی و سیاسی کشور از بستر فضای سایبری را نمایان کرد، اما مثل گذشته عکس العمل شتابزده بعضی از اصلاح طلبان و رسانه های مربوط به آنان و معاندین بر علیه نظام را با واژه هایی مثل «بستن راه های رابطه اجتماعی»، «سیاست شکست خورده» و یا اعلام نگرانی نسبت به امکان دسترسی جایگاه ها اطلاعاتی کشور به پیام های اعضاء را درپی داشت که در کمال تأسف اغلب معترضین از میان نمایندگان فراکسیون امید مجلس بودند، آنان حتی خواستار نظرسنجی برای تعیین میزان اعتماد عمومی به پیام رسان های داخلی و مسدودسازی پیام رسان تلگرام شده بودند. دبیر شورای عالی فضای سایبری با اشاره به تهدید تلگرام و پول مجازی آن یعنی گرام برای اقتصاد کشور گفت، تلگرام یک راهزن است که در حال مبدل شدن به شرکت هرمی مجازی است و توان نداریم اذن دهیم چنین پولی به کشور وارد شود. تلگرام ۵۰ میلیارد دلار را از کشور خارج کرد. اما ریاست کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به تهدید امنیتی تلگرام، تذکر داد که قسمتی از تهدیدهای امنیت ملی کشور در تلگرام رقم می خورد و نگاه به آن باید از موضع امنیت ملی باشد.

این مطلبو از دست ندید!  زیارت روستایی باصفا در استان گلستان

در راستای اهمیت فضای سایبری و لزوم دسترسی عموم مردم به فضای سالم مجازی گرچه تا به حال تدابیر زیادی اندیشیده شده و اقداماتی نیز صورت گرفته است، ولی با توجه به پیامدهای منفی نفوذ بعضی از پیام رسان ها، مثل تلگرام و تهدید صریح آنان بر علیه امنیت ملی کشور که در اغتشاشات دی ماه، واقعه ی فرقه ای خیابان پاسداران و یا همین تحریکات موخر قومی در خوزستان جلوه های آن آشکار گردید، اهتمامی بیشتر از این را از سوی مسئولین اجرایی کشور و بویژه شورای عالی مجازی که ریاست آن با ریاست جمهور است، انتظار می رفت و شاید اگر تهدید اقتصادی این پیام رسان به سرعت آشکار نمی گردید، حساسیت اینچنین مسئولین برانگیخته نمی شد. گرچه این بار نیز موضع های مخفی و آشکار مسئولین مربوط در این زمینه مساله ساز شد و گویا هنوز کارکرد ابزاری این فضا برای رأی آوری و انتخابات، بر مصالح ملی و امنیت سیاسی و اقتصادی کشور غلبه دارد. در مورد زمینه ها و بستر تهدید این فضا بر علیه امنیت سیاسی و اقتصادی کشور، شاید توجه به اهتمام هفته های موخر دشمن های نظام اسلامی و بویژه ریاست جمهور امریکا و تیم جدید تندرو او در کاخ سفید بر کوشش امریکا برای دامن زدن به اغتشاشات در ایران از طریق این فضا در سال جدید، برای مسئولین کشور حجت باشد که در بیان و عمل خود تجدید نظر بنیادی دارا باشند. به شکلی که ترامپ در پیام نوروزی خود خطاب به مردم ایران در حالی که نتوانسته بود ظاهر منافقانه رؤسای جمهور سابق امریکا در پیام نوروزی در مواجهه با مردم ایران را محافظت کرده و از همان شروع بر مبارزه با نظام ایران تبیین و یادآور می شود که برای وزارت خزانه داری امریکا دستورالعملی را صادر و بر پشتیبانی امریکا از جریان آزاد اطلاعات به شهروندان ایران اهتمام کرده است.

تجربه اتفاقات موخر و عدم امکان مدیریت کشور بر کنترل این اپلیکیشن و حجم آن در فراخوان ها و تحریک افکار عمومی و هدایت اغتشاشات و در نقطه مقابل اشراف و توان مدیریت دشمن بر آن، حجم تهدیدزایی اینچنین نرم افزارها را روزبه روز زیادتر می کند و به رغم آنکه بعضی از مسئولین بدون عرضه مستند آماری از اشتغال بعضی در کشور از طریق این اپلیکیشن آمارهای متفاوتی عرضه می دهند، اما تردیدی در این نیست که عواقب منفی امنیتی کارکرد این اپلیکیشن بسیار زیادتر از آورده اقتصادی آن است و حال اگر عواقب منفی ارز دیجیتالی آن که این روزها آشکار شده است، دیگر برای هزینه های آن در ازای آورده ها نمی شود توازنی را منظور کرد. در این میان آنچه که اهمیت می یابد لزوم یک سیاست گذاری روشن و پشتیبانی های مالی و تبلیغی از نرم افزارهای داخلی و جابه جایی تدریجی اعضاء داخلی به آن نرم افزارهاست که بیشتر از سخت افزار نیازمند «عزم» مسئولین اجرایی کشور است.

تجربه نشان داده است که اگر روشنگری لازم در این زمینه نسبت به پیامدهای سلطه بیگانگان بر این فضا و پیامدهای سوء اقتصادی و امنیتی آن صورت گیرد، افکار عمومی همانگونه که در اغتشاشات موخر نمایش داد همراه این تدبیر می باشد. همانگونه که کشورهای دیگر نیز در این زمینه موفق شده و توانسته اند به مرور زمان ناتوانی های پیام رسان های داخلی را جبران و مدیریت این فضا را خود بر عهده گیرند.

طرح های شکست خورده مثلث شوم واشنگتن – ریاض – تل آویو

احمد دستمالچیان در ایران درج کرد:

چندی است در محافل سیاسی و رسانه ای عربی بویژه دربار آل سلمان، بحث هایی حول عادی سازی ارتباطات با رژیم اسرائیلی مطرح می شود. هر چند این اظهارنظرها با احتیاط و اما اگرتوأم است تا احساس های ملت های منطقه تحریک نشود، اما تواتر توأم با صراحت شاهزاده جوان و ناپخته و جاه طلب سعودی حکایت از طرح و نقشه ای پیچیده وخطرناک برای کشور فلسطین دارد.

برنامه ای که هدف کوتاه مدت آن حساسیت زدایی از مسأله فلسطین، واشغالگری، هدف میان مدتش رسمیت دادن به موجودیت رژیم غاصب اسرائیلی و هدف بلندمدتش نابود شدن روحیه مقاومت و مبارزه بر علیه نا عدالتی واشغالگری رژیم جنایتکار اسرائیل است.

این در بدترین شرایط ممکن برای یک رژیم پوسیده و رو به اضمحلال که هم از نظر سنی کهنه است و هم از نظر کارآمدی در حل بحران های منطقه محل تردید واقع شده، گام بلندوجاه طلبانه ای است.

مثلث شوم کوشنر، نتانیاهو، بن سلمان پس از شکست فضاحت بار سنگینی که در برگزاری غائله خونبار داعشی تکفیری بر علیه ملت های مسلمان منطقه و محور مقاومت داشتند و نتوانستند رژیم غاصب اسرائیلی را در حاشیه امن قراردهند امروزه با صراحت لهجه باردیگر قصد دارند شانس شکست خورده خود را بیازمایند.

دربار پادشاهی عربستان سعودی که زمام امور خود را به دست جوانی به ظاهر تحصیلکرده، عملگرا، آینده نگر و روشنفکر داده است درگام اول تثبیت قدرت خود با خشونت تمام، شاهزادگان و امرای بانفوذ دربار پادشاهی را کنار زد و در گام دوم با اعطای آزادی به جوانان و زنان، به سمت اقبال و گسترش فضای همکاری جهانی حرکت کرده تا پایه های قدرت خود را در داخل تثبیت و بتواند مأموریت شوم و سنگین مشروعیت قسمتی به رژیم اسرائیلی را با قدرت و بدون دغدغه انجام دهد.

رژیم آل سعود با دراختیار داشتن دو غول وسیله اقتصادی و رسانه ای  با در اختیار داشتن مفتیان درباری وهابی اهتمام خواهد کرد که افکار عمومی را برای پذیرش خیانت بزرگ که به خرید و فروش بزرگ قرن سرشناس شده است آماده کند. هدف کلیدی از همه این کارهای شرارت بار که در اتاق فکر همان مثلث شوم طراحی می شود، نابود شدن مقاومت و رسمیت دادن به اشغالگری است.

اما تجربه تاریخی ثابت کرده است که هرگاه کارهای اردوگاه دشمن در نابود شدن روحیه مقاومت رادیکال تر می شود دیگربار مردم با شعور وآگاهی بیشتری به صحنه کارزار برای دفاع از آرمان های خود بپا می خیزند.

دوئل امروز در دوران گذار در خاورمیانه، دوئل بین جبهه حق وباطل، بین دو محور خیر و شرور و برای تعیین سرنوشت پایانی است. همان طور که محور مقاومت با رشادت تمام توانست سرافراز و برنده، دماغ جباران خونخوار را به خاک مذلت بمالد درآخرین دوئل نیز با رشادت تمام برنده میدان می باشد.

هلال مقاومت از صور تا باب المندب و درگستره ژئوپلیتیکی بسیار با اهمیت و با نیروهای تعلیم دیده و جنگ افزار اعتقاد، آماده جواب دادن قوی وتعیین کننده به شریران می باشند. بدون تردید آل سعود وآل صهیون بازنده بزرگ این هوس بازی های آلوده می باشند و جبهه حق مستظهر به عنایات الهی است برنده این مناقشه می شود و این عهد خداوند است تا هنگامی که بندگانش با اخلاص، مجاهدت، عدالت، حکمت و تدبیر در مسیر حق پایداری کنند، نصرت حق یار آنان بوده و صدها پازل و طراحی نیز توان مبارزه با قدرت الهی را نخواهد داشت. این پازل نیز ان شاءالله ناکام بوده و مسیر تحقق وعده نصرت الهی هرچند دشوار ولی پیمودنی می باشد.

«سرپل ذهاب» ٥ ماه بعد

مهدی زارع در شرق درج کرد:

چهارشنبه ١٥ فروردین ٩٧ در آستانه پنجمین ماه بعد از زمین لرزه ٢١ آبان ماه ٩٦ فرصتی دست داد تا بازدید مجددی از منطقه زمین لرزه زده ازگله سرپل ذهاب دارا باشم. در این مختصر می کوشم از مهمترین نکته های این بازدید گزارشی عرضه دهم:

١- در این مختصر می کوشم از مهمترین نکته های این بازدید گزارشی عرضه دهم:١-روز ١٢ فروردین ٩٧ پس لرزه ای با بزرگای ٥,٣ در نزدیکی سرپل ذهاب اتفاق افتاد که البته به سبب هراس و وحشت مردم برای گریز و خارج شدن از ساختمان و زیر دست و پا رفتن، حدود ٥٠ نفر زخمی گردیدند. این رویداد و علاوه بر این پس لرزه های دیگری که در منطقه به واقع شدن می پیوندد، موجب شد تا خیز دیگری از نگرانی از واقع شدن زمین لرزه در منطقه میان مردم ایجاد شود. در عین حال شایعه پراکنی و باور به شایعات هم زمان با تردید به خبر ها رسمی نزد دست کم گروهی از مردم موجب توسعه نگرانی شد. به نحوی که شایعه بی پایه و دروغی در منطقه سرپل ذهاب دهان به دهان می گشت که زمین لرزه بزرگی قرار است تا ٢٨ اردیبهشت بیاید و ما تا پیش از ٢٨ اردیبهشت به خانه های خود برنمی گردیم! این در حالی است که مدت نرمال استقرار در چادر در دنیای مدرن برای ساکن کردن اضطراری برای ٤٨ تا ٧٢ ساعت اولیه است و مدت ساکن کردن موقت (مثلا در کانکس ها) نیز برای چهار تا هشت هفته بعد از رویداد منطقی است.

٢- ٢- اینکه پس لرزه ها ادامه دارند، برای قسمتی از مردم همچنان به عنوان سوال مطرح است. علی رغم رخ دادن زمین لرزه ای با بزرگای ٧,٣ واقع شدن پس لرزه ها تا دست کم یک سال آینده با بزرگای بین شش تا هفت و کمتر از آن منطقی است و طبیعی است که هرچه از زمان رویداد زمین لرزه دور شویم، از تعداد و بزرگای زمین لرزه ها (پس لرزه ها) کم شود. در نتیجه بساط حدس ها و گروه هایی که با روش هایی ابهام آمیز یا غیرعلمی مشغول تولید اطلاعات شبه علمی می باشند، با واقع شدن این پس لرزه ها علی الظاهر همچنان وسیع است و البته این بر عهده مردم است که از این تولیدکنندگان شبه اطلاعات پیروی نکنند و در عمل آنان را منزوی کنند. نگارنده با جوانی دانشجو در کرمانشاه گفت وگو می کرد که همچنان بر این باور بود که تعداد کشته های زمین لرزه ٢١ آبان ماه ٩٦ بیشتر از سه هزار نفر در هر یک از روستاهای ویران شده بوده است! و وقتی با سوال و توضیحات نگارنده رو به رو شد که به طور اساسی چند نفر در هر یک از این روستاها زندگی می کرده اند؟ این کشته های سه هزارنفری را چه کسی محسوب و گزارش کرده است؟ جواب داد که این آمار رسمی به طور اساسی کذب است! جواب نگارنده آن بود که آمارگران و گزارش کنندگان در دولت و نهادهای رسمی کسانی می باشند مثل من و شما و درصد خطای آنان امکان دارد تا حدود ١٠ درصد باشد، آیا قبول می کنی که خودت و همکارانت را نیز دیگران دروغگو بپندارند؟ او به سکوتی عمیق فرو رفت!

٣- نگارنده با جوانی دانشجو در کرمانشاه گفت وگو می کرد که همچنان بر این باور بود که تعداد کشته های زمین لرزه ٢١ آبان ماه ٩٦ بیشتر از سه هزار نفر در هر یک از روستاهای ویران شده بوده است! و وقتی با سوال و توضیحات نگارنده رو به رو شد که به طور اساسی چند نفر در هر یک از این روستاها زندگی می کرده اند؟ این کشته های سه هزارنفری را چه کسی محسوب و گزارش کرده است؟ جواب داد که این آمار رسمی به طور اساسی کذب است! جواب نگارنده آن بود که آمارگران و گزارش کنندگان در دولت و نهادهای رسمی کسانی می باشند مثل من و شما و درصد خطای آنان امکان دارد تا حدود ١٠ درصد باشد، آیا قبول می کنی که خودت و همکارانت را نیز دیگران دروغگو بپندارند؟ او به سکوتی عمیق فرو رفت! ٣- در روستاهای حول سرپل ذهاب مساله ای به عنوان تعیین محل و ساکن کردن بویژه در محدود زمین لغزش بزرگ مله کبود مطرح است. بعضی از گروه های کارشناسی در محل روستاهای عارضه دیده که در فراروی واقع شدن زمین لغزش بوده اند، در گفت وگوهای محلی به اهالی یا به مسئولین محلی ابراز نموده اند که این روستاها باید تغییر مکان یابند و کلیه اهالی به نقطه دیگری جابه جا گردند. عللی که برای این مبحث در گزارش ها آمده، آن است که زمین لغزش رخ داده در منطقه بسیار بزرگ بوده و علاوه بر این وجود خاک نرم و احتمال لغزش بعدی عموما در روزها و هفته های بعد از رویداد زمین لرزه توان دارد به لغزش های زیادتر بعدی و خراب کردن منزل های روستایی که مجاور لغزش می باشند، بینجامد. در بازدید موخر بویژه از روستاهای مله رولان، کوئیک، قوشچی باشی و مله کبود، مشخص گردید در هیچکدام از این روستاها، توده دچار لغزش شده در زمین لرزه ٩٦,٨.٢١٢١حرکت بعدی نیافته و منزل های مسکونی که حول پنجه لغزش در این روستاها قرار گرفته اند، دچار عارضه بیشتری (حتی بعد از فصل بارندگی اخیر) نشده اند. طبق رویت و بررسی نگارنده، فقط چهار منزل مسکونی در شرق روستای قوشچی باشی و در مجاورت و جلوی پنجه لغزش مله کبود از نظر عارضه در زمین لغزش قابل استفاده دو مرتبه نیستند و حتی در همان روستا نیز میتوان همان چهار خانه را در مکانی دیگر (در غرب روستا) ولی در داخل همان روستا بازسازی کرد. 

 از نظر جابه جایی زمین لغزش نیز ترک کششی طولی و در راستای حرکت لغزش رویت نشد و سوال محلی و جست وجو از سطح کاسه لغزش تا منتهی الیه پنجه لغزش نمایش داد که خطر عمده ای روستاهای موجود در منطقه را از نظر جابه جایی در زمین لغزش تهدید نمی کند و در نتیجه تخلیه و جابه جایی این روستاها منطقی نیست و دلیلی علمی برای آن نمی شود عرضه داد. ضمن آنکه جابه جایی جوامع انسانی و مهاجرت دادن آدم ها تبعات فرهنگی و اجتماعی گوناگونی دارد که طبق معمول در این سفارش های تخلیه، نادیده گرفته می گردند.

٤- ٤- در شهرک شهید شیرودی سرپل ذهاب، از آنجا که به غیر از دو بلوک (که تماما خراب کردن شده)، اسکلت بقیه بلوک ها سالم مانده بود، دیوارهای ٢٠ بلوک ساختمانی با هزینه پنج میلیون تومان برای هر بلوک خراب کردن شده و بازسازی آنان برای اول مهر ٩٧ برنامه ریزی شده است. ضمنا بازسازی مدرسه ها منطقه نیز برای شروع سال تحصیلی ٩٧-٩٨ برنامه ریزی شده است و در نتیجه در حدود پنج ونیم ماه باقی مانده تا اول مهر ٩٧ امید است این بازسازی به سرعت صورت پذیرد. ضمنا خانواده هایی که متمول تر می باشند، چه در شهر و چه در روستاهای بازدیدشده، منازل مسکونی خوبی با دریافت کمک هزینه بازسازی احداث کرده اند که البته همین منازل با کیفیت و ظاهر شیک نیز در علاقه سایر ساکنان به داشتن چنین خانه هایی (به جای خانه هایی که پیش از زمین لرزه داشته اند و خراب کردن هم نشده اند) بی اثر نبوده است! و در نتیجه سطح مطالبه و ناخشنودی این اهالی همچنان بالاست.

٥- ٥- در محل پردیس دانشگاه علمی- کاربردی واحد سرپل ذهاب، بازسازی دیوارها و قسمتی از پردیس خراب کردن شده توسط دانشجوهای اعزامی از خود دانشگاه علمی- کاربردی از شهرهای دیگر به صورت داوطلبانه انجام شده که قابل تقدیر است. ضمنا کلاس های درس در کانکس ها دوباره شروع به کار کرده اند.

٦- ٦- در مجاورت سرپل ذهاب (در شمال شهر و اوائل جاده قصرشیرین) مهاجرانی تازه رسیده به شهر مستقر گردیده اند که اهل سرپل ذهاب نیستند. این مهاجران عموما در چادرها و کانکس ها زندگی می کنند.
   گزارش های دریافت شده در سرپل ذهاب نشان می داد که در تعطیلات نوروزی بعضی از مواد غذایی کنسروشده و علاوه بر این تعدادی از کانکس های اهداشده، در استان کرمانشاه و استان های مجاور به فروش می فرا رسیده است. علاوه بر این قسمتی از مردم که کمک هزینه پنج میلیون تومانی را برای بازسازی منزل دریافت نموده اند (٢٤ میلیارد تومان از سوی بنیاد مسکن پرداخت شده)، قادر نبوده اند (یا نخواسته اند) آن را در بازسازی به کار برند و همچنان تقاضاکننده مسکن و کانکس می باشند و به همین ترتیب همچنان در چادر زندگی می کنند، چراکه کمک مالی دریافتی را در ماه های گذشته به عنوان هزینه زندگی خود خرج کرده اند.

٧- ٧- زمین لرزه ٩٦/٨/٢١ در منطقه سرپل ذهاب در محدوده ای کم جمعیت اتفاق افتاد (جمعیت حدود ١٣٠هزارنفری در پهنه رومرکزی) و البته درس آموزی از همین رویداد که با بزرگای ٧,٣ در ژرفای ٢٤کیلومتری روی داد و محور آن در محلی بدون سکنه قرار داشت و عارضه هایی که در خلال و بعد از رویداد برای کشور ما در این اتفاق ایجاد شده، برای آمادگی برای اتفاقات آینده بسیار حیاتی است.

امضای ایرانی مقدم برکالای ایرانی

محمدعلی وکیلی در روزنامه ابتکار درج کرد:

سال کنونی نیز مطابق سنت هرساله توسط رهبر معظم انقلاب نامگذاری شد. « «حمایت از کالای ایرانی» اسم و راهی بود که معظم له برای سال کنونی انتخاب کردند. سالها است که مقام رهبری، دست بر مفاهیمی می گذارد که عناصر تشکیل دهنده پازلِ اقتصاد مقاومتی است.

پشتیبانی از کالا و تولید داخلی را میتوان ذیل الگوی اقتصاد مقاومتی خواند. اقتصادی که باید علی الاصول یک اقتصاد ملی باشد. طبیعی است که رونق تولید و کالای ملی توان دارد اقتصاد ملی را تقویت نماید.

به نظر می آید یکی از حلقه های مفقوده پشتیبانی از کالای ایرانی، عدم وجود تفکر ایرانی است. سالیانی است که ما امضای ملی خود را از دست داده ایم.

ما فکر و تفکر ایرانی نه تولید می کنیم و نه اگر هم تولید شود کسی به آن بها می دهد. اگر فکر و تفکر کسی ایرانی نشد دستان او هم توان ندارد کالای ایرانی تولید کند. ایران خودروی ما توسط متخصص ها ایرانی اداره می شود اما آیا واقعا تولیدات آن ایرانی و ملی است؟

انتهاء نامه های ما توسط دانشجویانی با ژن تماما ایرانی نوشته می گردند اما آیا میتوان تولیدات آنان را ایرانی نامید؟
ایران خودروی ما توسط متخصص ها ایرانی اداره می شود اما آیا واقعا تولیدات آن ایرانی و ملی است؟ ما چون فکر ایرانی نداریم، مصنوع ایرانی نیز نداریم و در این مسیر چندان سرخورده گردیده ایم که غرور ملی خود را باخته ایم و برای امضای ایرانی بر کالاها، غیرت ملی خرج نمی کنیم.

در واقعیت، با اهمیت تر از تولید هر کالایی، فکر و تفکر ایرانی است که باید گرامی داشته شود. اگر تولیدات اذهان و افکار ما ایرانی شود، دستان ما هم کالای ایرانی تولید می کنند. به عبارت دیگر، داناییِ ایرانی، بناییِ ایرانی نیز تولید می کند. تا شجاعت اندیشیدن در ما دمیده نشود و تا از این تفکر پشتیبانی نشود، به طور اساسی نمی شود کالای ایرانی تولید کرد. پرایدِ بیست ویک میلیونی، توسط متخصص ها ایرانی ساخته شده ولی اصلاً و اساساً نمی شود اسم کالای ایرانی بر آن نهاد.
وقتی اندیشمندان ما قدرت نیابند، صنعت ایرانی، تنها یک توهم خام است. البته واضح است که تولید فکر ایرانی با تخفیف سایر تفکر ها و اندیشمندان، قابل دستیابی نیست. فکر ایرانی با گفت وگو با سایر تفکر ها قابل تولید است. « «امکان»، در «گفت وگو» متولد می شود. بستن مرزها راهِ تقویت خودی ها نیست. مشکوک هستم که بتوان کالای ایران خودرو را، که با رانت انحصار بازار حیات دارد، «ایرانی» نامید. اساساً علم و صنعتِ ایرانی، در مواجهه با سایرین مفهوم پیدا می نماید. هر خط و سخنی که توان ندارد امضا به حساب بیاید؛ خطی که ما را میان اغیار برکشد و بشناساند، اسم و امضا و نشانه ما است.

بنابراین راهِ پشتیبانی از کالای ایرانی، از راهِ پشتیبانی از تفکر ایرانی می گذرد. مساله این است که ما ابتدا باید کالای ایرانی «تولید» کنیم.یکی دیگرازالزامات تولیدداخل ارج یافتن سرمایه گذاری است اما دیوانسالاری حاکم وسوءظن به سرمایه دارامنیت روانی سرمایه گذاری رابه دست کم رسانده است. متاسفانه هم اکنون بخش مهمی ازصاحبان سرمایه وکارآفرینان درزندان به سرمی‏برند و این وضعیت بامنویات رهبری فاصله معناداری دارد.