تاریخ: ۱۰:۲۲ :: ۱۳۹۶/۱۱/۲۵
دانشور: قرآن، ایمان بدون استدلال را بی ارزش نمی داند/ برنجکار: ایمان مقتضای عالم خلقت نیست

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار خبرگزاری ایکنا؛ ؛ یوسف دانشور، در کرسی ترویجی «قرینه‌گرایی در قرآن» که به همت گروه فلسفه و کلام دین موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و با مشارکت دبیرخانه کرسی‌ها و انجمن کلام اسلامی حوزه برگزار گردید گفت: تقابل میان ایمان، کفر، عقل، جهل و … […]

برنجکار

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار خبرگزاری ایکنا؛ ؛ یوسف دانشور، در کرسی ترویجی «قرینه‌گرایی در قرآن» که به همت گروه فلسفه و کلام دین موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و با مشارکت دبیرخانه کرسی‌ها و انجمن کلام اسلامی حوزه برگزار گردید گفت: تقابل میان ایمان، کفر، عقل، جهل و … در آیات قرآن به‌وفور دیده می‌شود.

وی اضافه کرد: البته ایمان در قرآن، تنها در بستر عقل وجود دارد و ایمان به طور مستمر هم‌زاد نوعی دیدن و شنیدن و کفر محصول کوری و کری هست که در آیه ۱۹ رعد «أَفَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ» این مساله مورد تاکید هست.

این محقق و محقق تصریح نمود: تعقل قرآنی نوعی علم هست که از نوع علم سمعی و بصری و شهودی هست، به عبارتی عقل نسبت به حقائق ایمانی همان کارکردی را دارد که چشم نسبت به ظواهر جسمانی دارد.

استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: هیچ آیه‌ای در قرآن موید قرینه‌گرایی نیست و قرآن، راه ایمان را منحصر به استدلال بر دعاوی دینی نکرده و هیچ کجا نگفته ایمان بدون استدلال بی‌اعتبار هست که بر خلاف بعضی گفته‌های اندیشمندان معاصر هست.

دانشور تصریح نمود: در عین حال قرآن به طور مستمر کافران را ملزم کرده تا بر ادعاهای خود، استدلال و برهان بیاورند؛ این تعبیر قرآنی معروف هست که فرموده «…قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ»، ولی هیچ‌گاه متدینین را به فراهم آوردن سبب برای ایمان دینی خود الزام نکرده هست و موید آن آیاتی هست که ایمان را مقتضای نوع خلقت آدم می‌داند.

وی گفت: از منظر قرآن، ایمان مقتضای عادی جریان طبیعت هست و کفر بر خلاف آن؛ بنابراین کافر باید برای کفر خود برهان بیاورد، ولی مومن وظیفه ای برای برهان‌آوری ندارد.

دانشور تصریح نمود: البته مراد این نیست که مومن نباید برای دیگران برهان بیاورد در عین حال باید قبول کرد که «قل هاتو برهانکم» دلالت بر این دارد که مدعایی را می‌توان صادق دانست که از برهان بهره مند باشد؛ پس چه طور قرآن مومن را به برهان‌آوری ملزم نکرده هست؟.

وی در جواب به این سوال گفته بود: باور‌ها و ادعاهای یا به خودی خود بدیهی می باشند و یا نیستند که پذیرش دسته اول نیازمند برهان منفصل نیست و ایمان نیز به خودی خود مبرهن و بی احتیاج از برهان منفصل هست، ولی کافر نیازمند اقامه برهان برای کفر خود هست.

وی دنبال کرد: قرآن، خودش را برهان دانسته هست که در آیه ۱۷۴ نساء «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُبِینًا» این مبحث صریحا بیان شده هست؛ برهان نیز به معنای وضوح و روشنی هست، اما با چه بیانی قرآن، ایمان را مبرهان می‌د‌اند که باید جواب داد خداوند، اشهاد بر انسان‌ها در ربوبیت خود در روز الست را در جواب به این سوال مطرح نموده هست؛ ضمن اینکه ایمان، مبتنی بر فطرت هست و از طرف دیگر انبیاء نیز دائما به بشر فطرت خود را یادآوری کرده‌اند؛ بنابراین با این مجموعه تعابیر، حجت بر بشر تمام می‌گردد.

وی گفت: ایمان‌آوری تن دادن به حقیقتی روشن هست که از پیش بر جان انسان‌ها نشسته هست و پیامبران نیز تنها به همان واقعیت تذکر می‌دهند و شاید به همین جهت هست که در شرح قرآن از روال ایمان‌آوری مومنان صدر اسلام فاصله‌ای میان دعوت منادی و ایمان آوردن مومنان نیفتاده هست.

دانشور تصریح نمود: قرآن هرگز آدم را به ایمانی بی‌توجیه فرانخوانده هست لکن تنها نوع حیات فکری و عملی موجه را حیات توحیدی و اسلامی معرفی کرده هست؛ به تعبیری قرآن حجت را بر انسان‌ها با وجود فطرتی الهی و یادآوری پیامبران تمام می‌بیند نه اینکه انسان‌ها را بدون توجیه و حجت به اسلام بخواند، ولی این به منزله ضرورت برهان‌آوری برای ایمان نیست.

وی با بیان اینکه قرآن می‌گوید در و دیوار زمین و آسمان، شما را به سوی خداوند فرامی‌خواند تاکید کرد: قرآن با توجه به اینکه در عصر دعوت اسلامی نازل شده هست علی القاعده باید فقدان رویکرد قرینه‌گرایانه را در آن به معنای نفی قرینه‌گرایی از نگاه کلام الهی بدانیم.

قرینه‌گرایی؛ تیغ دو لبه

در ادامه حجت‌الاسلام والمسلمین رضا برنجکار، عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث و ریاست انجمن کلام اسلامی حوزه در نقدی بر این اظهارات گفت: قرینه‌گرایی تیغ دو لبه هست که هم مومنان و هم ملحدان از آن بهره می‌برند بالخصوص در دوره‌های موخر که با قرائت تندرو و رادیکال از قرینه‌گرایی مواجه هستیم.

وی اضافه کرد: عرضه دهنده به آیه «أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ» استدلال کرده و نتیجه گرفته تعقل قرآنی نوعی علم هست که بیشتر از آن که مفهومی باشد از سنخ شهودی هست، دست کم اشکال این حرف آن هست که این استدلال اعم از مدعاست اگر نگوئیم خلاف مدعاست.

این مطلبو از دست ندید!  شهر یاسوج توان دفاع از عنوان پایتخت طبیعت را ندارد

برنجکار گفته بود: تعقل زمانی صورت می‌گیرد که ما از چیزی به چیز دیگری پی ببریم؛ در نتیجه در قرآن کریم عقل دست کم کارکردش، قوه استدلال بودن هست و کسی که از عقل بهره نمی‌برد ملحد می‌شود؛ در نتیجه از این آیه نمی‌توان نتیجه گرفت که دیدن قلب، شهود هست و مدعای آیه استدلال عقلی نیست؛ لکن قدر متیقن آیه، تاکید بر تعقل در ایمان هست.

استاد حوزه و دانشگاه گفت: بصیرت ضرورتا به معنای شهود مستقیم نیست؛ یعنی اگر به طور مثال ما دود را نگاه کنیم دو مرتبه هم می‌توانیم به وجود آتش پی ببریم بدون اینکه خود آتش را نگاه کنیم؛ البته شهود، مرتبه‌ای بالاتر از عقل هست و اعتقاد دارم آیه شریفه مورد بحث، زیادتر استدلال بر عقل دارد تا بر شهود.

برنجکار با اشاره به این مطلب ارائه‌دهنده مبنی بر اینکه قرآن، ایمان را مقتضای جریان عادی طبیعت می‌داند عنوان نمود: ایمان، هماهنگ با فطرت و جریان طبیعت هست، ولی مقتضای آن نیست.

وی اضافه کرد: چهار تفسیر درباره فطرت طرح شده هست؛ یکی اینکه ما قدرت داریم خدا را اثبات کنیم؛ دیدگاه دیگر گرایش هست، دیدگاه دیگر سازگاری دین با ساختار وجودی آدم هست و دیدگاه چهارم نیز فطرت را معرفت به خدا می‌داند.

استاد دانشگاه قرآن و حدیث تصریح نمود: سازگاری با ساختار وجودی دلیلی بر درستی و نادرست بودن معرفت نیست البته اگر معرفت شهودی نسبت به خدا باشد ضرورتی بر استدلال عقلی نیست.

وی اضافه کرد: ایمان‌گرایان اعتقاد دارند که بدون معرفت هم می‌توان ایمان داشت که ما آن را قبول نداریم، بدون معرفت هیچ ایمانی چه در خدا و چه در غیر خدا پذیرفتنی نیست.

برنجکار گفت: به فرض پذیرش قرینه‌گرایی چه لزومی دارد که آن را به معنای استدلال عقلی یقینی دریافت کنیم در حالتی که می‌توان قرینه گرایی دیگری نیز مثل بحث برهان نظم را مطرح نماییم.

وی تاکید کرد: قرآن کریم در کنار برهان و عقل به فطرت نیز اشاره کرده هست.

نقد بر قرینه‌گرایی

علاوه بر این حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی مصباح گفت: قرینه‌گرایی به نظر بنده، ترجمه شایسته ای نیست که ارائه‌دهنده به کار برده هست؛ چون قرینه به معنای مثل و همانند و …

وی اضافه کرد: این اصطلاح در حوزه معرفت‌شناسی دین مطرح هست و مبنای معرفت‌گرایی کلاسیک هست؛ آنها معرفتی را موجه می‌دانند که یقینی و یا محتمل باشد؛ یعنی تنها معرفت یقینی را موجه نمی‌دانند.

وی گفت: در معرفت‌های دینی طبق مبناگرایی نیازمند سبب هست؛ بنابراین معرفتِ خودموجه و مبنا نداریم و تنها راه معرفت دینی باید مستدل باشد البته این مستدل بودن هم لزوما به معنای یقینی بودن نیست.

مصباح تصریح نمود: استدلال به فرمودهِ پیامبر و امام نیز نوعی استدلال هست و معرفت شهودی نیست؛ زیرا وقتی پیامبر که راستگوست می‌فرماید خدا هست ما نیز آن را تصدیق می‌کنیم و عصمت هم پشتوانه ابلاغ در اینجا هست.

وی تاکید کرد: البته قرینه‌گرایان و دلیل‌گرایان عموما بر روی اثبات وجود خدا بحث می‌کنند، ولی مدعا بر روی معارف دینی هست و اگر این دو را جدا کنیم منظقی برای آن نخواهیم داشت.

مصباح تاکید کرد: معرفت موجه، ابزاری برای عمل هست و خود آن مطلوبیت ندارد؛ یعنی امکان دارد ایمان معتبری بدون معرفت موجه ایجاد گردد؛ در نتیجه در قیامت نمی‌پرسند که تو به چه سبب به خدا ایمان آوردی و اگر فرد دلیلی نیاورد وی را به جهنم ببرند در نتیجه ایمان می‌تواند موجه باشد با وجود اینکه معرفت آن موجه نباشد.

وی اضافه کرد: علاوه بر این مقصود از برهان در قرآن همین مفهوم اصطلاحی آن نیست لکن سلطان و هر چیزی هست که علت واقع شدن یقین گردد.

مصباح گفته بود: اینکه از نظر قرآن هر معرفتی لازم نیست سبب داشته باشد و اینکه لازم نیست هر کسی استدلال را هم برای معرفت خود باید بلد باشد، چون اصل اعتقاد به وجود خداوند، فطری و حضوری هست اگر چه تفاسیر آن نیازمند استدلال هست.

یادآور می‌شود، کرسی ترویجی «قرینه‌گرایی در قرآن» به همت گروه فلسفه و کلام دین موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و با مشارکت دبیرخانه کرسی‌ها و انجمن کلام اسلامی حوزه، ۲۴ بهمن‌ماه در موسسه امام خمینی (ره) سالن تفکر برگزار گردید.