حسن روحانی، دونالد ترامپ، تعامل به هر قیمتی و دیگر هیچ

0
اشتراک

حسن روحانی، دونالد ترامپ، تعامل به هر قیمتی و دیگر هیچ

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از سرویس سیاسی پایگاه ۵۹۸، بنظر می آید روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا بخوبی توانسته است بر دل نگرانی و اضطراب دولت اعتدال بیفزاید . آن روز که دو کاندیدای اصلی احزاب دمکران و جمهوریخواه مشخص شده و هیلاری کلینتون از سوی دمکرات ها و ترامپ از سوی جمهوریخواهان پای در صحنه رقابت های انتخاباتی گذاشتند ، با در نظر گرفتن خصوصیات و سوابق هریک از دو نفر یاد شده بسیاری از ناظران و سیاستمداران و مردم آمریکا و دیگر کشورهای اقماری غربی و شرقی آمریکا بیشترین احتمال پیروزی را برای اولین بار از آن زن سیاستمداری دانستند که با لقب های چون ” شیطان ، فاسد، هیلاری نادرسته ، هیلاری متقلب، لیدی مک بث، و بالاخره واقعی ترین و مناسب ترین لقب یعنی تولید کننده اول تئوری توطئه” قصد داشت تا پای به کاخ سفید گذارد و سرنوشت بسیاری از دولت های وابسته به آمریکا را که امیدشان برای بقا به آن کشور وابسته بود را رقم بزند.

در ایران هم جریان اصلاحات و دولت اعتدالی مورد حمایتش در روندی همانند دیگر کشورها سرتیتر روزنامه های زنجیره ای و محور سخنرانی ها و نوشته هایشان موید این امر بود که آنان با طرح دو سئوال اساسی با انتخابات آمریکا مواجه بود و مواضع خود را بر پایه روشن شدن این دو موضوع پی ریزی کرده اند. شایان ذکر است که در محورهای زیر می توان نوعی گسست سیاسی را در بین اصلاح طلبان علیرغم وجود ساختارهای سازماندهی و ایجاد وحدت رویه در میانشان را مشاهده کرد :

. اولین سئوال این بود که کدامیک از دو نامزد آمریکایی برای ایران یا به عبارت بهتر برای سوق دادن و حفظ جریان اصلاحات در چرخه قدرت سیاسی بهتر خواهد بود؟

. و سئوال دوم نیز این بود که نقش و تاثیر انتخابات آمریکا بر انتخابات آتی دوره دوازدهم ریاست جمهوری ایران در سال ۹۶ به چه میزان خواهد بود؟

برای دریافت پاسخ اصلاح طلبان به این دو سئوال و با رصد سخنان و مواضع مختلفی که در میان هریک از جریانات اصلاحات انعکاس می یافت می شود به این موارد اشاره کرد:

۱- رای به ترامپ ، نوعی «بغض» به دموکرات‌ها و کلینتون و نیز عملکرد اوباما تلقی شدترامپ شعارهای خود را از میان نارضایتی ها و کاستی های جامعه آمریکا انتخاب و به زبان عامیانه شعارها را مطرح کرد که یکی از مهم‌ترین عوامل پیروزیوی در انتخابات ریاست‌ جمهوری به شمار می‌رود. اغلب مردم ایالت‌های مختلف آمریکا به جز شهرهای بزرگی مانند واشنگتن و سانفرانسیسکو بیشتر به مسائل اقتصادی، رفاهی، ورزشی و تفریحی خود اهمیت می‌دهند و مسائل سیاسی و سیاست خارجی برای آنها در اولویت بعدی قرار دارد. به همین دلیل ترامپ شناخت نسبی واقع بینانه تری را از مردم آمریکا ارائه کرد و موفق شده دغدغه‌های پنهانی مردم را به صورت آشکار مطرح کند.این حرکتدر جامعه آمریکا به پیروزی ترامپ در انتخابات منجر شد.

۲ دوره اوباما دوره ایی رویایی بود که می توانست با پیروزی کاندیدای هم حزبی وی ادامه یابد.

۳ در صورت پیروزی هیلاری کلینتون برجام با سرعت و امنیت بیشتر مقبولیت اجرا را در آمریکا و اروپا بدست می آورد.

۴ ایران در منازعات جهانی برای امریکا اهمیت زیادی دارد در نتیجه بهتر می توان با کسی که بیشترین قزابت فکری را با اوباما دارد کارد کرده و همنوایی نمود.

۵ اصلاح طلبان کلینتون را بر ترامپ ترجیح می دادند زیرا اعتقاد دارند که ترامپ در ساختار سیاسی آمریکا و جهان تجربه ناچیزی و حتی فاقد کنش های سیاسی در پازل سیاست خارجی آمریکا می باشد در نتیجه هزینه های زیادی را بر دوش آمریکا و جریانات سیاسی متمایل به غرب در دیگر کشورها تحمیل خواهد کرد.

۶ اصلاح طلبان برای خود استراتژی محدود نگری ملی و حداکثر منطقه ای را بازخوانی کرده اند به این معنا که برای خویش وظیفه ای در قبال مسائل جهانی و خارج از منطقه خاورمیانه قائل نیستند ( همانگونه که در فتنه ۸۸ شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را سر دادند)در نتیجه ضمن اینکه بهتر می توانند با آمریکای دمکرات در اموری که آمریکا خواستار عقب نشینی انقلاب اسلامی در آن هستند کنار بیایند تا با ترامپ جمهوریخواه که شاید مجبور شود در بسیاری از سیاست ها و استراتژی های خود به روش آزمایش و خطا به نتیجه و شاکله سیاست خارجی آمریکا برسد.

۷- تحریم های فلج کننده هوشمند اصطلاحی بود که هیلاری کلینتون در سال های متمادی برخورد با انقلاب اسلامی و با مفاهمه نوشتاری و سیگنالهای داخلی که از سوی برخی سیاستمداران و آقازاده های رابطشان با آمریکا به آن رسیده بود و در ساختار سیاسی آمریکا در طول سالهای گذشته به یک ثبات و انسجام دست یافته بود . اصلاح طلبان علیرغم اطلاع از دیدگاه کلینتون وی را سیاستمداری متوازن و متعادل شناخته بودند که برای ادامه و استمرار فشار یکپارچه بر ایران مناسب است آنهم در جایی که با مقاومت ملت ایران و رهبری آن دیوار تحریم ها در حال فرو ریختن بود.

۸ در تمام دوران مبارزات انتخاباتی در آمریکا مواضع اصلاح طلبان بگونه ای بود که اینطور نشان داده می شد که سرنوشت بسیاری از کشورها و از جمله جمهوری اسلامی ارتباط تام و تمامی با انتخابات آمریکا دارد لذا در تحلیل های خود نه به دشمنی و عداوت طرف آمریکایی و استکبار ستیزی انقلاب اسلامی بلکه به منافع و مضرات هریک از دو کاندیدا در رابطه با ایران اشاره می کردند بدون اینکه بگویند تفاوتی بین کلینتون و ترامپ وجود ندارد زیرا روسای جمهور از هر حزبی که باشند مجبورند بر پایه سیاست ها و استراتژی های دولت های در سایه و ساختار سرمایه سالار آمریکا حرکت کنند در غیر اینصورت جای پایی در کاخ سفید نخواهند داشت.

۹ تحلیل ها و بررسی های جریان اصلاحات در مجموع بین دو کاندیدا هم نوعی اجبار و هم نوعی ضرورت را در کشور القا می کردند به این معنا که هم ما مجبوریم در دهکده جهانی و تحت سایه کدخدا به حیات خود ادامه دهیم و راهی به غیر از این برای تامین رفاه و آسایش ملت حتی در داشتن هوای پاک و آب آشامیدنی نداریم / و هم ضرورت دارد تا ما با اراده و واقع بینی ! به قافله تمدن انسانی و سبک زندگی انسانی که همان تمدن و سبک زندگی غربی است بپیوندیم.

۱۰ برخی از اصلاح طلبان هم ترامپ را در حد و اندازه یک جریان سیاسی و یک عامل میدانی کوچک و بی ارزش که اصولا قابل فکر کردن نیز نیست پایین می آوردند و این نشان می داد که اصلاحات نیز همراه با بسیاری از جریانات اروپایی و آمریکایی در چنبره کوچک و خود ساخته طبقاتی محلی از اعراب برای ترامپ و مردم آمریکا قائل نیستند معنای سخن این نیست که ترامپ انسانی وفادار به آرمانهای انسانی و فاقد حرکت های خشونت زا و سرمایه دار سالار نیست که درست بر عکس و شدیدتر هم می باشد اما تفسیر و تحلیل اصلاحات تحلیلی بومی و برخاسته از واقعیات که به برکت انقلاب اسلامی در بسیاری از سران و از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی به نمایش در امده بود نیست لذا در اینجا هم نوعی همپوشانی مواضع با غربیها رخ می نماید که شاید تکرار آن در آینده نیز دور از ذهن نباشد.

۱۱- برخی دیگر از اصلاح طلبان مانند شناگری ماهر نوعی رویکرد دو گانه را در پیش گرفته بودند که اگر از بد حادثه از بلندای حوادث و بزنگاه سیاسی انتخابات آمریکا بر زمین خوردند توان دوباره بلند شدن را داشته باشند .در این خصوص برخی از ایشان ابتدا کلینتون را بدلیل ثبات در مواضع آرزو کردند و در صورت دوم اگر ترامپ توانست بر مسند قدرت سیاسی امریکا تکیه بزند رویای حضور دوباره “احمدی نژاد” را پاسخ مناسبی به استقرار ترامپ در کاخ سفید پیشنهاد دادند.

۱۲ پلیس بد و پلیس خوب استراتژی بود که اصلاح طلبان از آن بی بهره نماندند و د تحلیل هایشان از ترامپ بدلیل مواضع نژاد پرستانه و تندش می ترساندند(پلیس بد) و به کلینتون برای رفتارهای عقل گرایانه ! و منطبق با تمایلات اصلاح طلبانه خود دعوت می کردند(پلیس خوب).

۱۳ در حوزه انتخابات نیز یک پارادوکس شدید بین اصلاح طلبان وجود دارد و آن این است که از یک طرف پیروزی دونالد ترامپ را برای منطقه خاورمیانه خطرناک دانسته و حضور وی را در کاخ سفید سرتاسر چالش و تنش معرفی می کنند که در انتخابات آتی ایران هم بی تاثیر نیست و از سوی دیگر ارتباط بین انتخابات ایران و هیئت حاکمه جدید کاخ سفید را بی ارتباط معرفی می کنند.

۱۴- اصلاح طلبان هم مانند بسیاری از هم صنفان خویش در دیگر کشورها با بهت و شوک زیاد ناظر راه یافتن ترامپ به کاخ سفید هستند آنهم با خصوصیات و ویژگیهایی که می تواند خاورمیانه و جریانات غرب گرای آنرا که خواستار تعامل و قرار گرفتن در ظل کدخدای دهکده جهانی هستند را در تردید و بلاتکلیفی عمیقی فرو ببرد مگر اینکه در روش و تعریفی که از تعامل ارائه می دهند بازخوانی جدی بعمل آورند و در راستای راه اصیل انقلاب اسلامی حرکت کنند . امروز چشم اندازی که دوران دونالد ترامپ در ساخت آن رل مهمی را ایفا می کند قطعا در پوست اندازی حکومت ها و جریانات سیاسی حامی غرب تاثیرات عمیقی را برجا خواهد گذاشت تاثیراتی که از خصوصیات ذاتی ترامپ و بسترهای سیاسی که وی در آن پرورش یافته و می توان به برخی از این محورها به شرح ذیل اشاره کرد:

-بی تجربه ترامپ در دنیای سیاست ورزی از نوع آمریکایی

ارتش محور بعنوان اصلی ترین وسیله برای اجرای راهبرد های سیاسی مبتنی بر زور و فشار

-غیر قابل پیش بینی بودن ترامپ در امر سیاست داری و اینکه هر لحظه باید منتظر حادثه ای یا تصمیمی چالش آفرین در نقاط مختلف جهان باشیم.

-داشتن پشتوانه ای مالی از ثروت خود به این معنا که بر خلاف دیگر کاندیداها که از طریق کارتل های بزرگ سرمایه داری مورد حمایت بوده اند در نتیجه مجبور بودند تا در جهت اهداف ایشان گام بردارند ترامپ چنین شرایطی را ندارد و می تواند آزادنه ر از دیگر روسای جمهور برنامه های خود را پیاده کند.

-دولت جدید آمریکا بر خلاف دکترین های رایج آمریکا که می شد با خواندن نشانه های میدانی حوادث به عمق اهداف آنان پی برد در یک فضای غبار آلود سیاسی ناشی از عدم مقبولیت اجتماعی گسترده در میان آمریکاییان و بی تجربگی سیاست ورزی قطعا خواهد کوشید تا با آزمایش و خطا راه خود را در میان انبوه مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در سطح جهان و منطقه بگشایدو همین امر هزینه هایی بیشتر را بر ملت آمریکا تحمیل خواهد کرد.

-در مجموع آنچه مشخص است تناقض های جدی در جهان بینی ترامپ نسبت به تحولات جهانی است. رویکردهای او از مواضعی به شدت واقع گرایانه تا رویکردی کاملا استعمارگرایانه در نوسان بوده و همین است که درک سیاست خارجی او را دشوار می کند. در این میان آنچه او را به شدت غیرقابل پیش بینی می کند: تصمیم گیری ها و محاسبات او روی نقشه جهان است که باعث می شود نتوان رفتار او را پیش بینی کرد. و این غیرقابل پیش بینی بودن شاید بیش از هر چیز دیگری ریاست جمهوری دونالد ترامپ را با تردید در مقبولیت ، موفقیت و عقلانیت مواجه می کند و دولت حسن روحانی که از ابتدا بر پایه نوعی پروپاگاندای رسانه ای تا به امروز تلاش کرده است تا چهره یکدستی را نشان دهد همه معلول شناخت نسبی است که از منتقدان و حامیان خود دارد در نتیجه براحتی می تواند با استفاده از رسانه های حامی خویش افکار عمومی را در فضای غبار آلود سیاسی به سمت و سویی که خود می خواهد هدایت کند و شاید بتوان گفت که سکوتی که منتقدان بعد از امضای برجام پیشه سیاست ورزی خود ساخته اند نشانه ای از این موفقیت است البته با ذکر این نکته که گذشت زمان عدم سوء مدیریت در باره برجام و دیگرسیاست های دولت را به نمایش خواهد گذاشت لاکن دولت ترامپ ظاهرا و تا این مرحله نشان داده است که به هیچیک از قواره های حکومت داری متداول آمریکایی در طول سه دهه گذشته پای بند نیست نه از نوع دمکرات و نه از نوع جمهوریخواه آن و این ابهام در سیاست و رفتار دولت ترامپ می تواند برای دولت حسن روحانی مشکل آفرین باشد.

*رضا احمد زاده

0
موفقیت

موفقیت از آن شماست

راه کار های نو برای رسیدن به موفقیت
کلیک کنید
تبلیغات

محل تبلیغ شما

تبلیغات

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه

لطفا دیدگاهتان را مرتبط با مطلب بالا ارسال نمایید، پر کردن فیلد های ستاره دار الزامی می باشد.