گروه: سبک زندگی
تاریخ: ۷:۳۴ :: ۱۳۹۶/۱۱/۰۴

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از گروه سیاسی خبرگزاری میزان به نقل از KHAMENEI.IR، IR، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ با اقشار متفاوت مردم در حسینیه امام خمینی (ره) دیدار کردند. بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم خیلی خوش‌آمدید برادرهای و خواهران عزیز که از استانهای متفاوت کشور، از راه‌های دور زحمت کشیدید تشریف آوردید […]

جلوی اشرافی‌گری باید گرفته بشود؛ اشرافی‌گری بلای کشور استبه گزارش راهنمای سفر من به نقل از گروه سیاسی خبرگزاری میزان به نقل از KHAMENEI.IR، IR، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ با اقشار متفاوت مردم در حسینیه امام خمینی (ره) دیدار کردند.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

خیلی خوش‌آمدید برادرهای و خواهران عزیز که از استانهای متفاوت کشور، از راه‌های دور زحمت کشیدید تشریف آوردید و امروز حسینیّه‌ی ما را با عطر نام شهیدان و یاد شهیدان و روحیه‌ی انقلابی معطّر کردید. از این برادرهای عزیزی که هم سرود قرائت کردند، هم تلاوت دسته‌جمعی قرآن کردند تشکّر میکنم. البتّه در جلسه همهمه بود و تلاوت بسیار زیبای این برادرهای عزیز به گوش برخی نرسید؛ از دستتان رفت لکن بنده با دقّت گوش کردم و استفاده کردم. آیات کریمه‌ی قرآن و کلمات قرآن، در هر جایی، در هر زمانی که تلاوت بشود و خوانده بشود، مایه‌ی روحانیّت و معنویّت و برکت است؛ بخصوص این آیاتی که این برادرهای عزیز انتخاب نموده بودند که آیات سوره‌ی احزاب بود و نشان‌دهنده‌ی خطّ روشن و مستقیم امّت اسلامی در هنگامه‌های دشوار، در چنبره‌های سخت زمانه و روشن‌کننده‌ی راه امّت است. آشکار میکند که اگر امّت اسلامی در هر برهه‌ای، در هر دوره‌ای دچار مشکلاتی گردید -از قبیل همان مشکلاتی که در این آیات به آنان اشاره شده است- راه چیست. مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیه؛(۱) وقتی پیمان با خدا و معاهده‌ای که دلهای مؤمن با خدا بسته‌اند صادقانه باشد، همه‌ی کارها پیش خواهد رفت؛ همه‌ی مشکلات رفع خواهد گردید. البتّه زندگی موانع دارد، مشکلات دارد، هیچ جادّه‌ی آسفالته‌ای در برابر هیچ ملّتی نیست؛ باید راه را با همّت خودشان، با تلاش خودشان هموار کنند، صاف کنند و به سمت اغراض خودشان حرکت کنند. ملّتهایی که به اوج معنویّت و مدنیّت و رفاه و سعادت رسیدند، این‌جوری حرکت کردند. این آیات به ما این چیزها را آموزش میدهد.

خب، ماه ذیقعده که در آستانه‌ی آن قرار داریم، اوّل ماه‌های حرام است. ماه حرام به معنای [ماه‌] احترام است؛ یعنی ماه‌هایی که از نظر پروردگار عالم «مِنهآ اَربَعَةٌ حُرُم».(۲) (۲) چهار ماه را خدای متعال محترم‌تر از ماه‌های دیگر قرار داده است؛ با یک محدوده‌های مشخّصی از احکام که این احترام در چه چیزی و در چه امری است. مسلمانها از این آموزش الهی هم باید درس دریافت کنند. ماه حرام -که ماه محترم الهی است به تعبیر عارف بزرگ زنده یاد حاج میرزاعلی آقای قاضی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)- ماه‌هایی است که مسلمانها بایستی با توجّه زیادتر به خدای متعال و تعبّد زیادتر، خودشان را آماده‌ی ورود در میدانهای حسّاس و مهمّ زندگی کنند. آنچه امروز برای ملّت ایران -این ملّت بزرگ و سرافراز- مطرح است، همین است که در راه پرافتخاری که در پیش گرفته است با قدرت، با سرعت، با عزّت، با سربلندی پیش برود و حرکت کند.

جلسه‌ی امروز ما یک جلسه‌ی ویژه‌ای است، یعنی گروه‌هایی از مردم عزیز ما از چهار گوشه‌ی کشور، از چند استان تشریف آورده‌اند و جمع شده‌اند؛ از جنوب شرق کشور تا شمال غرب کشور، اقوام متفاوت، فارس، ترک، کُرد، بلوچ، در جمع امروز ما حاضر می باشند؛ این مفهوم دارد؛ معنایش این است که ایرانِ یکپارچه با اقوام متفاوت و متعدّد، دارای یک هدفند؛ دارای یک مسیرند. بله، امکان دارد زبانها متفاوت باشد، مذاهب متفاوت باشد امّا اغراض عالی این ملّت یکسان است؛ همه میخواهند ایران عزیز را به‌عنوان الگوی یک کشور اسلامی به دنیا معرّفی کنند. الگوی کشور اسلامی هم به معنای این نیست که در این کشور همه‌ی مردم منحصرا مشغول نماز و روزه و دعا و توسّلاتند؛ نه، اینها است، اینها معنویّت است امّا در کنار این معنویّت، پیشرفت مادّی است، رشد علمی است، توسعه‌ی عدالت است، کم شدن فاصله‌های طبقاتی است، برداشته شدن نمونه‌ها و قلّه‌های اشرافی‌گری است؛ خصوصیّت جامعه‌ی اسلامی اینها است. آن‌وقت در یک چنین جامعه‌ای، مردم خوشبختند، احساس امنیّت میکنند، احساس آرامش میکنند، به سمت اغراض عالیه‌ی خود پیش میروند، خدا را عبادت هم میکنند، پیشرفت دنیوی هم نصیب آنان میشود؛ ملّت ایران دنبال یک چنین جامعه‌ای است؛ همه این را میخواهند؛ شیعه و سنّی ندارد، کُرد و بلوچ و فارس و ترک ندارد، همه دنبال این می باشند. خب، این میشود یک الگو؛ وقتی الگو گردید، وقتی نمونه‌سازی گردید، آن‌وقت ملّتهای دیگر مسلمان [هم‌] راه را پیدا میکنند.

ما امروز مشکلمان این است؛ استکبار جهانی و استعمار، از یکی دو قرن پیش، مصلحت خود را در این دانست که بین ملّتهای مسلمان اختلاف بیندازد. مصلحت را در این دانست، به چه سبب؟ چون در این صورت میتوانست ثروتهای اینها را غارت کند، اینها را از پیشرفتهایی که حقّ آنان بود باز بدارد؛ استثمار کند. قدرتهای جهانی به برکت علمی که پیدا کرده بودند و فنّاوری‌ای که پیدا کرده بودند و سلاحهایی که ساخته بودند، هدفشان را این قرار دادند و متأسّفانه تا حدود زیادی هم موفّق گردیدند. اینکه ما از اوّل انقلاب تا امروز دایم دستِ دوستی را به سمت ملّتهای مسلمان و به سمت دولتهای مسلمان دراز کردیم، دعوت نمودیم به اتّحاد، به وحدت، به ایستادگی در برابر توطئه‌های دشمن، به‌خاطر این است.

وقتی‌که ملّت ایران توانست خود را به آن نقطه‌ای برساند که بتواند به‌عنوان یک ملّت مُسلمِ به معنای واقعی کلمه خود را به دنیا نشان بدهد، این بزرگ‌ترین تبلیغ اسلام است؛ ملّتهای دیگر هم روانه‌ی همین طرف خواهند گردید و تشکیل امّت بزرگ اسلامی که مایه‌ی عزّت و مایه‌ی ترویج اسلام در سراسر جهان است، اتّفاق خواهد افتاد؛ آن مدنیّت اسلامی که انتظارش را داریم که بتواند بر مدنیّت مادّی گمراه‌کننده و فاسد غربی غلبه پیدا نماید، آن روز تحقّق پیدا خواهد کرد؛ مقدّمه‌اش اینجا است؛ مقدّمه‌اش این است که ما ملّت ایران بتوانیم به سمت الگو شدن پیش برویم. خب، همه باید همّت کنند؛ هم مسئولان باید همّت کنند، هم آحاد مردم باید همّت کنند. این قضیّه هم قضیّه‌ی یک‌سال و دوسال نیست، قضیّه‌ی بلندمدّت است؛ زمان میبرد؛ کمااینکه در تمدّن اسلامی [اگر] شما ببینید، می‌بینید اوج تمدّن اسلامی در قرنهای چهارم و پنجم است که از لحاظ علمی سرآمد است و بزرگان علما، محقّقین، فلاسفه، دانشمندان مادّی در دنیای اسلام به وجود آمدند که دنیا را توانستند پیش ببرند که زیادی از این پیشرفتهای امروزِ غربی‌ها وامدار آن حرکت است. خب، امروز البتّه سرعت ما زیادتر خواهد بود، ما سریع‌تر ان‌شاءالله به آن نتیجه خواهیم رسید، لکن در نهایت زمان‌بَر است.

ما در این ۳۷، ۳۸ سالی که از اوّل انقلاب گذشته است، خوب پیش رفتیم. واقعاً اگر کسی با چشم انصاف نگاه کند، ایرانِ وابسته‌ی عقب‌افتاده‌ی گمنامِ ذلیل زیر دست و پای آمریکا و انگلستان، امروز جوری شده است که آمریکا و انگلستان و بقیّه می‌آیند صف میبندند برای اینکه ابزارها موجود جمهوری اسلامی در منطقه را لکن بتوانند بنحوی مصادره کنند، و نمیتوانند؛ یعنی این‌جور گسترش پیدا نموده است عزّت اسلامی و عزّت نظام اسلامی و ایران اسلامی که آنهایی که با چشم تحقیر نگاه میکردند به ملّتها و ازجمله به ملّت ایران -مثل دوران طاغوت- امروز مجبورند نظیر یک هماورد نیرومند با او رو به رو بشوند. این پیشرفت عمومی ملّت است. در علم پیشرفت کردیم، در سیاست پیشرفت کردیم، در مسائل گوناگون مد نظر اسلام پیشرفت کردیم. از لحاظ عدالت اجتماعی هم امروز با گذشته، زمین تا آسمان فرق کرده است؛ البتّه تا آن عدالت اسلامی خیلی فاصله داریم، تا عدالت مطلوب خیلی فاصله داریم. امروز متأسّفانه همچنان نشانه‌های اشرافی‌گری و تجمّلات و برخی از انحرافات گوناگون در جامعه‌ی ما کم نیست امّا وقتی نسبت به پیش از انقلاب ملاحظه بکنیم -حالا شما جوانها که پیش از انقلاب را ندیدید؛ ما و آنهایی که نگاه کردیم پیش از انقلاب را- پیشرفت ملّت ایران و کشور اسلامی نسبت به آن‌وقت، پیشرفت بسیار برجسته‌ای است.

خب، اکنون [اگر] ما بخواهیم به آن نقطه‌ی الگو برسیم، راه چیست؟ آنچه بنده در دو کلمه میخواهم عرض بکنم این است که راه، تکیه‌ی بر مقدورات و ابزارها داخلی و ظرفیّتهای خود این ملّت است. ما خیلی ظرفیّت داریم. این ملّت ظرفیّتهای استفاده نشده فراوان دارد؛ اینکه ما در سیاستهای برنامه، رشد هشت درصدی را در نظر گرفتیم و گفتیم باید کشور در طول برنامه به رشد هشت درصدی برسد، به‌خاطر ظرفیّتهای بی‌شماری است که در داخل وجود دارد. اوّل [برنامه‌] برخی میگفتند رشد هشت درصدی در زمینه‌ی مسئله های اقتصادی ممکن نیست؛ بعد خود مسئولان آمدند به ما گفتند نخیر، همین که شما درج کردید درست است؛ رشد هشت درصدی امکان‌پذیر است؛ منتها خب کار لازم دارد، سیاست درست لازم دارد، راهبرد صحیح برنامه‌ریزی‌شده لازم دارد؛ با تنبلی و بیکارگی و اعتماد به دیگران نمیشود؛ باید با برنامه‌ریزی پیش رفت. این به‌خاطر ظرفیّت کشور است؛ ظرفیّت کشور خیلی بالا است. از جمعیّت حدود هشتاد میلیونیِ ما، بیشتر از سی درصدِ این جمعیّت عمرشان بین ۲۰ سال تا ۳۵ سال است؛ یعنی در عنفوان جوانی [هستند]؛ جوانی مظهر تحرّک است، مظهر نشاط است. ما این‌همه جوان در کشور داریم؛ در بین این جوانها، میلیون‌ها نفر تحصیل‌کرده و باسواد و متخصّص و دارای ابتکار وجود دارند. ابزارها زیرساختی ما در طول این ۳۷ سال ابزارها بسیار بسیاری است؛ ما در زمینه‌های متفاوت، زیرساخت‌های فوق‌العاده مؤثّر و کارآمدی را در کشور به وجود آورده‌ایم -ما که عرض میکنم یعنی مسئولان کشور به وجود آوردند؛ بنده که کاره‌ای نیستم- همه‌چیز مهیاست برای حرکت کردن، پیشرفت کردن.

خب، این پیشرفت هم بحمدالله انجام گرفته. شما قیاس کنید سی سالِ پس از انقلاب اسلامی را با سی سال برخی از کشورهایی که نمیخواهم نام بیاورم؛ سی سال در زیر نفوذ آمریکا زندگی کردند، حتّی از آمریکا پول نقد هم گرفتند یعنی هر ساله فلان مقدار -چند صد میلیون یا چند میلیارد دلار- از آمریکا پول هم میگرفتند؛ نتیجه چه گردید؟ پس از سی سال آمار دادند، آشکار گردید که در شهر پایتختشان دو میلیون آدم بی‌خانمانِ قبرستان‌نشین وجود دارد. نتیجه‌ی نفوذ آمریکا بر یک کشور و تسلّط آمریکا بر یک کشور، این است. خب، در نتیجه آنچه با اهمیت است، تکیه‌ی به ظرفیّت داخلی است.

گاهی دشمنان موانعی ایجاد میکنند. بله، عاقلانه است که آدم برود با تدبیر، این موانع را رفع کند، امّا به دشمن اطمینان نمیشود کرد؛ یک نمونه‌اش همین گفتگوها هسته‌ای و برجام است که امروز مسئولان دستگاه دیپلماسی خود ما و همان افرادی که در این گفتگوها از اوّل تا آخر حضور داشتند، همینها دارند میگویند آمریکا نقض عهد کرده است، آمریکا زیر ظاهر آرام و زبان چرب و نرم مسئولانش و وزیر خارجه‌اش و دیگران، از پشت دارد خراب کردن میکند، مانع ارتباطات اقتصادی کشور با کشورهای دیگر دنیا است؛ این را مسئولان خود برجام دارند میگویند. این صحبتی است که بنده البتّه از یک سال پیش و یک‌سال‌ونیم پیش، مرتّب تکرار نمودم که به آمریکایی‌ها نمیشود اعتماد نمود -بعضی‌ها سختشان بود قبول کنند- امّا امروز خود مسئولان ما [میگویند]. همین هفته‌ی گذشته، مسئولان محترم مذاکره[کننده‌ی‌] ما با طرفهایشان در اروپا جلسه داشتند؛ همین حرفها را مسئولان ما به آنان گفتند و آنان پاسخ نداشتند؛ اظهار کردند شما این نقض عهد را کردید، این تخلّف را کردید، این کاری را که باید انجام میدادید انجام ندادید، از پشت سر این‌جور خراب کردن کردید، آنان هم پاسخی نداشتند بدهند؛ شش ماه هم از امضای برجام میگذرد، هیچ اثرگذاری محسوس و ملموسی هم در وضعیت معیشت مردم به وجود نیامده است؛ [درحالی‌که] خب، برجام اصلاً برای برداشتن تحریمها بود؛ برای اینکه تحریمهای ظالمانه برداشته بشود. مگر غیر از این است؟ خب برداشته نشده؛ اکنون میگویند بتدریج، یواش یواش دارد درست میشود! مگر بحث سرِ یواش یواش بود؟ آن روز مسئولان، هم به ما میگفتند، هم به مردم میگفتند که در این گفتگوها، قرار بر این است که وقتی ایران تعهّدات خود را انجام میدهد، یکباره همه‌ی تحریمها برداشته بشود؛ یعنی این مانعی که آمریکا سر راه ملّت ایران ظالمانه و خباثت‌آمیز به وجود آورده بود، برداشته بشود؛ خب اکنون شش ماه از این موعد گذشته است، برداشته نشده؛ شش ماه برای یک مملکت هشتاد میلیونی زمان اندکی است؟ در این شش ماه دولت محترم کم میتوانست کار بکند اگر چنانچه این خباثت آمریکایی‌ها نبود؟ این برجام گردید برای ما یک نمونه، یک تجربه. بنده سال گذشته در سخنرانی عمومی -یا سال گذشته بود یا یک‌سال‌ونیم پیش بود؛ درست یادم نیست تاریخش-(۳) گفتم برجام و این گفتگوها هسته‌ای، برای ما یک نمونه خواهد بود؛ نگاه کنیم آمریکایی‌ها چه‌کار میکنند؛ اینها که اکنون با زبان چرب و نرم می‌آیند، گاهی نامه مینویسند، اظهار ارادت میکنند، اظهار معیت میکنند، در نشست ها مشورتی و گفتگوها که می‌نشینند، با زبان چرب و نرم با مسئولان ایرانی گفت وگو میکنند، خیلی خب نگاه کنیم عملا چه‌کار میکنند. اکنون آشکار گردید عملا چه‌کار میکنند! در ظاهر وعده میدهند، با زبان چرب و نرم حرف میزنند امّا عملا دسیسه میکنند، خراب کردن میکنند، مانع از پیشرفت کارها میشوند؛ این گردید آمریکا؛ این گردید تجربه. اکنون آمریکایی‌ها میگویند بیایید درباره‌ی مسائل منطقه با شما حرف بزنیم! خب، این تجربه به ما میگوید این کار برای ما سمّ مهلک است.

این تجربه به ما نمایش داد که ما در هیچ مسئله‌ای نمیتوانیم [با او] نظیر یک طرف مورد اعتماد بنشینیم حرف بزنیم. آدم گاهی با دشمن هم حرف میزند امّا خصومت که به حرف خودش متعهد باشد و آدم بتواند اعتماد نماید که او به هر دلیلی زیر قول خود و زیر تعهّدات خود نخواهد زد. با این دشمن میشود حرف هم زد، بله؛ امّا وقتی ثابت گردید که دشمن، دشمن نابکار است، خصومت است که عملا، از نقض عهد هیچ ابائی ندارد و نقض عهد میکند، بعد هم وقتی میگوییم آقا به چه سبب [نقض عهد] کردی، باز لبخند میزند، باز زبان چرب و نرم را باز میکند و یک جوری توجیه میکند، با این [دشمن‌] نمیشود وارد مذاکره گردید. اینکه بنده سال هاست دایم تکرار میکنم که با آمریکا مذاکره نمیکنیم علّتش این است. این نشان‌دهنده‌ی این است که [مشکلات‌] ما در این مسئله، در مسائل ذی ربط به منطقه، در مسائل گوناگونی که داریم، در مشکلاتی که با آمریکا و امثال آمریکا داریم، با مذاکره حل نمیشود؛ ما یک راهی باید خودمان انتخاب بکنیم، آن راهمان را برویم؛ بگذارید دشمن دنبال شما بدود، بگذارید دشمن دنبال شما بدود. مسئولان سیاسی و دیپلماسی ما صریحاً میگویند که آمریکایی‌ها میخواهند همه چیز را دریافت کنند، [امّا] هیچ‌چیز ندهند! [اگر] یک گام شما عقب رفتی، یک گام جلو می‌آیند. اینکه ما مدام میگوییم مذاکره نمیکنیم، [ولی‌] بعضی‌ها میگویند آقا مذاکره که اشکالی ندارد، اشکال مذاکره این است: شما را از راه صحیح خودت منحرف میکند، امتیاز را از شما میگیرد -وقتی مذاکره کردید یعنی یک امتیازی بدهید، یک امتیاز بگیرید دیگر؛ مفهوم مذاکره این است دیگر؛ مذاکره، نشستن و گعده کردن و حرف زدن و گفت و شنود و خنده و شوخی که نیست، مذاکره یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر- و آنچه را باید بدهی از شما میگیرد، [امّا] آنچه را باید بدهد، به شما نمیدهد؛ زورگویی میکند؛ خب مستکبر یعنی همین، استکبار جهانی یعنی همین، یعنی زورگویی‌کردن، خودش را برتر دانستن، پایبند به حرف خود نبودن، خود را متعهّد ندانستن؛ این مفهوم استکبار است، وعده‌هایش را تخلّف میکند. خب امام بزرگوار ما فرمود: آمریکا شیطان بزرگ است؛ واقعاً این تعبیر، تعبیر فوق‌العاده‌ای است. خدای متعال از قول شیطان نقل میکند که شیطان در قیامت به افرادی که از او متابعت کرده‌اند میگوید: اِنَّ اللهَ وَعَدَکُم وَعدَ الحَقِّ وَ وَعَدتُکُم فَاَخلَفتُکُم؛(۴) شیطان به پیروان خودش میگوید خدا وعده‌ی روراست درست به شما داده بود، شماها از وعده‌ی خدا پیروی نکردید، پابند نماندید؛ من وعده‌ی دروغی به شما دادم، شما دنبال من راه افتادید! من تخلّف وعده کردم، من وعده دادم به شما و تخلّف کردم؛ شیطان پیروان خودش را این‌جور در قیامت ملامت میکند. بعد هم خدای متعال میفرماید از قول شیطان که به آنان میگوید که «فَلا تَلومونی وَلوموا اَنفُسَکُم»، من را ملامت نکنید، خودتان را ملامت کنید. این عیناً امروز منطبق است با آمریکا. اکنون شیطان در قیامت این حرف را میزند، آمریکایی‌ها امروز در دنیا این حرف را میزنند؛ وعده میدهند، عمل نمیکنند، تخلّف میکنند. امتیاز نقد را میگیرند، امتیاز نسیه را نمیدهند؛ وضعیت آمریکا این است. خب، پس به دیگران نباید اعتماد نمود.

این حرفهایی که زده میشود درباره مسائل کلان کشور و سیاستهای کلان کشور را جوانهای عزیز ما بنشینند رویش فکر کنند؛ اینها متاثر از تجربه است، متاثر از شناختن دشمن و شناختن وضعیت است. این حرفِ همین‌جوری نیست که آدم یک چیزی بگوید تا یکی هم بیاید آن طرف یک پاسخی بدهد «که نخیر این‌جوری نیست»؛ نه، اینها را جوانهای عزیز [دقّت کنند]. در کمال خوشبختی ما جوانهای باهوش و بااستعداد در کشور خیلی داریم؛ بنشینند آنالیز کنند، آن‌وقت راه مشخّص خواهد گردید.

راه چیست؟ راه همانی [است] که عرض کردیم: تکیه‌ی به استعداد درونی، تکیه‌ی به ظرفیّتهای داخلی کشور، تکیه‌ی به همین جوانها، تکیه‌ی به ابتکاری که جوانها میزنند، کاری که دنبال میکنند، دانشی که تحصیل میکنند، دانش تحصیل‌کرده‌ای که مبدل به فنّاوری میکنند. ما ظرفیّتهایمان فراوان است. آمارها [نشان میدهد] -البتّه این آمار مال چند پارسال است- ما چند صد هزار واحد تولیدی کوچک داریم؛ خیلی با اهمیت است! من مکررا در سخنرانی‌ها تکرار کرده‌ام، مسئولان عزیز کشور در زمینه‌ی مسئله های اقتصادی بپردازند به واحدهای تولیدی کوچک و متوسّط. ما چند صد هزار از این واحدها در کشور داریم. اینها را احیا بکنند، اشتغال به وجود می‌آید، ابتکار به وجود می‌آید.

ما تکیه میکنیم بر روی اقتصاد دانش‌بنیان؛ همین اقدامات مهمّی که اکنون البتّه در کمال خوشبختی چند سالی است در کشور آغاز شده است لکن باید توسعه پیدا نماید. تکیه میکنیم روی تولید داخلی. بنده این‌همه تکیه کرده‌ام بر روی استفاده تولیدات داخلی. الان هم دارم به شما میگویم، به مردم عزیز کشورمان میگویم، بروید سراغ استفاده تولید داخلی، کارگر ایرانی را ترویج کنید، کار ایرانی را ترویج کنید. متأسّفانه واقعیّت قضیّه این‌جور نیست. در بخشهای متفاوت -فرض کنید در وسائل زندگی منزل- کارخانه‌های داخلی مشغول کارند، جنس مرغوب و خوب و برابر با جنس خارجی، گاهی هم خوب تر از جنس خارجی، تولید میکنند امّا بازار که شما میروید، می‌بینید همه‌اش جنس خارجی است؛ به چه سبب؟ اینها از کجا می‌آید؟ اهتمام بنده بر روی اینکه جلوگیری از واردات محصولاتی که همانند داخلی دارد، به‌خاطر این است؛ راه این است.

[[در موضوع‌] قاچاق، بنده به مسئولان گفته‌ام که آقاجان! وقتی شما آن گروه قاچاقچی را پیدا میکنید و آن جنس کلان قاچاق را که چند هزار تُن وزن آن است، وارد کشور میکنید، این جنس را جلوی چشم همه آتش بزنید؛ ضربه بزنید به قاچاقچی، به جنس دارای همانند داخلی. خب آشکار است وقتی‌که جنس خارجی وارد گردید -چه از مبادی ورودی قانونی نظیر گمرک و امثال اینها، چه از مبادی قاچاق که متأسّفانه خیلی هم فراوان است- تولید داخلی میخوابد. وقتی تولید داخلی خوابید، همین وضعی پیش می‌آید که امروز است: جوان ما بیکار میشود، اشتغال ما کم میشود، رکود بر کشور حاکم میشود، وضعیت زندگی و معیشت مردم دشوار میشود. اینها را که دیگر از طریق رابطه با آمریکا و با اروپا نمیشود حل کرد، اینها را خودمان باید حل بکنیم. اینها کارهایی است که به عهده‌ی خود ما است؛ راه این است.

کشور ظرفیّتهای زیادی دارد، [ظرفیّت‌] ابتکار زیادی دارد، این کشور هشتاد میلیونی -که البتّه جمعیّت آن میتواند به ۱۵۰ میلیون هم برسد و ان‌شاءالله مسئولان همان‌طور که مکررا تکرار کرده‌ایم، کمک کنند که این تکثیر جمعیّت جوان که امروز در کمال خوشبختی وجود دارد از بین نرود؛ نسل را متوقّف نکنند؛ جمعیّت کشور را بتدریج در طول سالها به پیری منتهی نکنند- این جمعیّت، این کشور، با این ظرفیّت، با این ابزارها چهارفصلی که کشور ما دارد، میتواند از لحاظ مادّی پیشرفت کند، مشکلات معیشت مردم رفع بشود؛ راهش این است.

بنده به مسائل معیشت مردم خیلی فکر میکنم، خیلی دغدغه‌مندم نسبت به مسئله‌ی معیشت مردم امّا هرچه فکر میکنم، هرچه با کارشناس‌ها و آدمهای وارد و مطّلع مشورت میکنم، میبینم جز این راهی وجود ندارد که ما قاطعاً تکیه کنیم به مسائل داخلی. اینکه تجّار خارجی بیایند و بروند و هیچ آبی هم از اینها گرم نشود -که تا اکنون [هم‌] نشده- [چه فایده دارد]؟ الان حدود یک‌سال است مدام می‌آیند و میروند؛ کاری هم نکرده‌اند. اگر هم بخواهند کاری کنند، تصرّف بازار ایران است که درست به آسیب ما است. فایده‌ی آمد و رفت این هیئتها باید سرمایه‌گذاری باشد، باید ایجاد تولید باشد، باید در جاهایی که نیاز داریم به فنّاوری جدید، [آوردن‌] فنّاوری جدید باشد؛ اینها باید باشد؛ اینها نیست یا کم است. این چیزها را بایستی مسئولان محترم رعایت کنند، دنبال کنند. اینکه ما گفتیم اقدام و عمل، البتّه اکنون مشغولند، باید ان‌شاءالله نتیجه‌ی کار محسوس بشود، قابل درک بشود که مردم حس کنند، لمس کنند؛ راه این است.

اکنون البتّه در زمینه‌ی مسائل فرهنگی و مسائل معنوی حرف خیلی فراوان است، ما آنان را نمیخواهیم وارد بشویم، نمیخواهیم بحث بکنیم؛ بحثش در جای خود. بحث مسئله های اقتصادی و مسائل معیشتی اینها است. اگر بخواهیم معیشت مردم اصلاح بشود، مشکلاتی که دارند، طبقاتی که وجود دارند، باید به این کارها توجّه بکنیم.

یکی از مهم‌ترین مسائل، جلوگیری از فساد داخلی است. این کاری که اکنون طرح شده و گفته شده است و مسئولان هم بحمدالله صریحاً اعلان کرده‌اند که جلوی این فسادها و این زیاده‌خواهی‌ها و زیاده‌خوری‌ها و این حقوقهای سنگین را میگیرند -که در بعضی‌جاها هم بحمدالله گردید؛ در برخی از بخشها و سازمانها که به ما گزارش دادند، این اقدام تحقّق پیدا کرد، عملی شد- بایستی فراگیر بشود، باید دنبال بشود، باید رها نشود این کار، جلوی فساد باید گرفته بشود.

جلوی اشرافی‌گری باید گرفته بشود؛ اشرافی‌گری بلای کشور است. وقتی اشرافی‌گری در قلّه‌های جامعه به‌وجود آمد، سرریز خواهد گردید به بدنه؛ [آن‌وقت‌] شما می‌بینید فلان خانواده‌ای که وضعیت معیشتی خوبی هم ندارد، وقتی میخواهد پسرش را داماد کند یا دخترش را عروس کند یا فرض کنید ضیافت بگیرد، وادار است به سبک لوکس حرکت بکند. وقتی اشرافی‌گری فرهنگ گردید، میشود این. جلوی اشرافی‌گری باید گرفته بشود. مشی مسئولان، گفتار مسئولان، تعالیمی که میدهند، باید ضدّ این جهت اشرافی‌گری باشد؛ کمااینکه اسلام این‌جوری است.

این درمورد مسائل کشور که حرفهای بنده اینها است. درباره‌ی مسئله های اقتصادی آن صحبتی که بنده دارم، که دائماً اینها را، هم به مردم عرض کردیم، هم به مسئولان عرض کردیم، اینها است؛ ما میگوییم به خود تکیه کنیم، نیروی خودمان را شناسایی کنیم؛ آلام کشور سرشناس، معالجه هم سرشناس؛ برای این معالجه برنامه‌ریزی کنیم و پیش برویم.

[[درباره‌ی‌] مسائل منطقه. منطقه هم، امروز منطقه‌ی پُرغوغایی شده است؛ اینجا هم وقتی نگاه میکنیم، باز پای آمریکا در میان است. بله، اینکه دولت سعودی علناً با رژیم اسرائیلی بنا کند به مُغازِله کردن و رفت‌وآمد را علنی بکند، خنجری است بر پُشت امّت اسلامی. شکّی نیست که این کاری که سعودی‌ها کردند -ارتباطات آشکار با رژیم صهیونیستی- این واقعاً خنجری است که از پشت بر امّت اسلامی وارد گردید؛ خیانت بزرگی کردند، اینها گناهکارند، لکن اینجا هم دست آمریکا در میان است. دولت سعودی چون تابع آمریکا است، چون مسخّر آمریکا است، چون چشمش به دهان آمریکا است، این نادرست بزرگ را انجام داد؛ اینجا هم پای آمریکا در میان است.

یا اگر شما می‌بینید که یمن قریب یک‌سال‌ونیم است که دارد بمباران میشود؛ شوخی است؟ یک کشور را، آن هم نه جایگاه ها نظامی‌اش را، [بلکه‌] بازارها را، بیمارستان‌ها را، خانه‌های مردم را، اجتماعات را، میدانها را، مدرسه ها را، بیایند همین‌طور بمباران کنند! این چیز کوچکی نیست؛ این خیلی گناه بزرگی است. نه ماه رمضان بفهمند، نه ماه حرام بفهمند، نه ملاحظه‌ی کودک بکنند، این‌همه کودک‌کشی بکنند، خب این هم گناه بزرگی است که متأسّفانه دولت سعودی مرتکب این گناه هم شده؛ امّا این هم با پشتوانه‌ی آمریکا است، با چراغ سبز آمریکا است، با هواپیمای آمریکایی است، با جنگ افزار و مهمّاتی است که از آمریکا وارد گردیده است؛ آنان می باشند که همه‌ی ابزارها را فراهم میکنند. حتّی وقتی سازمان ملل میخواهد در این زمینه صحبتی بزند -حالا پس از عمری، یک حرف حقّی میخواهد بزند و محکوم بکند- دهنش را میبندند با پول، با تهدید، با فشار؛ که این دبیرکلّ بدبختِ روسیاهِ سازمان ملل، آمد اعتراف نمود و گفت فشار آوردند به من! خب فشار آوردند، نمیتوانی، برو کنار! به چه سبب می‌ایستی و خیانت میکنی به بشریّت؟ این خیانت به بشریّت است. اینجا هم پای آمریکا است.

در قضیّه‌ی بحرین که یک لشکر خارجی از یک کشوری می‌آیند داخل بحرین برای اینکه به مردم بحرین فشار وارد کنند؛ اینجا هم باز چراغ سبز آمریکا است. خب اکنون آن دولت سعودی، دولتی است که دست بچّه‌ها دارد میگردد، بچّه‌های نابِخرد واقعاً، دست آنان است، امّا آن‌چیزی که آدم با آنالیز مسائل، با مشاهده‌ی مسائل میفهمد، حقیقتاً همین است که این دست آمریکا است، حمایت آمریکا است.

این گروه‌های تکفیری هم همین‌جور [هستند]. اکنون الان ادّعا میکنند که بر علیه گروه‌های تکفیری ائتلاف تشکیل داده‌اند -البتّه الان هم بر علیه آنان کار درستی انجام نمیدهند؛ یک جاهایی حتّی بر طبق گزارشهایی که به ما میرسد کمک هم میکنند- امّا تولید این گروه‌ها باز برمیگردد به آمریکا که برخی از مسئولان آمریکایی لب به اعتراف گشودند این مفهوم را؛ لب به اعتراف گشودند و گفتند داعش را ما کمک کردیم که بیایند، هم داخل امّت اسلامی اختلاف بیندازند، هم اسلام اموی و مروانی را ترویج کنند. این اسلام وهّابی و تکفیری همان اسلام اموی است، اسلام مروانی است، اسلامی است که با اسلام واقعی فرسنگها فاصله دارد؛ بدنام کردند اسلام را. البتّه اکنون دامن خودشان را هم گرفته است. سرشناس است در فارسی که «هر که باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد»، اکنون یواش‌یواش دارند طوفان را درو میکنند. امّا تقصیر آنان است و آنان بودند که این کار را کردند.

در قضایای دیگر هم همین‌جور [است‌]. آمریکایی‌ها ادّعا میکنند که میخواهند مشکلات منطقه را حل بکنند، امّا درواقع تصویر این است؛ خودشان به وجود آورنده‌ی مشکلات یا تشدیدکننده‌ی این مشکلاتند؛ مانع حلّ مشکلاتند. [ [اگر] دست خود ملّتهای منطقه باشد حل خواهند کرد مسائل را. ما دو مرتبه هم دعوت میکنیم دولتهای اسلامی را، این دولتهای عربی که اطراف ما می باشند، اینها باید بدانند آمریکا قابل اعتماد نیست، آمریکا به اینها به چشم وسیله نگاه میکند؛ وسیله حفظ رژیم اسرائیلی و حفظ خوی و منفعت های استکباری خود آمریکا در منطقه. آمریکا درواقع اصلاً هیچ علاقه‌ای به اینها ندارد؛ از پولشان استفاده میکند، از نیروی اینها برای مقاصد خودش استفاده میکند؛ برای اینکه یک حفاظی درست کند، رژیم اسرائیلی را حفظ نماید و اغراض استکباری خودش را در منطقه نگه بدارد و حفظ نماید. این کاری است که اینها دارند میکنند.

در مسائل منطقه هم به نظر ما راه‌حل عبارت است از اتّحاد ملّتهای مسلمان، اتّحاد دولتهای مسلمان و ایستادگی در برابر هدفهای استکباری و اغراض آمریکا و برخی از دولتهای اروپایی. برخی دولتهای اروپایی هم خودشان را خراب کردند به‌خاطر تبعیّت از آمریکا و خودشان را از چشم مردم منطقه انداختند. خب، برخی از دولتهای اروپایی یک احترامی حتّی در چشم مردم ما -مردم ایران- داشتند امّا اینها خودشان را مفتضح کردند با پیروی از آمریکا. [ [باید] اغراض اینها شناخته بشود و در مقابله‌ی با اغراض اینها حرکت بشود. ملّتها میتوانند، و ملّت ما [هم‌] البتّه ایستاده است.

این را هم به شما عرض بکنم: با همه‌ی این نقلها و با همه‌ی این تفاصیل، آمریکا در منطقه روزبه‌روز رو به ناتوانی زیادتر است. نقشه‌هایش افشا شده است و آشکار است که دنبال چه کاری است: در کشورهای متفاوت میخواهد مداخله کند. این‌جور هم نیست که منحصرا با ما دشمن باشد و با دیگران دوست باشد؛ نه، شما ملاحظه کردید در کشور ترکیه؛ [البتّه‌] هنوز به نظر ما اثبات نشده است، امّا اتّهام قوی وجود دارد که این کودتایی که در ترکیه رخ داد، با تدبیر و تهیّه‌ی آمریکایی‌ها بود. اگر ثابت بشود، رسواییِ بزرگی برای آمریکا است. ترکیه کشوری بود که ارتباطات خوبی با آمریکا داشت و میگفت متّحد منطقه‌ایِ آمریکا است؛ [امّا] حتّی با ترکیه هم حاضر نیستند [بسازند]؛ چون یک گرایش اسلامی آنجا وجود دارد؛ با اسلام مخالف می باشند، با گرایش اسلامی مخالف می باشند، بنابراین آنجا هم حتّی کودتا راه می‌اندازند، البتّه سرکوب گردید، مغلوب گردیدند و در چشم مردم ترکیه هم نفرت انگیز گردیدند؛ در جاهای دیگر هم همین‌جور است؛ هم در عراق، هم در سوریه، هم در منطقه های گوناگون دیگر بحمدالله روزبه‌روز رو به ضعفند.

اگر ما ملّت ایران به وعده‌ای که خدای متعال داده است خوش‌بین باشیم و مقدّمات آن وعده را فراهم بکنیم، مشکلات رفع خواهد گردید. خدا فرموده است: اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم؛(۵) اگر شما دین خدا را نصرت کنید و انگیزه‌های الهی را تقویت نمایید و نصرت کنید، قطعاً خدای متعال شما را نصرت خواهد کرد؛ کسی را هم که خدای متعال نصرت بکند، هیچ موجودی در عالم نمیتواند وی را تضعیف بکند؛ روزبه‌روز قوی‌تر خواهد گردید و پیروزتر خواهد گردید. امید داریم خدای متعال ملّت ایران را در همه‌ی میدانها -میدانهای امنیّتی، اقتصادی، نظامی، سیاسی، فرهنگی و علمی- ان‌شاءالله برنده کند و شما ملّت عزیز را روزانه از روز قبل خوشبخت‌تر و پیروزتر قرار بدهد.

والسّلام‌ علیکم‌ و رحمةالله و برکاته

۱) ۱) سوره‌ی احزاب، قسمتی از آیه‌ی ۲۳؛ «از میان مؤمنین مردانی‌اند که به آنچه با خدا عهد بسته‌اند صادقانه وفا کردند …».
۲) .. از این [دوازده ماه‌]، چهار ماه، [ماهِ‌] حرام است…»
۳) بیانات در دیدار جمعی از مدّاحان اهل‌بیت (ع) در سالروز میلاد حضرت فاطمه (س) (۱۳۹۴/۱/۲۰)
۴) سوره‌ی ابراهیم، قسمتی از آیه‌ی ۲۲
۵) سوره‌ی محمّد، قسمتی از آیه‌ی۷