گروه: بلیط
تاریخ: ۱۰:۰۷ :: ۱۳۹۷/۰۵/۱۵
توزیع بلیط سینما و کنسرت توسط مادر شهید + تصویر

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از گروه جهاد و مقاومت مشرق، مراسم سی امین سالگرد شهادت شهید علیرضا پسندیده در شهر سبزوار که توسط مادر و برادر این شهید برگزار شد به شکلی متمایز و بی پیشینه صورت گرفت. در این مراسم شاهد اجرای موسیقی یک گروه دف بودیم که این مسأله واکنش […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از گروه جهاد و مقاومت مشرق، مراسم سی امین سالگرد شهادت شهید علیرضا پسندیده در شهر سبزوار که توسط مادر و برادر این شهید برگزار شد به شکلی متمایز و بی پیشینه صورت گرفت. در این مراسم شاهد اجرای موسیقی یک گروه دف بودیم که این مسأله واکنش های مختلفی را نیز به دنبال داشت. در این باره با آقای مسعود پسندیده، برادر شهید علیرضا پسندیده و عضو شورای شهر سبزوار و آقای حمیدرضا سیدنیا سرپرست گروه موسیقی داروگ گفت وگویی ترتیب دادیم.

مسعود پسندیده در صحبت با ما در مورد این مراسم گفت: ««با توجه به این که سال کنونی سی امین سالگرد اخوی بنده بود و مادرم قصد داشتند اندکی متمایز تر از سال های گذشته مراسم دریافت کنند و با توجه به حاشیه های ای که در استان خراسان نسبت به برپایی مراسم های موسیقی و کنسرت هست و حساسیت هایی که اغلب به پای خانواده های شهدا و خانواده های انقلابی می نویسند، مادر بنده تصمیم گرفت که سال کنونی کنسرتی را برای یادبود برادر شهیدم برگزار کند و در کنارش هم این فضا را ایجاد کند که مردم بتوانند رایگان از این کنسرت استفاده نمایند. 

مادر بنده خیلی از این قضیه متأثر شد که به چه سبب باید چنین رخدادی بیفتد. این کنسرت، کنسرت کوبه ای گروه داروَگ بود و خصوصیت این کنسرت این بود که همه نوازندگان خانم بودند و دف نوازی می کردند. شاید تنها تأثیری که این کنسرت داشت ایجاد بارقه های امید در مردم سبزوار بود. از آن به عنوان یک اتفاق خوب یاد می کردند و انرژی مثبت گرفتند که یک مادر شهید چنین کاری انجام داده. حس خوبی به مردم سبزوار جابه جایی داده شد مبنی بر این که جداسازی و مرزبندی میان خانواده شهدا و بدنه مردم نیست و همه مردم یکی می باشند. مادرم در آن مراسم اعلام نمود که شهدا اگر رفتند برای آسایش ما رفتند و یکی از علامت های این آسایش شور و نشاطی هست که توان دارد با برپایی مراسم هایی اینچنینی به آن برسیم. »

»وی در ادامه در جواب به این سوال که آیا برای این مراسم موسیقی مخالفت هایی صورت گرفت، گفت: «خیر. »

»وی علاوه بر این در مورد بازخوردهای این مراسم به ما گفت: « شاید شب اجرا بعضی دلواپس بودند و نهادهایی دلواپس بودند که نکند آوازی خوانده گردد یا حتی حرکات موزونی وجود داشته باشد درصورتی که این چنین نبود. یعنی این مراسم سالگرد توان دارد شکل دیگری داشته باشد. به طور مثال مادر بنده سال گذشته برای سالگرد برادر شهیدم یک سانس از سینما را اختصاص دادند. » 

در مورد برنامه سال گذشته از مسعود پسندیده توضیح خواستیم که وی گفت: « » «سال گذشته مادرم یک سانس کامل سینما که ذی ربط به فیلم واقعه ی نیمروز بود؛ بابت سالگرد برادرم اختصاص دادند و بلیت خریداری نمودند و رایگان میان مردم توزیع شد.»

» پس از آن از او پرسیدیم که برنامه سال کنونی به چه سبب منحصرا به طور موسیقی صورت گرفت و سخنرانی یا یادی از شهید علیرضا پسندیده وجود نداشت؟ در نهایت شاید خیلی از مردم ندانند در مراسم سالگرد شهادت یک شهید شرکت کرده اند، او در جواب گفت: « چیزی که در استان خراسان تابو هست کلمه کنسرت هست. اگر ما در سبزوار می خواهیم یک کنسرت برگزار کنیم اغلب انتظار مدیران این هست که عنوان کنسرت نداشته باشد، اما ما خیلی اهتمام داشتیم که این مراسم کاملاً یک کنسرت باشد. بدون هیچ سخنرانی و مراسم جانبی دیگر مردم بیایند موسیقی گوش کنند و بروند. » 

این مطلبو از دست ندید!  ۱۵۰۰ بلیت ورزشگاه جم برای طرفداران استقلال

» در ادامه از برادر شهید علیرضا پسندیده درخواست کردیم قدری هم از برادرش برایمان بگوید که در جواب گفت: «علیرضا دانش آموز بود و در سن ۱۸ سالگی وقتی کلاس سوم دبیرستان بود در جزیره مجنون شهید شد. یک روز دست علیرضا رفت لای در و یک بند انگشتش قطع شد. مادرم، حاجیه سادات قریشی خانه نبود. وقتی آمد خانه علیرضا را دید که یک گوشه خانه کز کرده. طاقت نداشت خار برود توی پای علیرضایش، اکنون یک بند انگشتش قطع شده بود. اخم های مادر رفت توی هم. علیرضا طاقت غصه مادر را نداشت. خندید و گفت مادر جان دلواپس نباش. این بند انگشت یک نشانه هست. علیرضا پسربچه بود. یک پسربچه ۱۶-۱۵ ساله. رفت جبهه. نظیر کاظم ساروقی که شهید شد. علیرضا ۱۸ سالش شده بود. مادر گفت: درست را بخوان تا دانشگاه قبول شوی. که علیرضا در جواب مادر گفت مادر جان اسلحه من جبهه هست و دانشگاهم امام حسین(ع). 

علیرضا خیالش راحت بود. حتی عکس مراسم شهادتش را کنار گذاشت. حاجیه بیگم، مادرم هم خوابش را دیده بود.  

 می گفت هفت تا پسر دارم. وقتی علیرضا را آوردند، بس که توی آب مانده بود و آفتاب، صورتش قابل شناسایی نبود. وقتی مادرم رفت بالای سرش تا علیرضایش را ببیند جیغی کشید و پس افتاد. یادش آمد که علیرضا نصف بند انگشت نداشت. انگار همین روز گذشته بود که علیرضا می خندید و به مادرش اظهار می کرد مادر جان این انگشت یک نشانه هست. »

»آقای حمیدرضا سیدنیا، خواننده ای که در مراسم یادبود این شهید خوانده هست نیز در صحبت با ما عنوان نمود: « من سرپرست گروه داروگ هستم. ما در مجموع ۹ شب اجرا داشتیم که یکی از این شب ها را مادر شهید پسندیده سالن را رزرو کردند. در این برنامه تنها اجرای ما بود و مراسم خاص دیگری وجود نداشت. در انتهای برنامه مجری ما یادی از وی و فرزند شهیدشان کرد و خودشان هم روی صحنه آمدند و گل اهدا کردند. خودشان حتی سخنرانی هم نکردند و ما در سالن را باز گذاشته بودیم تا مردم شرکت کنند و خیلی ها نیز به طور ایستاده برنامه را ادامه دهند. » 

» سیدنیا در جواب به این سوال که آیا با اجرای موسیقی در مراسم سالگرد این شهید مخالفت هایی صورت گرفت یا خیر، گفت: «خیر.

چون یکی از شب های این اجرای ما همزمان با سی امین سالگرد شهادت فرزند وی بود آن شب را وی رزرو کردند و در فضای سایبری اعلام نمودند که بلیت های این شب برای مردم رایگان هست. در روزهای پس از مراسم باخبر گردیدم خبر و عکس ها این برنامه به طور خودجوش در فضای سایبری پخش شده هست. »

*صبح نو