گروه: ورزش
تاریخ: ۶:۵۸ :: ۱۳۹۶/۱۱/۰۴
تغییر فلسفه فوتبال در ایران/ گزافه گویی یا تعارف برانکو

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از مشرق، « بیگانه هایی که به فوتبال انگلستان رفتند نظیر ونگر، مورینیو، گواردیولا، مانچینی و خیلی های دیگر، فلسفه فوتبال این کشور را از یک بازی کلاسیک اروپایی که بلند بزن زیرش و ارسال توپ های هوایی بود، عوض کردند و الان ما زیباترین فوتبال را از […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از مشرق، « بیگانه هایی که به فوتبال انگلستان رفتند نظیر ونگر، مورینیو، گواردیولا، مانچینی و خیلی های دیگر، فلسفه فوتبال این کشور را از یک بازی کلاسیک اروپایی که بلند بزن زیرش و ارسال توپ های هوایی بود، عوض کردند و الان ما زیباترین فوتبال را از تیم های انگلیسی شاهد هستیم. تبادل ایده ها و دانش و تجارب همیشه خوب هست و می اندیشم من و همکارانم در این مدت تغییراتی در فوتبال ایران ایجاد نموده ایم. برای همین هست که الان شاهد هستیم خیلی از باشگاه ها دارند فلسفه بازی شان را تغییر می دهند. می اندیشم حضور و نقش من اتفاق خوبی برای پرسپولیس و فوتبال ایران بوده و از این بابت واقعا خرسندم.»

»در فوتبال ایران اما منحصرا پرسپولیس توان دارد مجال سخن زدن در مورد فلسفه بازی اش را داشته باشد. برانکو اغراق می کند که از تغییر فلسفه بازی در تیم های لیگ برتر ایران سخن می گوید.
تیم های بدهکار که در آستانه ورشکستگی می باشند یا تیم های دولتی با بودجه های ابدی و بی تماشاگر و بی داعیه چه طور توان دارند از فلسفه فوتبال شان صحبت کنند. این دلواپس کننده هست اما سخن های برانکو در مورد تغییر فلسفه بازی در لیگ برتر ایران را نباید باور کرد. او برای اینکه سخن زدن در مورد تغییر فلسفه بازی در پرسپولیس خودستایی تلقی نشود، از تحولات اینچنینی در تیم های دیگر سخن زده یا برای اینکه عمق تاثیرگذاری اش را به رخ بکشد چنین عبارت هایی را به زبان آورده. هر چه هست و نیست، سخن زدن از تغییر فلسفه بازی در لیگ برتر ایران از یک خوش باوری و اغراق خبر می دهد.

فوتبال ایران دچار مسئله هایی شده که در باشگاه ها تغییر فلسفه بازی اولویت هزارم نیست. علی دایی و مجید جلالی در سایپا و پیکان باید برای سکوهای تهی کدام فلسفه را به نمایش بگذارند؟ سکوی تهی هم مگر فلسفه ای را در بازی تیمش طلب می کند؟
علی دایی و مجید جلالی در سایپا و پیکان باید برای سکوهای تهی کدام فلسفه را به نمایش بگذارند؟ سکوی تهی هم مگر فلسفه ای را در بازی تیمش طلب می کند؟ مربیانی نظیر تارتار و کمالوند به رغم جوانی نمایی از تعلق خاطر به تحولات بنیادی در شکل بازی به ما نداده اند. علی کریمی و رضا عنایتی هم در لیگ برتر سرمربی شده اند و بعید هست به اینکه طبق چه فلسفه ای بازی می کنند هنوز در این چند هفته ای که از سرمربیگری شان می گذرد، فکر کرده باشند. سخن زدن از تغییر فلسفه بازی در لیگ ایران به یک گزافه گویی شبیه است. فوتبال ایران هنوز به فاز ای از نمایش فنی نرسیده که نام تغییراتش در شکل بازی را بتوانیم تغییر در فلسفه بازی بدانیم. حتی وینفرید شفر در استقلال هنوز ردپایی از تحولات که اسمش تغییر فلسفه بازی باشد بجا نگذاشته، گرچه امیدهایی را فارغ از انتقاداتی که به چینش و تغییراتش در در خلال بازی وارد هست، برای تغییراتی در این اندازه زنده کرده باشد.