گروه: بلیط
تاریخ: ۱۷:۴۲ :: ۱۳۹۷/۰۳/۲۹
تصمیمی که خوانندگان زن را خانه نشین خواهد کرد!

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از افکارنیوز، بهاره میرزاآقا درباره قطعاتی که در کنسرت ۱۲ مرداد اجرا خواهد کرد، گفت: چون خانم‌ها اذن انتشار آنچه را می‌خوانند جز در قالب اجرای زنده در کنسرت‌هایشان برای خانم‌های دیگر ندارند بنابراین ساخت قطعات جدید برایشان به‌صرفه نیست. شما گمان کنید که برای هر قطعه دست […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از افکارنیوز،

بهاره میرزاآقا درباره قطعاتی که در کنسرت ۱۲ مرداد اجرا خواهد کرد، گفت: چون خانم‌ها اذن انتشار آنچه را می‌خوانند جز در قالب اجرای زنده در کنسرت‌هایشان برای خانم‌های دیگر ندارند بنابراین ساخت قطعات جدید برایشان به‌صرفه نیست. شما گمان کنید که برای هر قطعه دست کم باید ۱۰، ۱۵ میلیون تومان خرج کنید و بعد فضایی برای تبلیغ درباره آن یا انتشارش در اختیار ندارید و باید تا گرفتن نوبت اجرا برای خواندنش در کنسرت در انتظار بمانید. پس وقتی این هزینه برنمی‌گردد، انجام دادنش از نظر اقتصادی درست نیست. گزینه بعدی خواندن قطعات نوستالژیک هست که پیش‌تر توسط خواننده دیگری اجرا شده هست. در این زمینه هم، شما با هر کیفیتی که بازخوانی را انجام دهید باز با خواننده اولیه قیاس می‌شوید و بسیار خواهید شنید که خواننده اولیه آن تصنیف یا ترانه را بسیار خوب تر از شمای نوعی اجرا کرده هست و شما آن اثر را که کاری ماندگار بوده هست، تکرار کرده‌اید. طبعا حساب خوانندگانی چون سرکار خانم سیمین غانم که خودشان مالک ترانه‌های نوستالژیکی چون «گل گلدون» هستند و اقدامات خودشان را می‌خوانند، از دیگران جداست.

این خواننده موسیقی سنتی و پاپ دنبال کرد: درباره ما که خوانندگان این‌سوی انقلابیم وضعیت بسیار سخت تر هست، ما باید بیننده را جذب نماییم بی‌آنکه اذن دارا باشیم صدایمان را منتشر کنیم یا جایی را دارا باشیم که بتوانیم اعلام کنیم فلان ترانه جدید را خوانده‌ایم. من اگر ترانه‌ای جدید بخوانم، کجا بگذارمش؟! بیننده از چه مسیر قانونی آن را بشنود که بعد ترغیب گردد و به کنسرتم بیاید؟! به چه سبب باید توقع دارا باشم که چشم و گوش بسته و بدون شنیدن هیچ نمونه کاری از من، بلیت بخرد و به سالن بیاید؟! تنها مُبَلِغ‌های ما اطرافیانمان و نزدیکانمان هستند، دوست، فامیل، آشنا و… که صدایمان را مستقیم می‌شنوند و بعد هم مخاطبینی که بلیت تالار اتحاد یا فرهنگسرای نیاوران را، تنها سالن‌هایی که زنان می‌توانند در آن‌ها روی صحنه بروند، می‌خرند و به سالن می‌آیند. برای من بسیار پیش آمده هست که در انتهاء کنسرت تماشاگرانی با تعجب می‌پرسند تو تا کنون کجا بودی؟! من ۲۰ سال هست که دارم می‌خوانم ولی یکی، دو سال هست که اندکی دیده شده‌ام و در پاسخ تا کنون کجا بودی؟! چه می‌توانم بگویم جز اینکه بوده‌ام ولی فضایی نداشته‌ام که بتوانم صدایم را به گوش شما برسانم! من از ۱۸، ۱۹ سالگی می‌خوانم و الان ۴۱ سالم هست. در این سن باید بازنشسته می‌شدم ولی پس از ۹ یا ۱۰ کنسرت تازه یک سال هست که توانسته‌ام در تالار اتحاد روی صحنه بروم و آنهم به همت گروه خوبی بوده که در کنارم داشته‌ام.

میرزاآقا دیگربار با برگشت به این مبحث که چه قطعاتی را در کنسرت ۱۲ مرداد خواهد قرائت کرد، گفت: ما چند قطعه را برای دریافت مجوز بازخوانی در کنسرت‌مان به شورای شعر دفتر موسیقی عرضه دادیم ولی گفتند این شورا دیگر اذن بازخوانی نمی‌دهد. گفتند علی الظاهر دیگر قرار هست مجوز بازخوانی ندهند و شعرِ آهنگ‌های پاپ قدیمی را دیگر نمی‌شود بازخوانی کرد مگر قطعاتی که پیشتر مجوز اجرایشان صادر گردیده باشد که در حقیقت می‌توان در قالب تمدید کنسرت‌های قبلی روی صحنه بردشان. پس ما ناچاریم کنسرت‌های پیش رویمان را به نام تمدید کنسرت‌های قبلی اجرا کنیم.

این مطلبو از دست ندید!  اعتراض انجمن صنفی دفاتر مسافرتی به تخفیف ایرلاین ها به مردم

چندمین بار هست که همین آهنگ‌ها را در کنسرت‌مان اجرا می‌کنیم و از خودم می‌پرسم اگر دو مرتبه این‌ها را تکرار نماییم مخاطبمان دلسرد نمی‌شود و بازهم می‌آید؟! از آن‌سو اگر بخواهیم قطعه جدید بسازیم و قطعات جدیدِ ساختِ خودمان را بخوانیم و نوستالژیک نخوانیم باید کلی هزینه نماییم و بعد چیزی را که برای ساختنش هزینه کرده‌ایم، کجا تبلیغ کنیم و چه کسی بشنود جز مخاطبی که برای تماشای کنسرت‌مان بلیت می‌خرد و به سالن می‌آید؟! پس چه‌کار کنیم؟ اصلا کوشش کنیم؟! موسیقی را بگذاریم کنار؟! ادامه دهیم؟! بخوانیم؟! نخوانیم؟! هزینه نماییم؟! نکنیم؟!

چندمین بار هست که همین آهنگ‌ها را در کنسرت‌مان اجرا می‌کنیم و از خودم می‌پرسم اگر دو مرتبه این‌ها را تکرار نماییم مخاطبمان دلسرد نمی‌شود و بازهم می‌آید؟! از آن‌سو اگر بخواهیم قطعه جدید بسازیم و قطعات جدیدِ ساختِ خودمان را بخوانیم و نوستالژیک نخوانیم باید کلی هزینه نماییم و بعد چیزی را که برای ساختنش هزینه کرده‌ایم، کجا تبلیغ کنیم و چه کسی بشنود جز مخاطبی که برای تماشای کنسرت‌مان بلیت می‌خرد و به سالن می‌آید؟! پس چه‌کار کنیم؟ اصلا کوشش کنیم؟! موسیقی را بگذاریم کنار؟! ادامه دهیم؟! بخوانیم؟! نخوانیم؟! هزینه نماییم؟! نکنیم؟!میرزاآقا تصریح نمود: من آنقدر بلاتکلیفم و آنقدر فکر و خیال در سرم هست که نمی‌دانم باید چه کار کنم. وقتی مجوز اجرای قطعات جدید برای بازخوانی نمی‌دهند باید همان قبلی‌ها را تکرار نماییم و می‌شود کنسرت تکراری! جامعه هدف ما، جامعه مخاطبمان چند نفر هست؟! روی چه درصدی از اشخاص جامعه وقتی مجوز اجرای قطعات جدید برای بازخوانی نمی‌دهند باید همان قبلی‌ها را تکرار نماییم و می‌شود کنسرت تکراری! جامعه هدف ما، جامعه مخاطبمان چند نفر هست؟! روی چه درصدی از اشخاص می‌توانیم به عنوان مخاطب‌ حساب کنیم و این‌ها چند بار حاضر هستند یک چیز تکراری ببینند؟! آن‌هم در شرایطی که همه در پی چیزهای نو هستند. وقتی اذن بازخوانی قطعات نوستالژیک را به ما نمی‌دهند مشکلاتمان را بسیار زیادتر از قبل می‌کنند. این قانون این حتی اگر درباره خوانندگان مرد هست نباید دربردارنده حال خانم‌ها بشود، چون خانم‌ها نمی‌دانند اگر این کار را نکنند و به جای او قطعه جدید بسازند، کجا منتشرش کنند و کجا در فراروی دید بگذارندش؟! برای مصوب کردن چنین قوانینی باید اندکی زیادتر تامل کرد و جوانب متفاوت ماجرا را دید. الا اینکه نیت‌شان این باشد که خانم‌ها را تا ابد از عرصه موسیقی حذف نمایند.