تاریخ: ۱۲:۳۷ :: ۱۳۹۷/۰۴/۰۴
به چه سبب شهید بهشتی نمی خواست اسمش در کتاب دینی نوشته شود؟

گروه جهاد و مقاومت مشرق – اوایل انقلاب دشمنان این انقلاب، هر فردی را که به یکی از مهره های کلیدی نظام جمهوری اسلامی مبدل می گردید، فعالیت هایش را با ترور متوقف می کردند.  شاید بتوان گفت حذف شخصیت های مدیر و متفکر انقلاب اسلامی یکی از عمده ترین هدف های دشمن انقلاب اسلامی […]

گروه جهاد و مقاومت مشرق – اوایل انقلاب دشمنان این انقلاب، هر فردی را که به یکی از مهره های کلیدی نظام جمهوری اسلامی مبدل می گردید، فعالیت هایش را با ترور متوقف می کردند. 

شاید بتوان گفت حذف شخصیت های مدیر و متفکر انقلاب اسلامی یکی از عمده ترین هدف های دشمن انقلاب اسلامی بود؛ اما آیا دشمن توانست به اغراض پلید خود دست یابد؟ آیا توانست در برابر پیشرفت این انقلاب سدی برپا کند؟ آیا توانست مسیر حرکت انقلاب را تغییر دهد؟ آیا توانست روحیه امت حزب الله را تضعیف کند؟ آیا توانست به شایعات دامن بزند؟ آیا توانست خطوط دلخواه خود را بر این کشور ترسیم کند؟ آیا توانست مقابل صادر کردن انقلاب را بگیرد؟

بمناسبت سالروز منفجر شدن دفتر حزب جمهوری اسلامی جا دارد تا فعالیت های تک تک شهدای این سانحه را بیان کنیم تا ملت شهیدپرور کشورمان بدانند که چه عزیزانی را از دست داده ایم؛ اما از میان شهدای مصیبت هفتم تیر به توصیف حال شهید بهشتی  که سراسر افتخار و عزت هست می پردازیم تا با آگاهی از زندگی این شهید بزرگوار چهره کریه دشمن انقلاب اسلامی و وابستگان آنان نیز برای ما قابل درک تر گردد که چگونه دست به کارهای ناجوانمردانه زدند.

به چه سبب دشمنان انقلاب بهشتی را شهید کردند؟ برای شناخت زیادتر شهید بهشتی مروری بر فعالیت ها و زندگی پر فراز و نشیب وی پرداختیم که در ادامه مطالعه می کنید:

زندگی عملی

محمد بهشتی در سال ۱۳۰۷ در خانواده ای مذهبی در اصفهان متولد شد. شهید بهشتی تا انتهاء سال دوم دبیرستان در اصفهان به تحصیلات خود دنبال کرد و از آن به بعد به سبب علاقه شدید به علوم اسلامی وارد حوزه علمیه گردید.

در درس خارج فقه و اصول زنده یاد آیت الله بروجردی و فقیه مجاهد زنده یاد آیت الله حاج سید محمدتقی خوانساری حاضر گردید.

وی بهمراه بزرگانی مثل آیت الله شهید مطهری و فقیه مجاهد آیت الله منتظری به درس خارج امام خمینی (ره) حاضر می گردید و در زمره شاگردان معروف و خوش درک امام راحل بود.

در سال های ۳۰ تا ۳۵ فلسفه و حکمت اسلامی را نزد فیلسوف بزرگ زنده یاد آیت الله علامه سید محمد حسین طباطبائی مالک تفسیر المیزان آموخت و ضمن تحصیلات علوم اسلامی به تحصیل در رشته علوم جدیده پرداخت و بعد از اخذ دیپلم در سال ۱۳۳۰ دوره لیسانس دانشکده الهیات و معارف اسلامی و در سال ۱۳۳۸ دوره دکترای این دانشکده را به اتمام رساند.

شهید بهشتی برای گذراندن زندگی وادار بود که در در خلال درس خواندن به کاری مشغول گردد.

شهید بهشتی به سبب دید گسترده ای که داشت لزوم یادگیری علوم و فنون جدیده را بهمراه زبان بیگانه برای فضلای حوزه حس کرده و در سال ۱۳۳۸ کلاس های زبان و علوم دیگر را برای روحانیان حوزه به وجود آورد.

وی در سال ۱۳۴۰ همراه با تعدادی از مدرسان مبارز حوزه به تأسیس مدرسه ها برنامه ریزی شده برای طلاب دست زد. من جمله این مدرسه ها، مدرسه حقانی را میتوان نام برد که در سال ۱۳۴۲ تأسیس گردید. در اواخر سال ۱۳۴۲ به اجبار ساواک از شهر قم به تهران جابه جا و در سال ۱۳۴۳ در تهیه برنامه جدید تعلیمات دینی برای مدرسه ها شرکت نمود.

این مطلبو از دست ندید!  برنج کاران رود "بشار" یاسوج را خشک کردند

در سال ۱۳۴۴ به آلمان سفر کرد و در طی سال های ۴۴ تا ۴۹ کنفرانس های مکرر اسلامی در دانشگاه ها و کلیساها و مجامع دیگر آلمان برگزار نمود.

بعد از برگشت به تهران در سال ۱۳۴۹ جلسه تفسیر مکتب قرآن را ایجاد نمود و به ادامه فعالیت در برنامه ریزی و تهیه کتاب های تعلیمات دینی مدرسه ها با مشارکت شهید باهنر و دکتر غفوری پرداخت. در سال ۱۳۵۵ کوشش وسیع ای را در جهت ایجاد روحانیت مبارز تهران به اتفاق شهید مطهری، شهید مفتح، حجت الاسلام ملکی، حجت الاسلام امامی کاشانی و جمعی دیگر از علمای مبارز شروع نمود.

در آبان ماه ماه ۵۷ هسته شورای انقلاب با شرکت شهید مطهری، آیت الله موسوی اردبیلی، حجت الاسلام مهدوی کنی و شهید باهنر منعقد گردید و در آذرماه آن سال شورای انقلاب به دستور امام خمینی (ره) و رسماً توسط شهید بهشتی و علمای همراه تشکیل گردید.

در سال ۵۶ هسته روحانیت مبارز برای سراسر ایران با حضور بزرگانی مثل حضرت آیت الله خامنه ای، آیت الله مشکینی، ربانی املشی، طبسی و شهید هاشمی نژاد منعقد گردید و در پی ایجاد این هسته بود که لزوم اعلام تشکیلات سراسری قوت گرفت و درنهایت بعد از انقلاب تحت عنوان حزب جمهوری اسلامی اعلام موجودیت کرد.

موقعیت علمی

شهید بهشتی از مجتهدین انگشت شماری بود که علوم قدیمه و جدیده را به معیت سوابق مقابله و کارهای اجتماعی با هم در خود جمع کرده بود.

هم چنین شهید بهشتی بهمراه شهید باهنر و دکتر غفوری وارد آموزش و پرورش شده و تالیف کتب تعلیمات دینی را به عهده گرفتند. شهید بهشتی مایل نبود که اسمش را در پشت کتاب بنویسند و در جواب این درخواست بیان کرده بود: «در برنامه ریزی و تالیف آن کتاب ها نقش مستقیم داشتم منتهی مخالف بودم که نام من در پشت آن کتاب ها باشد و راستش به علت این که کتاب ها با تصویر پادشاه چاپ می گردید. طبیعت من نمی قبول کرد این را، که با تصویر پادشاه پشت کتاب های مدرسه ای، نام من هم چاپ گردد.»

مبارزات سیاسی

»شهید بهشتی یکی از ارکان کلیدی جمهوری اسلامی ایران بود و نقش شگرف وی در تدوین قانون بنیادی جمهوری اسلامی بر کسی پوشیده نیست. به همین جهت اگر مقابله ای کرده ام برای آن کسی کرده ام که احتیاجی به گفتن ندارد.»

وی درباره شکل مقابله خود چنین گفته هست: «من طرفدار مقابله مبتنی بر برنامه ریزی هستم و مقابله بدون برنامه ریزی را کافی نمی دانم»