تاریخ: ۱۴:۰۴ :: ۱۳۹۷/۰۶/۳۰
به چه سبب شناخت الهی مشروط به شناخت «حجّت الهی» در زمین است؟ +معرفی راه های شناخت پروردگار

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ الله، حق، خدا، رب و … این نام های به گوش همه ما آشناست، نام های که گاها به سادگی از کنارش گذر می‌کنیم و هیچ وقت از خود این سؤال را نمی‌پرسیم که واقعا خداوند کیست و چگونه […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ الله، حق، خدا، رب و … این نام های به گوش همه ما آشناست، نام های که گاها به سادگی از کنارش گذر می‌کنیم و هیچ وقت از خود این سؤال را نمی‌پرسیم که واقعا خداوند کیست و چگونه می‌توان آن را شناخت و از سوی دیگر اینکه، آیا ما واقعا پروردگار خود را می‌شناسیم؟ وی را آنگونه که شایسته مقام وی هست عبادت می‌کنیم؟

در همین راستا باشگاه خبرنگاران جوان امروز می خواهد به ارزیابی راه‌های شناخت خدا و علاوه بر این این مبحث که چه رابطه‌ای بین شناخت «معرفة الحجة» با «معرفة الله» هست ، این نام های به گوش همه ما آشناست، نام های که گاها به سادگی از کنارش گذر می‌کنیم و هیچ وقت از خود این سؤال را نمی‌پرسیم که واقعا خداوند کیست و چگونه می‌توان آن را شناخت و از سوی دیگر اینکه، آیا ما واقعا پروردگار خود را می‌شناسیم؟ وی را آنگونه که شایسته مقام وی هست عبادت می‌کنیم؟بپردازد پس اگر تب و تاب شناخت پروردگارتان را دارید، بسم الله.

///

راه‌های شناخت خدا

راه‌های شناخت خدا در یک دسته بندی کلی به راه‌های زیر تقسیم می‌شود:

نگاه کنید: به چه سبب خداوند با آدم گفت وگو نمی‌کند؟

ـ. راه عقلی برای شناخت خدا (مثل برهان امکان و وجوب و مثل آن)

– راه تجربی شناخت خدا (برهان نظم)

برای روشن شدن جواب راه‌های خدا شناسی لازم هست به چند نکته توجه دارا باشیم:

مفهوم واژه خداوند، راه عقلی برای شناخت خدا (مثل برهان امکان و وجوب و مثل آن)، از مفاهیمی هست که هر انسانی حتی منکران وجود خدا نیز عکسی از آن در ذهن خود دارند… چون همه می‌دانند خدا یعنی موجودی که خالق همه موجودات، توانای بر هر کار، آگاه بر همه چیز، بینا، شنوا، حی و زنده، و.

هست، اگر چه وجود چنین خدائی را نپذیرند.

نگاه کنید: روزی که آدم به شناخت خدا می‌رسد

«هر چند مفهوم واژه خدا از عمومی‌ترین مفاهیم هست ولی شناخت واقعیت و کنه ذات خدا برای آدم ممکن نیست، چون ذات خداوند نامحدود و بی نهایت هست و علم یعنی احاطه بر آشکار و آدم، چون ذات و خصوصیات او محدود هست نمی‌تواند به واقعیت ذات خدا پی ببرد… «لا یحیطون به علما، بر خداوند احاطه علمی پیدا نمی‌کنند» و شاید به همین سبب هست که قرآن مجید در معرفی خدا از طریق بیان صفت ها جمال و جلال مثل غنی، علیم، حکیم، سمیع، بصیر، علی، کبیر، رحمن، رحیم، کبیر، خالق، فاطر و. به معرفی خدای متعال پرداخته هست.

هر چند واقعیت ذات خدا قابل شناخت کامل نیست ولی از راه‌های بسیار زیادی می‌توان به وجود خداوند تبارک و تعالی یقین پیدا نمود که در یک دسته بندی کلی به راههای:

• راه عقل مثل برهان امکان و وجوب

• راه حسی و تجربی یا برهان نظم

• علاوه اینکه آدم از طریق حواس، با اشیاء بیگانه رابطه برقرار می‌کند و معرفتی بدست می‌آورد و ذات خداوند تبارک و تعالی شبیه و مثل هیچ چیز نیست «لیس کمثله شی».

 • راه دل یا برهان فطرت تقسیم می‌شوند.  آسان‌ترین و خوب ترین راه شناخت وجود خدا، راه دل یا برهان فطرت هست. یعنی در درون اعماق روح انسانی، شناخت، گرایش و عشق به خداوند نهفته هست.

این مطلب را از دست ندهید: چگونه خوشبختی و سعادت حقیقی را در زندگی به دست بیاوریم؟

 هر چند شناخت خدا همیشه یک نقطه نورانی و یک جاذبه قدرتمند در درون قلب آدم وجود دارد که خط رابطه ای او با جهان ماوراء طبیعت و نزدیکترین راه به سوی خداست.

و گرایش به سوی او و نور توحید در جان همه انسان‌ها نهفته هست، ولی آداب و رسوم خرافی، تربیت‌های غلط، تلقین‌های سوء، غفلت و غرور، مخصوصاً به هنگام تندرستی و وفور موهبت، پرده‌هایی بر آن می‌افکند، ولی هنگامی که طوفان حوادث از هر سوی وزیدن گرفته و گرداب مشکلات در مقابل آدم نمایان می گردد آدم دست خود را از همه اسباب ظاهری کوتاه می‌بیند و از همه جا نا امید می‌شود، در این هنگام هست که پرده‌ها کنار می‌روند و آن نقطه نورانی دل آشکار می‌شود و هر گونه فکر شرک آلود در مورد خدا را از دل زدوده و در کوره این حوادث از هر ناخالصی، خالص می‌ گردد و آدم بی اختیار به سوی عالم ماوراء طبیعت می‌رود.

پیشوایان بزرگ اسلام نیز کسانی را که در مسئله خداشناسی سخت در تردید فرو می‌رفتند از همین طریق ارشاد می‌ کردند برای نمونه به این قطعه تاریخی توجه کنید:

مرد سرگردانی که در امر خداشناسی دستخوش شک و تردید شده بود، خدمت امام صادق بر علیه السلام عرض کرد:

«ای فرزند رسول خدا (ص) مرا راهنمایی کن به این که خدا کیست! زیرا وسوسه گران مرا حیران ساخته اند، امام فرمودند:‌ای بنده خدا! آیا هرگز سوار بر کشتی شده ای؟ عرض کرد آری، فرمود:

زیادتر بدانید: آیا مؤمنین را از اثر سجده‌‌هایشان می‌‌توان شناخت؟

به همین سبب آیات متعددی از قرآن کریم از این طریق، موهبت فطرت خدا جویی را یادآوری می کنند. هرگز کشتی تو در آنجایی که هیچ کشتی دیگری برای رهایی تو نبوده، و قدرت بر شناگری نداشته ای، شکسته هست؟ عرض کرد: آری، فرمود: در آن حالت آیا قلب تو به این امر تعلق گرفت که موجودی هست که می‌تواند تو را از آن مهلکه رهایی دهد؟ عرض کرد آری.

امام صادق بر علیه السلام فرمود: او خداوندی هست که قادر بر رهایی هست در آنجا که هیچ رهایی دهنده و داد رسی نیست… نتیجه این که هر انسانی از راه دل و فطرت خود به وجود خداوند قادر، عالم، خالق، حی و مهربان و.

معرفت و شناخت و گرایش دارد و اگر هم در اثر عواملی از وجود خدا غافل باشد، نمی‌تواند انکار کند در دوران زندگی اش حادثه‌ای رخ نداده هست که دست وی را از همه جا کوتاه نکرده، و وی را متوجه وجود خدا نکرده باشد. گاه آدمی با رویت دقیق و تفکر ورزی در اوصاف و ارتباطات پدیده‌های تجربی به وجود خدا و اوصاف او، مثل علم، حکمت و قدرت، رهنمون می‌ گردد. این راه، از آن جا که بر رویت جهان طبیعت و مطالعه تجربی پدیده‌های طبیعی استوار هست، راه تجربه نامیده می‌شود.

با توجه به امتیازهای مخصوص این راه، قرآن کریم توجه خاصی به آن مبذول داشته و در آیات پرشماری، آدم را به تدبر در پدیده‌های جهان حول خود، مشابه آیات و نشانه‌های تکوینی خدا، فراخوانده هست. پاره‌ای از محققان اسلامی، با تکیه بر یکی از ویژگی‌های جهان طبیعت یعنی نظم و انتظام جاری در اشیای طبیعی، منظقی را بر وجود خدا سامان داده اند که به سبب یا برهان نظم نامیده شده هست.

///

رابطه «معرفة الحجة» با «معرفة الله»؟

به چه سبب شناخت الهی مشروط به شناخت «حجّت الهی» در زمین هست و به این مسئله در روایات زیادی تاکید شده هست؛ مگر آدم نمی‌تواند خداوند را با آیات آفاقی و انفسی بشناسد؟

بر این اساس می‌توان برهان نظم را نمونه روشنی از آنچه که آن را راه تجربی خداشناسی نامیدیم، دانست. شناخت الهی از طریق «آیات آفاقی و انفسی» از آنجا دارای اهمیّت هست که آدم را به «اصل وجود خداوند و بعضی از صفت ها الهی» واقف می‌سازد. امّا نکته مهمّ اینجا هست که این اندازه از شناخت، برای هدایت و فهم سعادت کافی نیست زیرا برای دستیابی به رستگاری و سعادت، باید به «محتوای دین و فرامین راستین الهی» دست یافت و بدان عمل کرد و این با اهمیت بدون «شناخت حجت الهی» امکان پذیر نیست. با توجّه به مسئولیّت «حجّت خدا» در رشد معنوی مردم، رهبری سیاسی و اجتماعی وی و پاسداری از شرایع آسمانی، روشن هست که نشناختن «حجّت الهی» و پیروی نکردن از وی تا تا چه اندازه می‌تواند زیانبار باشد و حتّی به گمراهی از دین ختم گردد.

نگاه کنید: نمازی پُراهمیت که خداوند هیچ پاداشی برای آن مشخص نکرد!

آنچنان که در دعای منقول از امام صادق (ع) می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی».

این مطلبو از دست ندید!  "سفیدآب" روستایی در دل طبیعت رحیم آباد گیلان به روایت عکس

مقام حجّت‌های الهی

طبق این لزوم هاست که می‌گوییم باید «حجت الهی» را شناخت تا واسطه آشنایی ما با دین گردد و نیاز‌های ما از آموزه‌های وحیانی را رفع کند؛ به همین سبب شناخت «حجت الهی» از اهمیّت زیادی در میان تعالیم دینی بهره مند هست. ما پیامبران الهی و اوصیای وی را به عنوان حجّت‌های الهی در زمین می‌شناسیم. مقام آن‌ها منحصرا یک مقام ظاهری و حکومتی نیست؛ لکن آن‌ها دارای مراتب بسیار عالی معنوی و روحانی می باشند.

در ذیل به بیان بعضی از مسئولیت‌های وی در جامعه اشاره می‌کنیم:

۱- تعالی معنوی جامعه

وی آگاه‌ترین اشخاص به تفسیرصحیح کتب آسمانی و تمام اصول و فروع و احکام و قوانین الهی می باشند و بر این اساس، نقش مهمّی در زندگی دنیوی و اخروی اشخاص جامعه ایفا می‌کنند. درست هست که خداوند آدم را با نیروی عقل و خرد مجهّز ساخته، وجدانی قوی و پر بار به وی داده و کتاب‌های آسمانی برای او فرستاده، ولی این آدم امکان دارد با همه این ابزارها تکوینی و تشریعی باز در تشخیص راه خود دستخوش اشتباه گردد.

۲- پاسداری از شرایع آسمانی

برای همین، وجود یک پیشوا و راهنمای الهی، خطر انحراف و گمراهی را تا حدّ بسیار زیادی کاهش می‌دهد و به این ترتیب وجود «حجّت الهی»، برای تحقّق هدف آفرینش آدم که همان «تعالی معنوی» هست امری ضروری هست. گوهر واضح و زلال ادیان الهی در گذر زمان به تدریج آلوده به اوهام و خرافات می‌ گردد.

این مطلب را از دست ندهید: چگونه پیش خدا عزیز شویم؟

اینجاست که «حجّت خدا» برای پاسداری از اصالت مکتب و خلوص تعالیم دینی مهیاست تا انحرافات، افکار التقاطی، موهومات و خرافات را از ساحت دین دور سازد. او با بیان بیّنات و علل روشنِ خداوند برای مردم، اسباب آشکار شدن حقایق را فراهم کرده و «اتمام حجّت» می‌ کند. شاید به همین سبب باشد که وی ، خود نیز به عنوان «حجّت خدا» شناخته می‌شوند. حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «اللَّهُمَّ بَلَی لَا تَخْلُو الْاَرْضُ مِنْ قَائِمٍ بِحُجَّهٍ ظَاهِرٍ اَوْ خَافٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُه»؛ (بار خدایا! آری هرگز روی زمین از کسی که به حجت الهی قیام کند تهی نمی‌شود؛ خواه ظاهر و آشکار باشد و یا ترسان و مخفی.

۳- رهبری سیاسی و اجتماعی

وجود آن‌ها به این علت هست که دلائل الهی و نشانه‌های روشن او هرگز باطل نشود و از دست نرود).

زیادتر بخوانید: حدیث امام صادق(ع) در مورد حجت خدا در زمین

با توجه به این مقدّمات می‌گوییم:

هیچ جامعه ای بدون یک نظام اجتماعی که در راس آن رهبری توانا باشد نمی‌تواند به حیات خود دنبال کند از آنجا که آدم خطاکار قدرت چنین رسالت عظیمی را ندارد همانطور که با چشم خود همیشه ناظر انحراف زمامداران سیاسی دنیا از مسیر صحیح بوده ایم لازم هست پیشوای الهی به عنوان «حجّت خدا» در جامعه حضور داشته باشد تا علاوه بر بهره گیری از نیرو‌های انسانی توانا و دانشمندان برای رفاه و آسایش دنیوی، جلوی انحرافات معنوی را بگیرد. در متون اسلامی طرق و راه‌های مختلفی برای اکتساب معرفت و شناخت خداوند بیان شده هست. یکی از آن طرق، امکان شناخت خداوند از طریق «آیات آفاقی و انفسی» هست که در آیات زیادی از قرآن کریم به آن اشاره شده هست.

لزوم احتیاج به دین

در بیانی بسیار اجمالی، از مهم‌ترین نیاز‌های آدم به دین می‌توان این مورد ها را برشمرد:

شناخت از طریق فوق، از آنجا دارای اهمیّت هست که آدم را به اصل وجود خداوند و بعضی از صفت ها الهی واقف می‌ کند؛ امّا نکته مهمّ اینجا هست که این اندازه از شناخت، برای هدایت و فهم سعادت کافی نیست زیرا برای دستیابی به رستگاری و سعادت، باید به محتوای دین و فرامین راستین الهی دست یافت و بدان عمل کرد و این با اهمیت بدون شناخت حجت الهی امکان پذیر نیست. رشد عقلی

رشد عقلی عقل برای اینکه به رشد برسد و واقعیت های را بدرستی بشناسد، نیازمند به راهنمایی‌های وحیانی پیامبران و اوصیای آن‌ها یا همان دین دارد. چون که حوزه شناخت عقل از پدیده‌های جهان حوزه محدودی هست و امکان دارد همین تنگنا وی را دچار اشتباه های و اشکالاتی در تشخیص کند. در حوزه‌هایی مثل تفسیرصحیح مفهوم زندگی یا بعضی صفت ها خداوند یا شناخت مبدا و معاد آدم، این دین هست که می‌تواند محدودیت‌های شناخت عقلی را جبران کند.

به همین دلیل  امام علی (علیه السلام) یکی از اغراض بعثت انبیاء را آشکار شدن گنجینه‌های عقل معرفی کرده هست. تشریع قانون

تشریع قانون آدم موجودی هست که نیازهایش را در زندگی دسته جمعی با دیگر همنوعانش رفع می‌کند و نخستین مولفه چنین زیستی برای تامین عدالت و امنیت، لزوم وجود قانون و رعایت آن هست و از آنجایی که عقل و علم، به اعتراف دانشمندان مادی و غیرمادی، منحصرا به حوزه محدودی از معلومات دسترسی دارند نمی‌توانند یک تنه مرجع تصویب و تدوین قوانین شوند؛ در نتیجه لاجرم باید به مرجع دیگری برای این با اهمیت مراجعه کرد که همان دین و آموزه‌های وحیانی هست.

یکی از مهم‌ترین مولفه‌های تشریح دین، مشتمل بودن بر قوانین و مقررات اجرایی برای اداره جامعه و سعادت بشر هست. اخلاق و تربیت

اخلاق و تربیت حوزه محدود عقل آدمی، نمی‌تواند شناخت و تفسیر و رشد فضایل اخلاقی را به طور کامل در بر گیرد. خوب ترین شاهد این گزاره نیز وضع امروز زیادی از مکاتب تهی شده از دین بشری هست که هر کدام شان ارزش‌های اخلاقی و کرامت انسانی را در چیزی می‌دانند. یکی در لذت گرایی، دیگری در ترک لذت یا سودخواهی یا قدرت طلبی.

نگاه کنید: ترس‌هایی که آدم را از خدا دور می‌کند

لزوم شناخت «حجّت الهی»

این نشان از بلاتکلیفی و سردرگمی عقل آدمی در شناخت راه سعادت و رهایی هست و همین مسئله لزوم مراجعه به دین و آموزه‌های وحی را برای این امر با اهمیت ضروری می‌کند. طبق این لزوم هاست که می‌گوییم باید «حجت الهی» را شناخت تا واسطه آشنایی ما با دین گردد و نیاز‌های ما از آموزه‌های وحیانی را رفع کند.

به همین سبب شناخت «حجت الهی» از اهمیّت زیادی در میان تعالیم دینی بهره مند هست. البته منظور از شناخت «حجّت الهی»، ایمان به وی و تبعیّت و اطاعت از دستورات وی هست. فرامین و احکامی که عین احکام و قوانین الهی اند و تبعیّت از آن‌ها ما را در زمرۀاطاعت کنندگان فرامین الهی قرار می‌دهد.

نگاه کنید: فرصتی برای برگشت دو مرتبه به خدا در روز «ادراک» و «شناخت»

چنانچه در آیه ۸۰ سوره نساء می‌خوانیم: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ اَطاعَ اللَّهَ»؛ (هر کس از پیامبر دستور برد، در واقع خدا را دستور برده). در نتیجه نافرمانی از وی نیز می‌تواند سرنوشت بدی را رقم بزند.

امیرمومنان (علیه السلام) در سخنی به این مبحث تبیین می‌فرماید که عدم شناخت امام و عدم شناخت حجّت الهی در زمین، پایین ترین چیزی هست که کسی به وسیله آن ضاله می‌شود؛ «اَدْنَی مَا یَکُونُ بِهِ ضَالًّا اَنْ لَا یَعْرِفَ حُجَّهَ اللَّهِ فِی اَرْضِه». امام صادق (علیه السلام) نیز ضمن حدیث مشهوری می‌فرماید: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمَامَ زَمَانِهِ فَقَدْ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّه»؛ (هر کس بمیرد در حالی که امامش را نشناسد، به فوت جاهلیّت مرده است). علاوه بر این، یکی از صریح‌ترین اظهارات در این باره جواب امام حسین (علیه السلام) هست به مردی که ارائه داشت: «یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِاَبِی اَنْتَ وَ اُمِّی فَمَا مَعْرِفَهُ اللَّهِ»؛ (ای پسر رسول خدا، معرفت خداوند عز و جل چیست؟).

حضرت به وی فرمود: «مَعْرِفَهُ اَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ اِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُه»؛ (معرفت و شناخت خدا آن هست که اهل هر زمان، امام واجب الاطاعه خود را بشناسند). درنتیجه، با توجّه به جایگاه حیاتی انبیاء و اوصیاء در هدایت بشر، این چنین نیست که عدم شناخت این حُجَج الهی هیچ تاثیری در زندگی معنوی نداشته باشد لکن امکان دارد به گمراهی از دین ختم گردد.