گروه: بلیط
تاریخ: ۱۶:۱۱ :: ۱۳۹۷/۰۷/۲۴

مجید جعفری که بیشتر از یک دهه مدیریت مجموعه تئاترشهر و قبل از آن رئیس اداره برنامه‌های نمایش را بعد از انقلاب اسلامی به عهده داشت، در طول این سال‌ها تئاترهای متعددی را روی صحنه برد؛ اما اکنون، سال‌هاست در عرصه تئاتر آزاد فعال بوده و هنچنین سال‌های متمادی مدیریت انجمن تئاتر کمدی تهران (تئاتر […]

مجید جعفری که بیشتر از یک دهه مدیریت مجموعه تئاترشهر و قبل از آن رئیس اداره برنامه‌های نمایش را بعد از انقلاب اسلامی به عهده داشت، در طول این سال‌ها تئاترهای متعددی را روی صحنه برد؛ اما اکنون، سال‌هاست در عرصه تئاتر آزاد فعال بوده و هنچنین سال‌های متمادی مدیریت انجمن تئاتر کمدی تهران (تئاتر آزاد) را به عهده داشته هست؛ انجمنی که تا مدتی قبل به فعالیت خود ادامه می‌داد. با جعفری که دانش‌آموخته بازیگری و کارگردانی از دانشگاه تهران و فارابی هست، درباره رابطه تئاتر و بیننده صحبت کرده و نگاهی از این منظر به تئاتر آزاد داشته‌ایم که تفضیل آن را در ادامه می‌خوانید:

علی الظاهر چند وقت هست انجمن تئاتر کمدی تهران (تئاتر آزاد) تعطیل شده، به چه سبب؟
با جعفری که دانش‌آموخته بازیگری و کارگردانی از دانشگاه تهران و فارابی هست، درباره رابطه تئاتر و بیننده صحبت کرده و نگاهی از این منظر به تئاتر آزاد داشته‌ایم که تفضیل آن را در ادامه می‌خوانید: دو ماه هست تعطیلش کرده‌ایم. چون دولت هیچ‌گونه همکاری با آن نمی‌کند و خودش علی الظاهر بلد هست چگونه مشکلاتش را حل نماید! که البته بلد نیست و کاری کرده که مشکلات زیادی هم برای صنف و اهالی تئاتر کمدی و هم برای خود مرکز هنرهای نمایشی به وجود بیاید.

قرار بود رسیدگی به امور تئاتر آزاد به خود صنف سپرده گردد. این عدم همکاری دولت چگونه اتفاق می‌افتاد؟
این عدم همکاری دولت چگونه اتفاق می‌افتاد؟ نظام جمهوری اسلامی به چند سبب در نهایت رسید به اینکه باید از صنوف استفاده نماید؛ یکی اینکه دولت را کوچک کند تا انقدر بزرگ و وسیع نباشد، دوم اینکه بتوانند خود مردم در امور همکاری کنند تا هم مشکلات مردم حل گردد و هم دولت با مسائل کمتری رو به رو باشد. اما در مورد تئاتر کمدی، سخن ما این بود که هرکسی نباید به این صنف بیاید چون بلد نیستند و در نتیجه کاری می‌کنند که هم صنف دچار عارضه شده و هم مرکز فرهنگی زیر سؤال می‌رود. مکررا تاکید کردیم از آسیب‌هایی که کار ما دیده این هست که کارگردان هم‌زمان بازیگر هم هست.

اگر کارگردان و بازیگر یک نفر باشند هر کاری دل‌شان بخواهد روی صحنه می‌کنند و کسی نیست که مهارشان کند. در حالتی که اگر بازیگر و کارگردان هر کدام کار خودشان کنند صنف و مرکز فرهنگی عارضه نمی‌بیند. وقتی نگاه کردیم سخن صنف اصلا از جانب دولت خریداری ندارد بمانیم که چه کار کنیم؟ چهار سال هست این حرف‌ها را می‌زنیم؛ چهار سال زمان اندکی نیست. اعتقاد دارم دولت قطعا باید همکاری کند، اگر نکند خودش هم عارضه می‌بیند همان گونه که به ما نیز عارضه زدند.

انتقاد شما از نوع رو به رو دولت با هنر، علاوه بر تئاتر آزاد در گونه‌های دیگر تئاتر هم بوده. زیادی از هنرمندان در مورد دخالت یا عدم دخالت دولت در تئاتر، حذف سیاست‌های حمایتی و نبود مرجعی برای نرخ‌گذاری نرخ بلیت و مواردی از این دست گفته‌اند. از نوع انتقاد هنرمندان چنین به نظر می‌رسد که برخورد دولت همان رخدادی را در بدنه تئاتر رقم می‌زند که شما می‌گویید در تئاتر آزاد رخ داده هست...
صریح بگویم که اعتقاد دارم دولت ارائه مدیریت در بخش فرهنگ را ندارد. دولت همه ما را ورشکسته کرده چون خرد جمعی از او سلب شده هست. وقتی دستورالعملی اجرا گردید باید دستورالعمل بعدی در جهتش باشد، نمی‌شود سازوکاری را اجرا کنید و دستورات بعدی آن را نقض کند. در کارخانه‌ها و بخش تولید هم همین‌طور هست آنقدر کارخانه‌ای را خصوصی‌سازی نمی‌کنند تا ورشکسته شده و بعد آن را می‌خواهند خصوصی‌سازی کنند. مگر مردم زندگی و پول و وقت و عمرشان را از سر راه آورده‌اند؟متاسفانه در این مدت عقلانیت در بدنه دولت افزایش پیدا نکرده و هر کاری دل‌شان می‌خواهد می‌کنند.

شما با سال‌ها مدیریت تئاتر شهر، قطعا در جریان مشکلات و مسائل پیش‌روی بدنه تئاتر غیرتجاری و هنری هم هستید. قسمتی از منتقدان وضعیت موجود اعتقاد دارند سال‌هاست دولت تئاتر را به دستاویز خصوصی‌سازی رها کرده و با حذف مسئولیتش در سوبسید دادن، باعث جریانی شده که به بدنه تئاتر عارضه می‌زند. با قیاس این شرایط با وضعیتی که در تئاتر آزاد وجود دارد، چقدر این انتقادها را قبول دارید؟
با قیاس این شرایط با وضعیتی که در تئاتر آزاد وجود دارد، چقدر این انتقادها را قبول دارید؟ بخش‌هایی از آن صحیح و بخش‌هایی ناصحیح هست. اعتقاد دارم اگر دولت دستش را از بالای سر تئاتر بردارد این حوزه انقدر خردمند هست که بتواند خودش را مدیریت کند. اما دست برنمی‌دارند؛ کارهایی می‌کنند که بودجه تلف می‌شود و در نتیجه پولی ندارند تا سوبسید بدهند و تئاتر می‌رود به سمت خود مدیریتی و همه‌جور رخدادی در آن می‌افتد. اگر بخواهند سوبسید بدهند هم اولا اینکه ندارند، بعد هم به یکی می‌دهند و به دیگری نمی‌دهند یعنی درست تقسیم نمی‌کنند. اصلا این منطق را ندارند که تئاتر متفکر هست و صحبتی برای گفتن دارد. وقتی هم که پول را می‌دهند طوری برخورد می‌کنند که انگار تئاتر مزدور هست. اگر هم پول ندهند باز دخالت می‌کنند. بودجه تئاتر باید زیرساخت‌ها را درست کند، قرار نیست به همه سوبسید بدهد؛ نادرست هست بگوییم که بودجه تئاتر را برای هر اجرایی که روی صحنه می‌رود تخصیص دهیم. بیننده هم باید برای دیدن تئاتر پول بدهد. ۱۶۰ ۱۶۰ هزار هنرمند داریم؛ دولت توان تامین این تعداد را ندارد. در نتیجه فکر می‌کنم دولت باید راهی پیدا نماید تا هنرمندان تشکیل گروه دهند، آدم‌های بنیادی را جمع کنند و جایی برایشان درست کرده و امکاناتی بدهد تا نمونه‌سازی کنند و تئاتر در سطح عمومی کشور در سطح بالایی قرار بگیرد.

این مطلبو از دست ندید!  گزارش AFC از روند بلیت فروشی برای مسابقات جام ملت های قاره آسیا ۲۰۱۹

الان بعضی از هنرمندان در سالن سینما کار می‌کنند. به چه سبب از اوائل انقلاب تاحالا ما نتوانسته‌ایم سالن بسازیم؟ برای ۱۶۰ هزار نفر تنها تالار وحدت، سنگلج و تئاترشهر داریم. وقتی سالن مناسب نیست، بعضی از هنرمندان در سالن‌های کوچک و سالن‌های سینما کار می‌کنند که نه پشت صحنه‌ای دارد نه ابزارها رفاهی برای بیننده.

در مورد دخالت دولت در تئاتر گفتید با سوبسید مستقیم به همه مخالفید و معتقدید این پشتیبانی مالی باید وارد حوزه زیرساخت‌ها گردد. از نظر شما این مسئله را چگونه باید ساماندهی کرد؟
از نظر شما این مسئله را چگونه باید ساماندهی کرد؟ من اعتقاد دارم دولت باید راهکار پیدا نماید. اما متاسفانه ما هرچه می‌گوییم گوش بدهکاری وجود ندارد چون هرچه می‌خواهد می‌کند و یک راه درست و دائمی را پی نمی‌گیرند. سوبسید برای نمونه‌سازی هست تا اقدامات بزرگ، نمونه‌های معروف و فاخر ساخته گردد. کسانی را دیده‌ام که اهل تئاتر نبوده‌اند و پول‌های سنگین گرفته و کار کرده‌اند. از آن طرف وقتی دولت رها می‌کند، نرخ بلیت می‌شود ۲۰۰ هزار تومان و بیشتر؛ چه کسی این پول را می‌تواند بدهد؟ منحصرا اشخاص خاصی می‌توانند که آنان هم به تماشای تئاتر نیامده‌اند، آمده‌اند هنرپیشه محبوب‌شان را نگاه کنند. اگر قرار هست فرهنگ‌سازی گردد باید تمهیداتی فراتر از این حرف‌های پیش پا افتاده به کار گرفته گردد. یعنی سوبسید به جای او داده گردد برای اینکه نمونه‌سازی گردد و تئاتر کار کند و به جیب مردم متصل گردد. اینها را یا دولت نمی‌داند که می‌خواهد یکسره از نفت استفاده نماید یا می‌داند اما درعین‌حال نمی‌داند چه کار کند. خیلی از کارها خودشان می‌توانند درآمد دارا باشند. اما اقدامات فاخر باید سوبسید دارا باشند تا همه مردم بتوانند به تماشایشان بیایند.

حقوقی که دولت برای یک کارگر تعیین می‌کند حدود یک میلیون تومان هست چگونه از پس بلیت ۳۰۰ هزارتومانی برآید؟ به چه سبب اینطور شده؟ چون یا دولت تئاتر را رها کرده یا ناگهان می‌گیرد. تئاتر اگر بودجه هم نداشته باشد خودش را مدیریت می‌کند، به شریط اینکه عاقلی سر کار باشد. اینکه بگویند «خودمان می‌دانیم چه کار کنیم و درستش می‌کنیم و اکنون نگاه کنیم چه می‌شود» با این حرف‌ها نمی‌شود کار فرهنگی را پیش برد.

تئاتر آزاد در آمارگیری‌های دولت، نهادهای منتسب به دولت یا صنفی مثل خانه تئاتر جایی ندارد، به چه سبب وقتی صحبت از فروش و بیننده تئاتر هست، تئاترهای کمدی تهران در آن لحاظ نمی‌شوند؟
نادانی همین هست! لابد چون نمی‌دانند بخش عمده فرهنگ‌سازی را همین تئاتر آزاد انجام می‌دهد. نمی‌دانند که باید در ارتباط با تئاتر کمدی و مستقل چه کار کنند آن وقت حذفی عمل می‌کنند. اما این وجود دارد؛ مگر می‌شود چیزی را که وجود دارد معدوم یا انکار کنی؟ انکار یعنی پاک کردن صورت مسئله. ما راهکار دادیم و گفتیم باید درست گردد نه اینکه حذف یا نادیده گرفته گردد.

گاهی به‌نظر می‌رسد نگاه هنرمندان تئاتر هنری هم به تئاتر آزاد، تحقیرآمیز و حتی حذفی هست که گویی در درجه‌بندی‌ها، آن را پایین‌تر می‌دانند. البته سال‌هاست هرچه از متن و کارگردانی ضعیف و شوخی‌های موردنقدشان گفته‌اند، در خود سالن‌های تئاتر هم دیده می‌شود. تنها برچسب نخبه‌گرایی و تئاتر هنری دارد...
در ارزیابی تئاتر کمدی این را نادیده می‌گیرند که می‌تواند بیننده را بخنداند یا بگریاند، می‌تواند مؤثر باشد. همان‌چیزی که در تئاتر دولتی نیست و زیادی از هنرمندانش این قدرت و مهارت را ندارند. چند فاکتور داریم تا کاری را حرفه‌ای بخوانیم؛ یکی اینکه افرادش دغدغه مالی داشته و مدیریت زندگی‌شان با همان پول تئاتر باشد، خرج زندگی‌شان را تئاتر بدهد و شغل و حرفه‌شان باشد. فکر کنید یک کارگردان پنج سال یک‌بار می‌خواهد تئاتری اجرا کند و برود. حتی اگر هر ساله یک تئاتر کار کنید از تئاتر کشور عقب می‌افتید و وقتی عقب افتادید دیگر حرفه‌ای نیستید و مهارتی ندارید چون مهارت‌ها افزایش پیدا می‌کند و شما عقبید.

از نظر من تئاتر حرفه‌ای تئاتر آزاد هست. اما هدایت و پشتیبانی نمی‌شود. اهل صنف تئاتر کمدی و آزاد الان عاصی شده‌اند. با اهمیت این هست که فردی خردمند در راس کار قرار بگیرد و از خرد جمعی اهل هنر و افرادی که راهکار بلدند استفاده نماید تا کار را به درنهایت برساند. می‌خواهید کار به کجا بکشد؟ هرکسی بنا بر سلیقه خودش کاری می‌کند. نمی‌شود؛ این زندگی مردم هست. با این کارها تیر خلاص به هنر می‌زنند.

چند هنرمند امروز در تئاتر آزاد فعال‌اند؟
حدود ۱۹۰۰ نفر هنرمند فعال تئاتر آزاد داریم. اما سال گذشته ۹۰ اثر روی صحنه رفته که خیلی فراوان هست و همه‌شان هم اهل تئاتر نیستند و اتفاقا همان‌ها هم به این جریان عارضه زدند.گردش مالی هر ساله مجموع تئاتر آزاد خوب هست اما آنقدر تعداد فراوان شده که همه‌شان گرسنگی می‌کشند. سیاست‌های دولت این بخش را هم دچار مشکل کرده هست. در همه مشاغل، صنف اشباع شدن را تعیین می‌کند؛ اما اینجا دولت می‌گویند این اشخاص بیکارند بیایند در تئاتر آزاد کار کنند؛ مثل این هست که چون طرف کار ندارد بیاید خانه بسازد. فرهنگ هم روی سر مردم خراب می‌شود. هیچ زیرساخت و زمینه اقتصادی که نداریم و همه چیز در بحران هست، فرهنگ‌مان هم باید در بحران باشد و خراب گردد؟

راهکاری در این زمینه سراغ دارید؟
دولت باید از اهالی تئاتر کمک بگیرد و به نقطه‌نظرات‌شان احترام بگذارد. با لجبازی کاری از پیش نمی‌رود.