تاریخ: ۹:۴۰ :: ۱۳۹۶/۱۰/۲۷
با شهدای جهاددانشگاهی/شهید علی اکبرهمتی

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از ایسنا، علی اکبر در جوانی فراگیری درس جدید و قدیم را همزمان شروع کرد و مستعد قایل ملاحظه خود در هر دو زمینه به پیشرفت های مهمی دست یافت اما آنچه وی را از دیگر کسان متفاوت می ساخت هوش سرشار سیاسی و پایبندی بارز دینی و […]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از ایسنا، علی اکبر در جوانی فراگیری درس جدید و قدیم را همزمان شروع کرد و مستعد قایل ملاحظه خود در هر دو زمینه به پیشرفت های مهمی دست یافت اما آنچه وی را از دیگر کسان متفاوت می ساخت هوش سرشار سیاسی و پایبندی بارز دینی و اجتماعی و مقاومت سرسختانه وی در مقابل توطئه های پیچیده و جاذبه های متلون رژیم ستمشاهی بود.

در همان ابتدا به جرگه عاشقان امام خمینی (ره) ملحق شد به همین سبب وقتی که دانشجوی علوم سیاسی گردید در دانشکده ای که تحت تسلط مامورین رژیم کودتایی منسوب به آمریکا اداره می گردید، عمدتا برای هرگونه مبارزه و مبارزه خویشتن را یکه و تنها می دید،اما هیچ وقت دلسرد و مأیوس نشد و دست از مبارزه برنمی داشت. وجود او گرمابخش نیروهای انقلابی و مسلمان و تفکر اش راهبر مبارزان بود. این کلام زیبا از اوست که می گفت:«بسیار دلم قصد داشت که دانشکده ما مشابه سایر دانشکده های کشور محور نیروهای انقلابی و ضد نظام ستمشاهی به حساب آید و چند بار که از این جهت احساس ناتوانی می کردم شبانه وارد دانشکده می گردیدم و یک تنه شیشه ها را می شکستم تا فردا که به معیت چند نفر از دانشجوهای به تظاهرات می پرداختیم ابعاد مبارزه چند برابر نشان داده شود».

سریعا بعد از برتری انقلاب اسلامی و واقع شدن حرکت انقلاب فرهنگی و تشکل نیروهای دانشگاهی خط امام در قالب جهاد دانشگاهی،«همتی» از زمره جهادگران متشخص گروه علوم انسانی و اجتماعی جهاد به حساب آمد و به نحوی بسیار شایسته نقش خود را ایفا کرد و در جایگاه تصدی شاخه علوم سیاسی ، هدایت نیروهای این رشته را بردوش گرفت و گام های بلندی را در این زمینه برداشت. من جمله طراحی سرفصل های فراگیر و متناسب در رشته علوم سیاسی ، مبحث شناسی علم سیاست و … .

همزمان با طی مدارج تحصیلی به پیشرفت های بزرگی دست یافت و در آستانه اتمام دوره کارنشاسی ارشد بود که در دوران مدیریت انقلابی دانشکده علوم سیاسی در آن وقت، به سمت معاونت دانشکده منصوب گشت. اما گویی روح بزرگ او در این غریبستان دستخوش نشده بود و سینه ای شرحه شرحه از فراق در شوق معشوق ازلی داشت. به محض اعلام اولویت تام به مسائل ذی ربط به دفاع مقدس از جانب امام خمینی(ره) او سر از پا نشناخت و به سوی جبهه های حق بر علیه باطل شتافت و در عملیات کربلای ۱ در جبهه مهران در هوای داغ بیابان ، قلب پاک و وجود ملکوتی خود را برای اعتلای نظام حق و مردم سربلند ایران نثار کرد و با اصابت ترکش های «خمپاره ۶۰» در آغوش یار معرفت مدار خود، مرتضی منطقی در آستانه ملاقات دوست جای گرفت و بعد از چند ساعتی به آرزوی قدیمی خود دست یافت و به سالار شهیدان ابهت کرد.

دانشگاهیان مسلمان با عظمتی سرشار از اخلاص و احساس فراق وی را از تهران تا مزار شهیدان داورزن در منطقه ای در میان مزینان و داورزن به خدا سپردند و از آن زمان تاحالا آنجا به نمادی از خودآگاهی ، عشق ، عرفان و ایثار مبدل شده و لاله ای در کویر سربر کرده هست.

انتهای پیام