گروه: بلیط
تاریخ: ۱۱:۳۵ :: ۱۳۹۶/۱۱/۲۱
گفت و گوی طولانی با «مسعود جهانی»، عضو کلیدی گروه «هوروش بند»

وب سایت موسیقی ما: یکی دو سالی هست که اسمش در اغلب قطعات هیت و پرطرفدار دیده می شود. چند ماهی هم هست که «هوروش بند» را معرفی کرده و در بخش کار تیمی هم اغلب آثارش همگانی شده هست. شاید فکر کنید گفت وگو ما در مورد یک چهره مسن و پیشکسوت باشد اما […]

وب سایت موسیقی ما: یکی دو سالی هست که اسمش در اغلب قطعات هیت و پرطرفدار دیده می شود. چند ماهی هم هست که «هوروش بند» را معرفی کرده و در بخش کار تیمی هم اغلب آثارش همگانی شده هست. شاید فکر کنید گفت وگو ما در مورد یک چهره مسن و پیشکسوت باشد اما اینطور نیست.    در مورد تنظیم کننده ای حرف می زنیم که جوان اما پرمخاطب هست. یکی از علل آن هم توان دارد این باشد که می گوید در کارهایش استراتژی دارد و البته به زعم خیلی ها در کارهایی که با خواننده های شاخص داشته، خودش را تکرار نکرده هست. در روزهایی که او مشغول تولید اقدامات جدید «هوروش بند» و تنظیم برای خوانندگانی مثل محمد علیزاده و فرزاد فرزین و... بود سراغش رفتیم و یک گپ طولانی با هم داشتیم.

مسعود جهانی در این گفت وگو برای نخستین بار در مورد تمامی ابعاد زندگی شخصی و حرفه ای خود گفت وگو کرد و البته دیدگاه های متفاوتی هم نسبت به موسیقی مجاز داشت. این تنظیم کننده خوش اخلاق خردادی، گفت وگو های جالبی در مورد حامد همایون، بهروز صفاریان، نیما وارسته و سیروان خسروی و... داشت و در انتهای اظهار کرد و گو هم اعلام نمود این نخستین و البته فعلاً آخرین گفت و گو من می باشد.

نخستین گفت وگوی طولانی تنظیم کننده پرطرفدار این روزها و عضو کلیدی «هوروش بند»

بعضی ها در خانواده خود موزیسین داشتند و همین برایشان داعیه گردید. بعضی ها خیلی پولدار بودند، بعضی ها خیلی بچه در س خوان بودند، بعضی خیلی بچه درس نخوان بودند و بعضی ها هم برطبق شانس سمت موسیقی آمدند! ورود تو به این عرصه چه طور بود؟

بعضی ها خیلی پولدار بودند، بعضی ها خیلی بچه در س خوان بودند، بعضی خیلی بچه درس نخوان بودند و بعضی ها هم برطبق شانس سمت موسیقی آمدند! ورود تو به این عرصه چه طور بود؟خانواده من با موسیقی مخالف بودند. من هم از کودکی درس خوان بودم و قصد داشتم وارد دانشگاه شوم و پس از ان خودم موسیقی را ادامه دهم. درسم را قرائت کردم و سال ۸۵

درسم را قرائت کردم و سال ۸۵دکترای داروسازی در اصفهان قبول گردیدم. از خانواده جدا گردیدم و به اصفهان رفتم و درس نخواندم! بعد ازدواج کردم و یک گروه موسیقی در دانشگاه تشکیل دادم. یک روز به من گفتند برای اینکه بتوانی در دانشگاه  اجرا کنی، باید فیلم اجرایتان را اداره ارشاد اصفهان تأیید کند.

 آن زمان چند سال داشتی؟

۱۹ ۱۹ ساله بودم. گفتند باید پلی بک کنید و یک نفر کارهایتان را آهنگسازی و تنظیم کند. آن زمان  به ما ۷۰۰، ۸۰۰ هزار تومان نرخ می دادند که چنین پول هایی نداشتیم! در اصفهان نزد شخصی رفتم که من را راهنمایی کرد و اظهار کرد خودت توان داری بعضی از کارها را انجام دهی. به وی اظهار کردم که صدابرداری دوست دارم و دوره آن را هم پیش همان شخص نگاه کردم. یک تنظیم کننده هم پیدا نمودیم که بدون پول با ما کار می

یک تنظیم کننده هم پیدا نمودیم که بدون پول با ما کار می کرد. مدتی بعد او گفت که شما می خواهید از من سواستفاده کنید و از من کار یاد بگیرید و دیگر با شما مشارکت نمی کنم. یک دوره، خودم شبانه روز پای این کار نشستم و چیزهای بسیاری یاد گرفتم ولی دیگر نتوانستم درس بخوانم!

بی پولی ها و دشواری های بسیاری کشیدم

بعد از این اتفاق سربازی هم رفتی؟

یک دوره، خودم شبانه روز پای این کار نشستم و چیزهای بسیاری یاد گرفتم ولی دیگر نتوانستم درس بخوانم!نه. درسم را که رها کردم، سال ۸۶ به تهران رسیدم و بی پولی ها و دشواری های بسیاری کشیدم. حدود یک سال کلاً خانواده ام را ندیدم و همان زمان هم یک قطعه برای هومن سزاوار تنظیم نمودم. او قصد داشت آلبوم مجاز منتشر کند که برایش هفت یا هشت قطعه تنظیم نمودم و در ادامه روند کارهایم آغاز گردید. پس از ان با رضا شیری آشنا گردیدم و یک دوره حدوداً هفت ساله با هم بودیم.

بابت کار برای هومن سزاوار پول نگرفتی؟

به نحو مستقیم پول نگرفتم. البته آن زمان خیلی بچه بودم و همین الان هم چهره ام خیلی بزرگ نشان نمی دهد!

( البته آن زمان خیلی بچه بودم و همین الان هم چهره ام خیلی بزرگ نشان نمی دهد!(خنده) حتی مورد داشتیم یک خواننده در استودیو به من گفت بیان کن آقا مسعود بیاید! (خنده) اما هومن در آن زمان اقدامات علی عطایی و چند دوست دیگرش را برای تنظیم به من می داد که پول خوبی هم داشت؛ حدوداً یک میلیون تومان بود.

 اولین قطعه ای که تنظیم کردی و هیت گردید کدام کار بود؟

قطعه «عاشقی یعنی همین» با صدای رضا شیری بود. حتی من پیشنهاد ورود رضا شیری به فضای موسیقی رسمی را دادم. مرتبه اول موفق نشد ولی بار دوم حدود دو سال و نیم حوصله کرد و موفق به اخذ مجوز گردید. الان هم به همه خواننده های جوان سفارش می کنم مجاز کار کنند. اگر خواننده ای برای آهنگش مجوز نگیرد حق استفاده از نام من را ندارد..

پس به سبب همین دیدگاه بود که کلاً مشارکت هایت با خواننده های غیر رسمی را قطع کردی؟

طبیعتاً وقتی من به طور رسمی کار می کنم، منحصرا توان دارم با خواننده های مجاز مشارکت کنم .وقتی ارشاد و تلویزیون به من اعتماد کرده اند چه دلیلی برای فعالیت غیررسمی دارم؟ پولی در این کارها نیست و این قبیل مشارکت ها برای زمانی بود که بچه بودم و منحصرا قصد داشتم خودم را نشان بدهم. آن زمان می نگاه کردم که این همه کار می کنم ولی هیچ جا اسمی از من نیست؛ در هیچ جشنواره ای اسمم نیست و هر جا که موسیقی هست، من نیستم. با خودم بیان می کردم مگر کار تو بد هست؟! ولی در نهایت متوجه شدم که راه درست فعالیت درحوزه موسیقی، این نیست.

این را هم بگویم که همان زمان اقدامات مجاز برای خوانندگانی چون حامد زمانی هم تنظیم نمودم. کاری با مجاز یا غیرمجاز ندارم، ولی من ۴۳ قطعه مگاهیت دارم که ایران را تکان داده هست اما نگاه کردم که منحصرا تنظیم کننده هستم و بعد هم هیچ اتفاق خاصی برایم رخ نمی دهد . برای همین در کنار تصمیمی که برای فعالیت رسمی داشتم، به سراغ عملی کردن یکی از ایده های قدیمی خودم یعنی تشکیل یک گروه موسیقی رفتم.

این کلمه هوروش نیست لکن هوروَش به معنای فروزان مثل خورشید هست

  که می اندیشم منظورت «هوروش بند» باشد.

همیشه دوست داشتم خودم یک گروه تشکیل و پرورش دهم تا موفقیت هایش هم برای خودم باشد. روزی در یک جمع دوستانه، سنتی خواندن مهدی دارابی را نگاه کردم که برایم جالب بود. از او خواستم یک کار از استاد ایرج را بازخوانی کند و پیشنهاد دادم خودمان هم یک قطعه از مولانا یا حافظ بسازیم و منتشر کنیم.

یک کار ساختیم که البته هرگز منتشر نشد ولی دوستان خیلی استقبال کردند. حمید فریزند که آن زمان مدیر برنامه مهدی (دارابی) بود (و الان مدیر برنامه «هوروش بند» است) از پیشنهاد تشکیل گروه استقبال کرد و خواست که خودتم هم حتماً در این گروه حضور دارا باشم. من اول به وی گفتم  توان داریم درصدی کار کنیم ولی حمید فریزند گفت تو باید عضو کلیدی گروه باشی. من هم بدم نیامد و یک قرارداد درج کردیم و دو مرتبه هم این داستان مسکوت ماند. چکیده با پیگیری های حمید فریزند قطعه ای به نام «یاد تو می افتم» را منتشر نمودیم که نخستین کار مان بود. برای این قطعه رخدادهای خوبی افتاد و با شرکت «ققنوس» قرارداد بستیم.
 حالا «هوروش» به چه مفهوم هست؟

این کلمه هوروش نیست لکن هوروَش به معنای فروزان مثل خورشید هست. من موقع خواندن این کلمه اشتباه کردم و فکر کردم که هوروش هست!(خنده) درواقع اشتباه لفظی من موجب گردید نام گروهمان هوروش باشد! مجید فرهبد هم لوگوی گروه را طراحی نمود که البته چندبار روی آن کار کردیم تا به نتیجه آمدیم.

در اقدامات هوروش تقریباً رگه هایی از موسیقی ایرانی وجود دارد و حتی آهنگ پیشواز موبایل خودت هم تکنوازی تار هست. پیشینه کار در موسیقی اصیل ایرانی داری؟

پیشینه کار در موسیقی اصیل ایرانی داری؟اگر کسی بگوید موسیقی اصیل ایرانی دوست ندارم، کذب می گوید ولی من قصد داشتم کاری کنم تا مخاطب های با موسیقی ایرانی آشتی کنند. این قضیه به تنظیم باز می گشت و یک سری تنظیم های خاص را هم امتحان کردم اما دو مرتبه هم امیدی به پاسخ دادنش نداشتم.

من پیشینه هنری خودم را روی فردی گذاشته بودم که باید کاملاً از صفر آغاز می کرد. چکیده وقتی نگاه کردیم مردم از آن استقبال کردند، این ایده را پرورش دادیم.

خواننده های سرشناس برای فعالیت گروهی حرف گوش نمی کنند!

تو می توانستی برای ایده هایت سراغ خواننده هایی بروی که نام و رسم بیشتری در موسیقی سنتی یا تلفیقی دارا باشند.

مهدی دارابی موسیقی را دلی یاد گرفته و به همین سبب با احساس می قرائت کرد و جنس صدایش با خواننده های سنتی ما کاملاً تفاوت دارد. او حتی اگر اشتباه هم بخواند، دو مرتبه هم همه چیز خواندنش مختص خودش هست. البته این را هم نباید فراموش کرد که خواننده های سرشناس برای فعالیت گروهی، حرف گوش نمی کنند! اما مهدی هر کاری که بخواهیم را اجرا می کند. جنس صدای او هم روزانه پخته تر می شود.

تو در دوره ای این کار را کردی که فضای موسیقی تلفیقی فراگیر شده بود و شاید تحت اثرگذاری همین فضا چنین مسیری انتخاب کردی.

من راه دیگری را برگزیدم و این فضا الان پاسخ داده ولی موسیقی تلفیقی به نحو کنونی دیگر پاسخ نمی دهد. اگر ما راه یکی از همین گروه ها را انتخاب می کردیم، قطعاً موفق نمی گردیدیم ولی دوست داشتیم راه تازه ای را انتخاب نماییم که هم فضای سنتی داشته باشد و هم مخاطب های آن را بپسندند. این مسیر خیلی سخت بود و همه چیز به تنظیم بستگی داشت.

از این مسیر سخت چقدر پاسخ گرفتی؟

انتظار داشتم هفتمین یا هشتمین قطعه «هوروش» موفق شود، ولی چهارمین قطعه پاسخ داد. آن روز خودمان هم فکر نمی کردیم که «به کی پز میدی» تا این حد موفق شود.

  البته این رگه های ایرانی که گفتی، در اقدامات هوروش خیلی کم هست و در مواردی به غیر از خواندن مهدی، عملاً وجود ندارد. این فضای ایرانی را حتی در سازبندی هم می توانستی لحاظ کنی اما زیادتر کارها پاپ به نظر می رسند.

اقدامات «هوروش بند» هیپ هاپ هستند. در مورد خواندن مهدی هم باید بگویم که او موسیقی سنتی روحوضی را با موسیقی سنتی امروز تلفیق کرده و موسیقی R&B و هیپ هاپ را هم به آن اضافه کرده هست. به طور مثال در قطعه اول، حتی تحریر جَز و بلوز هم در خواندنش دارد. همین که انتظار دارید درصد فضای ایرانی اقدامات هوروش زیادتر باشد ولی نیست، خودش یک اتفاق جالب هست.

 منظورت چیست؟

مردم توقع دارند یک گروه تلفیقی در هر کاری یک ساز سنتی استفاده نماید اما ما این کار را نکردیم که همین مبحث موجب تفاوت ما شده هست.

دو مرتبه هم با توجه به تقسیم بندی های سبک ها، خیلی سخت میتوان هوروش را در میان تلفیقی ها قرار داد.

ما پاپ نیستیم. البته قطعه سوم ما پاپ بود ولی به طور مثال قطعه «به کی پز میدی؟» را نمی

البته قطعه سوم ما پاپ بود ولی به طور مثال قطعه «به کی پز میدی؟» را نمی شود به عنوان یک اثر پاپ در نظر گرفت. این نکته را موردنظر دارا باشید که من همیشه دوست دارم برخلاف حدس و انتظار مخاطب های کار کنم. همین الان قطعه ای دارم که تِرَپ سنتی هست. یک سال هست که این کار را تنظیم کرده ام ولی اول باید مخاطب آمادگی شنیدنش را پیدا نماید تا آن را منتشر کنیم.

کار بسیار عجیبی هست و به گوش مخاطب ایرانی آشنا نیست. اگر بخواهید یک کار بزرگ انجام دهید، باید مخاطب شما را قبول کند. ما وادار گردیدیم کارهایی منتشر کنیم که نام گروه زیادتر مطرح شود؛ به طور مثال قطعه آخر گروه یعنی «منو به باد داد» کاملاً پاپ بود ولی مخاطب های کلامش را دوست داشتند. در این قطعه تنظیم خاصی انجام ندادم و در قطعه «به کی پز میدی؟» هم خودم نبودم. از طرف دیگر، دومین اثر ما به نام «مجنون» کاملاً با جریان بازار تفاوت داشت و مخاطب های آن را دوست نداشتند. وادار گردیدیم برگردیم و کارهایی که پاپیولارتر هست انجام دهیم تا ذهن ها برای کارهایی که می خواهیم آماده شود.

ما از یک سو دوست داریم خاص باشیم اما از طرف دیگر بلیت کنسرت را قرار هست مردم تهیه کنند. الان خواننده های بسیاری هستند که خاص اند ولی بلیت هم نمی فروشند. ما نیز تمام این جوانب را ارزیابی کردیم. ما الان ۱۶ قطعه آماده داریم که هر کدام را از بین ۵۰ اثر انتخاب نموده ایم ولی هرکدام باید در زمان خاصی منتشر گردند. به طور مثال یک قطعه «چیل اوت سنتی» داریم که خیلی عجیب هست و برای زمانی مناسب می باشد که مردم شما را بپذیرند و بتوانید خطر کنید.

    طبق معمول تنظیم کننده های ما می نگرند در بازار چه کارهایی گرفته و در پی کپی برداری از همان سبک ها می روند تا نامشان زیادتر مطرح شود.

یک زمان شما دنباله رو هستید و یک زمان هم می توانید جریانی را با خودتان همراه کنید. وقتی که قطعه «تو که نیستی پیشم» را برای آرش عدل پرور تنظیم کردیم، با فضای بازار تفاوت داشت ولی اندک اندک در بین مخاطب های جا افتاد. بر طبق ارزیابی هایی که کردیم، موسیقی هاوس  منحصرا تا سه ماه دیگر جا دارد و  پس از ان لوث می شود. ما می خواهیم در پی یک جایگزین باشیم که مردم  هم آن را دوست دارا باشند. من از سال گذشته تاکنون نزدیک ۳۵۰ قطعه هاوس تنظیم کرده ام ولی مگر چقدر توان دارید کار هاوس  تولید کنید و به تکرار  نیفتید؟

اگر به علت دارا باشید، یک زمان همه مردم اقدامات ۶ و ۸

من از سال گذشته تاکنون نزدیک ۳۵۰ قطعه هاوس تنظیم کرده ام ولی مگر چقدر توان دارید کار هاوس  تولید کنید و به تکرار  نیفتید؟ساسی مانکنی می قرائت کردند ولی آن خیز ناگهان تمام گردید. کار هاوس هم به زودی تمام خواهد گردید. در کمال تأسف یا خوشبختانه، کارهایی که ما انجام می دهیم الگوی خیلی ها شده که در نوع خودش هم جالب هست.

هوروش بند خیز نیست چون اعضایش تولیدکننده هستند
نخستین گفت وگوی طولانی تنظیم کننده پرطرفدار این روزها و عضو کلیدی «هوروش بند»
 به  سبب همین استراتژی هست که تاحالا در هوروش، قطعه ۶ و ۸ منتشر نکرده اید؟

اما اگر از همان اول کار هوروش بند، قطعه ۶ و ۸ منتشر می کردیم به ما اظهار می کردند کپی حامد همایون هستید! حتی خود شما هم می گفتید و هرکاری می کردیم شبیه می گردید. الان قرار هست در همین فصل تابستان، یک کار ۶ و ۸ منتشر کنیم که مختص خودمان هست و به هیچ خواننده دیگری ربط ندارد.

  گفتی به نظرت بعضی از فضاها و تنظیم ها خیز هستند و زود فروکش کرده یا می کنند. «هوروش بند» چه طور؟ خیز نیست؟

«هوروش بند» چه طور؟ خیز نیست؟هوروش بند خیز نیست چون اعضایش تولیدکننده هستند. من آدمی نیستم که خودم را تکرار کنم؛ یک خردادی ام که دوست دارم هر روزم با روز دیگرم تفاوت داشته باشد.

فکر نمی کنم این نکته هایی که در مورد تفاوت و نام های سبک ها به کار می بری، برای مردم تفاوت چندانی دارا باشند و نهایتاً مخاطب های بیان می کنند موسیقی غربی با خوانش ایرانی؛ این تفاوتها قرار هست کجا برای مردم قابل درک شود؟

مردم از کار خوب لذت می برند؛ اما خواننده ما نیز سنتی نمی قرائت کرد. یعنی وسط چهچهه های آواز سنتی، ناگهان مبدل به تحریر غربی می شود که تاحالا برای هیچکس رخ نداده هست. مورد دوم اینکه من گوش قسمتی از مردم را از لحاظ تنظیم می شناسم. من شناخت دقیقی از مقوله شعر ندارم ولی اگر تنظیم یک کار به من حس خوبی بدهد، آن کار موفق می شود. وقتی که آغاز به تنظیم کردن می کنم، از ابتدا نمی دانم قرار هست به چه سمتی برود. روند کاری ام اینچنین هست که خواننده یک لاین می قرائت کرد و  بعد من کارم را آغاز می کنم؛ اگر حس تنظیم در همان لحظه بیاید که کار خوبی از آب درمی آید و در غیر این صورت کار خوبی نخواهد گردید. وقتی در همان لحظه با کار رابطه ایجاد کنم، به موفقیت خودش اطمینان پیدا می نمایم.

اگر بخواهید همیشه مخاطب را با خود همراه کنید، تکراری می شوید

طبق معمول موزیسین های ما وقتی وارد مرحله کنسرت و اکتساب درآمد می گردند، صرفاً رضایت مخاطب را موردنظر قرار می دهند تا بلیت کنسرت فروش برود. به همین سبب از آن استراتژی هایی که داشتند عقب نشینی می کنند. گروه شما تا چه زمانی همین روند را خواهد داشت؟

گروه شما تا چه زمانی همین روند را خواهد داشت؟اگر همیشه مخاطب را با خود همراه کنید تکراری می شوید. گاهی وقت ها باید افت کنید و جای خطر بگذارید. همیشه در اوج بودن موجب تکرار می شود. ما چند قطعه ریسکی داریم ولی می خواهم به جایی برسیم که این لغزش عمدی، به کل داستان خدشه وارد نکند. در حال حاضر تا اردیبهشت سال آینده، آهنگ ها را برای انتشار چیده ایم اما امکان دارد با برپایی کنسرت، روند حرکت ما اندکی عوض شود ولی کلاً مسیرمان را عوض نمی کنیم. هوروش در حال حاضر یک نوزاد هست و باید رشد کند. ما برای رشدش برنامه چیده ایم اما امکان دارد بعضی رخدادهای مثل کنسرت و مسائل دیگر، تحولات جزئی در این برنامه ایجاد کند.
 الان مشغول امتحان و خطا هستید؟

همیشه فکر می کردم اگر گروه دارا باشم، تنظیمی انجام می دهم که کل دنیا به من افتخار کند. اما نگاه کردم که مردم در هوروش بند از من، مسعود جهانی را قصد ندارند و منحصرا حس قصد دارند. به طور مثال کار دوم ما، من را راضی نکرد و دوستش نداشتم.

 منظورت چیست که از تو مسعود جهانی قصد ندارند؟

تقابل حس و تکنیک هست و مخاطب های از من حس قصد دارند. من هیچگاه در کارهایم مدلاسیون یا تغییر ریتم نداشته ام. به طور مثال هرگز در تنظیم هایم از ساز بادی استفاده نمی کنم چون مردم موسیقی هایی را دوست دارند که آرامش داشته باشد و در آن داد نزنند.

آرش عدل پرور توان دارد جریان و روند بازار را تغییر دهد

  فکر می کنم همانند این اتفاق هایی که می گویی مردم دوست دارند، در اقدامات آرش و مسیح رخ داده باشد.

آرش عدل پرور هوش بسیار بالا و استعداد ترسناکی دارد. آرش قلم را بر می دارد و در حالی که من مشغول چیدن ریتم هستم و تازه می خواهم به وی بگویم فضا چه طور هست، ترانه را آماده می کند! همان لحظه پشت میکروفون می رود و آن را می قرائت کرد و کار در همان لحظه بسته می شود. امکان دارد در یک شب ده قطعه با هم بسازیم که از بین آنان، دست کم چهار کار خیلی خوب هست. ترانه های آرش عدل پرور حس بسیاری دارند، او توان دارد جریان و روند بازار را تغییر دهد. الان خیلی ها چه در سبک و چه در شعر و حتی در نوع و لحن خواندن از آرش تقلید می کنند.

  صحبت از آرش عدل پرور گردید. من در کارهایی مثل «چطوری دیوونه» محمدرضا گلزار یا «خوشبختی» علی لهراسبی (که اتفاقاً خود تو و آرش آنان را ساخته اید) احساس کردم که لحن خواننده در بعضی قسمت ها، به سمت اقدامات آرش و مسیح می رود. درواقع فضای آنان طوری بود که بدون نگاه کردن به کَست کار می متوجه شدم آرش در آنان نقش دارد.

آرش برای هوروش یا مهدی آذر هم کار می سازد ولی چنین رخدادی رخ نمی دهد. اما در مواردی که شما نام بردی، این نوع لحن عمدی بود و دستاوردی که قصد داشتیم را  هم گرفتیم. ضبط های استودیو توسط مهدی آذر انجام می شود و قسمتی از این شباهت به علت او بود.

  اتفاقاً من حس می کردم که مغز متفکر، آرش هست و او به این جریان خط می دهد.

الان چند گروه و خواننده آمده اند که دقیقاً کپی مسیح و آرش هستند اما این شباهت ها که شما اشاره کردی، از سوی آرش نبود. فارغ از این مبحث، به طور مثال برای قطعه «چطوری دیوونه» رخدادهای خوبی اتفاق افتاد در حالی که به علت این شباهت ممکن بود کار شکست بخورد. ولی ما در کارها گوش مردم عادی و خصوصاً گوش مخاطب تین ایج را در نظر می گیریم و در بعضی مورد ها یک سری کارها را عمدی انجام می دهیم. اما چنین شباهت هایی کار درستی نیست.

ولی شما این کار را انجام داده اید!

چند خواننده نام ببرم که در کارهایشان همین کپی را انجام داده اند؟

جالب هست که همین کپی ها هم موفق بوده اند.

مردم ما اقدامات کپی را دوست دارند. مثل همین کپی رونالدو و مسی که شاید از نسخه های کلیدی در ایران سرشناس تر شده اند!

در قطعه «به کی پُز میدی؟»  هوروش بند هم چنین شباهتی وجود داشت!

اگر منظورتان ترجیع بند کار باشد که ما چهار ساعت روی این قسمت کار کردیم تا مهدی به شکلی دقیق لحنی را که قصد داشتم اجرا کند! دقیقاً همین لحن اعتراضی را از او قصد داشتم!

تو در گفت وگو های قبلی هم گفتی که نمی خواهم در کارهایم تکرار دارا باشم ولی الان اندکی به تناقض برخورد کردیم!

مثل همین کپی رونالدو و مسی که شاید از نسخه های کلیدی در ایران سرشناس تر شده اند!ببینید، به طور مثال شما توان ندارید بگویید که در آشپزی هرگز از فلان ادویه استفاده نمی کنم. به هرحال یک جا وادار می شوی اندکی از آن استفاده کنی. ما نیز کپی نکردیم و منحصرا یک بخش از کار شبیه بود.    اگر در ترجیع بند قطعه «به کی پُز میدی؟» هر مدل دیگری می خواندیم، آن اتفاق ویژه رخ نمی داد. آن لحن مردانه اعتراضی باید بیان می گردید و به همین سبب چهار ساعت با مهدی دارابی کار کردم که چنین لحنی را بخواند. جالب هست که یک ساعت بعد از پخش  این قطعه، آن را با صدای بلند در خیابان ها شنیدم که حس خیلی خوبی داشت.

این مطلبو از دست ندید!  کاریکاتور/ بازار سیاه فروش بلیت بازی پرسپولیس- السد

دیگر برای چه کارهایی این حس را تجربه کردی؟

برای قطعه «ماه عسل» محمد علیزاده هم چنین رخدادی اتفاق افتاد اما دوست ندارم از بقیه کارهایم که این اتفاق برایشان افتاه نام بیاورم.

منظورت کدام کارها هست که دوست نداری  اسمی از آنان بیاوری؟ با خواننده اش مشکل داری؟!

دو نفر راهی را با هم آغاز می کنند، شما برای او نقشه می کشید که پیشرفت کند و بتوانید با همدیگر روزهای خوبی بسازید. ولی وقتی او تصمیم گیری می کند مسیرش را از قصد عوض کند، بازی عوض می شود. یکی از خواننده هایی که من قبلاً با او مشارکت می کردم، می توانست الان مجاز باشد ولی این راه را به آینده ای با پول زیادتر ترجیح داد. اگر او حرف من را گوش می کرد و به قراردادهایش با من و شرکت های دیگر عمل می کرد، می توانست الان روی صحنه باشد. من پرودیوسری هستم که صفر تا صد اقدامات یک انسان مستعد را انجام می دهم و به وی برای رشد کردن کمک می کنم و وقتی به درآمدزای رسید، با او درصدی کار می کنم.
یعنی کار مدیر برنامه هم انجام می دهی؟ یا پرودیوسر هستی؟

البته این کار را منحصرا برای کسانی انجام می دهم که  واقعاً مستعد باشند؛ این کار را همه پرودیوسرهای دنیا انجام می دهند.

من از همان اول به پول فکر نمی کنم و توان دارم موجب رشد کسی شوم که آینده و زندگی اش عوض شود. پس خودت را پرودیوسر می دانی؛ در حالی که خیلی ها بیان می کنند در ایران پرودیوسر نداریم.

پیشنهادهای بسیاری دارم که بیان می کنند کار را انجام بده ولی نام خودت را نزن!

من یک پرودیوسر هستم؛ نخستین نمونه اش هم همان خواننده بود که خودش نخواست به مسیر مجاز و برپایی کنسرت وارد شود.

دومین نمونه اش هم «هوروش بند» هست. من یا کار نمی کنم یا منحصرا کار مجاز انجام می دهم؛ در حالی که پیشنهادهای بسیاری دارم که بیان می کنند کار را انجام بده ولی نام خودت را  پای آن نزن! خواننده غیرمجاز اگر به جنگ شادی و عروسی نرود، پول در نمی آورد و پول هایی که از این راه به دست می آیند، اصلاً در مقابل درآمد کنسرت های رسمی به حساب نمی آید. بعضی ها بیان می کنند خواننده هایی که مجاز می گردند کارشان حس و حال قبل را ندارد و  طبق معمول موفق نمی گردند.

تو با این نظر موافقی؟

در حال حاضر به غیر از بعضی کلمه های خارج از چارچوب، هیچ مرزی بین موسیقی مجاز و غیرمجاز وجود ندارد. میتوان کلمات را طوری کنار هم چید که مشکلی نداشته باشد. من به هر خواننده ای که برای کار پیشم می آید می گویم حتماً برو و مجوز بگیر چون آوازه بدون فعالیت رسمی و اکتساب درآمد هیچ سودی ندارد. خب این نکته در مورد خودت هم وجود دارد.
نخستین گفت وگوی طولانی تنظیم کننده پرطرفدار این روزها و عضو کلیدی «هوروش بند»
چون تعداد اقدامات هیتی که با خواننده های که هنوز مجاز نشده اند داشتی خیلی زیادتر هست. خواننده های غیررسمی ما انعطاف پذیری بیشتری دارند.

تنها نکته آنان این هست که انعطاف پذیرتر هستند و قدرت خطر بیشتری دارند.

فکر می کنی خواننده های غیررسمی استعداد بیشتری هم دارند؟

بعضی خواننده های مجاز ما فراوان اهل خطر نیستند و از من تکرار خودشان را قصد دارند.  شاید بتوان گفت یکی از افرادی که قدرت این خطر را داشت و اقدامات متفاوتی انجام داد، محسن چاوشی بود. آفرین! من تا کنون برخوردی با محسن چاوشی نداشته ام ولی صدایش را دوست دارم.

محسن چاوشی یکی از نوستالژی های من هست

  اگر او همچنان محسن چاوشی هشت سال پیش بود، الان کاملاً فراموش می گردید.

او موسیقی راک و تلفیقی را امتحان کرد و در کلام هم سراغ تجربیات جدید رفت. محسن چاوشی انعطاف پذیر بود، پس ماند و در ادامه هم خواهد ماند. کسی که توان دارد خودش را نگه دارد و به روز کند، انسان زرنگی هست. من روزی دو ساعت برای به روزکردن خودم وقت می گذارم؛ مجله های بیگانه می خوانم و برای وسائل سخت افزار و نرم افزارهایی که لازم دارم، هزینه می کنم. خواننده های قدیمی اگر قصد دارند همچنان در بازار بمانند، باید به روز باشند. حتی محسن چاوشی بابت این تحولات ریزش مخاطب هم داشت. قطعاً تحولات، ریزش مخاطب دارد ولی در ادامه جذب مخاطبِ بیشتری خواهد داشت؛ البته اگر  این تحولات با فکر و صحت داشته باشد.

قطعاً محسن چاوشی هم این تحولات را با فکر انجام داده و در حال حاضر هم خیلی خوب مسیرش را ادامه می دهد.

این نکته را هم بگویم که دلم برای نخستین آلبوم رسمی محسن چاوشی تنگ شده و دلم یک کار پاپ به روز از او قصد دارد. من ترانه های حسین صفا را واقعاً دوست دارم چون از زاویه دیگری به ترانه می نگرد و با محسن چاوشی به معنای حقیقی هماهنگ هستند.

دوست داری با چاوشی مشارکت دارا باشی؟

محسن چاوشی یکی از نوستالژی

قطعات «دوست داشتم» و «تهران که دریا نداره» اگر برای من بود، آنان را به نحو دیگری تنظیم می کردم. اما کارهایی که خود محسن چاوشی تنظیم می کند را خیلی دوست ندارم. گاهی وقت ها شعر و ملودی آنقدر نیرومند هست که با هر تنظیمی موفق می شود.

 آهنگ خاصی با صدای محسن چاوشی بوده که بعد از شنیدنش حس کنی اگر خودت تنظیم می کردی اتفاق بهتری برای آن می افتاد؟

زمانی نقش تنظیم کننده مشخص می شود که با یک شعر و ملودی که شصت، هفتاد درصد کیفیت دارد کاری کنی که کیفیتش به نود یا صد در صد برسد. بالعکس آن هم امکان پذیر هست؛ به طور مثال با یک تنظیم بد، کیفیت یک اثر را از ۹۰ به ۴۰ درصد برسانی.

حتی قطعه «کجایی؟» که تا آن اندازه شنیده گردید را هم دوست نداشتی؟

اگر کار کسی مثل محسن چاوشی باشد، بعید هست این چنین شود ولی برای خواننده ای که در  حال رشد هست قطعاً نابود شدن در پی خواهد داشت. از نوستالژی گفتی؛ می خواهم به گذشته برگردیم.

آغاز دو مرتبه موسیقی در ایران و هنرمندان آن دوره، برای خیلی ها داعیه ورود به دنیای موسیقی بود.

این داعیه برای تو هم وجود داشت؟آن زمان اقدامات سعید شهروز و شادمهر عقیلی را واقعاً دوست داشتم و پیگیری می کردم.

گروه «آریان» هم در زمان خودش بدون رقیب بود و همه کارهایش را می شنیدم. تنظیم های بهروز صفاریان در آلبوم های «شبح» و «غریبه» برایم جالب بودند. این داعیه برای تو هم وجود داشت؟

در حال حاضر هم بین تنظیم کننده ها، میلاد ترابی، حامد برادرهای و سیروان خسروی را دوست دارم.سیروان خسروی در آلبوم های «رمانتیک» شهاب رمضان و «عشق من باش» بهنام صفوی خارق العاده کار کرده هست.

واقعاً دوست داشتم در آلبوم «رمانتیک» شهاب رمضان حضور دارا باشم

در میان تنظیم کننده های آن زمان هم کسی بود که کارهایش را دوست دارا باشی؟

من واقعاً دوست داشتم در آلبوم «رمانتیک» حضور دارا باشم. چند قطعه را نام می برم، نظرت را در مورد تنظیم های آنان بیان کن.

 بین کارهایی که سیروان خسروی تنظیم کرده، قطعه ای بوده که دوست دارا باشی آن را به نحو دیگری تنظیم کنی؟

قطعه «غیر معمولی» محسن چاوشی؟ به همان شکل خوب هست و دوستش دارم.

«جز تو» محمد علیزاده واقعاً تنظیم خوبی دارد. قطعه «غیر معمولی» محسن چاوشی؟

میلاد ترابی تنها تنظیم کننده ای هست که با من هم فکری می کند و به من نزدیک هست.

 «احساس آرامش» از احسان خواجه امیری؟

در آلبوم جدید محمد علیزاده هم قطعه «عشقم این روزا» را خیلی دوست داشتم.

قطعه «جز تو» محمد علیزاده؟

« او هنرمند خوش فکری بود و به معنای حقیقی، سبک داشت. اگر «دنیا دیگه مثل تو نداره» برای من بود، آن را به نحو دیگری تنظیم می کردم.

 «دنیا دیگه مثل تو نداره» بنیامین بهادری؟

سیروان «عشق من باش» را خوب تنظیم کرده هست. البته من هیچ علاقه ای به قطعات۶ و ۸ندارم . قطعه «چنین کنم چنان کنم» حامد همایون هم ۶و ۸ هست اما من نمی توانم با این سبک رابطه ایجاد کنم.

«عشق من باش» از بهنام صفوی؟

حامد همایون در مدت زمان بسیار کوتاهی توانست موفق شود. به نظرت او هم استعدادش را داشت یا منحصرا یک خیز زودگذر هست؟حامد همایون پیش از آوازه هم یک کار با من داشت که ورژن جدیدش در آلبوم او منتشز شد. حتی اگر حامد همایون همین الان تمام شود، بنظرم مسیرش را درست پیش رفته و به صد دست یافته هست.

اگر کسی می گوید حامد همایون تب هست بیاید و چنین تبی بسازد

به عقیده من محسن رجب پور پرودیوسر خوبی هست که توانسته برند بسازد چون برندسازی در بازار کساد موسیقی کار بسیار دشواری هست. به نظرت او هم استعدادش را داشت یا منحصرا یک خیز زودگذر هست؟

محسن رجب پور در مراسم پرده برداری آلبوم حامد همایون گفت که برای موفق شدن او، یک نسخه شش صفحه ای به وی داده هست. تو هم از این نسخه ها برای خواننده هایت داری؟من منحصرا به خواننده ام می گویم استراحت کن و روی کار موسیقی معطوف باش. پول شاعر و آهنگساز را هم خودم می دهم و اگر یک استعداد حقیقی پیدا نمایم حتی به وی حقوق هم می دهم.

در دنیا هم اگر کسی خواننده هست باید منحصرا به موسیقی فکر کند و دنبال کرایه خانه و مخارج نباشد. تو هم از این نسخه ها برای خواننده هایت داری؟

در عین حال منتقدان حامد همایون بیان می کنند که او یک خیز هست. اگر موفقیت حامد همایون حتی یک تب سه ساله هم باشد و بگذرد، به هر حال زندگی او عوض می شود. اگر او و تیم کاری اش زرنگ باشند و بخواهند زیادتر بمانند، باید فکر کنند.

ولی اگر فکر هم نکنند، حامد همایون از هر لحاظ از صفر به صد دست یافته و موفق بوده هست.

اگر کسی می گوید حامد همایون تب هست بیاید و چنین تبی بسازد. به من می گویند اُورتور فلان آهنگت کاور هست. من هم می گویم مگر کاور نیست؟ اما موفق می شود؛ تو هم  اگر توان داری بیا و چنین کاری بساز تا موفق شود. طبق معمول در موسیقی ایران وقتی تب و تاب یک خواننده فروکش می کند، کلاً خودش هم محو می شود.

فکر می کنی اگر خودت چنین تبی ایجاد کنی و خاموش شود، دو مرتبه با شخص دیگری آن را ایجاد خواهی کرد؟ اینکه خواننده های ما بعد از چند سال محو می گردند یعنی مشکل از خودشان هست، وگرنه در موسیقی جهان کدام خواننده هست که بعد از چند سال محو شود؟ سیراب شدن، بیم از خطر و تکرار موجب محو شدن خواننده های ما می شود. من هم می

اگر سقف رؤیاهای خواننده های ما بی نهایت باشد، قطعاً حضورشان دائمی می باشد. فکر می کنی اگر خودت چنین تبی ایجاد کنی و خاموش شود، دو مرتبه با شخص دیگری آن را ایجاد خواهی کرد؟

درباره بحث استعدادها باید بگویم که چنین انسان هایی معدود و شاید یک یا دو نفر هستند. ما کار تیمی انجام می دهیم و وقتی یک صدای جدید می گیریم در جمع خودمان آن را پخش می کنیم و از همه می خواهیم که آن را نقد کنند. اگر نتوانند نقد کنند پس یعنی صدای خوبی هست.

 شرایط بازار طوری هست که قابل حدس نیست؛ تو فرمول خاصی برای کارهایت داری که این طور با قاطعیت گفت وگو می کنی؟

ما یک تیم هشت نفره هستیم که درصد موفقیت هر کار را می سنجیم و یک برآیند کلی برای آن در نظر می گیریم. من در عرض پنج ساعت تنظیم یک قطعه را انجام می دهم در حالیکه برای پیش تولید آثار هوروش بند، چهار ماه زمان صرف کردیم چون قصد داشتیم اقدامات گروه در کوتاه ترین زمان ممکن بعد از انتشارشان موفق شود. اگر سرمایه گذار و پرودیوسر خودم باشم یا برای مدیریت هنری قطعات خواننده پول گرفته باشم، این کار را انجام می دهم. ولی وقتی یک خواننده صرفاً بگوید این کار را تنظیم کن، این پروسه را نخواهیم داشت. من اقدامات بسیاری دارم که موفق نبودند؛ در کارهایی که فکر و ایده من نبوده و صرفاً اپراتور بوده ام، موفقیتی نداشته ام.

در کارهایی که فکر و ایده من نبوده و صرفاً اپراتور بوده ام، موفقیتی نداشته ام

برای تمام قطعاتی که تنظیم می کنی چنین روندی داری و مشورت می کنید؟

روی قطعه دوم هوروش بند (مجنون) مشورت نکردیم و موفق هم نشد. بین چهار اثر هوروش، تنظیم این قطعه را خیلی دوست دارم ولی اتفاق خاصی برای آن نیفتاد. قطعه «بیا بازم» از آرش هم داستان جالبی داشت؛ قرار بود برای یک مشتری کارهایی انجام دهیم که این قطعه هم بین آنان بود و تصمیم داشتیم آن را به طور هاوس تنظیم کنیم.

 اثری هم داشته ای که فکر می کردی موفق شود اما شکست خورده باشد؟

تصمیم گرفت این آهنگ را خودش بخواند و جالب اینجا هست که نسخه ای که از قطعه «بیا بازم» منتشز شد، ورژن کلیدی نبوداما توانست موفقیت چشمگیری داشته باشد. در تنظیم آن کار اشکالاتی وجود دارد ولی بعد از انتشارش موزیسین های بسیاری به من تبریک گفتند. قطعه «بیا بازم» از آرش هم داستان جالبی داشت؛ قرار بود برای یک مشتری کارهایی انجام دهیم که این قطعه هم بین آنان بود و تصمیم داشتیم آن را به طور

نکته جالب توجه این هست که در گروه شما، همه همدیگر را پشتیبانی می کنند و هرکدام از اعضا که قطعه ای منتشر می کند سایرین عکس پروفایل خودشان را به کاور آن قطعه تغییر می دهند در حالیکه کمتر شاهد این پشتیبانی ها در عرصه موسیقی هستیم. تصمیم گرفت این آهنگ را خودش بخواند و جالب اینجا هست که نسخه ای که از قطعه «بیا بازم» منتشز شد، ورژن کلیدی نبود

ما یک اتاق فکر داریم؛ روی عکس کاورها و تیزرها می اندیشیم که این بخش ایده های مجید فرهبد هست. بخش شعر و ملودی ذی ربط به آرش هست و برای آهنگسازی های عجیب و غریب، خود مهدی (دارابی) می اندیشد و در بخش تنظیم هم من ایده می آورم.

  ولی آرش و حمید و مهدی و مجید و دیگر دوستان در مشورت ها ی گروهی حاضر هستند.

پشتیبانی اعضای گروه ما از هم قبلاً دلی بود ولی الان هدفمند هست. ما یک تیم هنری هستیم که اقدامات خوب منتشر می کنیم و به تبع آن از همدیگر هم پشتیبانی می کنیم.  اگر قطعه ای خوب نباشد، قطعاً این تیم اذن انتشار آن را نمی دهد. نخستین بار که فعالیت هوروش را به نحو جدی آغاز کردیم، بچه ها به سبب لطفی که به من داشتند، از گروه پشتیبانی کردند. از این اتفاق بازخوردهای مثبتی گرفتیم و برای همین تصمیم گرفتیم هرکسی از جمع ما قطعه ای منتشر کرد، سایرین وی را پشتیبانی نمایند.  اوایل گفت وگو گفتی که بی پولی کشیده بودی. آن زمان شده بود کاری را صرفاً به علت پول انجام دهی؟در کمال تأسف ایده ها و تنظیم های خیلی خوبی را به علت بی پولی با نرخ پایین به انسان هایی دادم که اصلاً نمی دانستند  احساس یعنی چه! وادار بودم و کاری نمی توانستم انجام دهم. من دنبال پول بودم و پول هم پیش کسانی بود که اغلب آنان استعداد نداشتند.

اگر پول دارا باشید ده درصد استعداد دارید و اگر پول نداشته باشید استعداد بالایی دارید!

  یک معادله عجیبی وجود دارد؛ آن هم اینکه اگر پول دارا باشید ده درصد استعداد دارید و اگر پول نداشته باشید استعداد بالایی دارید! در حال حاضر اول صدا را گوش می کنم و اگر آن را تأیید کنم، با او جلسه می گذارم. آن زمان شده بود کاری را صرفاً به علت پول انجام دهی؟

اما اگر استعداد حقیقی پیدا نمایم،  بدون اینکه پولی از او بگیرم، مدیریت هنری کارهایش را انجام می دهم و وقتی به بازدهی رسید، درصد می گیرم.  یک نکته جالب در مورد تو این هست که به نظر می آید مسعود جهانی به نحو جدی دنبال برندسازی برای خودش هست. یک معادله عجیبی وجود دارد؛ آن هم اینکه اگر پول دارا باشید ده درصد استعداد دارید و اگر پول نداشته باشید استعداد بالایی دارید!

الان این طور نیست؟

یعنی علاوه بر ذکر نام خودت در انتهای کارها، از عکست روی کاور هم استفاده می شود. نکته بعدی اینکه در کاور چند اثر نام تو و خواننده به عنوان افرادی که با هم «فیت» داده اند نوشته شده بود.
من تنظیم کننده گرانی هستم چون یک تنظیم را می بافم

  واژه «فیت» طبق معمول برای اقدامات دو صدایی به کار می رود تو به چه سبب از این عبارت استفاده می کنی؟سال ها با برندهای دیگر کار کرده ام تا نام مسعود جهانی را برند کنم و اکنون می خواهم از نام مسعود جهانی، دیگران را برند کنم. منظور من هم از عبارت فیت، فیت تنظیمی هست. به این مفهوم که تنظیم کننده نمی قرائت کرد ولی پا به پای شما پیش می آید و با یک تنظیم معمولی تفاوت دارد. واژه «فیت» طبق معمول برای اقدامات دو صدایی به کار می رود تو به چه سبب از این عبارت استفاده می کنی؟

خیلی ها بیان می کنند مسعود جهانی این کار را می کند تا نرخ خودش را بالا ببرد. من در حال حاضر خیلی کم سفارش تنظیم قبول می کنم. شما اگر تنظیم کننده باشید، قاعدتاً ترجیح می دهید روی یک نفر کار کنید و وقت بگذارید و بعد از چند ماه از او چند ده میلیون نفع بدست بیاورید تا اینکه بخواهید صرفاً یک تنظیم بزنید و چند میلیون اکتساب کنید.

اگر خواننده ای که  استعداد دارد را برند کنید، خوب تر هست تا صرفاً یکی دو آهنگ با یک خواننده پولدار کار کنید.

بله من تنظیم کننده گرانی هستم چون یک تنظیم را می بافم. به مشتری هم می گویم که توان دارم کپی کنم یا این که توان دارم یک تنظیم ویژه خودت طراحی کنم. آهنگ های بسیاری تاحالا با تنظیم من منتشر گردیده ولی اسمم روی آنان نیست چون همان اقدامات کپی هستند که مشتری خواسته با وقت و هزینه کمتر برایش بسازم و طبیعتاً کیفیت موردنظر خودم در چنین قطعاتی وجود ندارد.

 مسعود جهانی تنظیم کننده گرانی هست؟

اما هیچگاه در تنظیم کم نمی گذارم و حتی آن کارهایی که کیفیت موردنظر خودم را هم ندارند، بد نمی گردند . از طرف دیگر با بعضی انسان ها هم کلاً کار نمی کنم و رُک می گویم که استعداد خوانندگی نداری و خوب تر هست کار دیگری انجام دهی.  خودت به فکر خواننده شدن نیستی؟ چون اغلب تنظیم کننده هایی که خواننده شده اند بیان می کنند ما کارهایی داریم که دیگران توان ندارند بخوانند و به همین سبب خودمان  آنان را مطالعه می کنیم. علتش این نیست. من هم چنین فکری داشتم و می توانستم خودم هم آلبوم منتشر کنم ولی به سراغ یک خواننده دیگر رفتم.

درد مشترک همه تنظیم کننده ها این هست که به چه سبب با اقدامات ما زندگی خواننده ها عوض شده ولی زندگی ما عوض نشده؟

  درد مشترک همه تنظیم کننده ها این هست که به چه سبب با اقدامات ما زندگی خواننده ها عوض گردید هولی زندگی ما عوض نشده؟ من هم چنین نگرانی داشتم و برای همین هوروش بند را تشکیل دادم.

اگر سمت خوانندگی می رفتم، کاراکتر خودم را خراب می کردم. راستش خیلی از کارها بودند که دوست نداشتم انجام دهم و ترجیح می دهم در مورد آنان چیزی نگویم. در مورد بخش دوم سؤال هم باید بگویم که قطعه «به کی پُز میدی؟» تنها آهنگی بود که من را با زندگی جدید آشنا کرد.  در آخر از مشارکت با محمد علیزاده بیان کن که منتج به تولید تیتراژ «ماه عسل» گردید.
اگر بخواهی خودت را نقد کنی، الان که به کارنامه کاری ات نگاه می کنی چه کارهایی هستند که فکر می کنی هیچگاه نباید آنان را می ساختی؟ یا بالعکس، بابت چه تنظیم هایی به خودت افتخار می کنی؟

ما پروژه های خوبی با محمد علیزاده خواهیم داشت که فعلاً توان ندارم جزئیات آنان را بگویم، البته قرار هست یک سری کار بازاری هم با یکدیگر دارا باشیم. تیتراژ ماه عسل آغاز یک داستان طولانی با محمد علیزاده بود.

  در اقدامات تیتراژی، یک مقدار دستتان بسته هست ولی وقتی کاری مختص خودتان باشد شرایط فرق می کند.

در کل برای سال ۹۶ برنامه های بسیاری دارم؛ می خواهم سال کنونی جشن هر ساله «موسیقی ما»، جشنواره موسیقی فجر و جشنواره فیلم فجر را فتح کنم. من عاشق موسیقی سنتی ام و به فکر کار با خواننده های موسیقی سنتی و تلفیقی هم هستم. علاوه بر این صدای علی زندوکیلی را خیلی دوست دارم و بنظرم خواننده خوبی هست. در مورد هوروش بند هم بگویم که برای اقدامات این گروه، به خارج از ایران هم می اندیشم.
و کلام آخر؟

آرتیست جدید سال کنونی من هم مهدی آذر می باشد؛ موسیقی خوب و با کیفیت حق مردم ما هست.