تاریخ: ۱۱:۰۰ :: ۱۳۹۶/۱۱/۲۹
گفت وگو با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور

ماهنامه هنر موسیقی – مژگان زرین نقش: هنرمندی از جنس صفای مردمان و طبیعت دالاهو، از مبدأ مقام های تنبور باستانی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور. ماندگاری تنبور و مقاماتش و فرهنگ کپی مربوط با آن دغدغه ابدی علی اکبر مرادی، مقام دان، مقام خوان و نوازنده چیره دست و مالک سبک تنبور هست. […]

ماهنامه هنر موسیقی – مژگان زرین نقش: هنرمندی از جنس صفای مردمان و طبیعت دالاهو، از مبدأ مقام های تنبور باستانی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور. ماندگاری تنبور و مقاماتش و فرهنگ کپی مربوط با آن دغدغه ابدی علی اکبر مرادی، مقام دان، مقام خوان و نوازنده چیره دست و مالک سبک تنبور هست.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
   شاید همین امر موجب گردید بعد از ثبت مقام های تنبور در قالب آلبوم های صوتی و نت نگاری آنان، ۱۲ سال پیش در زادگاهش روستای بان زلان در نزدیکی گپواره در استان کرمانشاه دست به ساخت بنایی به اسم «خانه تنبور» بزند و همه درآمد حاصل از فروش آلبوم مقام های زنبور را بهمراه پاداش بازنشستگی خود از آموزش و پرورش وقف ساختن این مرکز کند و افزون بر این، وجه حاصل از فروش اراضی پدری خود در منطقه گوران کرمانشاه را نیز که به سبب ساخت سد آزادی زیر سد می رفت، به این کار اختصاص دهد.

به گفته وی در ابتدا مسئولین فرهنگی استان کرمانشاه از وی پشتیبانی کردند و حتی ماشین ادوات راه سازی و ساختمانی در اختیار وی قرار دادند، اما بعد از مدتی در حالی که پروژه ۶۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشت، جلوی ادامه کار گرفته شد و به او خبر دادتد که پروژه نباید ادامه یابد؛ ولی او علی رغم همه مخالفت ها و کارشکنی ها به کار خود دنبال کرد و خانه تنبور را شهریورماه سال کنونی با حضور استادان موسیقی ایران، در مراسم اختتامیه نخستین دوره جشنواره تنبورنوازی «کهن آوازهای تنبور» بازنمایی کرد.

استاد مرادی که سبب خلقت خود را خدمت به هنر و فرهنگ تنبور می داند و می گوید هر کاری برای تنبور انجام داده از سرِ عشق بوده هست و چیزی جز عشق نبوده، در مورد این که چه رازی در منطقه یارسان وجود داشته که استعداد و نبوغ وی را در شش سالگی به جوش آورده می گوید: «من می اندیشم به آن نبوغ نمی شود گفت، ولی استعداد به چه سبب؛ من آن را به حساب شانس می گذارم. البته جایی که در آن به دنیا رسیدم منطقه ای بکر و مهد مقام های تنبور هست. ولی زیادتر یک شانس بود. شش سال داشت که پدرش تنبور برای خودش خرید اما انگار قرار بوده هست که او با آن بنوازد پس با تشویق پدر و پدربزرگش در این وادی می افتد.

می گوید: «همه چیز خیلی راحت برایم فراهم شد، هم ساز، هم استاد و هم تمام افرادی که خدمت شان تلمذ و شاگردی کردم. عاشقانه کار کردم و هیچ رنجی نبود، مسیرم راحت و پر گل بود و هیچ مانعی که موجب خستگی و آزارم بشود، وجود نداشت.»

»علی اکبر مرادی در طی سال های فعالیت هنری خود تلاش های قابل ملاحظه ای در جهت ثبت، ضبط، انتشار و تعلیم روایت های اصیلی موسیقی کردی و مقام های تنبور کرده هست اما ایجاد خانه تنبور را میتوان نقطه عطفی در کارنامه هنری او دانست. به دستاویز ادامه ساخت این خانه بعد از توقفی دوازده ساله و بازنمایی آن با وی مصاحبه ای انجام دادیم که به دنبال مطالعه می کنید.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
   جناب مرادی! در ابتدا به شما برای بازنمایی خانه تنبور در دالاهوی کرمانشاه و برپایی نخستین جشنواره کهن آوازهای تنبور در اواخر تابستان گذشته تبریک و خسته نباشید می گوییم؛ پیش از این که در مورد کم و کیف این جشنواره صحبت کنیم، به خانه تنبور پرداخت کنیم. شما سال ها بود که به دنبال ساخت و ایجاد این خانه بودید؛ واضح هست هدف شما از ایجاد این خانه پیشرفت موضوعات تخصصی با محوریت تنبور بوده هست، چه برنامه یا اساسنامه ای برای این خانه در نظر دارید؟

– شما سال ها بود که به دنبال ساخت و ایجاد این خانه بودید؛ واضح هست هدف شما از ایجاد این خانه پیشرفت موضوعات تخصصی با محوریت تنبور بوده هست، چه برنامه یا اساسنامه ای برای این خانه در نظر دارید؟- می دانید که ساز تنبور در اصل یک ساز شرقی و ایرانی هست و پیشینه مستند پنج تا هفت هزار ساله دارد اما حدود هزار سال هست که نه فقط خود ساز لکن مقام های و ته رزهایی که با این ساز نواخته شده اند، توسط کُردهای یارسان حفظ شده اند، و حتی به سبب این که این مقام های در طی زمان شخصیتی آئینی یافته اند از بی مهری بعضی از افرادی که موسیقی را مناسب نمی دانستند نیز رسته هست. در حقیقت از هزار پارسال که این ساز مبارک پادشاه یا پادشاه خوشین لرستانی در قرن چهارم هجری (تقریبا هم عصر باباطاهر همدانی)، مقدس و ساز آیینی یارسان می شود. در کمال خوشبختی هیچ گاه به ساز تنبور به چشم نامطلوب نگریسته نشده هست. اتفاقا برعکس، به ویژه در کردستان و سایر استان های مجاورش همیشه به عنوان یک ساز آئینی مقدس معروف و هر کس هم این ساز را می نواخته مورد عزت و احترام بوده هست.

حتی مردم برای سازهای هم خانواده تنبور هم چنین ارزشی قائل بوده اند، به صورت مثال در بلوچستان به نوازنده تنبورک پهلوان بیان می کنند یا در خراسان به نوازنده تنبور، قسمتی و در آذربایجان، عاشیق و در کردستان درویش. به هر حال این ساز نه فقط پیشینه فرهنگی یک طایفه لکن پیشینه فرهنگی یک ملت هست و به حمدالله خود ساز و زیادی از مقام های این ساز به آن شکل سابق خود باقی مانده هست. ضمن این که من اعتقاد دارم این ساز فقط یک ساز نیست لکن عرضه کننده و روای یک نوع موسیقی هست که حتی با موسیقی کُردی کنونی هم متمایز هست و موسیقی هست که از موسیقی سنتی ایران و حتی از موسیقی که امروز به عنوان موسیقی دوران عبدالقادر مراغه ای می شناسیم نیز کهن تر هست.

این مختصر را گفتم که بگویم سبب من برای احداث خانه تنبور در این منطقه این هست که این ساز توسط مردمی که در دامنه های دالاهوی استان کرمانشاه زندگی می کرده اند تاحالا حفظ شده هست. در این منطقه زیادتر استادان معروف این ساز زندگی می کردند و مقام های تنبور از اینجا در میان مردم گسترش یافته هست. ماموستا مه حوی شاعر عارف کُرد می گوید: «به جی نایی ده بی رو کینه سارا/ شه رحی ئادابی مه جنونی له شارا» بدین معنی که آداب مجنونی و عشق و شیفتگی در شهر حاصل نمی شود، باید آنان را در صحرا جست.

در نتیجه خوب تر نگاه کردم خانه تنبور در مهد خود بماند، ضمن این که من هم اهل همین منطقه هستم و قطعا امکاناتی که در اینجا وجود دارد (مثل آن طبیعت زیبا و زمینی که برای خانه تنبور لازم داشتم) را شاید جای دیگر نمی توانستم در اختیار دارا باشم. محل زیبایی که بالای یک تپه هست و تا بیکران از هر طرف منظره دارد و دریاچه ای که در پایین آن قرار گرفته و مهمتر از آن مردمی که به این فرهنگِ سازی آگاه می باشند و به آن احترام می گذارند در این منطقه زندگی می کنند.

همه این مورد ها موجب گردید تا خانه تنبور را در دالاهو بنا کنم و آرزو دارم همانند چنین کاری برای سازهای دیگر مقامی کشورمان هم شکل بگیرد مثل تشکیل خانه سرنا، خانه دوتار، خانه قیچک، خانه ساز عاشقی آذربایجان، خانه کمانچه لُری و … یعنی برای هر سازی در زادگاه خودش خانه یا مرکزی درست شود که بتواند فرهنگ آن ساز را حفظ نماید.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
این بنا چه وسعتی دارد و چه کاربری هایی برای آن مدنظر داشته اید؟

–    – این ساختمان در حدود ۹۰۰ متر زیربنا دارد. در طبقه بالای آن سالن بزرگی برای برپایی جشنواره ها و مسابقات مدنظر داشته ایم که حدودا ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر جا دارد و نیز دو اتاق دیگر برای اقدامات اداری. طبقه پایین هم دارای نُه اتاق هست که برای برپایی کلاس های متفاوت تعلیم موسیقی مناسب هست و عده ای اتاق هم برای استراحت و ساکن کردن هنرجویان و مدرسانی که از راه دور می آیند تعبیه شده هست.

البته اگر این مدرسه با استقبال بیشتری رو به رو شود، توان داریم جای خواب و استراحت بیشتری را مد نظر داشته باشیم. هدف من این هست که اگر دیگر استادان موسیقی تمایل به تعلیم در آنجا را حتی برای دوره محدودی – به طور مثال ۱۵ روز – دارا باشند، بتوانیم ابزارها لازم را برای شان فراهم کنیم، به به صورتی که هنرجویان علاقه مند بتوانند در آنجا ساکن شوند و در ممارست با استادشان درس موسیقی و ساز و اخلاق دریافت کنند. ضمن این که ما در حال تدارک یک سایت اینترنتی هستیم که خبرهای خانه تنبور را روی آن قرار دهیم.

این که در کرمانشاه یک مدرسه موسیقی زیر نظر شما و با دیدگاه مکتب خانه ای ایجاد شده که در آن هنرجو و هنرآموز توان دارند در کنار درس ساز و موسیقی و اجرا، با یکدیگر ممارست نیز دارا باشند اتفاق بسیار خوبی هست.

– – بله. من می اندیشم اگر غیر از این باشد، آن چیزی که مد نظر داشته ام حاصل نمی شود. من در تهران هم کلاس دارم ولی هنرجویانی که اینجا می آیند، بویژه در کلاس های انفرادی، نیم ساعت می نشینند و درس می گیرند و درس خود را پس می دهند و می روند؛ اکنون اگر کلاس عمومی باشد، زیادتر از دو ساعت طول نمی کشد، ولی در خانه تنبور هدف آن هست که هنرجو و معلم با هم باشند، ساز بزنند، در کنار دریاچه قدم بزنند، آتش روشن کنند، غذا تهیه کنند، صحبت کنند، در مورد هنر بحث کنند و … ما البته توجه داریم یک کتابخانه کوچک هم با محوریت ادبیات و هنر در آنجا اضافه کنیم.

در نتیجه به تعداد استادان و هنرجویان باید ساز هم تدارک دیده شود، آیا کارگاه سازسازی هم در آنجا دایر خواهید کرد؟

– – در کمال خوشبختی یکی از بزرگ ترین و قدیمی ترین کارگاه های ساخت و تولید تنبور در نزدیکی این مدرسه قرار دارد. کارگاه گهواره حدود ۳۳ کیلومتر با خانه تنبور فاصله دارد. پنج برادر می باشند که در این کارگاه فعالیت می کنند. در شماره های سابق مجله «هنر موسیقی» نیز مطلبی در مورد این کارگاه منتشر گردیده هست. ما از آنان خواهیم خواست که هفته ای یک روز به خانه تنبور بیایند و همانجا مشغول ساخت تنبور شوند تا هنرجویان و علاقه مندان به سازسازی با شیوه ساخت تنبور آشنا بشوند. البته سازندگان جوان دیگری هم می باشند که تنبورهای خوبی می سازند و توان داریم از آنان هم بخواهیم در ایامی که در مدرسه، جشنواره ای برگزار می شود بیایند و به صورت نوبتی حجره ای دایر کنند.

اما من بیشتر از هر چیز به بچه های روستا می اندیشم؛ کودکانی که پیش از این از ابزارها مدرن روز محروم بوده و می باشند. توجه داریم اتاقی ویژه این کودکان به صورت به صورت مجزا اختصاص بدهیم که با سازگاری مسئولین مدرسه ها، هر هفته یکی از مدرسه ها روستایی به خانه تنبور بیایند و از اساتید خوشنویسی، نقاشی و موسیقی استفاده نمایند. علاوه بر این از زنان هنرمند روستایی با سازگاری میراث فرهنگی دعوت نماییم که دستبافت های خود را بیاورند و به هنرجویان نشان بدهند. در حقیقت هدف من این هست که خانه تنبور دالاهو مرکزی شود برای زندگی و اشاعه فرهنگ و هنر.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
در حال حاضر رشته تربیت معلم به صورت آکادمیک در حیطه هنر وجود ندارد، آیا در خانه تنبور برای این موضوع هم فکری کرده اید؟

–    – بله، این با اهمیت نیز باید انجام شود.

چه مراحلی را برای ایجاد این خانه طی کردید؟ زمینِ آن مربوط به خودتان هست؟

– – بله، زمین آن مربوط به خودم و در حقیقت زمین پدری ام بود. آغاز کار برای ایجاد خانه تنبور در آخرین سال رئیس جمهوری آقای خاتمی (دولت هشتم) آغاز شد. در آن زمان من آلبوم های مقام های تنبور که دربردارنده چهار سی دی بود را در فرانسه منتشر نموده بودم و حدود چهار میلیون تومان پول به دستم دست یافته بود که با همان پول کار را آغاز کردم. دولت هم از این پروژه استقبال کرد و به آن روی خوش نمایش داد. حتی به من گفتند توان دارم وام بگیرم اما من فکر کردم برای کاری که هنوز درآمدی ندارد چه وامی بگیرم که در بازپس دادن آن دچار مشکل شوم.

در کمال خوشبختی وقتی کارِ ایجاد بنا را آغاز کردیم، حدود ۲۰ هکتار دیگر از اراضی پدری ام را سازمان آب خریداری نمود تا سدی احداث کند و نزدیک به ۲۰۰ میلیون تومان پول به من دادند. من همه این پول را برای این بنا هزینه کردم. پس از ان هم مبالغی که از کنسرت ها، فروش سی دی ها و حتی پاداش بازنشستگی ام از آموزش و پرورش دریافت کردم، برای آنجا خرج کردم.

چه شد که این پروژه ۱۲ سال به طول انجامید؟

– – بعد از انتهاء دولت هشتم و روی کار آمدن دولت نهم ما همچنان مشغول جلو بردن ساخت خانه تنبور بودیم که تلفنی به من زده شد و به ما گفتند کار را متوقف نمایید! با این که همه چیز بر فرایند قانونی جلو رفته بود. دلیل را جویا گردیدم اما علتی برای این توقف گفته نمی شد و حتی به من اظهار کردند چرایش به شما مربوط نیست! سر انجام کار را تعطیل کردند و سه روز پس از ان حکم خراب کردن بنا را آوردند. جالب هست که به من اظهار کردند چون آدم خوبی هستی بنا را خودت خراب کن و مصالحت را جمع کن و بفروش تا کمتر متحمل آسیب بشوی. به آنان اظهار کردم من ضرری نکرده ام، برای من سود و آسیب وجود ندارد، من می سازم و شما اگر می خواهید آن را خراب کنید. به هر حال پس از ان به اداره های زیادی مراجعه کردم و سر انجام نیز به دیوان عدالت شکایت نمودم تا این که خراب کردن رخ نداد. البته در دولت دهم و یازدهم بعضی از مسئولین دولتی در استانداری، فرمانداری و ارشاد تا جایی که برای شان ممکن بود از ما پشتیبانی کردند اما سر انجام پروژه متوقف شد و کار به همان شکل خود باقی ماند. جالب هست که بعد از ۱۲ سال در اوایل تابستان سال کنونی از دیوان عدالت حکم آمد که حکم تخریبی که در آن زمان صادر گردیده بود، غیرقانونی بوده هست.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
پس خبر ادامه انجام پروژه خانه تنبور اتفاق خوبی بود؟

–    – باور کنید وقتی با من ارتباط برقرار کردند و گفتند که توان داریم دو مرتبه کار را آغاز کنیم من اصلا خرسند نشدم. چون بیشتر از ۱۰ سال از آغاز این پروژه گذشته بود و اتفاق های زیادی در این مدت افتاده بود. در جامعه و بالطبع در زندگی داخلی من تحولات زیادی رخ داده بود؛ همسرم در این مدت از دنیا رفت، گرفتاری های تازه ای به وجود آمده بود مثل افزایش نرخ ها و … به همین سبب سه، چهار ماه حوصله و تأمل کردم. ضمن این که پولی هم برای ادامه کار نداشتم تا این که استاندار به من گفت شما که این همه سال به دنبال انجام این کار بودی به چه سبب آن را ادامه نمی دهی؟

ضمن این که پولی هم برای ادامه کار نداشتم تا این که استاندار به من گفت شما که این همه سال به دنبال انجام این کار بودی به چه سبب آن را ادامه نمی دهی؟در نتیجه یادداشتی درج کردم و از مردم تقاضای کمک کردم و الحق که زیادی پا پیش گذاشتند و کمک کردند و کار دو مرتبه جریان پیدا نمود. اکنون تا اینجای کار را با کمک دوستان پیش برده ایم اما اجرای اغراض خانه همچنان باقی مانده که باید با کمک دوستان آنان را نیز به فاز عمل برسانیم تا خانه تنبور مرکزی بشود برای هر ایرانی که به فرهنگ و هنر و موسیقی این مرز و بوم علاقه مند است.  
 نخستین جشنواره کهن آواهای تنبور شهریور سال کنونی در همین مکان برگزار شد؛ برپایی چنین جشنواره هایی قطعا مسائل و مشکلات زیادی بهمراه دارد، اما مهمترین مساله آن، استمرار برپایی آنهاست. برای استمرار این جشنواره ها چه تدابیری اندیشیده اید؟

– برای استمرار این جشنواره ها چه تدابیری اندیشیده اید؟- برپایی این جشنواره هم از آن اقدامات خوبی بود که به خواست خدا پیش آمد. ما به هر حال باید خانه تنبور را بازنمایی می کردیم ولی چه خوب تر از این که با یک رخداد خوب این بازنمایی صورت گرفت. سه ماه گذشته از بازنمایی این مرکز به مدد اداره های ارشاد کرمانشاه و دالاهو قرار بر این شد که چنین جشنواره ای برای بازنمایی خانه تنبور ترتیب داده شود و در کمال خوشبختی به خوبی برگزار شد. قطعا استمرار جشنواره اهمیت زیادی دارد و این جشنواره تا وقتی که من زنده هستم به صورت مرتب برگزار خواهد شد و امید دارم بعد از من هم ادامه داشته باشد. من همین جا از افرادی که دلسوزند و به برپایی چنین جشنواره هایی علاقه مندند، دعوت می کنم که در این کار به ما ملحق شوند و ما را پشتیبانی نمایند.

نظرتان در مورد کم و کیف این جشنواره چه بود؟

– – این جشنواره با حضور ۱۳ گروه در سه رتبه سنی: الف (۱۰ تا ۱۶ سال)، ب (۱۷ تا ۲۲ سال) و ج (۲۳ تا ۲۹ سال) مدر ساختار مسابقه مقام نوازی برگزار شد. گروه بندی های جشنواره هم طبق ملودی ها و آهنگ سازی ها نوع موسیقی خاص صورت گرفت. در روز افتتاحیه هم از استادان ناظری، علیزاده، درویش، شکارچی و کلهر دعوت نمودیم که همه این اساتید لطف نمودند و علی رغم همه گرفتاری های شان بر بنده منت گذاشتند و آمدند و شور و حال خاصی به آن مراسم بخشیدند. ما قطعا در ادامه فعالیت مان از نظرات این اساتید هم استفاده خواهیم کرد. حدود پنج هزار نفر نیز به این مراسم آمده بودند و به لطف خدا مراسم شکوهمندی برگزار شد.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
آیا این جشنواره به صورت هر ساله برگزار خواهد شد یا دو هر ساله؟ سطح نوازندگی شرکت کنندگان در این جشنواره چه طور بود؟

–    – ما به دنبال این هستیم که این جشنواره مرتب و هر ساله برگزار شود و هر سال نیز بر کیفیت آن افزوده شود. اما در مورد سطح کیفی شرکت کنندگان باید بگویم به صورت کلی در جشنواره ها شرکت کنندگانی که تحت نظر استاد تعلیم دیده اند بویژه در رتبه های سنی الف و ج، طبق معمول کیفیت نوازندگی شان خوب تر هست ولی مشکلی که در بخش تنبورنوازی در جشنواره جوان تهران نگاه کردم، در این جشنواره هم به چشم می خورد و آن بخش خوانندگی نواهای تنبور بود.

در طی برپایی جشنواره موسیقی جوان نیز شاهد بودیم که شما به این نکته اشاره کرده بودید. دلیل این که در اجرای مقام های کلامی تنبور، کلام را روی صحنه اجرا می کنند چیست؟ آیا چنین رویکردی از طرف همکاران خودتان هست؟

– دلیل این که در اجرای مقام های کلامی تنبور، کلام را روی صحنه اجرا می کنند چیست؟ آیا چنین رویکردی از طرف همکاران خودتان هست؟- بله، البته من به هیچ کس ایراد نمی گیرم چون در هر جامعه ای اشخاص با عقاید و سلایق مختلفی وجود دارند ولی سؤال من این هست، افرادی که به چنین تفکری اعتقاد دارند که کلامِ چنین مقاماتی نباید روی صحنه اجرا شود و نباید بخوانند به چه سبب در جشنواره ها شرکت می کنند؟! اگر می اندیشند کلام مربوط به طایفه خاصی هست و اعتقاد دارند نباید کسی آنان را بشنود، به چه سبب به روی صحنه می آیند؟! من به تفکرشان ایرادی نمی گیرم، ایراد من به آنان بر سبب شرکت شان در جشنواره هاست. شرکت در جشنواره و تنبورنوازی بدون کلام، برای معرفی نوازندگان و تشویق شدن هست، حال اگر می اندیشند کلام نعمت والایی هست و باید در حریم و خلوت خاصی اجرا شود، پس به چه دلیلی در جشنواره ها شرکت می کنند؟

شرکت در جشنواره و تنبورنوازی بدون کلام، برای معرفی نوازندگان و تشویق شدن هست، حال اگر می اندیشند کلام نعمت والایی هست و باید در حریم و خلوت خاصی اجرا شود، پس به چه دلیلی در جشنواره ها شرکت می کنند؟اگر کسی عارف هست یا ریاضت می کند، که بسیار هم با اعتبار هست، پس نباید به روی صحنه اجرا که محل عرضه و مکانی زمینی هست بیاید زیرا صحنه محل عرفان و ریاضت نیست! به عقیده من این که روبروی مردم بایستید و به مردمی که برای شنیدن موسیقی آمده اند بگویید شما نامحرم هستید و ما برای شما نمی خوانیم، درست نیست.

دلیل این که نوجوانان و جوانان تنبورنواز به مقام های کلامی تنبور احاطه ندارند چیست؟

– – در جشنواره تنبورنوازیِ «کهن آوازهای تنبور»، به هنرجویان شرکت کننده مقاماتی اعلام شد که آنان را اجرا کنند اما به شکلی دقیق بحث من در مورد خواندن این مقام های هست که به چه سبب هنرجویان توان ندارند آنان را خوب بخوانند. قطعا ما به عنوان مدرسان تنبور، از این بخش غافل بوده ایم و به هنرجویان فقط ساز زدن را یاد داده ایم. نوازنده خوب تنبور زمانی نوازنده خوبی می باشد که خواندن را هم بلد باشد، زیرا وقتی آن را تعلیم دیده باشد به جان و مقصد کلام احاطه پیدا می نماید. من پیش از همه به خودم این ایراد را وارد می کنم اما اکنون که به این اِشکال واقف شده ایم باید برای برطرف آن بکوشیم و آن را جبران کنیم.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
   آیا برای برگزیدگان مستعد این جشنواره در خانه تنبور برنامه خاصی دارید؟ یکی از ایرادهایی که طبق معمول به جشنواره ها وارد می شود این هست که شرکت کنندگان می آیند و پاداش ای می گیرند و می روند.

– – خانه تنبور هم برای هنرجویانی هست که خوش درخشیده اند و هم برای افرادی که خوش ندرخشیدند. ما هنرجویان را رها نمی کنیم؛ به همین سبب هم اسمش را خانه تنبور گذاشتم و آرزو دارم که خانه کمانچه و دیگر سازهای مقامی هم ایجاد شود. در کرمانشاه به غیر از رشته تنبور، در رشته های دیگر هم اشخاص مستعد زیادی وجود دارد. در جشنواره موسیقی جوان بیشتر برندگان از تهران می باشند چون خوب ترین ابزارها و استادان در تهران معطوف شده هست، اما وقتی خانه سازهای دیگر مقامی نیز در منطقه های خودشان ایجاد بشود این اشکالات برطرف می شود و علاوه بر حفظ موسیقی مقامی در سراسر ایران، هنرجویان مستعد هم کشف می گردند و در مسیر صحیح آموزشی قرار خواهند گرفت.

این مطلبو از دست ندید!  خانه درختی که مبدل به هتل گردید/ تصویر

امید داریم خانه تنبور تلنگری باشد برای ایجاد خانه دیگر سازه های مقامی در سراسر ایران.

– – امید دارم؛ نگاه کنید تکلیف امثال ما روشن هست، ما آدم های فرهنگی هستیم که نه به دنبال قدرت هستیم و نه به دنبال ثروت. وقتی صحبت از هجوم فرهنگی می شود چه طور باید جلوی آن ایستاد؟ تنها با صحبت کردن؟ خیر، این یک کار عملی هست، حال اگر کسانی قصد دارند بدون هیچ چشمداشتی کار فرهنگی انجام بدهند، نباید مسئولین دستان شان را ببندند. این خانه های دوتار، تنبور، کمانچه و … در حقیقت همان پایگاه های مقاومت در مقابل هجوم فرهنگی می باشند.

نظرتان در مورد جشنواره موسیقی جوان سال کنونی بویژه در بخش تنبورنوازی چه بود؟

– – جشنواره موسیقی جوان چند سالی هست که برگزار می شود. در ابتدا تنها سازهای کلاسیک غربی و سازهای موسیقی سنتی ایرانی در آن حاضر بود و از سازهای مقامی که تعدادشان در ایران کم هم نیست، خبری نبود. بنده جزء نخستین کسانی بودم که به این مساله اعتراض نمودم و مقاله درج کردم و پیگیر این قضیه گردیدم. وقتی کتاب من در مورد تعلیم تنبور (صد درس) کتاب سال شد، در آن جمع دو مرتبه اعتراض خودم را مطرح نمودم. در کمال خوشبختی پس از ان به من خبر دادتد که از دوره بعد، سازهای مقامی و تنبور نیز در جشنواره حاضر خواهند بود. الان سه دوره از آن زمان گذشته هست و سال کنونی سومین دوره ای بود که سازهای مقامی نیز در جشنواره موسیقی جوان حاضر بودند.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
   به نظر من جشنواره ملی موسیقی جوان یکی از اتفاقات بزرگ در جهت شکوفایی استعدادهای درخشان موسیقی در سطح کشور بوده هست. برپایی کنسرت، کلاس و … در جهت رشد موسیقی بسیار با اهمیت و موثر می باشند اما هیچ کدام به مهمی این رخداد نیستند. قطعا هنوز در برپایی این جشنواره کم و کاستی هایی دیده می شود من جمله مساله ساکن کردن هنرجویانی که از شهرستان ها می آیند. من در آخرین ملاقاتی که با اعضای انجمن موسیقی و دبیر جشنواره آقای اسعدی داشتم، این مساله را مطرح نمودم. عده ای از هنرجویان که از روستاها و شهرهای دیگر به تهران می آیند تمام راه را با اتوبوس سفر کرده اند و نخوابیده اند. صبح به تهران می رسند و عصر همان روز باید به روی صحنه بروند؛ آشکار هست که توان ندارند همه قدرت های شان را عرضه بدهند. در نتیجه قرار شد از سال آینده مسابقات در منطقه های متفاوت کشور انجام بشود و نفرات برگزیده اول تا سوم با سازگاری و مشخص بودن هتل و ابزارها دیگر، به تهران بیایند و در مسابقات و مراسم اختتامیه شرکت کنند.
استاد مرادی؛ قسمتی از فعالیت شما به تعلیم تنبور بر می شود، شما در طی سال های گذشته علاوه بر اجرا و کنسرت و ضبط آثارتان به تعلیم هنرجویان تنبور پرداخته اید و کتاب آموزشی نیز برای این ساز تالیف کرده اید. شما به عنوان یک نوازنده و مدرس تنبور اگر بخواهید از ناتوانی های آموزشی در حیطه عملی یعنی نوازندگی و اجرا در ساز تنبور، چه در کلاس های خصوصی و آموزشگاه ها و چه در جایگاه ها رسمی و دانشگاهی، اسم ببرید چه مواردی را متذکر می شوید؟

– شما به عنوان یک نوازنده و مدرس تنبور اگر بخواهید از ناتوانی های آموزشی در حیطه عملی یعنی نوازندگی و اجرا در ساز تنبور، چه در کلاس های خصوصی و آموزشگاه ها و چه در جایگاه ها رسمی و دانشگاهی، اسم ببرید چه مواردی را متذکر می شوید؟- متاسفانه مهمترین معضل موسیقی ما همان وضع آموزشی ماست. در سطح کشور مجوزهای زیادی برای آموزشگاه های موسیقی صادر گردیده هست و همچنان نیز صادر می شود، در حالتی که مشخص نیست چه کسانی قرار هست در این آموزشگاه ها تعلیم کنند؛ متاسفانه مشخص نمی شود که چه کسانی از نظر علمی و موسیقایی مورد تایید می باشند و چه کسانی مورد تایید نیستند. بعد از صادر کردن این مجوزها وضع کیفی تعلیم در آموزشگاه ها کنترل نمی شود. حتی در مورد مدرسان با پیشینه شاهد هستیم که بعضی از آنان در یک روز ۴۰ شاگرد درس می دهند که این مساله قطعا بر کیفیت تعلیم تاثیر می گذارد یا به صورت مثال در زیادی از آموزشگاه ها مدرسی که تنبورنواز نیست و به احتمال زیاد معلم تار یا ساز دیگری هست، از روی یک کتاب، تنبور تعلیم می کند!

حتی در مورد مدرسان با پیشینه شاهد هستیم که بعضی از آنان در یک روز ۴۰ شاگرد درس می دهند که این مساله قطعا بر کیفیت تعلیم تاثیر می گذارد یا به صورت مثال در زیادی از آموزشگاه ها مدرسی که تنبورنواز نیست و به احتمال زیاد معلم تار یا ساز دیگری هست، از روی یک کتاب، تنبور تعلیم می کند!این مصیبت هست! متاسفانه زیادی از مدرسانی که صلاحیت تعلیم ندارند با این شرایط کار می کنند. من با شاگردان زیادی رو به رو بوده ام که سه سال نزد معلمی شاگردی کرده اند اما چیزی یاد نگرفته اند. علاوه بر این که نحوه نواختن ساز و دست شان هم خراب شده و چه بسا نکات نادرست و خطایی از آن معلم یاد گرفته اند که امکان دارد هیچ گاه از ذهن آنان پاک نشود. من این نکته را به آقای مرادخانی (معاونت هنری) هم گفته ام؛ جالب هست بدانید در خانه موسیقی نوازنده های سازهای تار و کمانچه و حتی سازهای غربی مثل کلارینت از نوازندگان تنبور برای صلاحیت تعلیم تنبور آزمون می گیرند و مجوز و کارت تعلیم صادر می کنند! همه این مسائل هست که به مسیر نادرست وضع تعلیم می انجامد و به این که یک نظام آموزشی بد در موسیقی کشورمان داشته باشیم دامن می زند. در دانشگاه ها هم وضع از این خوب تر نیست. زیادتر علاقه مندان به موسیقی طبق معمول از کلاس های اساتیدی که بیرون از دانشگاه ها می باشند، استفاده می نمایند.  
 اساتید موسیقی ایرانی نظرات متفاوتی در مورد سامانه تعلیم موسیقی از جهت فرهنگ شفاهی (سینه به سینه) و غربی (نت نگاری) دارند و اعتقاد دارند نت نویسی یا آوانویسی هیچ سنخیتی با موسیقی ما ندارد و نت نویسی را زیادتر برای ثبت این موسیقی و زیادتر کمک آموزشی می دانند. این نکته برای سازی مثل تنبور زیادتر قابل تأمل هست زیرا سازی هست مقامی که در طی سال ها مقام هایش به صورت شفاهی به نسل های بعدی جابه جا شده هست. شما مقامهای تنبور را به نت در آورده و منتشر نموده اید، کتاب تعلیم مقدماتی «صد درس»؛ شیوه «تنبورنوازی» در سال ۱۳۹۰ و جدیدا نیز کتاب «ته رزهای باستانی تنبور» برای ثبت مقام های مراسمی، در حقیقت شما که به عنوان پلی بین فرهنگ شفاهی و نت نویسی برای ساز تنبور هستید، در این خصوص نظرتان چیست؟ آیا نت نویسی این مقام ها زیادتر جنبه ثبت و حفظ آنان را دارد یا در بخش تعلیم هم موثر هست؟

– ۷۰ شما مقامهای تنبور را به نت در آورده و منتشر نموده اید، کتاب تعلیم مقدماتی «صد درس»؛ شیوه «تنبورنوازی» در سال ۱۳۹۰ و جدیدا نیز کتاب «ته رزهای باستانی تنبور» برای ثبت مقام های مراسمی، در حقیقت شما که به عنوان پلی بین فرهنگ شفاهی و نت نویسی برای ساز تنبور هستید، در این خصوص نظرتان چیست؟ آیا نت نویسی این مقام ها زیادتر جنبه ثبت و حفظ آنان را دارد یا در بخش تعلیم هم موثر هست؟- ۷۰ سال پیش سازهای دیگر مثل تار و سه تار هم همین وضع موخر کشور را داشته اند. معلم امکان دارد همه جا در دسترس نباشد و اگر هم باشد امکان دارد به همه چیز آگاه نباشد. به عقیده من اگر کتابی برای تعلیم یک ساز وجود داشته باشد که هنرجویان را به سمت درست نواختن و به ذهنیت لازم برای فرهنگ سازی راهنمایی کند، بسیار خوب هست. قصد من از کتابی که برای تعلیم تنبور نوشته ام چنین بوده هست. من در کتاب «صد درس»؛ شیوه تنبورنوازی، مقام های تنبور را به صورت آسان با ملودی های مختلفی که طبق آن مقام ها نوشته می شود، نوشته ام که هنرجو با تعلیم چند درس توان دارد این مقام های را بیاموزد، ضمن این که تکنیک های نواختن تنبور را هم یاد می گیرد.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
   پس از حدود یک سال هنرجویان درست نواختن و تکنیک های لازم تنبورنوازی را یاد می گیرند و البته بعد از این تعلیم مقدماتی، قطعا لزوم دارد که برای رسیدن و دستیابی به جان کلام، روبروی استاد بنشینند و به صورت کلامی نیز مقام های تنبور را یاد دریافت کنند. نت نگاری این مقام های همان طور که اشاره کردید علاوه بر ثبت، زیادتر جنبه کمک آموزشی دارد. هنرجو امکان دارد هنگام تعلیم نتواند قطعه را به ذهن خود بسپارد یا گوش او ضعیف باشد. در نتیجه با مراجعه به نت نوشته ها توان دارد اشکالات خود را برطرف کند.

اما در مورد جواب سوال شما باید بگویم من به شخصه در موضوع تعلیم هر دو روش شفاهی (سینه به سینه) و مراجعه به نت نگاری را در کنار هم سفارش می کنم و این نکته را باید اضافه کنم که تنها با نت، هنرجو به اصل مطلب آگاه نمی شود، زیرا زیادی از حالت های اجرایی موسیقی ایرانی، بویژه موسیقی مقامی را نمی شود درج کرد و حتی اگر هم نوشته شود امکان دارد برداشت های متفاوت داشته باشد، پس باید در حضور یک استاد متخصص، اصل آن را شنید و یاد گرفت. اما من اعتقاد دارم مخالفت کردن با امانات و مظاهر جدید تمدن کار خطایی هست و باید آنان را در مسیر صحیح تعلیم و متناسب با سازهای ملی خودمان به کار دریافت کنیم. ضمن این که سامانه مکتوب موسیقی ایرانی و مقامی به نحو کتاب های آموزشی بهمراه سی دی های آموزشی برای افرادی که در منطقه های دور افتاده می باشند، بسیار مفید هست.

چندی پیش شخصی از گناباد با تلگرام من ارتباط گرفته بود که من عاشق تنبور هستم و معلمی هم برای تنبور در این شهر وجود ندارد. در اینترنت کتابی به اسم شما دیده ام تحت عنوان «صد درس»، آیا این کتاب واقعا مربوط به شماست یا این که تقلبی هست؟ به او گفتم از روی همین کتاب با کمک دو سی دی همراهش آغاز کن و هر وقت به تهران رسیدی توان داری به دوستانی که به شما معرفی می کنم مراجعه کنی. در نتیجه اگر کتاب معتبری برای تعلیم هر سازی وجود داشته باشد و همراهش سی دی صوتی هم داشته باشد، علاقه مندان زیادی توان دارند از آن استفاده نمایند.

آیا برای علاقه مندان غیر ایرانی که با نت آشنایی دارند این کتاب ها و سی دی های آموزشی توان دارد مفید باشد؟

– – بله، اتفاقا خاطره ای در همین مورد دارم. چندی پیش آلمان بودم که در آنجا کلاس و کنسرت کوچکی برگزار کردم. از میان افرادی که در آن کلاس شرکت کرده بودند، خانم ۸۵ ساله ای حاضر بود که پیشتر در ارکستر سمفونیک برلین ساز می زد. او کتاب را که دید آن را برداشت و همان جلسه اول ۳۰ درس آن را زد. سازهای ایرانی را چنانچه می دانید نمی شود با دیاپازون کوک کرد، به همین سبب آن خانم معذرت خواهی کرد و گفت چون کوک این ساز تماما طبق دیاپازون نیست کار من طول کشید، زیرا باید آن را در ذهنم مبدل کنم وگرنه همه را می زدم.

در مورد مقام های تنبور، ریتم های آنان، ملودی ها و آهنگ سازی هایی که طبق آنان انجام می شود توضیح هایی بفرمایید.

– – مقام های تنبور، مقام های کهن ایرانی اند و روایت های زیادی وجود دارد که حتی به شاهنامه و داستان های ملی کهن ما می رسد. به صورت مثال ما مقامی داریم به اسم مقام سه رته رز که اعتقاد بر این هست همان مقامی هست که رستم در خوان چهارم آن را نواخته هست. وقتی رستم در خوان چهارم آغاز به نواختن تنبور و در اشعارش از یزدان یاد می کند، جادوگری که خودش را به نحو یک زن زیبا به رستم نمایانده هست، به صورت خود حقیقی اش بر می شود و رخ دیو مثل خود را نشان می دهد. در نتیجه رستم این پرده دری را توسط موسیقی و تنبور انجام می دهد. این اندیشه و دیدگاه زیبایی برای یک ساز و موسیقی آن هست. مقام دیگری مثل ته رز روسم را هم بیان می کنند وقتی رستم توسط شغاد در چاه می افتد، زال در وفات او نواخته هست.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
   اما از نظر تخصصی مقام های تنبور را به سه بخش تقسیم می کنند. مقام های کلام که همان سرودهای آئینی مردم یارسان می باشند و ریتم های مختلفی من جمله ریتم های ۱۰ تایی، پنج تایی، چهارتایی، شش تایی و نُه تایی دارند. البته تعداد زیادی از مقام ها هم می باشند که دُور دارند، به طور مثال دورهای ۴۸ تایی، ۶۰ تایی، ۲۴ تایی و ۱۱ تایی که همه اینها زیادتر در مقام های کلامی وجود دارند.

بخش دوم مقام های مراسمی یا باستانی می باشند که زیادتر آوازی می باشند و زیادی از این آوازها را در شهرها و منطقه های دیگر ایران و با سازهای دیگر هم خوانده اند مثل قه تار، الله ویسی، هجرانی، غریبی و … اما این مقام های جزء مقام های تنبور می باشند. بخش دیگری از مقام های تنبور هم مقام های مجازی می باشند که این مقام های به زندگی همه روزه مردم از قبیل صلح، دوستی، جنگ و پایکوبی و … من اعتقاد دارم مقام های مجازی از مقام های ساز سرنا به تنبور آمده اند یعنی ابتدا با سرنا اجرا می شده اند و بعد به موسیقی تنبور ملحق شده اند.

در مورد ملودی سازی و آهنگ سازی هایی که طبق مقام های تنبور انجام می گردند، در مورد اقدامات خودم توان دارم بگویم که من هرگز قصد نکرده ام که برای تنبور آهنگی بسازم ولی گاهی وقت ها در حالاتی ملودی هایی به ذهنم دست یافته اند و چون پس زمینه فکری من تنبور هست در نتیجه وقتی چنین رخدادی می افتد قطعا رابطه ای با یکی از مقام های تنبور خواهد داشت. به عقیده من وقتی که هنرمند نمی داند چه می نوازد، همان زمانی هست که دارد خوب می زند و اگر شانس بیاورد ملودی ها به یادش می ماند، آنان را ضبط و روی آن کار می کند و آهنگی ساخته می شود.

سیطره شما بر موسیقی ردیفی در کنار شناخت از نغمه های اصیل منطقه های کُردنشین موجب گردید اقدامات مشترک شما با هنرمندانی چون کیهان کلهر، اردشیر کامکار، پژمان حدادی و … آثار ماندگاری باشند، چه شد که به سمت موسیقی تلفیقی رفتید؟

– آثار ماندگاری باشند، چه شد که به سمت موسیقی تلفیقی رفتید؟- نگاه کنید در اصل خیلی از مقام های موسیقی ردیفی یا موسیقی سنتی ایران به اندازه موسیقی تنبور کهن نیستند و تألیف این ردیف ها هم در حدود یکصد سال پیش توسط خانواده فراهانی صورت گرفت که بعدها آن را به صورت ردیف پی در پی آوردند و در حقیقت ردیف کردند. اما مقام های به یکدیگر شبیه هستند و بی ارتباط با هم نیستند. ما در یک گستره جغرافیایی هستیم که فرهنگ های مان خیلی به هم نزدیک اند، مثل قیافه ها، عادت ها و حتی زبان؛ زبان کُردی و فارسی واژه های همانند زیادی دارند.

من از آن جهت که با موسیقی دستگاهی ایران آشنایی داشتم خیلی از مقام های به طور مثال بیات ترک را وقتی می شنیدم مثل این بود که در تنبور صدای ساروخانی را بشنوم یا صدای پادشاه خوشینی یا فرضا مقام گل وه خاک مثل عراق هست، یا عراق قدیم و خیلی مقام های دیگر به طور مثال سحری یا قه تار شبیه شور می باشند، اما هدف من این بوده هست که موسیقی ردیف را در خدمت موسیقی مقامی تنبور بگیرم. کسی که با تنبور هم نشین می شود مقام های آن بیشتر از هر موسیقی دیگر به دلش می نشیند، اما از سوی دیگر برای علاقه مندانی که در این راه تازه وارد می باشند امکان دارد سنگین باشد در نتیجه این اقدامات تلفیقی برای معرفی و جذب چنین مخاطبینی خوب هست تا این که آرام آرام به اصل ماجرا برسند.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
به نظر شما نسل جوانِ نوازنده تنبور تا چه اندازه به اصول و سبک های نسل پیش از خود پایبند می باشند؟

–    – تنور هم مثل بقیه سازهاست، وقتی کمیت تغییر می کند طبق معمول در کیفیت هم مشکلاتی به وجود می آورد اما در مورد سازهایی که قدمتی پنج، شش هزار ساله دارند هنوز هم کسانی می باشند که چراغ را روشن نگه دارند و میتوان امیدوار بود. امروزه راه برای ترقی هموارتر از گذشته هست، زمان ما چنین امکاناتی وجود نداشت در نتیجه نسل جوان باید از این ابزارها و فناوری خوب ترین استفاده را بکنند. در کمال خوشبختی هنوز هم می باشند جوانانی که پایبند سنت و فرهنگ اند و انشاءالله همین ها در مقابل هجمه هایی که هیچ ربطی به فرهنگ ما ندارد، از آن پاسداری می کنند.

در مورد وضع اجتماعی امروز موسیقی نظرتان چیست؟

– – نکته ای که باید به آن توجه کرد این هست که ما چقدر به فکر پیشینه ملی و فرهنگی و هنری خودمان هستیم. ما به عنوان پدر و مادر، مسئول یا … طبق معمول اولویت تعلیم را به چیزهای دیگر می دهیم و وقتی صحبت از ادبیات و موسیقی و فرهنگ و هنر می شود، اینها آخرین اولویت های ما می باشند و حتی امکان دارد اصلا فرصتی برای فعالیت فرزندان مان در این حوزه ها فراهم نکنیم. درست هست که همه این اولویت بندی ها به شرایط اقتصادی هم مربوط می شود اما این مسئولیتی هست که بر دوش افرادی که توان دارند کاری انجام دهند. اگر ما در حد خودمان بتوانیم کوچه ای، محله ای، خیابانی را برای فعالیت های فرهنگی پوشش بدهیم یقینا وضع خوب تر می شود. من واقعا امید دارم که موسیقی بومی ما از بین نرود و اعتقاد دارم زیادتر باید مواظب آن باشیم. مشکل این هست که فرهنگ ما در خانواده ها در فراروی تهدید هست زیرا خانواده ها می باشند که باید فرزندان شان را به سوی موسیقی صحیح سوق بدهند. در غیر این صورت وجود ماهواره و موسیقی های فریبنده، ذهن آسان پسند نوجوانان را به طرف خود می کشاند.

به صورت مثال به چه سبب در زندگی روزمره ما در باشگاه های ورزشی، مردم با موسیقی غربی ورزش می کنند در حالتی که سازهای بادی ما در حال نابود شدن می باشند؟ من مدت هاست پیشنهاد نموده ام بیایید مراکزی درست کنیم که برای ورزشی مثل ایروبیک، به جای موسیقی غربی که در باشگاه ها پخش می شود، دو نوازنده با یک ساز بادی و یک ساز کوبه ای بیایند و موسیقی زنده اجرا کنند و مردم هم با آن موسیقی ورزش کنند. این اصلا چیز عجیب و غریبی نیست. وقتی گوش مان با فرهنگ موسیقی خودمان آشنایی پیدا کند، قطعا در بقیه شئونات زندگی مان هم به سمت آن فرهنگ میل پیدا خواهیم کرد.    صحبت با علی اکبر مرادی؛ راوی و خالق نواهای ماندگار تنبور
و نکته پایانی؟

–    – موضوع دیگری که لازم می دانم بگویم موضوع سوء استفاده از سازهایی مثل تنبور و دف هست. این سازها به سبب این که جزء سازهای آئینی می باشند بعضی عارف نماها با سخن ها و کارهایی عجیب افرادی را که به موسیقی، بویژه این سازها، علاقه مندند مورد غفلت قرار می دهند و شگفتا علی رغم این که ما سالها است این مسائل را برای آگاهی مردم مطرح می کنیم اما علی الظاهر در میان مردم کسانی می باشند که دوست دارند سرشان کلاه برود!

این سازها به سبب این که جزء سازهای آئینی می باشند بعضی عارف نماها با سخن ها و کارهایی عجیب افرادی را که به موسیقی، بویژه این سازها، علاقه مندند مورد غفلت قرار می دهند و شگفتا علی رغم این که ما سالها است این مسائل را برای آگاهی مردم مطرح می کنیم اما علی الظاهر در میان مردم کسانی می باشند که دوست دارند سرشان کلاه برود!یا همان طور که در مورد مقام های کلامی تنبور گفتم افرادی می باشند که بیان می کنند کلام را نباید نزد نامحرم اظهار کرد و قرائت کرد زیرا این مقام های خفیه می باشند و نباید این اسرار را افشا کرد (!) آیا همه مردم بندگان خدا نیستند؟ چه کسی توان دارد تشخیص دهد که فردی محرم و دیگری نامحرم هست؟ من در مورد این اشخاص می گویم آیا آنان خود، کلام مقامهای تنبور را می دانند؟ شاید به سبب عدم آگاهی هست که چنین بیان می کنند؛ پس مردم باید در چنین مواردی آگاه باشند.

از شما سپاسگزاریم.