تاریخ: ۱۱:۴۸ :: ۱۳۹۷/۰۲/۳۱
اردیبهشت جهنمی!

ناهید توسلی*| در نوجوانی که دانش‌آموز بودیم، اردیبهشت که از راه می‌رسید باید آماده امتحانات خرداد می‌شدیم. گروهی از دانش‌آموزانِ فراری از درس می‌خوانند: «اردیبهشتِ مَردُم، اردی‌جهنم ماست!» و ما آن زمان نمی‌دانستیم چه طور می‌شود «اردیبهشت‌ماه» را اردی‌جهنم پنداشت! اینک اما، در میان‌سالی (نترسم، بگویم کهن‌سالی)، اردی‌جهنم را در اردیبهشت زیبا و گلباران، می‌بینیم […]

اردیبهشت جهنمیناهید توسلی*| در نوجوانی که دانش‌آموز بودیم، اردیبهشت که از راه می‌رسید باید آماده امتحانات خرداد می‌شدیم. گروهی از دانش‌آموزانِ فراری از درس می‌خوانند: «اردیبهشتِ مَردُم، اردی‌جهنم ماست!» و ما آن زمان نمی‌دانستیم چه طور می‌شود «اردیبهشت‌ماه» را اردی‌جهنم پنداشت! اینک اما، در میان‌سالی (نترسم، بگویم کهن‌سالی)، اردی‌جهنم را در اردیبهشت زیبا و گلباران، می‌بینیم و حس می‌کنیم!

اسفا از روزگاران، اسفا!
به روایتی اسطوره‌ای-تاریخی ۱۲۴ هزار پیامبر از سوی آفریدگار، برای بهترزیستن و نیز درست‌ترزیستن ما آدمیزادگان از زمین و آسمان آمدند تا بفهمانند و متوجه شویم که این زمانِ کوتاهِ زیستنِ ما در این خاکستان، کوتاه‌تر و ناپایدارتر از آن هست که در هزاره سوم و سده بیست‌ویک و در زمان و زمانه این‌همه گستردگی علم و دانش، همراه با پُزِ اشرف‌مخلوقات‌بودن و خود را مرکز جهان دانستن! این‌سان زیستن زیبنده مای آدمیزاده که بی‌شک اینک انگیزه «انسان» شدن هم داریم، نیست!
گروهی از دانش‌آموزانِ فراری از درس می‌خوانند: «اردیبهشتِ مَردُم، اردی‌جهنم ماست!» و ما آن زمان نمی‌دانستیم چه طور می‌شود «اردیبهشت‌ماه» را اردی‌جهنم پنداشت! اینک اما، در میان‌سالی (نترسم، بگویم کهن‌سالی)، اردی‌جهنم را در اردیبهشت زیبا و گلباران، می‌بینیم و حس می‌کنیم!دین‌داران خود را خلیفه خدا می‌پندارند و آن کسانی که دین را قبول ندارند، اما انگیزه «حقوق بشر» دارند؛ لیک در این میان، هر دو به دنبال یک هدف می‌زیند: کشتار یکدیگر! و این، در این برهه از زمان، کمدی‌ترین تراژدی زیستن ما آدمیزادگان هست!   علم، فلسفه، تاریخ و… همه و همه این گوهر‌های گران‌بها که با درد و مشقت و دشواری و تلاش و عرق‌ریزان جسم و روان، آن‌ها را به دست می‌آوریم اما، همه ملعبه دست ما آدمیزادگان شده اند برای نابود شدن همین ما آدمیزادگان! و این کمدی‌ترین تراژدی زیستن ما آدمیزادگان هست!
همه و همه این گوهر‌های گران‌بها که با درد و مشقت و دشواری و تلاش و عرق‌ریزان جسم و روان، آن‌ها را به دست می‌آوریم اما، همه ملعبه دست ما آدمیزادگان شده اند برای نابود شدن همین ما آدمیزادگان! و این کمدی‌ترین تراژدی زیستن ما آدمیزادگان هست! با یک نگاه به این خاکستان کُرَوی (که زیادی از همین عالِمان تازگی‌ها آن را مسطح می‌دانند) می‌بینیم که در هر گوشه‌ای آتشی برپاست که دود آن از آسمان هفتم نیز گذشته هست؛ آتشی که آتش‌افروز را هم دود می‌کند، آتش‌افروزانی که «خِرَد» فهم آن را هم ندارند! و آنانی که ننگ اسم «آدمیزاده بر خود نهادن» را چه بسیار شیرین‌تر از «انسان‌بودن» پذیرفته‌اند که آتش‌افروزی را درخور آدم نمی‌دانند، در گوشه‌گوشه این خاکستانِ آتش‌گرفته سرد و خاموش ایستاده اند به نظاره…
اردیبهشت زیبای گلباران، چه طور زیبا باید بماند آن‌گاه که خون ۷۰ آدم بی‌گناه، در یک روز زمین بهاری‌اش را خونباران می‌کند؟ درحالی‌که روی همان زمین و در همان زمان و نیز در همان روز با فاصله یک «باور» جشن و سرور و شادمانی و دست‌افشانی برپاست تا همین یک فاصله «باور» را هم از آن کسانی که می‌کُشند و به کشتن می‌رسانند بگیرد! شاید از این‌رو هست که گفته‌اند: همه روز‌ها عاشورا و همه سرزمین‌ها کربلاست!
مشکوک هستم، مشکوک هستم «اردیبهشت»، در چنین بحبوحه‌ای بتواند مفهوم واژگانی ایرانی‌اش را: «بهترین راستی»، «بهترین نظم» و نماد اسطوره‌ای امشاسپندی‌اش را: «نماد نظام جهانی، قانون ایزدی و نظم اخلاقی در این جهان و…» بر دوش کشد! آن‌گاه که همه نظم‌های طبیعت را ما آدمیزادگان بی‌خِرَد این‌سان غیرانسانی برهم ریخته‌ایم!
آیا با این‌همه مصیبت انسانی در این اردیبهشت زیبای بهاری، اردیبهشتمان «جهنمی» نشده هست؟!
* نویسنده، محقق و کنشگر حقوق زنان، مدیرمسئول مجله «نافه»

این مطلبو از دست ندید!  آشوراده در ۳۰ سال گذشته نابود گردید