گروه: زنان
تاریخ: ۱۴:۵۹ :: ۱۳۹۶/۰۸/۲۴
آنچه که با چشم خودت ندیده ای باور نکن/ جایگاه «مادر» در قرآن

قسمتی از با اهمیت ترین اظهارات این مدرس فرزانه را در ادامه می‌خوانیم؛     پیش از آنکه برایتان عرض بکنم موجود مقدسی که آیه به او اشاره دارد، یعنی حضرت ابی‌عبدالله‌الحسین چه مولودی هست، ضروری هست دو مطلب زیاد ارزشمند قرآنی را برای شما بگویم که البته زیادتر ضروری هست مورد دقت دخترهای و […]

قسمتی از با اهمیت ترین اظهارات این مدرس فرزانه را در ادامه می‌خوانیم؛

 

 

پیش از آنکه برایتان عرض بکنم موجود مقدسی که آیه به او اشاره دارد، یعنی حضرت ابی‌عبدالله‌الحسین چه مولودی هست، ضروری هست دو مطلب زیاد ارزشمند قرآنی را برای شما بگویم که البته زیادتر ضروری هست مورد دقت دخترهای و مادران و مورد دقت خانم‌هایی قرار بگیرد که بچه‌دار می‌شوند؛ برای این مورد دقت دخترهای قرار بگیرد که شرائط آینده خودشان را با این نوع آیات بدانند و مورد دقت خانم‌های حامله یا آنهایی که کودک به‌دنیا آوردند، قرار بگیرد تا بدانند در پیشگاه پروردگار از چه جایگاهی برخوردارند.

بچه‌ای که به‌دنیا می‌آید، نسبت به این ریشه چیست؟ میوه! اگر ریشه فاسد باشد، میوه سالم و تمام تکون پیدا می‌کند؟ اگر ریشه یک ریشه نابابی باشد، کودک چه وضعیتی پیدا می‌کند؟ آن‌هم میوه‌ای که حداکثر نه‌ماه و دست کم شش‌ماه تمام وجودش در این ریشه هست و برپایه تحقیقاتی که کرده‌اند، دو-سه نوع تغذیه می‌شود. اکنون در اسلام هم این حرف‌ها را داریم.

یک تغذیه تغذیه غذایی هست و آن چیزی که که مادر می‌خورد، محصولی از آن را پروردگار از مسیر جفت و بندی که به ناف کودک وصل هست، این مواد را شبانه‌روز به‌اندازه ضروری به کودک می‌رساند. چه داستانی است! پروردگار عالم هم دگرگونی کلی که احداث نمی‌کند، لکن مادر هر غذایی را به پروردگار بدهد، محصول همان را به جنین می‌دهد. این نیست که من اعتراض بگیرم و بگویم: «ای ارحم الراحمین»، اکنون این ریشه فاسد و این غذا نامطلوب بود، کودک به چه علت این‌جوری شد؟ کودک این‌جوری گردید، به خداوند چه مرتبط است! پروردگار به مادر راهنمایی کرده، به‌خصوص وقتی که حامله هست، از رزق حلال طیب پاکیزه بخورد و تا وقتی که حامله هست، اخلاق الهی را مادر رعایت بکند و حسود نباشد، بخیل نباشد، حریص نباشد، کینه‌ورز نباشد، اختلاف‌انداز نباشد، تلخ نباشد، مغرور نباشد، متکبر نباشد، چون تمام اینها به کودک جابه جایی پیدا می‌کند. اکنون این سخن روان‌شناسان این روزگار هست، ولی من دست شما را بگیرم و به ۱۵۰۰سال پیش برگردانم و نگاه کنیم پیغمبر دراین‌زمینه چه سخنی دارد؟

مادر غرق در شگفتی است! پاک‌دامن هم هست و شوهر اعتماد تمام به همسرش دارد، ولی شگفت‌زده هست. کودک را بغل می‌کند و پیش رسول خداوند می‌آورد و می‌گوید: یارسول‌الله! این قیافه من و این رنگ من، قیافه و رنگ همسرم هم زیاد قیافهٔ مطلوبی هست، این کودک از کجا آمده است؟ فرمودند: کودک برای تو و خانمت هست. در بین گذشتگان تو یا زنت انسان سیاه وجود داشته هست، نسبت به خانمت مواظب باش که بدبین نباشی! کودک یقیناً برای خودتان هست.

فلانی دزد هست، فلانی برد و خورد، من فلانی را می‌شناسم، این منزل را می‌بینی؟ پنج‌میلیارد شده، از کجا آورده است! پسرم چیزی را نگو که خودت با چشم ندیده‌ای و در کنار جریانش نبوده‌ای؛ ولی جامعه برخلاف نهی امیرالمؤمنین دارد می‌گوید؛ نه اینکه چیزی را نگو که ندیده‌ای، لکن «و لا تقل کلما تعلم»، هرچه را هم یقین پیدا کردی، نگو.

مائذ یک جوانی بود که پیش پیغمبر آمد و اظهار کرد: من را پاک کن، زنا کرده‌ام. فرمودند: خطا می‌کنی، برو! حرف‌های دری‌وری چیست که آمده‌ای و به من می‌زنی؟ مگر مؤمن هم زنا می‌کند؟ گویا هوای مدینه داغ هست و تو اختلال تفکری پیدا کرده‌ای، کدام زنا! زنا کرده بود، ولی پیغمبر باعظمت دارد در دهانش می‌گذارد که تو زنا نکرده‌ای و تو داری خطا می‌کنی، اصلاً این حرفت خطا است!

یک‌روزی مسیح که خیلی هم خوش‌قیافه بود، وارد خانهٔ یک خانم بدکاره گردید و نیم‌ساعتی در آن منزل بود. می‌خواستی بروی و در مردم بیفتی و بگویی عیسی زنا کرد؟!

می‌خواستی بروی و در مردم بیفتی و بگویی عیسی زنا کرد؟! پیغمبر در وقت خودش از بدبینی مردم در وحشت بود. یکی آمد که رد بشود، این حرف‌ها را شنید، پیغمبر صدایش زدند، بعد از اینکه آن خانم رفت، فرمودند: این عمه‌ام صفیه بود، برو؛ یعنی الآن نروی و بگویی یک خانم غریبه با پیغمبر چه خوش‌وبشی می‌کرد!

یکی آنکه در خلق بدبین نباش

یکی آنکه در نفسْ خودبین نباش

یکی آمد که رد بشود، این حرف‌ها را شنید، پیغمبر صدایش زدند، بعد از اینکه آن خانم رفت، فرمودند: این عمه‌ام صفیه بود، برو؛ یعنی الآن نروی و بگویی یک خانم غریبه با پیغمبر چه خوش‌وبشی می‌کرد! اگر خودت را نگاه کنی، آن‌وقت همه‌چیز را برای خودت می‌خواهی؛ ولی تو خدابین باش! اکنون این محققان جنین‌شناسی می‌گویند: اخلاق و اوصاف و شیره غذای مادر به جنین جابه جایی پیدا می‌کند، چون مادر ریشه هست. زنان! مواظب اخلاقتان باشید، مواظب خوراکتان هم باشید. خوراک حلال باشد و اخلاق پاک باشد تا بچه‌ای که به‌دنیا می‌آید، حسین بشود. این یک مبحث که مادر ریشه هست.

ولی مبحث دوم که مسئله های شیر مادر هست. عجیب است! یکسال هست که در اروپا اظهار شده دیگر مادران از شیرخشک دادن به بچه‌ها اجتناب کنند. یکسال است! اصرار در اروپا که مادران به شیردادن برگردند! این ننربازی‌ها چیست که درآورده‌اند! من اگر بچه‌ام را شیر بدهم، از ریخت می‌افتم! خداوند نمی‌دانسته است؟! کذب می‌گویی و به تو کذب تحمیل کرده‌اند.

مادر کودک زاییده و با به‌دنیاآمدن کودک در نگرانی زیاد دشواری فرو رفت که چه‌کارش کنم؛ اگر مأموران فرعون بفهمند که سرش را می‌برّند! کجا ببرم؟ کجا مخفی کنم؟ کودک را به چه‌کسی بدهم؟ «اوحینا»، این خانم چقدر خانم باعظمتی بوده که خداوند می‌گوید به او وحی کردم، یعنی مستقیماً با این مادر ارتباط گرفتم؛ نه با جبرئیل و میکائیل، لکن خودم: «اوحینا الی‌ ام موسی»، به ریشه وجودی موسی وحی کردم، «ان ارضعیه»، او را شیر بده، ولی اگر می‌ترسی، بچه‌ات را بیاور، «فالقیه فی الیمّ» و در آب دریا بینداز. مادر این دومی را پذیرفت و اظهار کرد: او را نگه ندارم و شیر ندهم، نکند در دستگاه فرعون گیر بیفتد و او را بکشند.

آ آنجا آمد، کودک را گرفتند. خب این آن‌وقت که شیرخشک نبود، ولی مادر شیرده بود که پول می‌گرفتند و بچه‌ها را شیر می‌دادند. قرآن مجید می‌گوید: «حرّم بر علیه المراضع»، تمام شیر خانم های را که مادرش نبودند، حرام کردم و هر خانمی که آمد شیر بدهد، سینه را نگرفت؛ یعنی مادران شیر خودتان را به بچه‌هایتان بدهید، شیر خارجی ندهید، شیرخشک ندهید! تاکنون عظمت شیر در قرآن برای مردم روشن نیست، قرآن کتاب زندگانی هست.

خب آشکار هست این بچه‌ای را که آیه می‌گوید مادرش به‌دنیا آورد، چه شیری به او داده که حسین‌بن‌علی شده است؛ مادری که برخورداری مقام عصمت هست، مادری که برخورداری عقل تمام هست، مادری که سخن اول را در عبادت می‌زند، مادری که در اخلاص بی‌نمونه هست، آشکار هست شیری که به این کودک می‌دهد، کودک چه‌چیزی از آب درمی‌آید! این دو نکتهٔ «ام» و «شیر» را هم ضروری بود تا از کتاب خداوند برایتان عرض بکنم که در وجود طفل زیاد تاثیرگذار هست.

یک مادری که همه‌اش در یاد خداست، یک مادری که بچه‌اش را به نیت اینکه معدن خیر تمام برای عالم بار بیاید، دارد شیر می‌دهد و نهایتاً بچه‌اش عظیم‌ترین عُظَمای عالم گردید، شخصیتش هستی را از ملک تا ملکوت پر کرد. چه چیزی به‌دنیا آورد و بچه‌اش چه شد!

چه چیزی به‌دنیا آورد و بچه‌اش چه شد! شما می‌دانید تمام عالم هستی حسین را می‌شناسند؟! می‌دانید سنگ‌ریزه‌ها، درخت‌ها، بیابان‌ها، صحراها و کوه‌ها، ابی‌عبدالله را می‌شناسند؟ پسرش زین‌العابدین در شام به مردم اظهار کردند: فردی را کشتید که ماهیان دریا برای او گریه کردند، یعنی او را می‌شناختند؛ آسمان‌ها برای او گریه کردند، زمین برای او گریه کرد، درختان برای او گریه کردند، وحشیان صحرا برای او گریه کردند، ملائکه گریه کردند، بهشتی‌ها گریه کردند، کارگردانان جهنم زارزار برای بابایم گریه کردند، این مادر، این بچه‌اش هست.