حافظیه،آرامگاه حافظ شیرازی ملقب به لسان الغیب

حافظ شیرازی  با نام خواجه شمس الدین محمد شیرازی، شهد ادب پارسی، ملقب به لسان غیب و ترجمان‌الاسرار بود، از این روی جای تعجب نیست که آرامگاه وی حافظ اسرار عرفانی و تماشاگه راز باشد. به دو مصرع پایین سنگ قبر حافظ که بنگریم (چراغ اهل معنی خواجه حافظ /  بجو تاریخش از خاک مصلی) رازی نهان […]

حافظ شیرازی  با نام خواجه شمس الدین محمد شیرازی، شهد ادب پارسی، ملقب به لسان غیب و ترجمان‌الاسرار بود، از این روی جای تعجب نیست که آرامگاه وی حافظ اسرار عرفانی و تماشاگه راز باشد.

به دو مصرع پایین سنگ قبر حافظ که بنگریم (چراغ اهل معنی خواجه حافظ /  بجو تاریخش از خاک مصلی) رازی نهان را بر ما آشکار می‌سازد. خاک مصلی به حروف ابجد سال وفات حافظ را گزارش می‌کند. نمای بیرونی سقف آرامگاه متشکل از رنگ‌های آبی فیروزه‌ای نماد بهشت، قرمز ارغوانی نشان شراب ازلی، سفید و سیاه نماد شب و روز و قهوه‌ای سوخته نماد خاک، هر یک ما را به عالم معنی اشارت می‌دهد.

موقعیت جغرافیایی

شهر شیراز، مرکز استان فارس به طول ۴۰ کیلومتر و عرضی متفاوت بین ۱۵ تا ۳۰ کیلومتر با مساحت ۱۲۶۸ کیلومتر مربع به شکل مستطیل و از لحاظ جغرافیایی در جنوب غربی ایران و در بخش مرکزی فارس قرار دارد.اطراف شیراز را رشته کوه‌های نسبتاً مرتفعی به شکل حصاری استوار، احاطه کرده‌اند که از لحاظ سوق الجیشی و حفظ شهر اهمیت ویژه‌ای دارند. این شهر از سمت غرب به کوه دراک، از سمت شمال به کوه‌های بمو، سبزپوشان، چهل‌مقام و باباکوهی (از رشته‌کوه‌های زاگرس) محدود شده‌است.

e0808a65-0a26-48d8-b75e-f4175ea18e33

آرامگاه حافظ در شمال شهر شیراز، پایین تر از دروازه قرآن در منطقهٔ حافظیّه در فضایی آکنده از عطر و زیبایی گل‌های جان‌پرور، درآمیخته با شور اشعار خواجه، واقع شده‌است.

تاریخچه

طلوع جاودان لسان‌الغیب

در خصوص سال دقیق ولادت ترجمان الاسرار؛ حافظ شیرازی،  بین مورخین و حافظ شناسان اختلاف نظر است. دکتر ذبیح الله صفا، ولادت حافظ را در ۷۲۷ و دکتر غنی آن را در ۷۱۷ می‌داند. برخی دیگر از محققین همانند علامه دهخدا، براساس قطعه‌ای از حافظ، ولادت او را قبل از این سال‌ها و حدود ۷۱۰ هجری قمری تخمین می‌زنند. سال وفات او به نظر اغلب مورخین و ادیبان ۷۹۲ هجری قمری است. در کتاب مجمل فصیحی نوشته فصیح خوافی که معاصر حافظ بوده و همچنین نفحات الانس تالیف جامی، صراحتا این تاریخ به عنوان سال وفات خواجه قید شده است.

d38a20aa-c8b2-4893-ad79-d0cfef48dec6

شیراز آن‌ زمان

شیراز زادگاه سعدی و حافظ، که تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم را با نسیم خوش نظم و نثر پارسی معطر کرده است، شهری است به قدمت تاریخ تمدن‌های دور پارسی. نام شیراز در الواح عیلامی مکشوف در تخت جمشید (به صورت شیرازی ایش) آمده است که نشان می‌دهد در عهد هخامنشی شهری دایر و آباد بوده است.

جغرافی‌نویسان اسلامی اتفاق نظر دارند که محمد بن یوسف، که از جانب برادر خود، حجاج بن یوسف ثقفی، والی فارس شده بود؛ در سال ۷۴ هجری، شهر شیراز را تجدید بنا کرد. در منابع قدیم و نزدیک به عصر حافظ، دو تصویر و توصیف از شیراز دیده می‌شود:

نخست از حمدالله مستوفی (م حدود ۷۵۰ هـ.ق) و دوم از ابن بطوطه (م ۷۷۹ هـ.ق) که شیراز را به چشم خود دیده و توصیفاتی کوتاه ولی ارزنده، از شهر و زندگانی اجتماعی و ‌سیاسی آن به دست می‌دهد.

f96979c1-2475-4f89-a71a-0ff4ac21f05d

آنچه از گزارش‌های این جغرافی‌نویسان به دست می‌آید، چنین است:

در قرن هشتم، شیراز دارای برج و بارویی بوده است که صمصام‌الدوله، فرزند عضدالدوله آن را در قرن چهارم بنیان نهاده بوده است. در آن زمان (میانه قرن هشتم) شیراز ۱۷ محله و ۹ دروازه داشته، هوای شیراز معتدل و در غایت خوشی بوده، آبش از قنوات تأمین می‌شد و بهترین کاریز آن، رکن‌آباد بوده است که رکن‌الدوله بن ابن بویه دیلمی بنیان آن را نهاده و حافظ در اشعار خویش، چنین از آن یاد می‌کند:

شیراز و آب رکنی و آن باد خوش نسیم                  عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است

از میوه‌هایش انگور مثقالی به غایت نیکو بوده و در آن‌جا، درخت سرو خوب می‌رویید و فراوان بوده است. (بنابراین اگر سرو در شعر سعدی و حافظ به اندازه گل و بلبل حضور دارد، عجیب نیست).

در مذهب،‌ مردم شهر اکثراً سنی شافعی و اندک نیز حنفی و شیعی بوده‌اند. اهل شهر درویش‌نهاد و پاک‌اعتقاد بوده‌اند و فقیر در این شهر کم بوده است و «شیرازی متمول به نادر افتد». شهر هرگز از اولیا خالی نبوده و بدین سبب آن را برج اولیا نام نهاده‌اند. در آن شهر جامع عتیقی هست که عمرولیث صفاری ساخته و نیز مسجد جدیدی (مسجد نو) که اتابک سعد بن زنگی سلغری و دارالشفایی که عضدالدوله ساخته است و سایر ابواب الخیر، از خانقاه و مدرسه و مسجد که در آن شهر هست، «همانا از پانصد بقعه درگذرد» که موقوفات بی‌شماری وابسته به آنهاست. همچنین در آنجا مزارات متبرکه است مثل امامزادگان محمد و احمد فرزندان امام موسی کاظم (ع) و بقعه شیخ ابوعبدالله خفیف و بقعه باباکوهی و روزبهان و شیخ سعدی و خواجو و … .

شیراز در قرن هشتم، کانون مهم فرهنگی ایران و جهان اسلام و دارالعلم نیز بوده است. این شهر دارای دارالقرآن و مدارس علمیه بسیاری بوده که دانشمندانی چون میرسیدشریف جرجانی (استاد حافظ)، شمس‌الدین عاملی، مؤلف نفایس الفنون، در آن درس می‌گفته‌اند و در رباط شیخ ابوعبدالله خفیف، ابوسعید بلیانی به بیش از هفتاد کس درس می‌داده است. در این مدارس علوم متداول عصر، به ویژه علوم قرآنی و مخصوصاً علم قرائت و تفسیر، تدریس می‌شده است که عمده‌ترین تفسیر قران در محافل علمی عصر حافظ «کشاف زمخشری» بوده و بی‌جهت نیست که ابن بطوطه می‌گوید: روی زمین هیچ جا قرآن را به خوبی شیرازی‌ها نمی‌خوانند و حافظ نیز در اشعارش از «درس قرآن» سخن می‌گوید:

حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار             تا بود وردت دعا و درس قرآن، غم مخور

تاریخچه‌ی آرامگاه

پس از آنکه روح بلند حافظ (در ۷۹۲ یا ۷۹۱ ه.ق) به ملکوت اعلا پیوست، در خاک باغ مصلی که مأوا و محل گشت و تفرج او بود، در زیر سایه سرو روانی به خاک سپرده شد. ۶۵ سال پس از وفات او (یعنی در سال ۸۵۶ ه.ق.) در زمان حکمرانی میرزا ابوالقاسم گورکانی، شمس‌الدین محمد یغمایی که استاد و وزیر حکم‌ران گورکانی بود، بر فراز قبر حافظ عمارت گنبدی بنا کرد و جلوی آن را حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می‌شد.

این بنا در اوایل قرن یازدهم هجری در زمان سلطنت شاه عباس مرمت شد. در زمان نادر شاه افشار نیز تعمیراتی بر آرامگاه انجام گرفت. اما بنیادی‌ترین کار بر مزار حافظ در زمان کریمخان زند بود. او در سال ۱۱۸۹ ه.ق ساختمانی اساسی روی آرامگاه حافظ ساخت. ساختمان او به شیوه‌ی بناهای زمان زندیه دارای تالاری با چهار ستون سنگی یک پارچه بود که از طرف شمال و جنوب گشاده به فضای باز و در طرف چپ و راست آن دو اتاق ساخته شده بود به گونه ای که مقبره‌ی حافظ در شمال تالار قرار می‌گرفت  و در جنوب آن باغی بزرگ نمایان بود. این چهارستون با  ارتفاع ۵ متر هنوز هم وسط تالار مقابل پله‌ها با نقوش رنگ باخته اما زیبا خودنمایی می‌کنند.

b4a61eec-5993-4e32-bca8-2f0599f4b28f

مچنین کریمخان دستور داد تا سنگی از جنس مرمر برای قبر خواجه شیراز بتراشند و پس از آماده شدن سنگ دو غزل از غزل‌های حافظ را به خط نستعلیق که توسط حاج آقاسی بیگ افشار آذربایجانی نوشته شده بود، روی آن حجاری کردند (که این سنگ هنوز هم روی قبر قرار دارد).

fda0977d-4019-44ab-87ce-416c07214f3b

ابعاد این سنگ ۴۰ *۸۰*۲۶۶ سانتیمتر است.  بالای کتیبه ی سنگی و در میان ترنجی این جمله نوشته شده است: ” انت الباقی و کل شی هالک “

در زیر آن غزلی زیبا از حافظ در ۱۲ سطر با مطلع:

مژده‌ی وصل تو کو کز سر جان بر خیزم               طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

و دور آن نیز غزلی دیگر با مطلع:

ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش               پیوسته در حمایت لطف اله باش

نوشته شده است. همچنین در دو گوشه‌ی بالای سنگ، این دو مصرع نوشته شده است:

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه              که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

و در گوشه پائینی سنگ دو مصرع زیر نوشته شده است:

چراغ اهل معنی خواجه حافظ                        بجو تاریخش از خاک مصلی

که خاک مصلی به حساب حروف ابجد بیانگر تاریخ وفات حافظ است.

پس از حکومت زندیه نیز افراد زیادی آرامگاه را تعمیر و مرمت کردند که برخی از آنان عبارتند از:

  • در سال ۱۲۷۳ ه.ق. تهماسب میرزا (مؤید) حکمران فارس آرامگاه را تعمیر و مرمت کرد؛
  • در سال ۱۲۹۵ ه.ق. مرحوم فرهاد میرزا (معتمدالدوله) فرمانفرمای فارس معجری چوبی بر آرامگاه خواجه نصب کرد؛
  • در سال ۱۳۱۷ ه.ق ملا شاه جهان زرتشتی (اردشیر) ساکن تهران بخاطر علاقه‌ای که به حافظ داشت بر مزار او رفته و تفألی به دیوان حافظ می‌زند که شعر زیر می‌آید:

ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو                 کای سر حق ناشناسان گوی میدان شما

  گرچه دوریم ازبساط قرب همت دور نیست      بنده شاه شماییم و ثنا خوان شما

وی از این شعر خوشش آمده و تصمیم می‌گیرد بقعه و بارگاه مجللی روی قبر حافظ بسازد. به همین منظور مشغول به کار می‌شود و معجری بر فراز قبر می‌سازد ولی یکی از سادات متظاهر وقت به جرم آنکه چرا یک شخص زرتشتی (گبر) می‌خواهد قبر حافظ را بسازد، آن بنا را خراب کرد و شخص بانی را از این کار باز داشت. (گفته شده است در آخر عصایش را به قبر حافظ می‌زند و خطاب به او می‌گوید: درویش می‌خواستند تو را نجس کنند، نگذاشتم!)

هنوز آثار افتادن چوب بست‌ها روی سنگ قبر به صورت شکستگی در سنگ به چشم می‌خورد.

  • در سال ۱۳۱۹ ه.ق. شاهزاده ملک منصور (ملقب به شعاع‌السلطنه)‌ والی فارس معجری آهنین بر قبر حافظ ساخت و کتیبه ای را نیز بالای آن قرار داد.
  • 87bf7fbc-8ab8-44e9-af2f-d4f87cde84b8
    • در سال ۱۳۱۰ خورشیدی فردی به نام دبیر اعظم بهاری که استاندار فارس بود، سر در حیاط جنوبی و نارنجستان آن را  سروسامان داد، همچنین خیابانی در جلو آرامگاه احداث کرد و نام آن را« خرابات» گذاشت که بعدها به گلستان تغییر نام پیداکرد.
    • در سال ۱۳۱۴ خورشیدی به کوشش مرحوم علی اصغر حکمت شیرازی (وزیر فرهنگ وقت) و علی ریاضی (رئیس فرهنگ وقت) طرح نقشه‌ی آرامگاه حافظ، به شکل کنونی آن با طراحی و نظارت مهندس «آندره گدار» شرق‌شناس و ایران‌شناس بزرگ فرانسوی تهیه شد و در سال ۱۳۱۶ به اتمام رسید.

    طبق این نقشه در تالار، چهار ستون  وسط که در زمان زندیه احداث شده بود، از دو طرف امتداد یافت و حافظیه به دو محوطه، شامل باغ در جنوب تالار و آرامگاه در شمال آن تبدیل شد.

    f6a9755c-5dc4-4e2b-8643-6d12361a718aدر این ساختمان، عمارت قدیمی کریم خان زند به صورت تالاری درآمد که ۵۶ متر طول دارد و به وسیله‌ی ۲۰ ستون سنگی بلند نگاه داشته می‌شود. چهار ستون یکپارچه‌ی کریم خانی در میان این ستون‌ها قرار دارد و ۱۶ ستون دیگر دو تکه است که در سال ۱۳۱۵ شمسی ساخته و نصب شده است.

    طراح آرامگاه حافظ

    یکی از شرق‌شناسان بزرگی که همواره به تاریخ و تمدن و هنر ایران عشق می ورزید، آندره گدار فرانسوی بود. او که فارغ‌التحصیل دانشکده هنرهای زیبای پاریس بود، به سال ۱۳۰۷ هجری شمسی به دعوت دولت وقت و به منظور ساماندهی اداره کل باستان‌شناسی، نگهداری و مرمت بناهای تاریخی به ایران آمد. وی در طی ۳۲ سال اقامت در ایران (مدیریت اداره کل عتیقات و ریاست دانشکده هنرهای زیبای تهران) از بیشتر آثار تاریخی ایران بازدید کرد و ضمن تهیه‌ی فهرستی از آن‌ها، اقداماتی در جهت حفظ و نگهداری و مرمت این آثار ایجاد کرد.آندره گدار در جنگ جهانی دوم به هنگام اشغال فرانسه توسط نازی‌ها به نمایندگی کمیته‌ی ملی فرانسه در ایران برگزیده شد و نشریه‌‌ی فرانسه‌ی آزاد را در تهران منتشر کرد. او از سال۱۹۳۶ به بعد به منظور شناساندن آثار تاریخی ایران به جهانیان، با همکاری همسرش بانو یدا گدار و عده‌ای از محققان و دانشمندان ایرانی به انتشار جزواتی سالانه به زبان فرانسه به نام آثار ایران دست زد و در هشت جزوه بادقت و وسواس فراوان با ذکر جزئیات هنر ایران و ارائه‌ی طرح و نقشه‌ی بناها به معرفی یکایک این آثار همت گماشت. ساخت و تکمیل بنای حافظیه به شکل امروزی یکی از کارهای بسیار زیبا و ماندگار وی است که با الهام از معماری اصیل ایرانی و با تکیه بر ذوق و هنر استادکاران هنرمند با نظارت وی به اتمام رسید.